| موضوعات و خصوصيات شرق شناسي «اسرائيلي»
تا زماني كه «شرقشناسي اسرائيلي» ادامه شرقشناسي «يهودي» و «صهيونيستي» باشد، بيشك تحت تأثير شرقشناسي «غربي» است و در بسياري از موضوعات و مضامين و خصوصيات و به ويژه در شبهات وارده به اسلام و منابع و تاريخش با آنها مشترك بوده و شبيه آنهاست. درواقع تمركز شرقشناسي «اسرائيلي» آنقدر گسترش يافته كه تمام امور و شئون جهان اسلام (سياست، اقتصاد، تاريخ، مذهب و …) را دربرميگيرد، اما داراي خصوصيات خاص ديگري نيز ميباشد كه اين نوع از شرقشناسي را از انواع ديگر آن متمايز ميكند. مهمترين اين خصوصيات و ويژگيها را ميتوان بدينشرح بيان كرد:
1. پژوهش در منابع اصلي و كتابهاي مرجع اسلامي و ترجمه آنها
از آنجا كه قرآن كريم و سنت نبوي دو منبع اساسي در اسلام به شمار ميآيند و اهميت ويژهاي در انديشه مذهبي هر فرد مسلمان دارند، شرقشناسان «اسرائيلي» تمركز خود را بر پژوهش در اين دو منبع و ترجمه آنها متمركز كردهاند. به همين دليل ملاحظه ميكنيم، دو ترجمه عبري از معاني قرآن كريم ارائه شد كه هر دو در همان اوايل مرحله شرقشناسي «اسرائيلي» چاپ و منتشر شدند.
اولين آن در سال 1971 منتشر شد و ترجمه آن را اهارون بنشيمش برعهده داشت و ديگري را دانشگاه تلآويو در مارس 2005 تحت عنوان اولين مجموعه برگزيده از مهمترين آثار ادبيات عرب چاپ و منتشر كرد كه پروفسور اوري رابين استاد پژوهشهاي اسلامي بخش زبان عربي دانشكده ادبيات دانشگاه تلآويو آن را ترجمه كرد. مهمترين خصوصيت اين دو ترجمه تحريف و عدم امانتداري علمي در انتقال مطلب و ترجمه است. ضمن آنكه ملاحظه ميكنيم، تعدادي از دانشگاهها و مراكز انتشاراتي شرقشناسي «اسرائيل» بسياري از منابع مهم اسلامي را كه اهميت بسزايي در ميراث فكري و تمدني و تاريخي اسلام دارند، به همين ترتيب ترجمه كردهاند و از اين ميان ميتوان به ترجمه كتاب مقدمهاي در علم تاريخ نوشته ابنخلدون اشاره كرد كه انتشارات بياليك در قدس در سال 1997 آن را چاپ و منتشر كرد.
اما پيرامون پژوهشهاي اسلامي خانم حافالاتسروس، شرقشناس «اسرائيلي» و استاد پيشين مركز تحقيقات و پژوهشهاي آفروآسيايي دانشگاه عبري، از پژوهشگران مهم درحوزه پژوهشهاي اسلامي به شمار ميآيد كه از دهه 80 قرن گذشته تحقيقات گسترده و عميقي پيرامون خليفه «عمربن خطاب» جهت شناخت تأثير و اهميت وي در اسلام و آثار مذهبي و نه سياسياش آغاز كرده است. وي تحقيقات بسياري پيرامون عبادت و پرستش و آيينهاي عبادي اسلام دارد كه مهمترين آن «حج در گذر قرون» نام دارد. (14)
2. پژوهش در زبان و ادبيات عرب
شرقشناسي «اسرائيلي» اهميت بسيار زيادي به پژوهش در زبان و ادبيات عرب و حتي لهجههاي آن ميدهد و شرقشناسان «اسرائيلي» در پژوهشهاي خويش از شيوههاي نوين زبانشناسي استفاده ميكنند. (15) از مهمترين پژوهشهاي به عمل آمده در اين زمينه ميتوان به تحقيق بزرگ مركز تحقيقاتي «الشرقيه» وابسته به دانشگاه عبري اشاره كرد كه هدف آن جمعآوري اشعار شاعران عرب قديم در يك مجموعه بود. همچنين در سال 1947 فرهنگ لغت عبري-عربي بزرگي با نظارت ايلون و ب. شنگار، از اساتيد دانشگاه زبان عربي دانشگاه عبري، چاپ و منتشر شد. از جمله مهمترين شرقشناسان «اسرائيلي» در حوزه پژوهش در ادبيات عرب، از عصر جاهليت تا عصر نوين، ميتوان به پروفسور مئير يعقوب كيستر اشاره كرد كه در سال 1981 جايزه كشور جعلي «اسرائيل» را در حوزههاي پژوهشي و تحقيقاتي دريافت كرد. او تحقيقات مهمي پيرامون انتقال ادبيات عرب از عصر جاهليت به دوره اسلامي دارد. (16)
3. پژوهش در تاريخ جهان عرب و به ويژه فلسطين
تحقيق و پژوهش در تاريخ جهان عرب نه تنها مورد توجه شرقشناسان عربي بود، بلكه «اسرائيليها»نيز به آن توجه بسيار داشته و دارند، چون فلسطين با تاريخ و ميراث و اينتربيولوژي خويش مركز توجه پژوهشهاي شرقشناسانه «اسرائيلي» بوده است كه هدف نهفته در پس تمام اين پژوهشها، نگارش وتفسير مجدد تاريخ جهان عرب به طور عام و فلسطين و شهر قدس به طور خاص به نحوي است كه بيانگر حضور و سكونت مستمر يهود در آن از قرنهاي دور باشد. به عنوان مثال ملاحظه ميكنيم، مركز پژوهشهاي يهودي يد بنزوي(17) وابسته دانشگاه عبري، اكثر تحقيقات و پژوهشهاي خود را بر تاريخ يهود در فلسطين و قدس به شكل خاص متمركز كرده است و از مهمترين منشوراتش در اين حوزه كتاب پژوهشها و منابع تاريخي طوايف «اسرائيل» در شرق نوشته مئير بن ياهو (سال 1984) و كتاب اهداف اقامت يهود در شرق اردن 1781-1947 نوشته «زويايلان» (1985) بوده است. غير از آن، دانشگاه عبري دو جلد كتاب قطور با عنوان قدماي عرب منتشر كرد كه از تاريخ عرب در پنج قرن هزاره اول قبل از ميلاد سخن ميگويد و روابط خارجي اعراب منطقه را با امپراطوريهاي قديم شرق تحليل و بررسي ميكند. )18)
4. پژوهش در جوامع اسلامي و جنبشهاي «اسلام سياسي» فعال در اين جوامع
شرقشناسان «اسرائيلي» بخش عظيم گرايشهاي تحقيقاتي خويش را بر پژوهش در جوامع عربي به طور كلي و فلسطين به طور خاص متمركز كردند و از روشهاي متعددي در اين زمينه استفاده كردند كه در علوم مختلف انساني كاربرد دارد، از جمله «جامعهشناسي»، «اينتربيولوژي» و … تا به شناختي دقيق از سيستم حاكي بر جوامع عربي و اسلامي و واحدهاي تشكيلدهنده آن و شيوههاي زندگي در اين جوامع دست يابند، همچنين در زمينه تحقيق در وضعيت اقليتهاي اجتماعي درون جامعه فلسطين و روابط ميان اين اقليتها و يهود در فلسطين توجه خاصي داشتند. (19) از مهمترين فعاليتهاي صورت گرفته در اين زمينه انتشار دو جلد كتاب قطور و دربرگيرنده مجموعه تحقيقات شرقشناسانه با عنوان پژوهشهايي پيرامون يهوديت و اسلام(20) كه به تاريخ جوامع عربي و اسلامي به طور كل و يمن و مغرب به طور خاص ميپردازد. (21)
افزون بر آن شرقشناسي «اسرائيلي» به جنبشهاي «اسلامي سياسي» فعال در جوامع اسلامي-عربي توجه خاصي كرده است كه در رأس آنها جنبش «اخوان المسلمين» قرار دارد، جنبشي كه در مصر ظهور نمود و اكثر كشورهاي اسلامي را فراگرفت و تأثير فكري و مذهبي درخور توجهي از خود بر جوامع عربي و اسلامي گذاشت. به همين دليل ملاحظه ميكنيم، بخش پژوهشهاي اسلامي و زبان عربي دانشكده ادبيات دانشگاه تلآويو، واحد درسي با عنوان «پژوهشي در نوشتههاي جنبش اخوان المسلمين مصر» ارائه شده و يسرائيل شنتسرل، شرقشناس «اسرائيلي»، آن را تدريس ميكند. اين واحد به تعدادي از تأليفات حسنالبناء و بنيانگذار جنبش و سيد قطب پرداخته است و افكار و انديشههاي مطرح را در اين كتابها تحليل و بررسي ميكند. (22)
5. پژوهشي در طوايف و فرق اسلامي (به ويژه شيعه)
همانگونه كه شرقشناسي بعد علمي استعمار غرب است كه استعمار آن را براي تحقق اهدافش به خدمت گرفته است و در رأس اين اهداف، ايجاد تفرقه در شرق عربي اسلامي قرار دارد، شرقشناسي «اسرائيلي» نيز به عنوان يكي از جناحهاي شرقشناسي استعمار توجه خود را به شكل وسيع و گسترده بر تحقيق و پژوهش در طوايف اسلامي و به ويژه «شيعه» متمركز نمود، از آن جهت كه شيعه نه تنها به عنوان يك طايفه مطرح است، بلكه مهمترين و بيشترين تأثيرات سياسي و اجتماعي را در تاريخ اسلام از خود بر جاي نهاده است. از آثار مهم منتشر شده در اين حوزه ميتوان به كتاب مارتين كرمر، شرق شناس «اسرائيلي» با عنوان شيعه، سلاله علي؛ انقلاب در اسلام شيعي اشاره كرد كه در سال 1985 در تل آويو چاپ منتشر شد و مؤلف در آن به دليل واقعي نهفته در پس ظهور شيعه اشاره ميكند. وي معتقد است دليل ظهور شيعه شخص پيامبر است كه وارثي از خود در امر حكومت بر جاي نگذاشت و همين عامل باعث بروز آشوب و بلوا ميان مسلمانان شد. (23)
همچنين به تحقيق و پژوهش در تصوف اسلامي و فرق مختلف آن نيز توجه خاصي شده است، اما به شكلي كه نشان دهنده ضعف و سستي در عقيده اسلامي باشد و با تحريف آن، آن را عقيدهاي معرفي كنند كه از ياران و پيروان خويش گوشهگيري و عزلت و رهبانيت طلب ميكند. اين موضوع باعث شد، اتحاديه مورخان عرب ضمن نشر اطلاعيهاي در فوريه 1986، فعاليتها و تحقيقات و پژوهشهاي شرق شناسانه «اسرائيلي» را در حوزه تصوف اسلامي محكوم نمايد و آن را تحريف شده و مغرضانه توصيف كردند.
6. پژوهش در مسائل نزاع اعراب با «اسرائيل»
مسائل و قضاياي نزاع اعراب با «اسرائيل» مركز توجهات شرق شناسان «اسرائيلي» و فعاليتهاي آنان را تشكيل ميدهد، چون مساله فلسطين، مسأله محوريست كه اين نزاع از زمان ظهور جنبش صهيونيسم حول آن متمركز است. به همين منظور شرق شناسي «اسرائيلي» به نزاع با فلسطينيها و نحوه اداره آن توجه نمود و پژوهشهاي خاصي در زمينه نيروهاي سياسي درون جامعه فلسطيني و در رأس آنها «سازمان آزاديبخش فلسطين» و همچنين جنبشهاي اسلامي و ملي فلسطيني مانند جهاد اسلامي و حماس و غيره صورت گرفته و ميگيرد. (24)
در رأس اين شرق شناسان «اسرائيلي» كه به نگارش مقالات و انجام تحقيقات در حوزههاي نزاع اعراف با «اسرائيل» توجه خاصي داشتند، يهوشفاط هركابي، شرق شناس «اسرائيلي» است كه داراي تأليفات بيشماري در اين حوزه است،مانند كتاب موضع اعراب در قبال نزاع اعراب - «اسرائيل» كه در سال 1968 در تل آويو منتشر شده و از ده فصل تشكيل شده است. همچنين كتاب جريانها و جناحهاي سياسي و اجتماعي عربي پس از جنگ ژوئن 1967 كه در سال 1971 در تل آويو و كتاب استراتژيهاي عربي و واكنشهاي «اسرائيلي» كه در سال 1977 در نيويورك منتشر شده و متشكل از ده فصل است. (25)
با مطالعه موضوعات مورد توجه شرق شناسي «اسرائيلي» ميتوان خصوصياتي را استحصال كرد كه اين نوع شرقشناسي را از دو مرحله سابق خويش متمايز ميكند. اين خصوصيات را ميتوان در موارد ذيل خلاصه كرد:
الف. استمرار و تكرار:
بيشك شرق شناسي «اسرائيلي» از حيث نشو و نما و تاريخ چيزي نيست جز ادامه شرق شناسي يهودي و صهيونيستي. افزون بر اينكه به شكلي در خور توجه از شرق شناسي غربي تأثير ميپذيرد، به گونهاي كه با همان بحرانها و مشكلاتي مواجه گرديد كه شرق شناسي غربي با آن مواجه بود، به ويژه در زمينه وارد آوردن شبهات شرق شناسانه به اسلام و منابع آن. به همين دليل موضوعات، ديدگاهها و تزهاي مطرح شده در شرق شناسي يهودي و صهيونيستي و غربي است و در اين زمينه ميتوان به شبهه بازگرداندن ريشههاي اسلام به منابع يهودي، مسيحي و بت پرستانه يا تطبيق روش نقد كتاب مقدس بر قرآن اشاره كرد كه در غرب براي نقد متون تورات و انجيلها استفاده ميشد. به عنوان مثال ملاحظه ميكنيم، در توجيه عبري ارائه شده از معاني قرآن كريم كه در مرحله شرق شناسي «اسرائيلي» تهيه و تدوين شد تا حدود زيادي همان خطاهاي وارده را در ترجمههاي عبري پيش از خود تكرار نمودند، به همين دليل گزافه نيست، اگر بگوييم، نقش شرق شناسي «اسرائيلي» به مثابه «ادامه» نقش شرق شناسي يهودي به شكلي خاص و شرق شناسي غربي به شكلي عام بود.
ب. دو زبانه بودن:
يكي از خصوصيات پژوهشهاي شرق شناسانه «اسرائيلي» دو زبانه بودن آنهاست، به اين معنا كه به بيش از يك زبان تأليف شده و فقط به زبان عبري اكتفا نشده است (عبري اولين زبان رسمي در «اسرائيل» است). بسياري از تأليفات و پژوهشهاي شرق شناسانه «اسرائيلي» به زبان انگليسي، فرانسه، آلماني و افزودن بر آن عبري نوشته و تأليف شده است.
ج. ارتباط با ارگانهاي سياسي، امنيتي و آموزش رسمي در «اسرائيل»:
معروف است. اكثر شرق شناسان «اسرائيلي» ارتباطي عميق و مستحكم با دستگاههاي امنيتي، سياسي و آموزش «اسرائيل» دارند، به عنوان مثال ملاحظه ميكنيم، يهوشفاط هركابي، به عنوان يكي از شرق شناسان سرشناس «اسرائيلي» انديشمند و استراتژيست مطرح بوده و در سطح داخلي (اسرائيلي) و خارجي (بينالمللي) حضوري فعال دارد و ارگانها و نهادها و شخصيتهاي مهم كشوري در «اسرائيل» در اتخاذ تصميمات و قرارهاي سرنوشتساز از او كمك ميگيرند و او مشاورههاي بسياري به برخي وزارتخانههاي «اسرائيلي» از جمله وزارت امور خارجه، آموزش و پرورش و دفاع و كميسيون امور خارجه و امنيت كنست ارائه داده است و گلداماير، نخستوزير وقت «اسرائيلي»، قبل و بعد از جنگ اكتبر 1973 از او براي مشورت و ارزيابي اوضاع و احوامل كمك خواست. (26)
افزون بر آن ملاحظه ميكنيم، اكثر جناحها و مؤسسات و نهادهاي «اسرائيلي» متمركز بر پژوهشهاي شرقشناسانه، يا درون مؤسسات و نهادهاي آموزشي و امنيتي و سياسي «اسرائيلي» هستند يا به نوعي با اين مؤسسات ارتباط دارند. (27)
د. غلبه هويت سياسي:
اگر وجه تمايز شرقشناسي يهودي در اين است كه بر بعد مذهب بسيار تكيه ميكندو توجهات شرقشناسي صهيونيستي ميان مذهب و سياست و تاريخ در نوسان است، شرقشناسي «اسرائيلي» با غلبه بافت و هويت سياسي از دو نوع ديگر خود متمايز ميشود، چون اكثر توجهات و موضوعاتي كه در پژوهشهاي خود به آن پرداخته، سياسي بوده است و اگر هم پژوهشهاي مذهبي، زباني، ادبي يا تاريخي صورت گرفته، در خدمت اهداف و اغراض سياسي بوده است. بهترين نمونه در اين زمينه مطالبي است كه «اوري رابين»- صاحب جديدترين ترجمه عبري از قرآن كريم كه در سال 2005 در «اسرائيلي» چاپ و منتشر كرد- در تفسيرها و پانوشتهاي ترجمهاش آورده است كه تفسيرهايي سياسي بر آيات قرآن كريم، به ويژه در امور جنگ، جهاد و رابطه مسلمانان با اهل كتاب ارائه شده است. (28)
ادامه دارد ... |