باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 39 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ده سالگي نفتا
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

ارسال كننده: مدير سايت

مترجم: بهمن - دارالشفايي

منبع: روزنامه - شرق - به نقل از The Nation

 
 

ده سال پيش كه توافقنامه تجارت آزاد آمريكاي شمالي (نفتا) امضا شد، اين پيمان به مردم ايالات متحده، مكزيك و كانادا به عنوان حذف تعرفه هاي گمركي بر روي كالاهايي كه از مرز اين سه كشور عبور مي كنند، معرفي شد. اما نفتا چيزي بيشتر از اين است. اين توافقنامه، قانون اساسي يك اقتصاد قاره اي در حال شكل گيري است كه تنها يك شهروند را مي شناسد: شركت هاي تجاري. اين توافقنامه از شركت هاي تجاري در برابر سياست هاي دولت (كه ممكن است سود آنها را در آينده كاهش دهد) حفاظت مي كند و به شركت ها اين حق را مي دهد كه تمام خدمات عمومي مدني را خصوصي كنند. در همين حال، نفتا لايه هاي حفاظتي كارگران، محيط زيست و حوزه عمومي را از بين مي برد.همان طور كه خورخه كاستاندا وزير خارجه مكزيك گفته، نفتا «توافقنامه اي براي مردم ثروتمند و قدرتمند است كه منافع مردم عادي در هر سه كشور را تامين نمي كند.» نفتا مدلي براي اداره اقتصاد جهاني به شيوه نئوليبرال است.

سياستمداراني كه اين توافقنامه را تصويب كردند، قول دادند كه نفتا آن قدر رفاه به وجود مي آورد كه از بين رفتن حمايت هاي اجتماعي مردم عادي را جبران خواهد كرد. سرمايه گذاران خارجي مكزيكوسيتي را به يك قطب اقتصادي تبديل خواهند كرد، كارگران فقير اين شهر به مصرف كنندگان طبقه متوسط كه كالاهاي آمريكايي و كانادايي مصرف مي كنند تبديل خواهند شد و شغل هاي بيشتري در اين كشور ها ايجاد خواهد شد.

اما هنوز جوهر پيمان نفتا خشك نشده بود كه كارخانه هاي آمريكايي، واحد هاي توليدي خود را به مناطق مرزي مكزيك منتقل كردند. جايي كه اتحاديه هاي كارگري فعال نيستند و هيچ محدوديت  و قانون زيست محيطي وجود ندارد. تراز مثبت تجاري آمريكا با مكزيك بلافاصله منفي شد و از آن زمان حداقل نيم ميليون شغل از دست رفته است كه بسياري از اين شغل ها در شهر هاي كوچك و مناطق حومه اي است كه هيچ شغل جايگزيني وجود ندارد.

از آن زمان، نرخ رشد مكزيك نصف آن چيزي بوده كه فقط براي ايجاد شغل كافي براي نيروي كار جديدش نياز دارد. رشد اقتصادي مبتني بر صادرات (كه استراتژي نفتا بود) توجهي به آن دسته از صنايع مكزيكي كه به سرمايه گذاران داخلي فروخته شده بودند، نداشت. همان طور كه توجهي به مبارزه اجتماعي ۶۰ ساله كارگران و كشاورزان مكزيكي كه اليگارش هاي اين كشور را تضعيف كرده بود، نكرد. نفتا، شركاي جديدي براي اليگارش ها به ارمغان آورد و به آنها اجازه داد از محدوديت هايي كه برايشان ايجاد شده بود، رها شوند. نرخ واقعي رشد توليد در مكزيك در حقيقت پايين تر از ميزان آن در ۱۰ سال پيش است. دو و نيم ميليون كشاورز و خانواده هاي آنها به دليل اينكه توان رقابت با محصولات كشاورزي يارانه اي آمريكا و كانادا را نداشتند، مجبور به ترك كار خود و حتي زمين هاي خود شدند. براي بيشتر مكزيكي ها (كه نيمي از آنها در فقر زندگي مي كنند) غذا هاي اصلي گران تر شده اند در نتيجه صدها هزار مكزيكي جان خود را به خطر مي اندازند تا از مرز آمريكا رد شوند و به شغل هاي پست دست پيدا كنند.كانادا كه از سال ۱۹۸۹ توافقنامه تجاري مشابهي با آمريكا داشته و تبادل تجاري بسيار كمتري با مكزيك دارد، كمتر مورد تاثير مستقيم قرار گرفته است، اما نفتا توانايي شركت هاي كانادايي براي عزيمت به جنوب و تهديد كارگران و دولت ها را افزايش داده و استاندارد هاي اجتماعي و كارگري اين كشور را كه به طور سنتي قوي بوده، تضعيف كرده است.

در هر سه كشور نفتا وضع توزيع درآمد و ثروت را بدتر كرده است. هزينه ها را مردم عادي داده اند و سودها نصيب ثروتمند ها و قدرتمند ها شده است. سرمايه گذاران آمريكايي و كانادايي به طور تضمين شده به نيروي كار ارزان مكزيك دسترسي پيدا كردند. تجار مكزيكي نيز توافق ها را شكستند. به عنوان مثال، مكزيكي هايي كه روابط خوبي با دولت داشتند، دومين بانك تجاري بزرگ كشور را به قيمت ۳/۳ ميليارد دلار از دولت خريدند و آن را ۵/۱۲ ميليارد دلار به يك گروه تجاري آمريكايي فروختند.البته نفتا با وجود اشتباهاتش، روند يكپارچگي اقتصادي كانادا، مكزيك و آمريكا را ايجاد كرده است. هر روز كه مي گذرد، روابط داخل قاره اي بيشتري در زمينه هاي مالي، فروش، توليد و ديگر فعاليت هاي تجاري در بازار آ مريكاي شمالي ايجاد مي شود. تراكتور هاي فورد در مكزيكو مونتاژ مي شوند، در حالي كه موتورهايشان در اونتاريوي كانادا و سيستم تعليق شان در اوهايو و ميشيگان توليد مي شود. سرمايه  گذاران كانادايي، آمريكايي و مكزيكي شركت هاي تجاري مشترك تشكيل داده اند و بعد از يك افت مقطعي (به دليل واقعه ۱۱ سپتامبر)، رفت و آمد مردم از مرزها (كارگران غير ماهر، كارشناسان تحصيلكرده و بازنشسته ها) دوباره شروع شده است.بازارهاي بسط يافته نياز به قوانين بسط يافته دارند. كتاب هاي قانون دور از چشم افكار عمومي با قوانيني مطابق با منافع نفتا پر شده اند. مراكز دانشگاهي كه از سوي سازمان هاي اقتصادي حمايت مي شوند با پيشنهادهاي جديد از راه رسيده اند. گستره اين پيشنهادها از طرح كارگران مهمان تا خصوصي كردن آب كانادا و نفت مكزيك و حتي سياست هاي مالياتي قاره را در برمي گيرد. يكي از سفراي سابق كانادا در سازمان ملل اخيراً گفته: «كمتر روزي هست كه ايده تازه اي درباره نفتا در آن ارائه نشود.»اما اگرچه شركت هاي تجاري و وكلاي سياسي آنها خود را در مقياس قاره اي سازماندهي كرده اند، وضعيت مخالفان اينگونه نيست. يكي از دلايلش اين است كه مخالفت با نفتا در هر سه كشور، عمدتاً ريشه در ملي گرايي اقتصادي و سياسي دارد. دليل اصلي اين كه اين پيمان بيشتر مواقع با مخالفت كنگره مواجه مي شود مسئله انتقال شغل هاي آمريكايي ها به مكزيك است. مخالفان كانادايي نيز نفتا را موجب آمريكايي شدن فرهنگ كانادا مي دانند. در مكزيك ريشه اصلي مخالفت ها به بي اعتمادي تاريخي مردم اين كشور به امپرياليسم يانكي ها برمي گردد.وقتي مبارزه با نفتا آغاز شد، گروه هاي مخالف يا روي مسائل داخلي خودشان تأكيد كردند يا فعاليت هايشان را روي مبارزه با ديگر سازمان هاي جهاني مانند منطقه ويژه تجاري آمريكا يا دور جديد مذاكرات سازمان تجارت جهاني متمركز كردند. اين مسائل مهم هستند ولي ظرفيت فعالان آمريكاي شمالي براي تأثيرگذاري بر اين روندها حالت حاشيه اي دارد.

اما مخالفان نئوليبراليسم در آمريكاي شمالي اهرم هاي بيشتري براي تحميل شيوه عادلانه تر براي يكپارچگي اقتصادي بين كشورهاي فقير و غني دارند. (چون مي توانند در سياست هاي داخلي كشورهايشان تأثيرگذار باشند.) در واقع با توجه به تأثير آمريكا بر اقتصاد جهاني، مبارزه قدرتمند و پرسروصدا با مدل نفتا مي تواند مهم ترين كاري باشد كه فعالان ساكن آمريكاي شمالي مي توانند براي ايجاد يك نظام اقتصاد جهاني عادلانه تر انجام دهند. يك جنبش قاره اي ترقي خواهانه بر دو پايه اصلي ايجاد خواهد شد. يكي زيرساخت هاي موجود در هر كشور (كارگران، مدافعان محيط زيست، فعالان حقوق بشر و كليساهاي مترقي) و ديگري اين واقعيت كه شهروندان عادي در هر سه كشور خواستار يك نظام بازار همراه با تأمين اجتماعي قدرتمند هستند.

يكي از قدم هاي اوليه براي سازماندهي اين جنبش، به هم پيوستن مطالبات موجود براي بازنگري در طرح نفتا است. به عنوان مثال در طول سال گذشته كشاورزان مكزيكي در همه نقاط كشور تظاهرات كرده اند (و مثلاً در ورودي مجلس مكزيك را شكسته اند) و خواسته شان اين بوده است كه قوانين كشاورزي نفتا تغيير كند. اگر كشاورزان كوچك آمريكايي و كانادايي، اتحاديه هاي كارگري و فعالان محيط زيست با اعلام خواسته هاي خودشان به آنها پيوسته بودند، دولت مكزيك نمي توانست با اين بهانه كه تغيير نفتا از لحاظ سياسي غيرممكن است، كشاورزان مكزيكي را منزوي كند.

يك توافقنامه قاره اي جديد مي تواند شامل كمك مالي آمريكا و كانادا به مكزيك براي ساخت زيرساخت هاي اقتصادي و اجتماعي لازم براي رشد باشد. همان طور كه جامعه اروپا به اعضاي فقيرتر خود كمك مي كند تا اقتصادي قوي تر و متعادل تر ايجاد كند. براي اين منظور تصويب قوانين قابل اجراي حمايتي كارگري، زيست محيطي و حقوق بشري براي جلوگيري از كاهش تدريجي استانداردهاي زندگي در آمريكا و كانادا و تضمين سهم بردن كشاورزان مكزيكي از مزاياي افزايش توليد ضروري است. آن دسته از مقررات نفتا كه توان سازمان هاي عمومي هر يك از سه كشور براي ايجاد رفاه براي شهروندانشان را كاهش مي دهند، بايد لغو شوند.

قانون دانان مترقي در هر سه كشور مي توانند روي قوانين پيشنهادي در زمينه موضوعاتي از قبيل بهداشت عمومي، امنيت و سرمايه گذاري در امر آموزش- كه مي توانند در هر سه كشور مورد نظر باشند- كار كنند. يك اتحاد سازمان يافته كارگري قاره اي عليه يك كارفرماي واحد مي تواند تأثير هيجان انگيزي داشته باشد. (كارگران كانادايي، مكزيكي و آمريكايي اشتراك بيشتري با هم دارند تا با كارفرماهايي كه حتي هموطن آنها هستند) ايجاد يك آگاهي سياسي قاره اي به معناي ايجاد يك كشور جديد نيست. افراد كمي براي اين موضوع آمادگي دارند. (به ويژه اكثريت مكزيكي ها و كانادايي ها كه از روحيات امپرياليستي هيأت حاكمه فعلي آمريكا وحشت دارند) اما با وجود همه مشكلات بديهي، اگر فعالان اجتماعي نمي خواهند شاهد ايجاد يك جامعه قاره اي برمبناي معيارهاي نفتا باشند بايد فراتر از مرزها دست به دست هم دهند و با هم براي ساختن اقتصادي كه در خدمت مردم «عادي» قاره باشد، تلاش كنند.

 

 

    500 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   تجارت آزاد (9)
●   نفتا (3)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکای شمالی (3)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/11/1382

تاريخ شمسی نشر:08/11/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب