باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 38 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فرآيند تسلط بر تن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مسعود - يزدى

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - شرق

 
 

ميشل فوكو پيش از همه چيز، يك تاريخ نويس «تن» است. مسئله تن نزد فلاسفه ديگر از جمله نيچه به بحث گذاشته شده اما ويژگى فوكو در اين است كه او بعد تن را در شكلى محقق مطرح كرده و از اقتصاد سياسى جديد تا اصلاح زندان ها مورد تحقيق و اشاره او قرار مى گيرد.

دولت جديد همراه با رفرميسم، بعد «تن» را نقطه اصلى وجود انسانى مى داند و لذا بر اين باور است كه اصلاح تن، به معناى اصلاح در سيستم سياسى و اجتماعى است.پيش از همه چيز، مشاغل جديد به وجود مى آيد كه هدف و غايت آن همانا كنترل تن است: تكنولوژى قدرت، تن را به جزيى ترين بعد تقسيم مى كند. در اينجا هدف اين است كه تن «مولد» و «مطيع» نيز باشد. در اقتصاد سياسى نيز تن مولد و مطيع بسيار سودمند است. اصولاً در توليد ثروت، اگر تن مولد و مطيع نباشد، هيچ گونه ثمرى نخواهد داشت. لذا هر نوع توليد ثروت، متضمن آن است كه تن نيز آموزش ببيند و خود را با اخلاق خاص تن مولد و مطيع شده وفق دهد.

دوران ويكتوريا در انگلستان، به واقع همان دورانى است كه تن نيز آموزش مى بيند و بدين ترتيب ايده آل جامعه ويكتوريا كه همان ايجاد تن به عنوان يكى از منابع مهم ثروت است، در اذهان نقش مى بندد.

اما تا پيش از آن «تن» در بعدى شبه آنارشيستى بدون نظارت و كنترل، زندگى نسبتاً آسوده خود را مى گذراند. در اينجا مشاغل گوناگون و مختلف نظارت (نظير روانپزشكى) هنوز به بار ننشسته بود. نكته مهم اين است كه صنعتى شدن همراه با پيدايش اخلاق جديد نسبت به تن، خصلتى عام مى يابد و اين اخلاق جديد كم كم به صورت يك سيستم ارزشى درونى مى گردد. اوج دوران ويكتوريا نيز آنجاست كه تن به صورت يك «چيز» در آيد. اين «چيز» داراى ابعاد و اشكال گوناگون است. شايد نيچه از معدود فلاسفه اى است كه خبر از تسلط بر تن مى دهد، در اينجا كم كم اين انديشه به وجود مى آيد كه هر كس كه تن را كنترل كند، روح را نيز تحت كنترل در مى آورد. اما تن در دوران قبل از رنسانس، در آزادى نسبى خود به سر مى برد. اما براى آنكه تن تبديل به يك واحد توليدى شود، ابتدا لازم است كه آموزش ببيند. اين آموزش نيز بدان سان است كه تن بايد تحت نظارت واقع شود. جهان زندان ها بهترين مكان براى ايجاد تن هاى مطيع و مولد است. دنياى خوش باشى تن در قرون وسطى در قرن بعدى به هم مى ريزد. فرض بر اين است كه بهترين نوع تربيت تن آن است كه مورد توجه اقتصاد سياسى بوده است. مدل تربيت تن در زندان ها آنچنان است كه تن كمترين به هدر رفتن را انجام مى دهد و لذا مى توان گفت كه تن خود به خود تبديل به يك ماشين كارآمد مى شود و از سوى ديگر مى توان به اين نتيجه رسيد كه نظام كارخانه اى قرن ۱۹ بر مبناى كارآمدى و كار پديدار گشته است.

در اينجا آنچه لازم است، دانش آنالتيك تن است كه بتواند جزيى ترين پديده تن را تحت كنترل آورد. اگرچه گفته مى شود، كه دانش آنالتيك، دانش كنترل است، اما وجود تن اين دانش را و تصورات اين دانش را از تن تبديل به يك خيال كرده است. لذا يكبار ديگر مى توان شاهد اين امر بود كه دانش آنالتيك دانشى متعلق به قرن ۱۹ است كه در قرن بيستم بيش از پيش منسوخ گشته است.امروزه با پيدايش ابعاد جديد در تن و اجزاى تشكيل دهنده آن، كنترل كل تن كه روياى قرن ۱۹ بود بيش از پيش به يك خيال روان نژندانه مى ماند. عصر نظارت نيز بيشتر يك يوتوپيا است تا امر واقعى. زمانى كه رفتارگرايى در ايالات متحده پاى گرفت، همگان آن را به عنوان پايان رمانتيسم تن دانستند. ولى امروز اين امر واقعى است كه دانش ما از تن محدود است (اسپينوزا).

لذا ما به اين فكر مى افتيم كه ماشين و ايده نظارت را حداقل در هم بشكنيم. واقعيت اين است كه ما دنياى نظارت را در قرون ۱۹ و ۲۰ به حد اكمل رسانده ايم. شايد همه ياد فرويد مى افتند و ايده او درباره «سادو _ مازوخيسم». تن يكى از آن پديده هايى است كه مى تواند مورد (استفاده) سادو _ مازوخيستى واقع شود. امروزه كمتر از رهايى از سادو _ مازوخيسم صحبت مى شود. بلكه گفتار بيشتر حول و حوش اين مطلب است كه چگونه دانش، تن را تبديل به «چيز» كرده است (سارتر).

در اين ميان با كمال تعجب مى توان مشاهده كرد كه سخن كمتر از «نرمن او. براون» مى شود. او همان كسى است كه صحبت از آزادى تن كرده و از روش هاى روانكاوى در پيشبرد نظريات خود استفاده كرده است.

در اينجا بايد به شيوه هاى كنترل تن در آلمان نازى و روسيه استالينى پرداخت. در ميان شيوه هاى كنترل تن كه در عمل وجود داشت آلمان نازى كامل ترين شيوه را ارائه داده است. روش هاى متداول در اردوگاه هاى كار اجبارى، بر مبناى كنش و واكنش تن چون يك سلول از يك كليت، كامل ترين روشى است كه تاكنون به عمل درآمده است. اصل نظارت همه جانبه و توتاليتر زيربناى اين اردوگاه ها را تشكيل مى داده است. هدف در اينجا كولكتيويزاسيون بدن ها است. اين جمع گرايى به شيوه اى است كه هرگاه كسى ناخواسته از ماشين جمع گرايى بيرون افتد، خود او اولين كسى خواهد بود كه مى خواهد مجدداً به ماشين بازگردد. نازى ها با هوش غيرانسانى خود دريافته بودند كه كنترل روح از راه كنترل جسم مى گذرد. در اينجا يك اصل مسلم مجدداً به اثبات رسيد، مهمترين مانع ايدئو لوژيك در راه توتاليتاريانيسم راست تمدن فردگراست كه با توسل به گذشته خود همچنان با نازيسم و فاشيسم مى جنگد.

در واقع فردگرايى به تحقق در آوردن اصل كانتى است و در جنگ با توتاليتاريسم كانت بيشتر مورد نياز است تا هگل و يا ماركس.اگر چه كه فوكو به كانت، هگل و يا ماركس اشاره چندانى نمى كند ولى در مقابل جامعه نظارت، تنها كانت است كه همچنان مى تواند مقاومت تن را تشويق كند. به هر صورت اين نوع مقاومت بيشتر مختص توتاليتاريسمى است كه ابزارش عريان بوده و به شكل علنى فرد را تحت كنترل درمى آورد. مراحل پيشرفته كنترل تن نياز ندارد كه پديده كنترل را چندان مريى به انجام رساند. ساخت تكنولوژى پيشرفته، تسلط نامريى مى كند و همين كه فرد تبديل به يك عدد شود، براى او (توتاليتاريسم) كافى خواهد بود. اين مرحله از آبستراكسيون كنترل خود را به طور كلى در معمارى نشان مى دهد. اينكه يك فرد به چه مقدار اكسيژن نيازمند است، براى توتاليتاريسم كافى است.

 

    120 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فردگرايي افراطي (24)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:17/06/1383

تاريخ شمسی نشر:17/06/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب