مسلم است كه دراين « دهكده جهاني » كه روز به روز بر پيچيدگي و پيشرفت تكنولوژي آن افزوده مي گردد ، نمي توان پاسخي ساده و يا قطعي براي هزاران مشكل اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي ، ومحيطي يافت. افراد يا گروه ها هرمشكل ، فرصت و يا موقعيت پيش آمده را از طريق ذره بين خود مورد بررسي قرار مي دهند كه هر ذره بين ، به شدت يا به صورتي ملايم، رنگ از تجربه هاي پيشين ، ميزان دانش وجايگاه مالي ، برگرفته است. البته بايد منافع شخصي را هم در نظرگرفت كه اغلب و نه هميشه ، در روابط ميان انسان ها و سياست هاي داخلي وخارجي ميان ملت ها نقشي كليدي عملي بازي مي كند. به طوركلي براي تعيين سطح درگيرشدن يا درگيرنشدن در روابط عمومي ميان افراد ، گروه ها يا ملت ها ، دوسوال مطرح مي شود ، « براي من چه چيزي دارد ؟» و «چه سود وزياني براي من به بار مي آورد ؟ ». افزوده براين ، قوي ترين عامل براي اقدام و يا عدم اقدام « نفع شخصي » و « حمايت از خود » است كه اين تعريف عملاً شامل كليه روابط انساني مي شود كه : « چه كسي چه چيزي از چه كسي به چه قيمتي به دست مي آورد.»
با گفتن اين مقدمه مي خواهم بخشي از تاملات خود را درباره شبكه هاي تلويزيوني ماهواره اي ايرانيان درآمريكا وخارج از آن با شما مطرح كنم ، تا تاريخ نوشتن اين مقاله ، 14 شبكه تلويزيوني ماهواره اي ايراني در حال فعاليت هستند ، ازاين گروه « جام جم –2 » درايران قرار دارد ، « رنگارنگ » درشهر واشنگتن، « آپادانا » درسانفرانسيسكو فعاليت مي كند. 9 شبكه هم در لس آنجلس واقع شده اند ، بي شك اين تلويزيون ها به احساس « ايرانچه » ( ايرانجلس. تهرانجلس ) بودن اين منطقه مي افزايند. اين شبكه ها عبارت هستند از « تلويزيون مال»، «تلويزيون ملي ايرانيان »، « كانال يك »، « جام جم بين المللي »، « تلويزيون آزادي »،« تماشا » يا (شبكه بين المللي ايراني ). افزون بر اين كانال هاي تلويزيوني قرار است به زودي2 كانال تلويزيوني ديگر به نام « رنگارنگ » و « شبكه اخبارايران » ( پرشين نيوز نت ورك ) درنيويورك پخش برنامه هاي خود را آغاز كنند و تعداد كل كانال هاي تلويزيوني ايراني را درآمريكا به 13 واحد برسانند.
بايد درنظر داشت كه درايران 6 كانال تلويزيوني به زبان فارسي برنامه خود را پخش مي كنند.
اين راههاي ارتباطي ، يك فرصت خاص را به ايرانيان درايران وسراسر جهان عرضه مي كنند كه با استفاده از اين كانال ها ، درباره مسايل مطرح درسطح جهان ، موضوعات سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي و شخصي كه برزندگي آنان تاثير گذار است ، بحث كرده و به گونه اي فعال دراين تماس ها شركت كنند. به سخن ديگر ، اين كانال هاي ارتباطي كه شامل ايستگاه هاي تلويزيوني ماهواره اي هم مي شود اركان بالقوه را دارند كه زمينه گفتگوهاي سازنده فرهنگي وسياسي ميان ايرانيان داخل وخارج ازكشور را افزايش دهند به گفته « Reule Howe » در
« Dialouge The Miracle of »: « از طريق گفتگو است كه انسان ها معجزه فرديت وجامعه را به انجام مي رسانند ». ولي متاسفانه هنوز برنامه هاي سياسي كه مورد حمايت كانال هاي مختلف تلويزيون هاي ماهواره اي است اغلب به دليل رقابت با يكديگر فاقد مطالب برجسته اي است كه در غيراين صورت مي توانست داراي خصيصه اي غير از اين باشد.
درفهرست زير ، اجازه بدهيد بخشي از نظرات و ديدگاه هاي خود را دراين زمينه مطرح كنم.
1- تك گويي دربرابر گفتگو :
اكثر برنامه هاي تلويزيون هاي ايراني ماهواره اي در رده « راديوي تصويري » قرار مي گيرند نه تلويزيون. اين تلويزيون ها معمولاً مجري برنامه اي دارند كه پشت ميز خود به جاي گفتگو (مذاكره كه دويا چند نفر در آن شركت مي كنند و آزادانه عقايد خود را رد وبدل مي كنند ) به « تك گويي » ( سخناني طولاني كه توسط يك نفربيان مي شود ).
دراكثر برنامه هاي تلويزيون هاي ايراني ماهواره اي دستگاه تلفن و نمابر نقش مهمي ايفا مي كند و مركز توجه است ، به نظر مي رسد تعداد مكالمات تلفني و نمابر هايي كه يك كانال تلويزيوني دريافت مي دارد ، ميزان سنجش محبوبيت و موفقيت برنامه است و تعداد نمابر هاي دريافت شده ويا تلفن هايي كه به برنامه مي شود عملا نشانه اي از توجه و يا عدم توجه بينندگان به برنامه تلقي مي شود. مجري برنامه ، به طور مداوم ، دستگاه تلفن و نمابر روي ميز خود را زير نظر دارد و به مجرد ويا شنيدن تكمه مربوط به تماس تلفني برروي دستگاه تلفن و يا شنيده شدن بوق نشان دهنده نمابر درحين ارسال ، وي جمله اي را كه در حال گفتن آن است قطع مي كند و نمابر ارسال شده را از دستگاه برمي دارد و يا در پاسخ تلفن به گفتگويي مي پردازد كه سراسر «تعاريف » است و به دنبال آن مكالمه اي را دنبال مي كند كه بي محتوا است. ، نظير گفتگويي كه در زير مي خوانيد :
مجري : درود برشما … بفرماييد
بيننده : الو … الو …
مجري : بله ، بفرماييد ، عزيزم شماروي خط هستيد
تلفن كننده : مي خواست با آقاي …. صحبت كنم
مجري : بفرماييد خودم هستم.
تلفن كننده : سلام ، آقاي.. خودتون هستيد ؟
اشاره :
صداي تلويزيون تلفن كننده بلند است كه انعكاس آزار دهنده به وجود مي آورد ويا باعث تكرار حرف هاي تلفن كننده مي شود.
مجري : لطفاً صداي تلويزيونتان را كم كنيد يا از اون فاصله بگيريد.
تلفن كننده : او كي.. خوب شد.
مجري : بله ، بفرماييد عزيزم … سوالي داشتيد ؟
تلفن كننده : نه من سوالي نداشتم ولي مي خواستم بگم كه شما را مي شناسم.. من و شما زماني هم كلاسي بوديم.
مجري : راست مي گي ، اسمت چيه ؟
تلفن كننده : من علي هستم ، برنامه شما را خيلي دوست دارم.. دستت درد نكنه.
از سوي ديگر ، تلفن كنندگاني نيز هستند كه ديدگاه ويا برنامه كار ويژه اي دارند. اين گونه افراد معمولاً از تعارفات دوري مي كنند وآن سوي مرز افراط گرايي را از خود نشان مي دهند ، و عباراتي كه توسط اينان به كار مي رود پراز هيجان است و فاقد مدرك است و سخنانشان از نظر دستور زبان فاقد يك ساختار صحيح است.
2- مسايل شخصي و موضوعات عمومي :
مكالمه تلفني كه نمونه آن ذكر شد نمونه اي استاندارد از نوع مكالماتي است كه شنوندگان به آن وارد مي شوند ، بحث هايي كه مي تواند به ويژه درزمينه نوع ارتباط برقرار كردن ، تاثيري مهم برفرهنگ ايراني داشته باشد و آن را از لحاظ بينشي غني تر سازد. تماس گيرندگان با ايستگاه هاي تلويزيون هاي ماهواره اي فارسي زبان غالباً مرز ميان زندگي خصوصي با مسايل عمومي را نمي شناسند و به آن احترام نمي گذارند. به نظر مي رسد كه آنها اين ضرب المثل فارسي را فراموش كرده اند كه « هرسخني جايي و هر نكته مقامي دارد »، بديهي است مكالماتي از نوعي كه به آن اشاره رفت نبايد در برنامه هاي راديويي و تلويزيوني جايي داشته باشد. از آن گذشته مقدار زماني كه دراين گفتگوها به تعارف يا متهم كردن اين و آن اختصاص داده مي شود غيرقابل باوراست ، به نظر مي رسد كه درحين مكالمه بينندگان مشتاق هستند كه شخصيت تلويزيوني مورد علاقه خود را با گفتن عباراتي نظير « شما محشرهستيد … برنامه شما بهترين است … كانال تلويزيوني شما عالي است …. شما چقدر زيبا هستيد... دوستتان دارم …. خاله ام دوستتان دارد … همه محل دوستتان دارند و… و…. » تحت تاثير قرار دهند و در مقابل مجري برنامه كه ازاين تعارفات لذت مي برد به صورتي مشابه با گفتن عبارتي نظير « اختيار داريد …. من كوچك شما هستم …. نوكرشما هستم …. خيلي لطف داريد …. ممنون هستم ازاين همه ابراز احساسات … شما گل هستيد …و… و.. » واكنش نشان مي دهد.
من به راستي مبهوت اين گونه ارتباطات گفتاري ميان ايرانيان هستم به ويژه درمورد تعارفات بي معني و تعريف از خود كه كاربردي عام دارد ، به سخن ديگر ايرانيان به طور فعالي علاقه به شعاردادن دارند ولي درمورد اين كه حرف خود را با عمل توام سازندچندان كوششي به خرج نمي دهند.
من اغلب دراين باره با حيرت فكر مي كنم كه چگونه مي توان اين حالت خود كم بيني ، غير فعالي بودن و استفاده از عبارات بدون فايده ومصرف را از مكالمات روزانه خود حذف كرد. به اين مكالمه توجه كنيد :
نمونه اول :
مجري : درود بر شما بفرماييد روي خط هستيد.
تلفن كننده : آقا شما ول كنيد اين رضا پهلوي رو… شاهنشاهي خيلي وقته كه مرده.
مجري : سوالي داريد ؟
تلفن كننده : بله ، مي خواستم بدونم كه خرج شما رو كي ميده … رضا ؟ سيا يا هردو ؟
مجري : باور كنيد هيچكدام
تلفن كننده : دروغ نگو … اي وطن فروش.
به طور معمول اين گونه مكالمات كوتاه است و اگر تلفن كننده به بيهوده گويي هاي خود ادامه دهد مجري برنامه تلفن را قطع مي كند. بديهي است درمواردي نادر اظهاراتي آگاهانه توسط بيننده و يا مجري برنامه مطرح مي شود كه به طور كلي به نظر مي رسد كه هم مجري برنامه و هم تماس گيرنده داراي عقايد وبرنامه كار مشترك هستند. تعارفات و اظهارات فاقد معني بديهي است كه عمق و گستره مكالمات پرمفهوم را محدود مي سازد.
مكالمه تلفني و علت آن :
به طور كلي : تمام تلويزيون هاي ماهواره اي فارسي زبان به غير از تلويزيون آزادي به تلفن هاي بينندگان خود پاسخ مي دهند، به نظر من ، يك تلفن كننده مي تواند در زمره يكي يا چند مشخصه اي كه گروه بندي آن بدين ترتيب است قرار گيرد:
1-وي تلفن مي كند تا صداي خود را از تلويزيون بشنود.
2- وي بدون اين كه سوالي داشته باشد يا مطالبي اظهار كند فقط به ذكر تعارفات و عبارات ستايشگرانه مي پردازد.
3- وي تلفن مي كند تا درحالي كه خود را « عاشق دموكراسي » قلمداد مي كند احساسات خود را به صورتي اهانت آميز بيرون بريزد
4- وي كانال هاي متعدد تلويزيوني را مي بيند و با گوش دادن به شايعات تحريك شده و گزارش اين شايعات را به تلويزيون رقيب مي دهد.
5- وي تلفن مي كند تا درحالي كه فريفته خود است و خود را عالم به همه چيز مي داند همه را به غير از خود بي اعتبار سازد.
6- تلفن كننده مبهوت و سردرگم است و به دنبال كسي است كه راه را به او نشان دهد.
7- وي تنها است و مي خواهد با كسي صحبت كند
8- وي نشان مي دهد كه اگر نماينده كل جامعه ايراني نيست حداقل نماينده يك گروه خاص سياسي و يا فرهنگي است.
9- و درخواست مشخصي دارد كه معمولاً پخش يك نوار موسيقي ويديويي است.
10- وي حامي بازگشت سلطنت به ايران و پادشاهي رضا پهلوي به عنوان يك نوشدارو براي ايران است.
11- وي تلفن مي كند تا مخالفت خود را با سلطنت اعلام كند و بگويد كه طرفدار دموكراسي است كه از نظر او جمع اين دو با يكديگر محال است.
12- وي تلفن مي كند تا حمايت خود را از نظام اسلامي ، نشان دهد ولي با برخي از جنبه هاي آن مخالف است. 13- تلفن كننده گمان مي كند كه بدون مداخله آمريكا و انگلستان هيچ تغييري درايران صورت نخواهد گرفت.
14- وي تلفن مي كند تا افتخارات گذشته را يادآور شود.
15- وي تلفن مي كند تا خشم خود را از گذشته تاريخي نشان دهد.
16- تماس گيرنده درنظام گذشته و نظام فعلي زنداني بوده است
17- وي به آينده ايران هيچ اميدي ندارد
18- تماس كننده فكر مي كند كه هميشه روحانيان خوشايند بريتانيا بوده اند و از آنها حمايت مي كند.
19- وي تلفن مي كند تا بداند آيا مجري برنامه يا يكي از شركت كنندگان دربرنامه با تلفن كننده در دبيرستان همكلاس بوده اند.
20- وي كه در آستانه اخراج از آمريكا قرار گرفته براي كمك خواهي تلفن مي كند.
21- تماس گيرنده براي ورود به آمريكا نياز به كمك دارد.
22- تماس گيرنده مي خواهد تمام دنيا بدانند كه او ازاين كه دقيقاً همه بايد به چه اقدامي دست بزنند آگاه است و آينده بهتر ايران دردست اوست و بايد از وي به طور مرتب و به مدت هاي طولاني در برنامه تلويزيوني استفاده شود. »
دراغلب موارد ، مجريان برنامه هاي تلويزيون هاي ماهواره اي ايرانيان و بينندگان اين برنامه ها ، هردو ، درگفت و شنودهاي خود از منطق وتحليل هاي انتقادي استفاده نمي كنند و اغلب تسليم احساسات خود مي شوند. به سخن ديگر ، دررقابت ميان منطق و احساسات ، به نظر مي رسد كه اين احساسات است كه بر منطق چيره مي شود ، شايد وجود اين حالت بزرگترين نقص گفت و شنود هاي ميان ايرانيان است. و باز شايد بتوان به شكلي درست تر به اين گونه مذاكرات عنوان « نه گفت و نه شنود » داد. دراين گفت وشنودهاي به سبك ايراني به نظر مي رسد كه هركس، سخن ديگري را بي اعتبار مي سازد ، در تضاد با آن مطلب ارايه مي كند و تلاش مي كند كه برهمه پيشي گرفته و حرف خود را پيش برد. بديهي است براين قاعده استثنايي نيز وجود دارد. زماني كه يك مادر نگران درباره فرزند معتاد خود سخن مي گويد و يا يك زنداني سابق ، داستان شكنجه هايي كه براورفته است را مطرح مي كند به كار گرفتن احساسات دراين گونه موارد نبايد غير منطقي تلقي گردد.
3-فردگرايي و گروه گرايي :
در اغلب موارد شخص تلفن كننده ، كه چيزي براي گفتن دارد ، نشان مي دهد كه به جاي مطرح كردن پرسش هاي موثر و سازنده ، به ابراز نظرات خود كه در بعضي موارد پرخاشجويانه ويا بي ارتباط به موضوع است پرداخته و اين نظرات را نيز به صورتي كشدار و طولاني مطرح مي سازد. شايد اين گونه گفت و شنود ، ريشه دراين باور عمومي دارد كه ايرانيان « ازهمه چيز اطلاع دارند » ونيازي براي رسيدن به خارج از «چارچوب فكري » انديشيدن احساس نمي كنند. عملا به نظر مي رسد كه هركس يك نظر مستدل و غير قابل تغيير درباره موضوعات اجتماعي ، اقتصادي وسياسي ايران دارد. بديهي است افراد بايستي نظر گاههاي ويژه خود را داشته باشند ولي مشكل دراين جا است كه انديشه هاي پراكنده ، روابط ناقص ، هدف هاي مبهم ، منطق غير صريح و عقايد تحميلي ، به همراه خودشيفتگي و يا خودمحوري باعث مي شود كه گروه يا ملتي نتوانند به يك توافق جمعي درمورد هر اقدامي دست يابند.چنين به نظر مي رسد كه هر ايراني يك عقيده خاص و طرحي براي اجراي آن ( هرچند تعريف و تعيين نشده ) ، درباره اين براي آينده ايران چه چيزي بهترين است دارد. اتكاء به اعتقاد داشتن به نجات ايران توسط « يك شخص » از نظر تاريخي ثابت كرده است كه اعتقادي فاجعه آميز است و دقيقاً درتضاد با پيشرفت و ايجاد يك ساختار دمكراتيك درايران است. اين گونه نظرگاه هاي كوتاه بينانه و انتظارات غير واقعي نه تنها به شكست فردي منجر مي شود بلكه يك دشواري اجتماعي نيز تلقي مي گردد كه نياز به بررسي ، آزمايش ، تحليل و توضيح توسط جامعه شناسان معتبر دارد.
ايران كشوري ناهمگون است ، براي من ناهمگوني ، مشابه يك تكه دوزي رنگارنگ است كه از دوختن تكه هاي بسياري به يكديگر پديد آمده است. زيبايي راستين يك تكه دوزي ، بستگي به تقاوت ميان طرح ، رنگ ، شكل وچگونگي تكه هاي آن است كه درعين حال همه دريك مرزبندي مشترك و محكم قرار گرفته اند. شيرازه اي كه تكه هاي يك تكه دوزي را به هم وصل مي كند تاروپودي است كه كسي آن را نمي بيند.
بدون داشتن يك « تاروپود مشترك » ما حتي درباره يك قطعه تكه دوزي زيبا نمي توانيم صحبت كنيم ( اميداواريم تكه دوزان به اين موضوع اعتراضي نداشته باشند ). نكته مورد تاكيد من اين است كه ديدگاه ها و روش رفتارهاي مستاصلانه اي كه در كانال هاي تلويزيون هاي ماهواره اي ايرانيان عرضه مي شود حاكي از پهنه اي فرهنگي است كه از قطعات بي شمار، غير مرتبط و دور از هم تشكيل شده است. از سوي ديگر ممكن است كسي چنين استدلال كند كه گذشته تاريخي نشان داده است كه تاروپودي مستحكم ، كشو را پايدار و يكپارچه نگه داشته است واين تراكم گفتن وشنودها ، محصول دستگاه هاي ارتباط رساني است تا فرهنگ يا شخصيت ايراني ، افزون براين ، رفتار شخصي ، نقش موثري در ساخت فرهنگ دارد ولي نبايد با آن برابر و همسان شناخته شود.
4-حمايت عمومي وحمايت خصوصي :
به راه انداختن ايستگاه هاي راديويي و تلويزيوني ، كاري پرهزينه ، وقت گير ورقابتي است. دقيقاً مشخص نيست كه چگونه اين يازده ايستگاه تلويزيون هاي ماهواره اي ايراني به پخش برنامه هاي خود ادامه مي دهند ، صاحبان و مديران اين كانال ها يكديگر را متهم مي سازند كه در ارتباط با سازمان «سيا » ، رضا پهلوي هستند و از حمايت آنها برخوردارند هيچ يك از اين كانال ها منابع مالي وحمايتي خود را براي بينندگان فاش نساخته اند ، من به جايگاه اينترنتي ( وب سايت ) اين تلويزيون ها كه مراجعه كردم نتوانستم اطلاعاتي درباره ماموريت ، فلسفه وجودي ، منابع مالي ، ياوابستگي آنها بيابم. چند كانال دربرنامه هاي خود چنين ادعا مي كنند كه به طور كلي از طريق حمايت هاي اشخاص ( دريافت هداياي مالي ويا حق اشتراك ) اداره مي شوند. برخي از صاحبان اين تلويزيون ها حتي ادعا مي كنند كه براي به راه اندازي كانال خود ، خانه و داريي خويش را فروخته اند كه ريشه در عشق به ايران دارد. اما به طور نمونه در جايگاه اينترنتي « راديو – فردا » صريحاً اعلام شده اين ايستگاه راديويي ، به سرويس سخن پراكني بين المللي آمريكا تعلق دارد و كنگره آمريكا بودجه آنرا تامين مي كند وزير نظر («Broadcasting Board of Governers »BBG) كه يك سازمان دولتي است اداره مي شود.
مشخص نيست كه دراين عرصه پررقابت و گران راديو و تلويزيوني ( به طور نمونه ، هزينه هاي روزانه ، تجهيزات ، تسهيلات استوديويي ، دستمزدها ، اجاره ها ، به كارگيري تهيه كنندگان ومجريان هزينه تلفن ، آب ، برق، بهاي استفاده از ماهواره و ارتباطات ديگر و … ) چگونه يازده كانال تلويزيوني موجود ، به كار خود ادامه مي دهند. شايد هزينه هاي ماهانه براي گرداندن يك ايستگاه تلويزيوني به حدود يكصد هزار دلار برسد كه برآوردي محافظه كارانه تلقي مي شود. چنين به نظر مي رسد يك ايستگاه تلويزيوني بيست وچهارساعته ، فقط از طريق فروش پرچم ، قالي ، بليت كنسرت ، آگهي هاي بازرگاني و يا كمك هاي بينندگان بتونند هزينه هاي خود را تامين كند. طبيعي است كه درهرساختار تجاري. تامين كنندگان مالي برموجوديت آن ساختار تجاري نفوذ بسيار دارند كه اين موضوع شامل نهادهايي چون راديو ، تلويزيون ، روزنامه و مجله هم مي شود.
بنابراين پرسش هايي كه دراين زمينه به ذهن خطور مي كند به اين شرح است:
(1) تا چه ميزان منافع شخصي منطبق با منافع عمومي باشد ؟
(2) تا چه ميزان بنگاه هاي سخن پراكني دولتي يا خصوصي مي توانند در خط منافع بينندگان خود به صورتي بي طرفانه ، معتدل ، داري وجوه مختلف فرهنگي و گونه گوني برنامه تهيه و اجر كنند ؟
(3) تاچه ميزان تلويزيون هاي ماهواره اي ايراني ، مي توانند تهسيلاتي براي جنش دمكراسي كه به ويژه درميان جوانان ايراني پايه گرفته فراهم آورند و به آن توسعه وپيشرفت آن كمك كنند ؟
(4) تاچه ميزان كانال هاي تلويزيوني تاسيس شده مي توانند اعتماد ايرانيان و به ويژه افرادي كه درايران زندگي مي كنند را به خود جلب كنند ؟
(5) تاچه ميزان اين تلويزيون ها مي توانند به آنچه كه درباره رعايت دمكراسي وآزادي تبليغ مي كنند، پايبند باشند بويژه حقوق بينندگان ورقيبان خود احترام بگذارند.
- يحيي كمال پور استاد و رئيس بخش ارتباطات و هنرهاي خلاق در دانشگاه «پوردو » داراي دانشنامه دكتراي ارتباطات از دانشگاه ميسوري است.