مطالعات دقيق و گستردهاي در طول اين سالها در اين باره صورت نگرفته است ولي روانشناسان شبكه ايبيسي نيوز (ABC NEWS) ، بر اساس تجربيات خود در مواردي كه با كودكان سروكار داشتهاند، متفقاً بر اين باورند كه پسراني كه با تصاوير خشونتآميز و مستهجن سروكار داشتهاند، اغلب انگيزههاي بوالهوسانهاي نسبت به دختران دارند؛ در عين حال، دختران نيز پاسخ مثبتي به اين گونه تمايلات پسرها نشان ميدهند.
مري والاس نويسنده و روان پزشك كودك و خانواده چنين ميگويد: «اين گونه تصاوير، جنبه بسيار نامطلوب مسايل جنسي را – كه به هرزگي ميانجامد- منتقل ميكند. چيزي فراتر از دلبستگي ساده به قد و بالاي يك شخص كه چاشني آن يك ارتباط عاشقانه باشد.»
روان شناسان معتقدند: گذشته از آسيبهاي عاطفي و رواني احتمالي اين تصاوير بر جوانان و نوجوانان و نيز علاوه بر خطر آسيبهاي جسماني كه به دليل روابط جنسي به وقوع ميپيوندد، باور اين كه به تصوير كشيدن صحنههاي تجاوز جنسي در بعضي سايتها يا تصاوير ارتباط جنسي نوجوانان با بزرگسالان پديدهاي نرمال و خالي از اشكال است، بسيار خطرناكتر ميباشد.
دكتر كنهالر استاد دانشكده پزشكي دانشگاه سنت لوئيس كه در آكادمي طب اطفال مشغول بوده و اخيراً اقدام به بررسي تأثير رسانهها- اعم از اينترنت و غيره- نموده است، چنين ميگويد: « اگر نوجوانان فقط سراغ اطلاعات كاملاً عريان و فيلتر نشده يا تصاوير سانسور نشده وبسايتها بروند و اصلاً توجهي به (عناوين) و اطلاعات مفيد و قابل اطمينان نداشته باشند، مرتكب اشتباه محض شدهاند.» دولت بوش با نظر به اين نگرانيها، به عنوان بخش مهمي از تلاشهاي دولت در اين راستا، نسبت به اجبار كتابخانههاي عمومي و مدارس در نصب فيلتر بر روي كامپيوترهاي مورد استفاده عموم يا دانشآموزان اقدام نمود.
اما مسأله به همين جا ختم نشد، با كشته شدن دختري، اين موضوع سر از خانهها در آورد. بنابر گزارشهاي منتشر شده، دختر سيزدهسالهاي اهل كنتيكوت از طريق اتاقهاي گفت و گوي اينترنتي چات با مرد بيستوچهار سالهاي آشنا شده و ارتباط عاشقانه برقرار ميكند و در حال حاضر اين مرد متهم به قتل آن دختر است. اين مرد اقرار كرده است كه قصد كشتن وي را نداشته و بر اثر هيجان جنسي به طور ناخواسته او را خفه كرده است. پليس اظهار داشت، اين ملاقات به اصطلاح اتفاقي كه منجر به مرگ اين دختر گرديد، اولين تماس وي با قاتل نبوده و نيز ممكن است وي اولين مردي نبوده باشد كه آن دختر با او ارتباط برقرار كرده است.
تحقيقات اوليه
عليرغم شواهد موجود، مانند آن چه ذكر آن گذشت و ديگر موارد مشابه موجود و نيز تجربيات روانشناسان كودك و خانواده، بايد گفت: تحقيقي براي بررسي تأثير مخرب عكسهاي مستهجن بر نوجوانان به چشم نميخورد؛ ولي مؤسسات ملي سلامتي، طرح پنجسالهاي براي انجام تحقيقات و آزمايشات در اين خصوص در نظر گرفتهاند.
رالف ديكلمنت دانشمند رفتارگراي دانشگاه « اموري» كه بودجه سه ميليون دلاري را از مؤسسه ملي سلامت دريافت كرده است، خاطرنشان ميكند كه اين تحقيق درصدد است با اقدام به رديابي سايتهايي كه نوجوانان به سراغ آنها ميروند و نيز تمايلات روزافزون آنها به مسأله سكس و ارتباطات جنسي، ميزان تأثير اينترنت بر سلامت اخلاقي هزار نوجوان بالغي را كه به طور تصادفي انتخاب ميشوند و از قرار معلوم با مفاهيم جنسي در اينترنت سروكار داشتهاند، بررسي نمايد.
او ميگويد: اطلاعات جديد نشان ميدهد كه 70-60 درصد نوجواناني كه سراغ شبكه اينترنت ميروند، در مواجهه با سايتهاي مستهجننگار دچار هيجان ميشوند- خواسته يا ناخواسته- و حتي اگر به خودي خود تحت تأثير چهارصد هزار سايت فعال دراين گونه مسائل به خطا و لغزش نيفتند، ممكن است با دريافت آدرس پايگاههاي مستهجن از طريق پست الكترونيكي دچار هيجانات عصبي شوند. وي به تحقيقات بسياري اشاره ميكند كه به تأثير خشونت در فيلمهاي سينمايي و تلويزيون بر نوجوانان پرداختهاند.
بسياري از اين تحقيقات بيان داشتهاند كه هر چه نوجوانان بيشتر به تماشاي خشونت بنشينند و به تبع آن هر چه اين صحنهها و تصاوير را بيشتر مجسم نمايند، احتمال بروز رفتارهاي عصبي و خشونتآميز در آنها بيشتر است.
بر اساس گزارش منتشر شده از سوي متوليان بخش بازرگاني در ماه فوريه، نود درصد كودكان بين 17-5 سال به كامپيوتر دسترسي داشته و 75 درصد نوجوانان 17-14 ساله به طور منظم از كامپيوتر استفاده ميكنند. اين آمار در واقع ارقام فعلي است و در آينده انتظار رشد آن نيز ميرود.
خطر زيربنايي
آن چه باعث دغدغه خاطر پزشكان شبكه ايبيسي نيوز (ABC NEWS) شده و آنها را بر آن داشته تا در اين زمينه صحبت به ميان آورند، صرفاً مساله نگاه كردن كودكان به تصوير افراد عريان و يا حتي ديدن تصاوير مستهجن نبوده، بلكه مسأله مهمتر، نوع تصاويري است كه شايع شده است.
نگراني نسلهاي گذشته والدين اين بود كه مبادا فرزندان آنها مبادرت به خريد مجلهي مثل پليبوي نمايند، اما نكتهاي كه مطرح هست اين است كه اگر تصاوير محرك زنان عريان در ساحل دريا، داخل حمام و يا در تختخواب، بيان كننده استفاده ابزاري جنسي از زنان در آن مجلات بود، بعضي وبسايتهاي فعال دراين عرصه، تمام توان خود را بر استفادهي ابزاري اين چنين مصروف داشتهاند.
ديكلمنت ميگويد: «اكثر مجلات به طور خاص ويژه زنان بود. تصاوير زنان در آنها تا حدودي نيمهعريان بوده و اين گونه لباس پوشيدن آنها براي تبليغ نوعي لباس خاص بود. اينترنت، زنان و مردان زيادي را در حال ارتكاب اعمال جنسي به تصوير ميكشد. افرادي را نشان ميدهد كه در حين فعاليت جنسي مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند و يا كساني كه با حيوانات مقاربت جنسي داشتهاند.
«اين سلسله مسايل به گونهاي نيست كه در قالب نمودار بيان شود، علاوه بر آن، بهرهگيري از امكانات سمعي و بصري اين وبسايتها، چيزي معادل تورق و مشاهده شش صفحه از آن مجلات است كه حقيقتاً تكان دهنده است.»
دستاندركاران سايتهاي مستهجنانگار نميتوانند اين گونه اقدامات را به عنوان جهانبيني خود طرح كنند، چرا كه آنها اصلاً جهان بيني ندارند؛ اما قصدشان اين است كه اين قبيل مسايل را جزء اصلي جهانبيني فرد كنند. ]مسلماً[ تغيير باورها و نگرشهاي شكل گرفته افراد، بسيار سختتر از القاي نگرشهاي سالم براي رويارويي آنها با اين گونه تصاوير ترسيم شده است. به ويژه كه در مورد كودكان زير سن بلوغ و نوجواناني كه در آستانه بلوغ قرار دارند، ميتواند باعث تجربه زودهنگام مفهوم ارتباط – عاطفي و فيزيكي- آن هم با دخالت عوامل بيروني گردد.
دكتر «مارك سوسين» رئيس انجمن روانشناسان نوزادان و كودكان نيويورك چنين ميگويد: «اين قبيل مسايل با پركردن خلاهايي كه با روياها و خيالات كودك پر ميشوند و به كمك تصاوير عيني كه تا به حال به ذهن كودك خطور نكرده، خواب و خيال او را به يغما ميبرند.»
فيلتري ميان گوشهاي فرزندان
با كليك كردن روي سايتي كه مملو از (تصاوير) زناني است كه دركنار كاهدان حيوانات مرتكب اعمال جنسي با آن ها شده و يا مورد تجاوز قرار گرفتهاند، به اين نكته ميتوان پيبرد كه صرف اين نوجواناني قوه تشخيص رابطه عاشقانه سالم از ناسالم را پيدا كنند و يا كسي را دارند كه اين مسايل مخرب و مفسده انگيز را با او درميان گذارند، نميتوان آنها را به حال خودشان رها كرد و مراقبشان نبود. البته اين يك قاعده كلي نبوده و در مورد همه نوجوانان صادق نيست.
سوسين ميگويد: «نوجواناني كه تصور و احساس درستي از ارتباط نداشته و اصولاً نميدانند كه در رابطه عاشقانه، ارتباط جنسي سالم و نرمال چيست؟ به نظر من اين افراد نه تنها با ديدن صحنههاي جنسي هيجان زده ميشوند، بلكه ممكن است اين قبيل روابط را به سان الگوي رابطه عاشقانه تلقي كنند. هم چنين اينترنت امكان بهرهگيري از بازيهايي را براي كودكان فراهم ميآورد كه آنها را به مراحل خطرناكي ميكشد. امكان ورود به تالارهاي گفتوگو، فرصتي براي آنها ايجاد ميكند كه شخصيتي مجازي و نقشي را به خود بگيرند كه برگرفته ازسايتهاي قانوني است. شيوه بازي آنها نيز برگرفته از فيلمهاي سينمايي و يا شوهاي تلويزيوني است كه تماشا كردهاند.»
ديكلمنت معتقداست: «شما ميتوانيد اين فاصله را پر كنيد. متأسفانه تا زماني كه شما در اتاق يك متل يا مغازه بستني فروشي نشستهايد يا مشغول تماشاي تئاتر هستيد، قادر به تميز ميان واقعيت و تخيل نيستيد و نابرابري آشكار قدرت و جنسيت، خطراتي را در آستين دارد كه بسيار نگران كننده است.»
روان شناسان و متخصصان اينترنت بر اين باورند كه زماني كه والدين تصميم ميگيرند دست به اقداماتي مثل نصب فيلترهاي اينترنتي زده و يا كامپيوتر را در قسمتي از منزل قرار دهند كه قادر باشند به طور اتفاقي و زيرچشمي مراقب صحنههايي باشند كه نوجوانان مشغول تماشاي آن هستند، اين تكنولوژي نيست كه به كمك آنها ميآيد، بلكه بهترين راه حل برقراري ارتباط ]عاطفي[ است.»
بايد پذيرفت كه وقتي نوجوانان به دنبال تصاوير مستهجن باشند، بالاخره به آن دست خواهند يافت. لذا بهترين فيلتر، آن فيلتري است كه ميان گوشهاي فرزندان شما قرار گيرند.
براي فعال سازي اين فيلتر، والدين ميبايست راجع به مسايل جنسي با فرزندان خود صريح و بيپرده صحبت كنند. مفهوم مسايل جنسي و ارتباط آن با روابط عاشقانه را نيز بيشتر تشريح نمايند.
سوسين ميگويد: « والدين واقعاً ميتوانند نكاتي را در مورد عشق سالم به فرزندان خود گوشزد كنند. اين كار در عين بازدارندگي، آنها را از خطر مصون ميدارد.»
قدمهايي كه والدين بايد بردارند
سوسين ادامه ميدهد:« البته بحث راجع به مسايل جنسي، براي بسياري از افراد سنگين و مشكل بوده و پرداختن به آن خارج از چارچوب اخلاقي است، اما هر چه پدر و مادرها پاسخ روشنتري به سؤالات كودكان خود بدهند، صادقانهتر برخورد كنند، كمتر حالت قضاوت گونه به خود گيرند و نيز اطلاعات دقيقتري راجع به محتواي شبكه اينترنت داشته باشند، خيلي به هدف نزديك شدهاند. والدين ميبايست ابهامات را برطرف كنند و كنجكاوي كودكان را براي گفتمان راجع به وقايع اطرافشان و نيز ارتباط خصوصي و شخصي آنها را برانگيزانند.»
هالر ميگويد: «والدين بايد در مورد سايتهايي كه فرزندانشان بازديد ميكنند، با آنها صحبت كنند و راجع به شناخت خود نسبت به سايتهاي مورد بازديد آنها كاملاً مطمئن شوند و حتماً به آن سايتها سركشي كنند.»
وي معتقد است : «اگر والدين به موردي غير اخلاقي برخورد كردند، وظيفه آنهاست كه احساس خود را به زبان بياورند. اين پدر و مادر هستند كه بايد رشته كلام را به دست گرفته و خطاب به فرزندان خود بگويند؟ چه ديدي؟! نظرات راجع به آن چيه؟ به نظرت راه برقراري ارتباط اينه؟»
ديكلمنت نيز چنين ميگويد:«ما بايد تلاش كنيم و اگر دير بجنبيم، دير جنبيدن ما خلايي ايجاد ميكند كه وسايل ارتباط جمعي به سرعت آن را پر ميكنند. بايد فضايي ايجاد كنيم كه نوجوان احساس كند، تحت هر شرايطي ما تكيه گاه قابل اعتماد او هستيم، تكيه گاهي دلسوز كه ميتواند به او رو كند. اگر چنين نشود، شخص ثالثي در چترومهاي شبكههاي اينترنت منتظر آنها خواهد بود.»