باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 49 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مردي كه روح خود را از دست داده است
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: هفته نامه - نیشن - 2003 - آوریل

مترجم: مزدا - حجت اللهي

 
 

" جورج مك گاورن " سناتور سابق از برجسته ترين اعضاي حزب دموكرات آمريكا در دهه هاي 6. و 7. ميلادي بود. در انتخابات سال ,1972 او نامزد حزب دموكرات در مقابل " ريچارد نيكسون " از حزب جمهوريخواه بود. نيكسون طي همين مبارزات انتخاباتي بود كه عليه مك گاورن به يك سلسله اعمال غيرقانوني دست زد كه با نام " رسوايي واترگيت " معروف شد. نيكسون در انتخابات پيروز شد, اما سه سال بعد با برملا شدن ماجرايواترگيت به اجبار استعفا داد.

به لطف حزبي ترين تصميم تاريخ ديوان عالي كشور, آنچه نصيب ملت ما شده, رئيس جمهوري است كه دانشش به ميزان دردناكي محدود است. او از نوعدوستي بهره اي نبرده است و كمترين دركي از عظمت حقيقي ملت ما ندارد. جورج دبليو بوش كه به نظر مي رسد از ايفاي وظيفه مسووليت فرماندهي كل نيروهاي نظامي بيش از همه وظايف ديگرش لذت مي برد, كشور را در مسيري پيش مي برد كه حكومت فردي, انتهاي آن است و اين در حالي است كه كنگره ظاهرا " مرعوب شده است, ديوان عالي همكاري مي كند, مطبوعات عمدتا " مطيع و قدرتمندان فاسد تجاري رضايتمند هستند و هيچيك از اينها, محدوديتي در قدرت وي ايجاد نمي كنند.

بوش در همان حال كه بيانيه حقوق شهروندان آمريكا,سازمان ملل متحد وقوانين بين المللي را لگدمال مي كند, يك دستگاه بوروكراتيك بي فايده , پرهزينه و عريض و طويل بوروكراتيك با نام بي مسماي " امنيت كشوري " ايجاد كرده است. در اين ميان, او به وضعيت اشتغال به كار و پايداري جنبش اتحاديه اي اصناف كه از اركان امنيت ملي هستند, كمترين توجهي ندارد. حاصل بذل و بخشش مالياتي 1,5 تريليون دلاري آنان را كه ثروتمندان هستند, ثروتمندتر مي كند. كسر بودجه ناشي از اين بخشش به ثروتمندان, به ناچار از طريق كاستن از خدمات اجتماعي دولتي و اخذ سهم بيشتري از درآمد مالياتي از كارگران و كارمندان و سالمندان جبران خواهد شد. اين رئيس جمهور ومشاورينش به خوبي مي دانند كه چگونه ما را درگير جنگهاي صليبي امپرياليستي كنند و درعين حال, عموم آمريكاييها را چپاول كنند. درست, همان خانواده هايي كه توسط اين دولت خادم ثروتمندان استثمار مي شوند, مي بينند كه دختران و پسرانشان به جنگ اعزام مي شوند, اما فرزندان ثروتمندان و متنفذين به جنگ نمي روند؛ درست همان حالتي كه در زمان جنگ ويتنام هم وجود داشت. حمله به عراق و عمليات نظامي پرخرجي كه هم اكنون عليه ساير كشورها در خفا تدارك ديده مي شوند, صنايع تسليحاتي و نظامي هميشه در حال توسعه را بيش از پيش پروار مي كنند و اين درست همان چيزي است كه پرزيدنت آيزنهاور در سخنراني توديعي خود در موردش هشدار داده بود. همچون ساير جنگها, سودهاي حاصل از جنگ در اين دوران, افزايش چشمگيري داشته اند. در حالي كه جوانان آمريكايي در نبرد جان خود را از دست دادند, اين سودها بالا مي رفتند, اما اقتصاد و بازار بورس ما بالا نمي رفتند. مزدها و درآمدهاي ما بالا نمي رفتند. دولت بوش در همان حال كه به جنگ عراق رفت, جنگ ديگري را نيز عليه خير و صلاح آمريكا به پيش برد.

به دنبال تراژدي 11 سپتامبر, همه دنيا يكپارچه با ما احساس همدردي و همبستگي مي كرد. اما به لطف زورگويي, يكجانبه گرايي خودپرستانه و ديپلماسي ناشيانه و بي ابتكار واشنگتن, بوش دنياي حامي ما را به دنيايي متحد عليه ما به استثناي توني بلر و يكي دو نفر ديگر تبديل كرد. هم ايالتي من از داكوتاي جنوبي " تام دشل " رهبر دموكراتهاي مجلس سنا, به درستي, به اضمحلال ديپلماسي آمريكا در دوران بوش اشاره كرده است. به همين دليل, او از طرف دستگاه تبليغاتي بوش شديدا" مورد حمله قرار گرفته است. مجلس نمايندگان هم به سهم خود, براي تنبيه فرانسويها در فهرست غذاي نمايندگان مجلس, نام فرنج فرايز (سيب زميني سرخ كرده سبك فرانسوي) را به فريدام (آزادي) فرايز تغيير داده است.آيا اين بدان معنا است كه مجسمه آزادي, هديه اي را كه فرانسه به ما داده است و براي ما در حد سمبلي مقدس است. بايد نابود كرد؟ بوش طي مبارزات انتخاباتي اش فرياد مي زد: " من وحدت بخش هستم, نه تفرقه انداز" . همان طور كه يكي از منتقدين وي خاطرنشان كرده " بوش به اين وعده خود عمل كرده است. او دنيا را عليه خود متحد كرده است. " در تعامل خود با مجلس, سازمان ملل متحد و كشورهاي ريز و درشت متعددي , برخورد بي ادبانه و تكروانه بوش طوري بود كه انگار مي گفت: " اگر دلتان خواست ما را همراهي كنيد, ما به يك كشور كوچك صحرايي كه كاري با ما نكرده است, حمله خواهيم كرد, چه بخواهيد چه نخواهيد" . اين برخورد براي قلدري و گردن كلفتي مناسب است اما در تضادمستقيم باگفته هاي " توماس جفرسون " (از بنيانگذاران جمهوري آمريكا مترجم) است كه از " احترام نجيبانه به عقايد نوع بشر " صحبت مي كرد.

همچنان كه در مقابل ديدگان مردم دنيا بغداد تاريخي بي دليل و به شكلي غيرانساني بمباران مي شد, من شاهد تحليل رفتن جايگاه سياسي و معنوي آمريكا در دنيا بودم. اين وضعيت مرا به ياد گفته معروف ديگر جفرسون مي اندازد كه در دوران ناخوشايند ديگري از تاريخ كشورمن گفت: " وقتي كه عدل خداوند را به ياد مي آورم, براي كشورم به لرزه مي افتم. " رئيس جمهور غالبا" به افرادنزديك و مخاطبين خودماني اظهار مي دارد كه دست خدا هدايتش مي كند! اما اگر اين خداوند بود كه بوش را در جهت حمله به عراق راهنمايي كرد, خدا به پاپ, كنفرانس اسقفهاي كاتوليك, شوراي مركزي كليساهاي پروتستان و بسياري از خاخامهاي برجسته پيام ديگري فرستاده است. چون همه اينها معتقدند كه حمله به عراق و بمباران اين كشور مخالف خواست خدا است. با احترام بايد اظهار دارم كه من تصور مي كنم " كارل روو" , " پل وولفوويتس " , " ريچارد پرل " , "دونالد رامسفلد" و " كاندوليسا رايس " و چند پهلوان دور گودنشين ديگر هستند كه صدايشان به گوش بوش مي رسد.

آقاي رئيس جمهور بايد اين را به تو بگويم كه تو بزرگترين خطري هستي كه سربازان ما را تهديد مي كند. اين تنها تو هستي كه مي تواني در يك جنگ غيرموجه, جان جوانان ما را به مخاطره بيندازي. اين تنها تو هستي كه مي تواني آبرو و حيثيت آمريكا را در جهان ببري. اين روزها, درست مثل دوران جنگ ويتنام, در مورد " حمايت از سربازانمان " زياد مي شنويم. من هم مثل اكثر آمريكايي ها هميشه از سربازانمان حمايت كرده ام. هميشه معتقد بوده ام كه ما بهترين جنگجويان دنيا را داريم , احتمالا" به استثناي ويتنامي ها كه عطش شان براي استقلال جنگجويي شان را تقويت مي كرد, در حالي كه ما سربازان خود را در اين موقعيت ناممكن قرارداده بوديم كه با يك ويتنام مستقل, ولو ويتنامي كمونيست, مقابله كنند.

امروز, مثل آن دوران, من معتقدم كه بهترين راه حمايت از سربازانمان اين است كه آنها را به ماُموريت هاي نامشروع نظامي كه جان و سلامتيشان را به مخاطره مي اندازد نفرستيم. در ويتنام درست همين كار را كرديم. اول, با حمايت مالي از فرانسه كه تلاش مي كرد مستعمرات خود را در جنوب شرقي آسيا حفظ كند ( 19461954 ) و طي 20 سال بعد كه سعي كرديم نهضت استقلال ويتنام تحت رهبري " هوشي مين " و ژنرال " نگوين جياپ " را به شكست بكشانيم كه البته هم ما و هم فرانسه در تلاشهاي خود ناكام مانديم. اين دو, مردان بزرگي بودند و كار صحيح اين بود كه بعد از جنگ جهاني دوم, آنان را به عنوان رهبران مشروع ويتنام به رسميت مي شناختيم. بايد اين را هم اضافه كنم كه هوشي مين و مردانش در جنگ جهاني دوم در مقابل ژاپني ها متحد ما بودند. برخي از خلبانان همرزم من كه در آسمان ويتنام هواپيماهايشان در اثر آتش ژاپني ها سقوط كرد, توسط چريكهاي هوشي مين سالم به خطوط آمريكايي ها بازگردانده شدند. من سالها با جنگ ويتنام مخالفت كردم و كل مبارزات انتخاباتي خود را وقف تلاش در جهت پايان اين جنگ كردم. طي اين سالها, يك بار با خشم گفتم: "از اين جنگ هايي كه پيرمردان راه مي اندازند و مردان جوان را به كشتار مي دهند, به ستوه آمده ام . " آن خطاي وحشتناك آمريكا به قيمت جان 58 هزار نفر از شجاع ترين جوانان ما تمام شد و همينطور چندين برابر اين تعداد معلول جسمي و رواني. در اين جنگ دوميليون ويتنامي و تعداد زيادي كامبوجي و لائوسي جان باختند و با انهدام دهكده ها, مزارع, درختان , آبراه ها, مدارس, معابد, بازارها و بيمارستانها هندوچين به ويرانه اي تبديل شد. بعد از اين تراژدي وحشتناك, جنگي كه به مردم آمريكا به عنوان ماُموريتي انساندوستانه و آزاديبخش عرضه كرده بودند, تصور مي كردم كه ما ديگر هرگز به كشوري كه به ما آزاري نرسانده است و خطري براي امنيت ما محسوب نمي شود, حمله نخواهيم كرد. تصور من غلط بود. رئيس جمهور و اطرافيانش با استفاده از ضربه روحي 11 سپتامبر, عراق صدام حسين را به غلط با آن تراژدي ربط دادند و بعد او را به عنوان خطر مرگباري براي آمريكا و صلح جهاني معرفي كردند. سازمان ملل متحد و مردم جهان اين ادعاهاي بي اساس را مردود شمردند البته ما در جنگ با عراق فاتح شديم. اما به ياد بياوريم اين نوشته انجيل را كه من و جورج بوش هر دو مي خوانيم: " اما چه فايده اي دارد كه مردي كل دنيا را فتح كند, اما روح خود را ببازد" يا روح كشورش را؟

ادعا مي شد كه رهبر عراق چند سلاح كشتار جمعي را درجايي مخفي كرده است, همان سلاحهايي كه ما و هشت كشور ديگر سالها است در اختيار داريم اما آيا مي توانستيم فرض را بر اين بگذاريم كه او با حمله به آمريكا به آتش كشيده شدن خود را تضمين كند؟ آيا مي توانستيم فرض را براين بگذاريم كه براي نجات خود پيش از آن كه عراق ما را بزند, ما بايد عراق را بزنيم ؟ طي نيم قرن جنگ سرد, تندروهاي افراطي با استفاده از همين استدلال توصيه مي كردند كه پيش ازاين كه شوروي و چين به ما حمله اتمي كنند, ما به آنها حمله اتمي كنيم. نشريه " نيويوركر" گفته " تولستوي " را يادآور مي شود كه مي گفت: " اگر بنا باشد انسانها به خود اجازه دهند كه با قطعيت وقايع آينده را پيش بيني كنند5 فجايع عظيمي به وقوع خواهد پيوست . " گفته لرد "استانمور" رابه خاطر بياوريم كه بعد از حمله انتحاري به " بريگاد لايت " نتيجه گرفت كه اين حمله " براي مقابله با تهاجمي صورت گرفت كه كسي تهديدش را نكرده بود و احتمالا" كسي فكرش را هم نكرده بود. " دارودسته بوش طي يك سمفوني مغلطه ها و خطاهاي بي شمار در مقابله با تهاجمي از سوي عراق كه " كسي تهديدش را نكرده بود و احتمالا" كسي فكرش را هم نكرده بود" به اين كشور حمله كردند.

براي بسياري از ما, انهدام بغداد تلخي خاصي دارد. در كلاس جغرافياي چهارم دبستان, معلم فوق العاده اي به نام خانم " واگنر" رودخانه هاي دجله و فرات, درختان نخل, كاروان هاي شتر در صحرا, " علاء الدين و چراغ جادو, شهر باستاني بغداد و بين النهرين را به ما شناسند. اين اولين كلاس ابتدايي بود كه قوه تخيل مرا برانگيخت . اين تصاوير معجزه آسا بيش از 7. سال در ذهن من مانده اند و اكنون اين مرا اندوهگين مي كند كه بمب ها, موشكها و ادوات نظامي آمريكا مهد تمدن بشريت را منهدم كردند اما به مرور زمان , شايد اين باستاني ترين تمدن بتواند خود را بازيابد, من دعا مي كنم اين جنگ در بايگاني حماقت هاي تاريخ در مجموعه رفتارهاي غيرانساني انسان ها با يكديگر جاي گيرد.
 

    122 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ عراق (560)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمريكا (349)

افراد مرتبط
●  بوش   جورج(193)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:22/02/1382

تاريخ میلادی نشر:21/04/2003



   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب