باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 14 آذر 1387 كاربران برخط 47 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تفكر پوزيتيويستى: اصول هفت گانه
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: احمد رضا - همتي مقدم

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - شرق

 
 

«آگوست كنت» در قرن نوزدهم واژه اى را وضع كرد كه در طول زمان دستخوش تحولات بسيارى شد. او واژه «پوزيتيويسم» را براى تفكرى كه در نظر داشت، انتخاب كرد. «كنت» استدلال كرد كه جوامع سه مرحله را سپرى مى كنند، مرحله الهياتى، مرحله متافيزيكى و مرحله علمى. در مرحله الهياتى، مردم پديده هايى مانند رعد و برق، خشكسالى و بيمارى را با توسل به افعال خدا، ارواح و سحر و جادو تبيين مى كنند. در مرحله متافيزيكى مردم به نيروهاى مشاهده ناپذير، ذره ها و نظاير آن متوسل مى شوند. اما مرحله علمى زمانى به دست مى آيد كه به جاى تبيين چگونگى رخداد اشيا و يا شناخت ماهيت خود اشيا، هدف علم را صرفاً پيش بينى پديده ها بدانيم. «كنت» مى خواست نظامى از مراسم بزرگداشت عالمان و علم را جايگزين سالنامه سنتى ايام مقدس و جشنواره هاى مذهبى كند. شايد بتوان گفت ريشه هاى پوزيتيويسم به تجربه گرايى خصوصاً به تلاش هيوم براى تمايز ميان معنى دارها و بى معنى ها برمى گردد. هيوم يك پوزيتيويست بود بدين معنا كه درباره هرگونه رابطه علّى فراتر از روابط بين تصورات ما و درباره جوهر (آنچه وراى پديده ها است) و روح (هر تصورى از خود وراى جريان تصورات و انطباعات)، موضعى شكاكانه داشت.بعدها «ارنست ماخ» فيزيكدان استدلال كرد كه علوم فيزيكى بايد تنها محدود به مشاهده پذيرها باشد و كاركرد قوانين علم فقط براى نظام مند كردن روابط ميان تجربيات است. در قرن نوزدهم نگاه متافيزيكى رشد زيادى يافته بود. ايده آليسم و رمانتيسيسم در فلسفه رايج شدند و مفاهيم اسرارآميزى مانند «مطلق»، «صيرورت» (شدن) و «اراده» بسيار مورد بحث قرار مى گرفتند. با شروع قرن بيستم واكنشى نسبت به اين نوع فلسفه آغاز شد و بسيارى از فلاسفه از علم، رياضيات و منطق به عنوان پادزهرى براى آنچه كه آنها در تفكر مغشوش متافيزيسين ها مى ديدند، استقبال كردند. در اوايل قرن بيستم گروهى از دانشمندان، رياضيدان ها و فلاسفه كه حلقه وين نام داشتند سلسله جلساتى در دهه ۱۹۲۰ تشكيل دادند كه از بطن آن مكتب پوزيتيويسم منطقى شكل گرفت. آنها تجربه گرايى «هيوم» و «ماخ» و آرمان «كنت» را براى ايجاد فرهنگى تماماً علمى و عقلى اختيار كردند. آنچه در كار آنها تازه به نظر مى رسيد استفاده آنها از منطق رياضى بود كه در آن زمان توسط «فرگه» و راسل ارائه شده بود. منطق رياضى چارچوبى را براى آنها فراهم آورد تا صورت بندى دقيقى از نظريه هاى علمى بيان كنند. آنها بر اين باور بودند، اگر بتوانند ارتباطى ميان تصورات و تجربه هاى مرتبط با آن را به وضوح نشان دهند آن گاه امكان برقرارى تمايزى ميان جملات متافيزيكى (كه از نظر آنها بى معنى بود) از علم تجربى وجود خواهد داشت. آنها معتقد بودند تمامى واژگان معناى خود را از طريق ارتباط با آنچه كه مى توانيم تجربه كنيم به دست مى آورند. هر چند اين ارتباط ممكن است، دور باشد. مطابق اين ديدگاه محتواى هر يك از تفكرات ما بايستى به نحوى با تصوراتى كه ذهن از طريق تجربه حسى جهان كسب مى كند، گره بخورد. بنابراين از اين ديدگاه يك واژه براى معنادار شدن بايستى ارتباطى با آنچه مى توان تجربه كرد، داشته باشد. پوزيتيويست هاى منطقى اين معيار معنا را براى نقد متافيزيك و هر آنچه كه از ديد آنها علم دروغين است به كار بردند.بسيارى از پوزيتيويست ها استدلال كردند فرضيه هاى الهياتى بى معنى اند. مثلاً فرض اين كه خدا كاملاً خوب يا تواناى مطلق است، دلالت بر هيچ چيزى كه بتوان آن را از طريق حواس تجربه كرد، ندارد بنابراين بى معنى است. نمونه هايى از آنچه آنها مفاهيم دروغين مى خواندند عبارتند از: «ذات»، «شى فى نفسه»، «خير» و «مطلق». آنها مى گفتند اين مفاهيم دروغين هستند چون جملات حاوى آنها هيچ چيزى را بيان نمى كند. مى توان ادعاهاى بنيانى پوزيتيويست هاى منطقى را به صورت زير خلاصه كرد:

۱- تنها شكل قابل احترام عقلانى براى تحقيق، علم است.

۲- تمام حقايق يا الف: تحليلى، پيشينى و ضرورى يا به عبارتى همانگويى هستند و يا ب: تركيبى، پسينى و محتملند. (گزاره تحليلى، گزاره اى است كه صدق آن ريشه در معانى دارد و گزاره تركيبى، گزاره اى است كه صدق آن ريشه در امور واقع دارد.)

۳- معرفت ما يا كاملاً صورى و تحليلى مانند رياضيات و منطق است و يا نوعى از علم تجربى است.

۴- هدف فلسفه روشن كردن ساختار يا منطق علم است. فلسفه در حقيقت معرفت شناسى علم و تحليل كردن مفاهيم است.

۵- منطق براى بيان دقيق روابط ميان مفاهيم، بايستى به كار گرفته شود.

۶- معيار تحقيق پذيرى معنا: يك جمله معنادار است اگر و تنها اگر تحليلى يا از لحاظ تجربى تحقيق پذير باشد.

۷- اصل تحقيق پذيرى: معناى جملات (جملات غيرهمانگويى) همانا روش تحقيق آن است. يعنى روشى كه مى تواند به وسيله تجربه صدق آن را نشان دهد.

 

منبع:

Understanding the philosophy of science. 2002 james ladyman

 

    277 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   پوزيتيويسم (11)

افراد مرتبط
●  كنت   آگوست(3)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:29/06/1383

تاريخ شمسی نشر:29/06/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب