جهانيسازي، نه تنها بر رشد اقتصادي، سياسي، فرهنگي و اجتماعي كشورهاي جهان و جهان اسلام تأثير منفي گذاشته، بلكه براي نيمي از ساكنين آن، به ويژه زنان، بدشانسي به ارمغان آورده است. برخي از تأثيرات منفي جهانيسازي، تنها در عرصهي اشتغال زنان را ميتوان به شرح ذيل برشمرد:
1ـ جهانيسازي، استخدام زنان را متأثر ساخته است، به گونهاي كه فرصتهاي شغلي تازهاي را پديد آورده كه زنان قبلاً آن مشاغل را نداشتهاند. منتقدين جهانيسازي معتقدند: اين شغلهاي جديد، معمولاً كمدرآمد، كمتر تخصصي و گاه براي زنان طاقتفرسا و مخاطرهآميزند و شانسي را براي پيشرفت و بهبود وضعيت واقعي زنان پديد نميآورد.
2ـ نقش سنتي زنان در نتيجه جهانيسازي تغيير يافته، زيرا: جهانيسازي فرصتهايي را به وجود آورده كه يا نامطلوباند، يا منحصراً در دسترس مردان است. از اين رو، برخي بر اين باورند كه وضعيت اجتماعي زنان در جهان امروز نسبت به جهان ديروز، پسرفت داشته است، يا ميگويند، زنان در مقابل كمكي كه به رشد و بالندگي جهاني سازي كرده و ميكنند، چيزي دريافت نميكنند.
3ـ وضعيت زنان در اثر جهانيسازي، وخيمتر شده، از اين جهت، زنان به دليل افزايش شمار مردان بيكار، اگرچه راحتتر به شغل دست مييابند، ولي ناگزيرند در مقابل دستمزد كمتري كه نسبت به مردان به آنان پرداخت ميشود، بيشتر كار كنند، با اين وصف، قادر به حركت همپاي تورم نيستند. به هر روي، زنان در فرآيند جهانيسازي، مورد بهرهبرداري يا سوءاستفاده بيشتري از مردان قرار دارند.
4ـ جهانيسازي، حوزههاي اشتغال زنان را دگرگون كرده، لذا، مردان بسياري براي يافتن كار، به مهاجرت دست ميزنند. مهاجرت مردان براي يافتن كار، به تنها ماندن همسرانشان ميانجامد كه حاصل آن، نگهداري و سرپرستي خانواده و گاه نان دادن به آن از سوي زنان در غياب مردان است. برآيند طولاني اين زندگي، فرسايش روحي و جسماني زنان است.
5ـ براساس تحقيقات لوئيس چنگ كه در مقاله جهاني شدن و كارمزد زنان در آسيا ارائه شده، آسيبهاي جهانيسازي بر زنان شاغل، پيچيدهتر از حد معمول است. البته ممكن است، جهانيسازي، امكانات مهمي براي زنان نخبه فراهم آورد، ولي تعداد زيادي از زنان را به سوي وضع بدتر سوق داده است.
6ـ جهانيسازي به فرآيند مهاجرت زنان جوياي كار نيز دامن زده، ولي مهاجرت زنان جوياي كار، بنيان خانواده را به شدت سست ميكند. يكي از دلايل اين مسأله آن است كه در بسياري از كشورها، كار زنان در خارج از كشورشان پذيرفته نشده، لذا، جامعه، دولت و خانواده، به مؤاخذه زنان شاغل در خارج خانه و بيرون از كشور ميپردازند، گاه نيز، مردان نميتوانند اين وضع را تحمل كنند، سرانجام خانواده را ترك ميكنند.
7ـ خروج مادر از كشور براي يافتن شرايط بهتر كاري، نتايج ديگري به دنبال دارد. مانند: بچهها بدون حضور مادرشان بزرگ ميشوند، مادران نيز، نه رشد كودكان خود را ميبينند، نه، در تربيت آنان نقشي دارند. در اين پروسه، خانوادهها ميپذيرند از ميان امنيت مالي و با يكديگر بودن، اولي را انتخاب نمايند.
8ـ اشتغال بيشتر زنان كه از آثار جهانيسازي است، به زنان آزادي و قدرت اقتصادي بيشتري ميدهد، همچنين، آنها را از پول مردانشان بينياز ميكند. پس، آنها ميتوانند زندگيها را بگردانند، در تصميمگيريهاي خانه از قدرت بيشتري برخوردار شوند. ماحصل چنين روندي، دستيابي زنان به رياست خانه است و مردان با مشاهده اين كه ديگر رئيس خانواده نيستند، دست به ترك خانه زده و يا اقدام به مهاجرت ميكنند.
9ـ جهانيسازي بر سلامت زنان در بعضي از كشورهاي در حال توسعه و مسلمان، از چند جهت اثر منفي داشته، از قبيل: 1ـ شركتهاي چندمليتي به كاركنان زن خود امكانات بهداشتي كافي نميدهند. 2ـ پولي كه زنان به دست ميآورند، به وسيله اعضاي خانواده مصرف ميشود، از اين رو، زنان شانسي براي خرج كردن آن براي امور بهداشتي خويش نمييابند. 3ـ زنان معمولاً در مشاغلي كه با مواد سمي و شيمايي مرتبطند، به كار گرفته ميشوند.
10ـ دختر جوان كه خانواده خود را براي رفتن به يك شهر بزرگتر و كار در بيرون خانه ترك ميكند، انزوايي را تجربه ميكنند كه ريشه بسياري از مشكلات احساسي، روحي و رواني، از جمله افسردگي است، در حالي كه اسلام به استحكام بنياد خانواده در جامعه ايدهآل اسلامي قبل و بعد از ظهور اهميت فراوان ميدهد.
زيرا، خانواده نقطه آغازين هر صلاح يا فساد است و نيز، اجتماع از تركيب خانوادهها پديد ميآيد. به همين دليل، اسلام بيشترين توجه خود را به خانواده معطوف داشته است. پيامبر اكرم (ص) در اين باره فرمودند: در اسلام هيچ بنايي نزد خدا محبوبتر از تشكيل خانواده نيست.(1) مسلم است كه بقاي خانواده، همچون شكلگيري آن ضروري است. طبيعي است هنگامي كه خانواده براساس مودت و تفاهم متقابل شكل گيرد، پدر و مادر با تفاهم و تعاون و آگاهي، فضايي آرام و مطلوب براي رشد فرزندان پديد ميآورند و حركت عمومي جامعه به سوي صلاح و سعادت خواهد بود. به اين سبب، اسلام براي پدر و مادر به عنوان دو ركن سرنوشت ساز خانواده، مقامي والا و ارزشمند در نظر گرفته، آنان را داراي مسووليتي حساس و ويژه ميداند، در حالي كه، در پروژه جهانيسازي، زن از چنين جايگاهي در خانواده برخوردار نيست.
پينوشت:
1ـ محمدباقر مجلسي، بحارالانوار، ج 103، ص 222.