وزير امورخارجه پيشين امريكا – جورج شولتز (George Shuhz) – عضو هيأتمديره گروه بچل (Bechtel) است. اين گروه بزرگترين مقاطعهكار ايالات متحده و يكي از برندگان نهايياي است كه در رقابت براي گرفتن يك مقاطعه بسيار بزرگ در كمكرساني به بازسازي عراق تأييد شده است. او همچنين رئيس هيأت مشورتي كميته آزادسازي عراق است؛ گروهي خشمگين و طرفدار جنگ كه پيوندهاي نزديكي با كاخ سفيد دارند. اين كميته كه در سال گذشته تشكيل شد، از ابتدا مشخص كرد كه بيشتر براي حذف رژيم صدام در تلاش بوده است. كميته در ميان ساير موارد تعهد دارد علاوه بر آزادسازي عراق، براي بازسازي اقتصاد آن كشور نيز فعاليت نمايد.
جنگ براي بعضيها يك تراژدي و براي بعضي ديگر يك هديه است. وقتي از آقاي شولتز پرسيده شد، حقيقت اين است كه او هنگامي كه در هيأتمديره يك كمپاني كه از اين جنگ سود ميبرد عضو است، پس الزماً از جنگ حمايت ميكند، حال اگر او شركت بچل را ترك نمايد در مورد چالشهاي پيش روي شركت چه نظري خواهد داشت؟
او در پاسخ گفت: من نميدانم كه بچل از جنگ، به طور ويژه سود ميبرد يا نه، اما اگر كاري باشد كه بايد انجام شود، بچل شركتي است كه ميتواند آنرا انجام دهد؛ اما كسي به اين مسأله به عنوان چيزي كه از آن سود برده ميشود نگاه نميكند. جك شيهان (Jack Sheehan)، ژنرال بازنشسته نيروي دريايي در بچل نايبرئيس ارشد است. او همچنين عضو هيأت سياست دفاعي است. اين هيأت گروهي منصوب از طرف حكومت است كه به پنتاگون در مورد تصميمات مهم دفاعي مشورت ميدهند. اعضاي اين گروه توسط داگلاس فيث (Douglas Feith)، معاون وزارت دفاع در امر سياستگذاري، انتخاب ميشوند و به تصويب دونالد رامسفلد، وزير دفاع، ميرسند.
اكثر امريكاييها هيچگاه چيزي از گروه سياستگذاري دفاعي چيزي نشنيدهاند. جلسات آن طبقهبندي شده است؛ اعضاي آن سودهاي معاملاتشان را به پنتاگون اعلام ميكنند اما اين اطلاعات در دسترس عموم قرار نميگيرد. مركز امانتداري عمومي كه يك گروه خصوصي در واشنگتن براي نگهباني و نگهداري اموال و سرمايههاي عمومي ميباشد، اخيراً افشا نمود كه 30 عضو اين هيأت و حداقل 9 نفر آنان وابسته به كمپانيهايي هستند كه در سالهاي 2001 و 2002 بيش از 76 بيليون دلار در قراردادهاي دفاعي برنده شدهاند. ريچارد پرل ((Richard Perle، مشاور كنوني وزير دفاع ايالات متحده نيز تا چند هفته پيش رئيس گروه مذكور بوده و هماكنون نيز عضو آن ميباشد. عضو ديگر اين گروه، رئيس قبلي سيا، جيمز وولسي (James Woolsey) ميباشد. او همچنين عضو گروه اصلي گروه سرمايهداري “پالادين” است. مركز امانتداري عمومي اعلام نمود اين گروه كه يك شركت سرمايهداري ماجراجو و فعال است، دلال سرمايهگذاري براي شركتهايي است كه در امنيت داخلي تخصص دارند. آقاي وولسي همچنين عضو كميته آزادسازي عراق است و شنيده شده كه قرار است در مشاغل بعد از جنگ نقشي كليدي بازي نمايد.
جنگ عليه عراق يكي از روشنترين مثالهاي نفوذ مجموعههاي صنايع نظامي است، همانطور كه رئيسجمهور “دوايت آيزنهاور” با زيركي تمام آن (نفوذ مجموعههاي نظامي) را در سخنراني توديعي خود در سال 1961 اعلام كرد.
اين شبكه آهنين روابط كه ميان افراد قدرتمند داخل و خارج حكومت برقرار است، از طريق يك افكارسنجي عمومي آنهم در حد بسيار محدود عمل ميكند و در مواجهه با چالشهاي پيشرو گروه برنامههاي خود را تكميل و به انجام ميرساند.
ممكن است اهداف آنها با منافع عالي مردم امريكا منطبق باشد يا نباشد. بعنوان مثال به دوري و واگرايي منافع سربازان امريكائياي كه در اين جنگ جنگيدند، گرد و خاك دشمن را خوردند و خونشان در صحرا ريخته شد با منافع دلالان قدرت كه ديوانهوار جنگيدند و جنگ را فرصتي ساختند كه در هر لحظه آن منافع خود را ببرند، فكر كنيد.
پنتاگون و همپيمانانش به آنچه كه ميخواستند انجام دهند نزديك شدند؛ كنترل مردم عراق و منافع آنان، منافعي كه شامل ثروت و اَشكال متعدد قدرتي است كه از كنترل دومين كشور داراي ذخاير نفتي جهان سرچشمه ميگيرد.
دولت انتقالي عراق نيز توسط يك ژنرال بازنشسته به نام جي گارنر (Jay Garner) يكي ديگر از اعضاي اين شبكة آهنين اداره ميشود؛ شخصي كه خطمشي زندگي او نمونة ويژهاي است.
او بدون هيچ تلاشي از زندگي نظامياش به رياست شركت مقاطعهكاري دفاعي اس. واي كولمان (S.Y.Coleman) كه به اسرائيل در توسعه مستقيم موشكي آرو (پيكان) كمك نمود، منصوب شد.
به شبكة آهنين، آنهايي كه خواب شكوفايي دموكراسي را در عراق ديدهاند توصيه ميشود، شك و ترديد “برنت اسكوكرافت” (Brent Scowcroft)، مشاور امنيت ملي رئيسجمهور بوش پدر را در نظر بگيرند؛ او سؤال ميكند: اگر در اولين انتخاباتي كه در عراق برگزار كنيم به پيروزي راديكالها منجر شود چه خواهيد كرد؟ قطعاً ما نميخواهيم اجازه دهيم آنها جانشين ما شوند.