عنوان ششمين كنفرانس هرتزليا «موضوع ميزان مصونيت و ارزيابي امنيت ملي اسرائيل» بود كه پايه و اساس فهم سياست خارجي منطقهاي و بينالمللي اسرائيل در سال جاري به شمار ميآيد، به ويژه آنكه اين كنفرانس هر ساله با حضور سياستمداران و نظاميان و درجهداران اسرائيلي، از جمله نخستوزير و اعضاي هيأت دولت، مانند وزيران دفاع و امور خارجه و دارايي و همچنين رئيس ستاد مشترك ارتش و رؤساي دستگاهها و سازمانهاي امنيتي تشكيل ميشود و در آن از نيات، طرحها و پيشبينيها و برآوردهاي مختلف پيرامون چالشهاي موجود و احتمالي صحبت ميكنند. غير از آن در اين كنفرانس شخصيتها و جناحهايي از مراكز تصميمگيري و خارج از آن نيز حضور مييابند تا ضمن ارائه طرحها، تحقيقات و ديدگاههايشان درحوزههاي سياسي، امنيتي اجتماعي و روابط خارجي نظر حضار را به اين طرحها جلب نموده و موافقت ايشان را درباره آنها كسب نمايند.
از زمان انعقاد اولين كنفرانس هرتزليا با همين عنوان، يعني «ميزان مصونيت و امنيت ملي» در سال 2000، (2) موضوع امنيت اسرائيل از جايگاه مهمي در گفتگوها، مناقشات، پژوهشها، تحقيقات، چالشها و راهحلهاي ارائه شده پيرامون نحوه رويارويي داخلي و خارجي اسرائيل برخوردار است. در چهارمين كنفرانس هرتزليا برنامه قطع ارتباط و عقبنيني از برخي شهركها مطرح و در پنجمين كنفرانس هرتزليا طرح اولمرت مبني بر يكسانسازي و يكپارچه كردن اسرائيل ارائه شد. اما برنامه موضوع مصونيت و تقويت امنيت ملي اسرائيل در سال 2006 در كنار موضوعهاي اقتصادي، جمعيتي و استراتژيك مطرح شد،البته در سطح جهاني و بينالمللي به مسائلي نظير تبديل ايران به قدرتي هستهاي و جايگاه اسرائيل در اروپا و ايالات متحده و آينده روابطش با اين دو قطب و اطلس نقشه راه در عمليات تسويههاي اسرائيل عربي،از حيث مرزهايي كه بايد از آنها دفاع ميشد و مرزهاي كشور فلسطين و قدس به عنوان پايتخت اسرائيل و ملت يهود و يهوديت به عنوان يك فرهنگ در عصر جهاني شدن و موضوعهاي ديگري در زمينه قانون، سياست، تبليغات، اقتصاد جامعه و جهان يهود نيز پرداخته شد.
• خلاصه سند كنفرانس
سند ششمين كنفرانس هرتزليا، 2006 پيرامون ميزان مصونيت و امنيت ملي اسرائيل تهيه، تدوين و منتشر شد. در سند آمده است، اسرائيل در آستانه سال 2006 در بهترين موقعيت استراتژيكي، امنيتي و سياسي به سر ميبرد، موقعيتي كه در طول تاريخ خويش هيچگاه با آن مواجه نبوده است. اما با مجموعه چالشها و تهديدهاي نظامي و سياسي نيز مواجه است كه ميتوان آنها را در موارد ذيل خلاصه كرد:
- ايران خواهان نابودي اسرائيل است و اقدام به مدرنيزاسيون تجهيزات نظامي هستهاي خود نموده و فعاليتهاي تروريستي را با حمايتهاي مالي و تسليحاتي خود عليه اسرائيل توجيه و هدايت ميكند.
- به قدرت رسيدن «حماس» در تشكيلات خودگردان فلسطين و از بين رفتن فرصتهايي براي دستيابي به تسويه سياسي اسرائيلي فلسطيني كه هر دو طرف در مورد آن به توافق رسيده باشند.
- ادامه و حتي افزايش تهديدات تروريستي، علاوه بر تروريسم اسلامي جهاني كه همچنان درحال نزديك شدن به مرزهاي اسرائيل است كه ميتوان آن را تروريسم منطقهاي هم ناميد.
- افزايش قدرت و نفوذ «اسلام سياسي» در ميان كشورهاي خاوميانه.
- ادامه فروپاشي رژيم سوريه و رويارويي يا مقابلهاي كه دمشق با ايالات متحده در پيش گرفته است.
آنچه در اين كنفرانس جلب نظر ميكرد، نزديكي آن به انتخابات عمومي كنست اسرائيل بود و اين باعث شد، شخصيتهاي كانديداي نخستوزيري اسرائيل در گفتگوها و سخنرانيها حضور يابند. در اين راستا «ايهود اولمرت» و «بنيامين نتانياهو» و «عمير پيرتس»، سه رقيب انتخاباتي، به نمايندگي از احزابشان، «كاديما»، «ليكود» و «كار» مطالبي ايراد نمودند. اولمرت از طرف حزب كاديما سخن ميگفت و به نوعي برنامه سياسي خود را مطرح ميساخت و مراقب بود نه موجب «عصبانيت» حضار شودو نه به تفاصيل بپردازد، اما توضيح داد كه ترجيح ميدهد، اسرائيل تلاش كند، در صورتي كه فلسطينيها به «تعهدات خويش» در نقشه راهعمل نكنند، به توافق ديگري با آن دست يابد. همچنين از عقبنشينيهايي از سرزمين «اسرائيل» نيز سخن گفت كه انگيزه نهفته در پس آنها نه صلح و نه آشتي و نه سازش با همسايگان بلكه عامل جمعيتي بود كه به دليل كاهش ميانگين رشد جمعيت يهود به زبان اسرائيل، به عنوان كشوري يهودي عمل ميكند و با وجود جذب مستمر مهاجران يهودي از سراسر جهان، افزايش جمعيت فلسطينيها آنقدر بالاست كه باعث ميشود، طي سي سال آينده، فلسطينيها به اكثريت تبديل و در سال 2020 با جمعيت يهوديان برابر شدند.
به اين ترتيب ملاحظه ميشود، موضوع جمعيت بر سخنان اولمرت سايه افكنده است:
اختيار ميان ميل به فراهم ساختن اين امكان براي هر يهودي كه در هر مكان يا جايي از سرزمين اسرائيل كه ميل داشته باشد، زندگي كند و ميان حفظ موجوديت كشور اسرائيل به عنوان كشوري يهودي كه بايد از بخشي از سرزمين اسرائيل چشمپوشي كرد، البته اين عقبنشيني به معناي عقبنشيني از انديشه صهيونيسم نيست، بلكه عملي ساختن اين هدف صهيونيسم يعني حفظ هويت و بافت يهودي و دموكرات كشور در سرزمين اسرائيل است.
همچنين او در سخنرانياش ميگويد:
ما بايد در نزديكترين زمان ممكن خط مرزي آشكاري را مشخص كنيم تا بيانگر هويت و بافت جمعيتي ما باشد، كه از زمان تأسيس كشور تاكنون رشد يافته و تأكيد بر اين نكته كه اسرائيل مناطق امنيتي و شهركهاي يهودينشين و مناطقي را حفظ خواهد كرد كه اهميت بسزايي براي ملت يهود دارند. در رأس اين مناطق قدس يكپارچه تحت حاكميت اسرائيل قرار دارد، بدون اين پايتخت ابدي كه در كانون كشور قرار دارد، وجود كشور يهودي بيمعناست.
سخنان اولمرت در كنفرانس هرتزليا ديدگاه او را پيرامون راهحلهاي سياسي در مورد فلسطينيها و مسأله جمعيت و چالشهاي امنيتي آشكار ساخت. وي خواهان ايجاد مناطق امنيتي ميان كشور اسرائيل و فلسطينيها و لزوم حاكميت بر منطقه دره اردن بود كه 20% مساحت كرانه باختري را تشكيل ميدهد.
همچنين نبايد از حاكميت بر قدس با مرزهاي توسعهيافتهاش چشم پوشيد كه حدود 20% مساحت كرانه باختري را به خود اختصاص ميدهند. به جز مناطقي كه به دلايل امنيتي، اسرائيل بايد بر آنها حاكم باشد، اولمرت از كشور فلسطيني هم سخن گفت:
وجود دو ملت ملي يك يهودي و ديگري فلسطيني، بهترين راهحلي است كه خواستههاي ملي هر دو ملت را برآورده ميسازد، از جمله مسأله پناهندگان كه فقط جذب دولت فلسطيني خواهند شد. چون ما اجازه نميدهيم، پناهندگان وارد كشور اسرائيل شوند. اين موضع آشكار ماست كه با موضع قاطع امريكا، در نامهاي كه بوش، رئيسجمهور امريكا، براي نخستوزير وقت اسرائيل (شارون) در آوريل 2004 ارسال كرد، مورد حمايت قرار گرفت.
اما اولمرت در سخنراني خود سياستهاي «اسرائيل» را پس از پيروزي حماس در انتخابات قانونگذاري فلسطين مشخص نكرد، همچنين به تهديد هستهاي ايران عليه «اسرائيل» و مرزهاي شمالي اين كشور اشارهاي نكرد.
اما از جمله مطالب جديد مطرح شده در كنفرانس، تغيير مفهوم امنيتي دفع خطرهاي منطقهاي است كه جدا از خطرهايي است كه كشورهاي همجوار براي اسرائيل به وجود ميآورند، به ويژه خطر فزاينده اسلام كه در حماس و حزبالله نمود پيدا ميكند و اين تغيير را ميتوان در قالبي تحت عنوان «ازبازدارندگي تا مسابقه قرار داد. بدين معنا كه نيروهاي مقاومت از جمله حزبا… را نميتوان با مفهوم «از بازدارندگي» امنيتي سركوب كرد كه درباره كشورها مورد استفاده قرار ميگيرد. چون از يكسو سازمانهايي نظامي- جنگياند و از سوي ديگر كشوري تشكيل نميدهند كه ارتش آن به شمار آيند. اسرائيل نيازمند بهرهگيري از مفهوم «پيشگيري» به عنوان توجيه اقدامات خود عليه نيروهايي چون حماس و حزبالله است و از سوي ديگر نيازمند ايجاد زمينههاي قانوني و بينالمللي است كه حق اين پيشگيري را به خود بدهد، شايد اين امر بيانگر پافشاري اسرائيل بر عدم عقبنشيني از جنوب لنبان اشغالي باشد، اما بعد از صدور قطعنامهاي- كه قطعنامه 1559 را نسخ و باطل ميكرد و شروع اجراي آن، خلع سلاح مقاومت و بستن راه مسلح شدن مجدد آنها و استقرار «نيروهاي چندمليتي» كه اجازه استفاده از زور را هم دارند- ترجيح داده شود. همچنين تفسير كننده پافشاري اسرائيل بر جلب توافقنظر افكار عمومي جهان، در محاصره مالي و اقتصادي دولت فلسطيني است.
سند ششمين كنفرانس هرتزليا جمعبندي مهمترين عناوين مطرح شده را در كنفرانس نيز در برميگرفت كه بدينشرح مورد بحث و مناقشه قرار گرفت.
ادامه دارد ... |