باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 52 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
اجماع نظر ايدپولوژيک نخبگان و انتخابات مجلس
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نعمت الله - مظفرپور

منبع: سایت های خبری - شبکه خبر دانشجو

 
 

انقلاب اسلامي ايران در ادامه تطور نهضتهاي ديني برپايه اجماع نظر حول اين ايده شكل گرفت كه اولا دين داراي سياست است و سياست، بخشي عظيم از دين را شكل مي دهد .دوم اينكه دين در عصر مدرن هم مي تواند پاسخگوي نيازهاي اساسي و خرد بشر باشد.دين داراي اصول ثابتي است كه با توجه به مقتضيات زمان و از طريق ساز و كار اجتهاد تغييرات روشي و تاكتيكي مي دهد. اصول، ثابت هستند اما روشها، استراتژيها، الگوها و تاكتيكها تغيير پذيرند.

تا كنون هم ثابت شده است كه مي توان توسط تفقه در دين، با حفظ بنيادهاي ايدئولوژيك، تغيير گفتماني داد . به عنوان مثال سياست خارجي ما شيوه هاي مختلف درون گرايي و برون گرايي يا گفتمانهاي امت محوري و مركز محوري را از دهه 60 تا كنون به خود ديده است اما هدف، ثابت مانده است. هدف محوري، عزت دين بوده كه گاه از طريق درون گرايي و گاه برون گرايي، گاه از طريق پرداختن به مصالح و منافع ام القري و گاه امت اسلامي و مسلمانان جستجو شده است.

در مباحث توسعه، گفته مي شود كه اولين گام در نيل به توسعه، حصول اجماع نظر بين نخبگان و همسويي نخبگان فكري و اجرايي بويژه رگه هاي مختلف نخبگان اجرايي با يكديگر است چرا كه هر گونه حركت، منوط به اين است كه مبدا و مقصد مشخص باشد. همه مكاتب فكري، چارچوبي براي انسجام رابطه ميان سياست، فرهنگ و اقتصاد مطرح مي كنند. توسعه يافتگي، نتيجه صراحت فرهنگي و صراحت فرهنگي، نتيجه اجماع نظر پيرامون استنباطهاي كلان و مشترك از مفاهيم كليدي است. نخبگان و جامعه بايد بتوانند به تعاريف مشتركي پيرامون مفاهيم كليدي از قبيل: 1. انسان 2. جامعه 3. دين 4 . زندگي 5. كار 6. طبيعت 7. ثروت 8. قدرت 9. دولت و … دست يابند. نمي گوييم استنباطهاي واحد، كه محال است بلكه مي گوييم استنباطهاي مشترك. اجماع نظر كلان فكري، روشني انديشه ها و تفكرات را به ثمر مي رساند، لايه هاي فرهنگي و گسيختهاي فكري به حداقل مي رسند، تعداد استنباطها كمتر شده و جمعي مي شود. هنگامي كه استنباطها از صراحت و روشني و حداقل تضاد برخوردار باشد و افراد در ذهن و عمل خود، آنها را نهادينه كرده باشند، خود به خود سيستمي پديد خواهد آمد كه تبلور انسجام دروني انديشه هاست. البته منظور از اجماع نظر كلان فرهنگي، قالبي بودن تفكر و يكرنگ شدن انديشه ها نيست.

عليرغم اختلافات در غرب و كشورهاي غربي، يك سكوي مشترك فكري و ايدئولوژيك وجود دارد. حزب دموكرات و جمهوريخواه آمريكا بالاخره هر دو ليبرال ، سكولار و … هستند و در درون سكولاريسم تفاوتهايي هم دارند. دو حزب امريكايي به شدت به يكديگر نزديك هستند. در انگلستان احزاب محافظه كار و كارگر داراي اصول مشتركي هستند. هيچكس در امريكا و انگلستان خارج از قانون اساسي حرف نزده و مثلا از دولت ديني، سخن به ميان نمي آورد. يعني تكثر در درون ايدئولوژي واحد متصور است. احدي نظام محافظه كاري در بريتانيا را تخطئه نمي كند و نمي تواند بكند.ملكه هنوز هم قدرت زيادي دارد و سلطنت شان محترمي را داراست. مجلس لردها عليرغم كاهش اختيارات، نقش ايفا كرده و از حقوق اشراف آن كشور دفاع مي نمايد. اينها نشان مي دهد كه هنوز در انگلستان، قدرت سنت بر احتجاجات عقلي و مصالح اجتماعي مي چربد.

آيا امريكاييها اجازه مي دهند خارج از قانون اساسي، كساني از سياست ديني حرف زده و احيانا دست به شكل دهي تشكل اجتماعي بزنند؟ آيا دولتمردان لندن حاضرند حزبي اسلام گرا در آن كشور، قد علم كرده و به تبليغ ايدئولوژي اسلام گرا بپردازد؟ مسلما نه. برادران مك كارتي به مدت 3 دهه به قلع و قمع كمونيستهاي امريكا همت گماردند چرا كه تهديد مي شدند. در دهه 70 به دليل عدم رويكرد مردم به چپ ها، دولتمردان كاخ سفيد با رياكاري اعلام كردند كه همه آزادند فعاليت نمايند. اما در مواقع تهديد، يك اخلاق به تمام معنا فاشيستي از خود بروز مي دهند. دكتر غروي استاد دانشكده روابط بين الملل مي گفت: هرگاه مسلمانان در انتخابات شوراها در لندن راي مي آوردند، دولت به بهانه تقلب، صندوقهاي راي را ابطال مي كرد. افراد و گروهها مي توانند تكثر گفتماني داشته باشند اما تكثر ايدئولوژيك، ممنوع است.

ما اعتقادي به صلاحيت اخلاق سياسي آنها نداريم ولي بر اين امر هم صحه مي گذاريم كه تاكيد هر دولتي بر مباني و حفظ اصول ايدئولوژيك، موضوعي پذيرفته شده است كه طراحي هر نوع مدنيت و امنيت بدان بسته است.

مساله اين است كه ما هم حق داريم اينچنين باشيم. همانطوريكه عرض شد، قانون اساسي ج.ا.ا بر پايه مشرب ايدئولوژيك اصول گرايي اجتهادي و لحن احياگرايي ديني بنا نهاده شده و تكثر در درون آن پذيرفته است. كما اينكه تا كنون استانداردهاي لازمه حتي الامكان و با رعايت مصالح لازمه، ملاحظه شده است.اما بعد از دوم خرداد 76 مشرب فكريي پيدا شد كه آشكارا با تبليغ ايدئولوژي سكولار و برگشت به ايدئولوژي دولت موقت، اجماع نظر نخبگان و جامعه را هدف قرار داد. بدتر اينكه اين فرقه افكار خويش را نه به صراحت بلكه در قالب پوسته اي ديني بيان مي نمايد. دوم اينكه انديشه هايش نه اصيل بلكه از قدرت برخاسته و رو به سوي قدرت دارد. سوم و بدتر از همه اينكه مدام جهت تبليغ و جاانداختن افكار ارتجاعي خويش به قدرت فراسرزميني، سازمانهاي بين المللي و ايالات متحده امريكا، رويكرد دارد. اساسا خاستگاه فكري روشنفكري ما ، دنياي غرب است كه در نوشته هاي ديگر هم بدان اشاراتي رفته است و از تكرار، خودداري مي كنيم.

اكنون در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي، ما شاهد مواجهه نظام اسلامي با اين گروه هستيم كه به نام دموكراسي خواهان سكولاريزه كردن سياست و اجتماع هستند. اولا اينها راي مردم را با تبليغات و عوام فريبي جلب مي كنند. دوم اينكه عقايد خويش را صراحتا به اجتماع هم اعلام نمي دارند. سوم اينكه در اسلام، همگان آزادند آزاد بينديشند ولي آزاد نيستند كه ديگران را بفريبند و آزادي معقول ديگران را سلب كنند و يا كارهاي امنيتي كنند. اي بسا پيامبران كذاب در زمان پيامبر طرفداراني هم پيدا مي كردند، آيا پيامبر مي خواست حكومت را تسليم آنها نمايد. كما اينكه دستور داد شبانه حاكم يمن را بكشند و به افراد اعزامي پاداش هم داد.

فرض كنيم، اساسا ما ديندار نيستيم. دموكرات سكولار بودن هم به معناي توده گرايي و اسير احساسات و عاطفه مردم شدن نيست. اگر بر فرض مردم خواسته اي داشته باشند، يك دولتمرد عاقل بايد سعي كند با تلطيف فضاي افكار عمومي و حتي مواجهه با برخي تندرويها، امور را به سوي وضع مطلوب، هدايت نمايد. اساسا مصدق بدليل احساسات و عاطفه گرايي شكست خورد. در حاليكه در غرب هم، يك دولتمرد گاه در مقابل مردم، ايستادگي مي كند تا با صبر و حوصله آنها را از جريان امور آگاه سازد.

خلاصه اينكه اجماع نظر نخبگان پيرامون اصول گرايي اجتهادي و ايدئولوژي اسلام گرايي از سوي گروهي در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي، تهديد شده است. عده اي به سياست ديني و دين سياسي معتقد نيستند و براي پيشبرد اهدافشان حاضرند دست نياز به سوي كاخ سفيد و غرب دراز كنند و اين فوق العاده محكوم و خطرناك است. دكتر سريع القلم مي نويسد: من در كنفرانسهاي بين المللي از استادان تركيه، عربستان و مصر به كرات شنيده ام كه به من به عنوان يك ايراني گفته اند: اينكه در كشور شما درگيري و تضاد است و اين درگيري و تضاد فقط در بين نيروهاي داخلي است، قدر بدانيد. به خاطر اينكه در كشورهاي ما يك عنصر خارجي وجود دارد و اين براي ما بسيار آزاردهنده است. آنها گفتند در كشورشان، غرب و امريكا يك گوشه طناب سياست را در اختيار دارند.

نظام بايد بتواند با اين فرقه دست و پنجه نرم كرده و با بالا بردن كارآمدي نظام سياسي، جنبش نرم افزاري و عدالتخواهي، نقشه هاي متعددي را خنثي نمايد. البته درباره نحوه مواجهه، ملاحظات و انتقادات بسيار جدي داريم.

ولايتمداري حكم مي كند كه بگويم: مقداري از انرژي را كه صرف رد و اضمحلال لانه هاي عصيان و غرب شيفته مي كنيم، صرف خود سازيم. اعتقاد راسخ دارم كه در صورت مجهز شدن نيروهاي اصيل انقلاب به دانش و عمل، جوان گرايي، انديشه محوري، احترام به دانش و دانشمند، پيشه گرفتن سياست به تمام معنا ديني و دوري از هرگونه عمل غير ديني و سياست ماكياوليستي، تعمق و جديت درباره امور، نگاه مساله وار به توسعه و هويت ديني و تاريخي، نقادي و نقدپذيري؛ همه چيز حل مي شود.

نبايد روي شبهات خاكستر داد بلكه بايد پاسخ گفت: قبل از طرح آن توسط ديگران، بايد طرح كرده و پاسخ داد.

در هر اردوگاه سياسي، عده اي قدرت پرست و لئيم وجود دارند كه بايد مواظب آنها بود. ما بايد جدي باشيم و از فرهنگ و سنتي كه خلاف دين اما برخاسته از بيماريهاي تاريخي است، دوري كرده و يا با آنها مبارزه كنيم. بايد به تعبير پيامبر اكرم(ص) بر صورت چاپلوسان خاك پاشيد. با شناخت اندك از مقوله توسعه و معضلات آن، معتقدم كه چاپلوسي و چاپلوس پروري به اندازه غرب گرايي، انقلاب را تهديد مي كند. جامعه امروز و حتي سازمانهاي كوچك، به شدت تشنه و نيازمند سياست اخلاقي هستند. نبايد گذاشت آزادي و دين ملعبه شياطين واقع شوند.

نكته ديگر در خطاب به دانشگاهيان است. مبادا اسير دست سياست پردازان و دنيا پرستان قرار گيرند. اتفاقا ما مجلسي قوي مي خواهيم. اما آيا مجلسي كه به تريبون شركتهاي چند مليتي و لابيهاي صهيونيست تبديل شود، قوي است؟ هنديها، مقاومت خويش در قبال امريكا را مديون مجلس قدرتمند و كار دان هستند و ما هم به مجلس با تدبير نياز داريم اما مجلس ششم در مواقع مختلف از جمله پروتكل الحاقي، عصاي دست غربيها بود. اساتيد دانشگاه بايد نسبت به سياست حساس باشند. اما نگاه علمي به سياست با سياسي كاري تفاوت دارد. نبايد دانشمند ابزار دست سياست بازان باشند.در اين باره بايد نكات بسيار ارزشمند ماكس وبر را بدانها گوشزد كرد. وي در مبحثي با عنوان «كلاس درس جاي موضعگيريهاي سياسي نيست»مي گويد:

« حال يك لحظه هم در مورد رشته هايي تامل كنيم كه من با آنها آشنايي بيشتري دارم مثل جامعه شناسي، تاريخ، اقتصاد سياسي، علوم سياسي و انواع فلسفه هاي فرهنگي كه هدفشان تفسير علومي است كه قبلا از آنها يادكرديم. چيزيكه مي گويند و منهم آنرا تاييد مي كنم اينستكه جاي سياست در كلاسهاي درس دانشگاهي نيست. قبل از هر چيز از جانب دانشجويان بايد گفت كه جاي سياست در كلاس درس نيست. براي مثال من از اين عمل كه روزي تعدادي از دانشجويان صلح طلب در سالن هاي درس همكار قديمي من،« ديتريخ شافر»،در برلن جمع شوند و دور ميز او را گرفته و سرو صدا به راه بيندازند به همان اندازه متاسف مي شوم كه از رفتار دانشجويان ضد صلحي كه بنظر مي رسد تظاهراتي بر عليه استاد «فرستر» بعمل آورده اند كه منهم بدلايل متعدد و بنا به تصورات شخصي خود بسيار از او فاصله دارم. اين مطلب از جانب اساتيد نيز مورد تاييد است، خصوصا وقتي كه مشغول بررسي علمي مسايل سياسي هستند نبايد به هيچ وجه وارد سياست شوند. در حقيقت اتخاذ يك موضع در سياست عملي يك چيز است و تحليل علمي ساختارهاي سياسي و نظريه احزاب چيزي ديگر. وقتي كه طي يك گردهم آيي سياسي از دموكراسي سخن به ميان مي آيد نه تنها موضع شخصي را پنهان نمي كنند بلكه گاهي ايجاب مي كند كه انسان موضع خود را صريحا اعلام كند. كلماتي كه در اين وضعيت ادا مي كنند اصلا ربطي به يك تحليل علمي ندارد، بلكه حالت يك فراخوان سياسي و درخواست تعيين موضع از ديگران را دارد. چنين كلماتي ديگر حكم بيلهايي را ندارند كه زمين را براي پرورش افكار بارور شخم مي زنند، بلكه شمشيرهايي هستند كه رقبا را هدف قرار مي دهند؛ بعبارتي اين گونه كلمات در يك گردهم آيي به منزله ابزار پيكار هستند. درحاليكه بيان اين كلمات در كلاس درس كار ناشايستي بحساب مي آيد. وقتي كه در كلاس درس دانشگاه مطالعه مثلا دموكراسي پيشنهاد مي شود، در حقيقت شكلهاي مختلف آنرا بررسي مي كنند و عملكرد خاص هر يك از اشكال دموكراسي را به تحليل مي گذارند و نتايجي را كه از اين يا آن شكل دموكراسي پديد مي آيد مورد مطالعه قرار مي دهند و سپس اشكال دموكراسي را در مقابل نظامهاي سياسي غير دموكراتيك قرار مي دهند و تحليل را تا بدان حد ادامه مي دهند كه شنونده خود را در مقامي احساس كند كه قادر باشد نقطه اتكايي پيدا كرده و با تكيه بر آن موضعي سازگار با ايده آلهاي اساسي خود اتخاذ نمايد. ولي معلم واقعي از تحميل تلويحي يا صريح هرگونه موضعي به شنوندگان خودداري خواهد كرد زيرا خائنانه ترين روش ها آن است كه حوادث را طوري معرفي كنيم كه نتيجه خاصي از آن حاصل شود.»

 

منابع:

1. درباره اهميت اجماع نظر نخبگان در توسعه، ر.ك عقلانيت وآينده توسعه يافتگي ايران، نوشته محمود سريع القلم.

2. درباره مطلب وبر ر. ك ، دانشمند و سياستمدار، نوشته ماكس وبر، ترجمه احمد نقيب زاده، ص ص 66-7.

3. درباره سياست و حكومت در انگلستان ر. ك سياست و حكومت در اروپا، نوشته دكتر احمد نقيب زاده، بخش دوم.

4. درباره برخورد پيامبر اكرم(ص) با حاكم يمن ر. ك خدمات متقابل اسلام و ايران، نوشته شهيد مطهري.

 

 

 

    213 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انتخابات مجلس شوراي اسلامي ایران (30)
●   سكولاريسم (111)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:25/11/1382

تاريخ شمسی نشر:25/11/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب