باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 56 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ماموريت‌ جديد ارتش‌ ايالات متحده
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - اعتماد

 
 

خبرنگار هيجان‌زده‌ نيويورك‌ تايمز 23 مارس‌ سال‌ گذشته‌ ميلادي‌ و در بحبوحه‌ عمليات‌ اشغال‌ عراق‌ از سوي‌ نيروهاي‌ ائتلاف‌ تحت‌ رهبري‌ ايالات‌ متحده‌ نوشت‌: در اولين‌ فاز عمليات‌ جنگي‌ ارتش‌ امريكا در عراق‌ كماندوهاي‌ نيروي‌ دريايي‌ يكي‌ از سكوهاي‌ بارگيري‌ نفت‌ در نقطه‌ تماس‌ قلمرو عراق‌ با خليج‌فارس‌ را به‌ اشغال‌ خود در آوردند. او به‌ عملياتي‌ اشاره‌ داشت‌ كه‌ طي‌ آن‌ پايانه‌هاي‌ نفتي‌ در عملياتي‌ برق‌آسا به‌ تصرف‌ نيروهاي‌ ويژه‌ امريكايي‌ درآمد. در اين‌ عمليات‌ نيروهاي‌ عراقي‌ كه‌ به‌ سلاح‌هاي‌ سبك‌ مجهز بودند ميدان‌ را به‌ امريكايي‌ها واگذار كردند و در نبردي‌ تقريبا بدون‌ خونريزي‌ اولين‌ پيروزي‌ براي‌ تسلط‌ بر منابع‌ نفتي‌ عراق‌ به‌ نام‌ ايالات‌ متحده‌ به‌ ثبت‌ رسيد.

يك‌ سال‌ و نيم‌ پس‌ از آن‌ زمان‌ نيروهاي‌ امريكايي‌ هنوز هم‌ در تلاش‌ هستند كنترل‌ خود بر تاسيسات‌ نفتي‌عراق‌ را حفظ‌ كنند اما منازعات‌ كنوني‌ ديگر بدون‌ خونريزي‌ نيست‌. 14 آوريل‌ سال‌ جاري‌ ميلادي‌ دو ملوان‌ امريكايي‌ و يك‌ محافظ‌ مسلح‌ در حمله‌ انتحاري‌ يك‌ قايق‌ تندرو به‌ پايانه‌ نفتي‌ خورالاميه‌ كشته‌ شدند و صدها امريكايي‌ ديگر كه‌ مشغول‌ حفاظت‌ از امپراتوري‌ نفتي‌ عراق‌ هستند تاكنون‌ هدف‌ حملات‌ مرگبار قرار گرفته‌اند.

به‌ واقع‌ عراق‌ امروز به‌ صحنه‌ جنگي‌ با دو جبهه‌ تبديل‌ شده‌ است‌: منازعه‌يي‌ بر سر كنترل‌ شهرهاي‌ عراق‌ و نبردي‌ دايمي‌ براي‌ حفاظت‌ از زيرساخت‌هاي‌ نفتي‌ اين‌ كشور در برابر حملات‌ و عمليات‌ خرابكارانه‌.

اولين‌ جنگ‌ بطور گسترده‌يي‌ در رسانه‌هاي‌ جهاني‌ انعكاس‌ پيدا مي‌كند اما دومي‌ كمتر توجه‌ كسي‌ را به‌ خود جلب‌ مي‌كند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ سرنوشت‌ زيرساخت‌هاي‌ نفتي‌ عراق‌ به‌ لحاظ‌ اهميت‌ دست‌ كمي‌ از بسط‌ كنترل‌ نظاميان‌ امريكايي‌ بر شهرهاي‌ ناآرام‌ و درگيري‌ منازعه‌ در اين‌ كشور ندارد.

ناكامي‌ در كسب‌ موفقيت‌هاي‌ قاطع‌ در حفظ‌ و تضمين‌ تداوم‌ فعاليت‌ تاسيسات‌ نفتي‌ عراق‌ به‌ منزله‌ نابودي‌ بستري‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها دولت‌ آينده‌ عراق‌ براي‌ ادامه‌ حيات‌ خود به‌ آن‌ محتاج‌ است‌ كه‌ به‌ ايجاد بحران‌ جدي‌ در عرصه‌ اقتصاد بين‌المللي‌ منتج‌ خواهد شد. به‌ همين‌ دليل‌ است‌ كه‌ يك‌ مقام‌ ارشد امريكايي‌ به‌ نيويورك‌ تايمز مي‌گويد به‌ لحاظ‌ اهميت‌ استراتژيك‌ هيچ‌ كاركردي‌ در عراق‌ به‌ اندازه‌ استقرار نيروهاي‌ امريكايي‌ در تاسيسات‌ نفتي‌ عراق‌ سرنوشت‌ساز نيست‌.

مقامات‌ ارشد واشنگتن‌ اصرار دارند صيانت‌ از تاسيسات‌ نفتي‌ عراق‌ وظيفه‌يي‌ است‌ كه‌ عاقبت‌ به‌ عراقي‌ها واگذار خواهد شد اما فرا رسيدن‌ اين‌ روز اكنون‌ به‌ آينده‌يي‌ دور و غيرقابل‌ پيش‌بيني‌ موكول‌ شده‌ است‌. تا زماني‌ كه‌ نيروهاي‌ امريكايي‌ در قلمرو عراق‌ حضور داشته‌ باشند بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از آنها به‌ حفاظت‌ از تاسيسات‌ آسيب‌پذير نفتي‌ اين‌ كشور چون‌ خطوط‌ لوله‌ نفتي‌، پالايشگاه‌ها، پايانه‌ها و حوزه‌هاي‌ نفتي‌ گمارده‌ مي‌شوند. اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ با توجه‌ به‌ وجود هزاران‌ كيلومتر خط‌ لوله‌ نفتي‌ و آسيب‌پذيري‌ بالاي‌ تاسيسات‌ نفتي‌ عراق‌ اين‌ وظيفه‌ بشدت‌ پرمخاطره‌ است‌.

 

حفاظت‌ از خطوط‌ لوله‌

گفته‌ مي‌شود يكي‌ از مهمترين‌ اهداف‌ نظاميان‌ امريكايي‌ در عراق‌ حفاظت‌ از تاسيسات‌ نفتي‌ اين‌ كشور است‌ چرا كه‌ اقتصاد عراق‌ تا حد زيادي‌ متكي‌ به‌ درآمدهاي‌ حاصل‌ از صادرات‌ نفت‌ است‌ اما واقعيت‌ اين‌ است‌ كه‌ عراق‌ تنها كشوري‌ نيست‌ كه‌ نيروهاي‌ امريكايي‌ جان‌ خود را براي‌ صيانت‌ از منابع‌ نفتي‌ و تضمين‌ جريان‌ نفت‌ به‌ بازارهاي‌ جهاني‌ به‌ مخاطره‌ مي‌اندازند.

در كلمبيا، عربستان‌ سعودي‌، گرجستان‌ و برخي‌ ديگر از كشورها نيروهاي‌ امريكايي‌ شب‌ و روز خود را وقف‌ صيانت‌ از تاسيسات‌ نفتي‌ كرده‌اند و بطور مستقيم‌ يا با نظارت‌ بر عملكرد نيروهاي‌ بومي‌ در حفظ‌ امنيت‌ خطوط‌ لوله‌، پالايشگاه‌ها و پايانه‌هاي‌ نفتي‌ مشاركت‌ دارند. نيروي‌ دريايي‌ ارتش‌ ايالات‌ متحده‌ هم‌اكنون‌ سرگرم‌ حفاظت‌ از مسيرهاي‌ تردد نفتكش‌ها در خليج‌فارس‌، درياي‌ عمان‌، درياي‌ چين‌ جنوبي‌ و در ساير مسيرهايي‌ است‌ كه‌ نفت‌ مورد نياز ايالات‌ متحده‌ و كشورهاي‌ متحدش‌ از طريق‌ آنها حمل‌ مي‌شود. در واقع‌ ارتش‌ ايالات‌ متحده‌ به‌ شكل‌ روزافزوني‌ در حال‌ تبديل‌ شدن‌ به‌ نيروي‌ حافظ‌ نفت‌ جهاني‌ است‌.

وضعيت‌ گرجستان‌ نمونه‌يي‌ روشن‌ از اين‌ روند است‌. در پي‌ اضمحلال‌ اتحاد جماهير شوروي‌ در سال‌ 1992 شركت‌هاي‌ نفتي‌ امريكايي‌ و مقامات‌ اين‌ كشور در حال‌ تلاش‌ براي‌ دستيابي‌ به‌ منابع‌ نفت‌ و گاز حوزه‌ خزر، بويژه‌ منابع‌ ايران‌، قزاقستان‌، جمهوري‌ آذربايجان‌ و تركمنستان‌ بوده‌اند. برخي‌ كارشناسان‌، ذخاير نفتي‌ اين‌ منطقه‌ را در حدود دويست‌ ميليارد بشكه‌ تخمين‌ مي‌زنند كه‌ هفت‌ برابر مجموع‌ ذخاير باقي‌مانده‌ در ايالات‌ متحده‌ است‌.

اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ كشورهاي‌ حوزه‌ خزر به‌ استثناي‌ ايران‌ سرزمين‌هايي‌ محصور و بسته‌ هستند و تنها راه‌ انتقال‌ منابع‌ نفتي‌ آنها به‌ بازارهاي‌ جهاني‌ از طريق‌ خطوط‌ لوله‌يي‌ است‌ كه‌ از منطقه‌ آشوب‌زده‌ قفقاز و از كشورهاي‌ ارمنستان‌، آذربايجان‌ و گرجستان‌ و جمهوري‌هاي‌ درگير جنگ‌ داخلي‌ روسيه‌ چون‌ چچن‌، داغستان‌، اينگوش‌ و اوستياي‌ شمالي‌ مي‌گذرد. ايالات‌ متحده‌ كه‌ همواره‌ به‌ تامين‌ امنيت‌ تاسيسات‌ نفتي‌ منطقه‌ و حفظ‌ جريان‌ نفت‌ به‌ بازارهاي‌ جهاني‌ مي‌انديشد طي‌ سالهاي‌ گذشته‌ با اعطاي‌ ميلياردها دلار كمك‌ مالي‌ بلاعوض‌ در آموزش‌ نيروهاي‌ نظامي‌ كشورهاي‌ منطقه‌ مشاركت‌ داشته‌ است‌ و ارتش‌ امريكا مترصد بسط‌ حضور خود در آسياي‌ ميانه‌ پس‌ از تكميل‌ خط‌ لوله‌ نفتي‌ باكو جيحان‌ در سال‌ 2006 ميلادي‌ است‌.

مي‌توان‌ به‌ كلمبيا به‌ عنوان‌ نمونه‌يي‌ ديگر اشاره‌ كرد، جايي‌ كه‌ نيروهاي‌ امريكايي‌ بطور فزاينده‌يي‌ در پروژه‌ تامين‌ امنيت‌ تاسيسات‌ نفتي‌ اين‌ كشور حضور دارند. مهمترين‌ ماموريت‌ اين‌ نيروها كمك‌ به‌ حفاظت‌ از خطوط‌ لوله‌ نفتي‌ است‌ كه‌ نفت‌ استحصالي‌ از حوزه‌هاي‌ نفتي‌ مركز اين‌ كشور كه‌ درگير جنگي‌ داخلي‌ است‌ را به‌ پايانه‌هاي‌ نفتي‌ حوزه‌ كاراييب‌ منتقل‌ مي‌كند تا امكان‌ عرضه‌ آن‌ به‌ خريداران‌ نفت‌ در ايالات‌ متحده‌ و ساير نقاط‌ فراهم‌ آيد.براي‌ سالها شورشيان‌ چپ‌گرا با خرابكاري‌ مانع‌ از فعاليت‌ دايمي‌ و بي‌وقفه‌ اين‌ تاسيسات‌ بوده‌اند و با اين‌ بهانه‌ كه‌ ثروت‌هاي‌ كلمبيا با همكاري‌ بوگوتا به‌ تاراج‌ گذاشته‌ شده‌ سعي‌ داشته‌اند حاكميت‌ اين‌ كشور را از منابع‌ مالي‌ خود محروم‌ كنند. واشنگتن‌ با هدف‌ تقويت‌ توان‌ كلمبيا در مواجهه‌ با شورشيان‌ اين‌ كشور صدها ميليون‌ دلار به‌ تامين‌ امنيت‌ تاسيسات‌ نفتي‌ كلمبيا اختصاص‌ داده‌ است‌ و نيروهاي‌ اين‌ كشور در تامين‌ امنيت‌ خط‌ لوله‌ نفتي‌ كانو ليمون‌ كه‌ تاسيسات‌ استخراج‌ نفت‌ در استان‌ اروكا را به‌ بندر ليمون‌ در سواحل‌ كاراييب‌ منتقل‌ مي‌كنند حضور فعال‌ دارند. در همين‌ راستا آموزشياران‌ نيروهاي‌ ويژه‌ ارتش‌ ايالات‌ متحده‌ در حال‌ مشاركت‌ در تامين‌ نيروي‌ انساني‌ و تجهيزات‌ مورد نياز واحدهاي‌ ويژه‌ ارتش‌ كلمبيا هستند كه‌ قرار است‌ تنها ماموريت‌شان‌ محافظت‌ از خطوط‌ لوله‌ نفتي‌ و مقابله‌ با شورشيان‌ باشد.

 

نفت‌ و بي‌ثباتي‌

بكارگيري‌ نيروهاي‌ نظامي‌ ايالات‌ متحده‌ براي‌ كمك‌ به‌ محافظت‌ از تاسيسات‌ نفتي‌ آسيب‌پذير در مناطق‌ درگير مناقشه‌ و نقاطي‌ كه‌ بطور متناوب‌ با بي‌ثباتي‌ و ناآرامي‌ مواجه‌ هستند به‌ سه‌ دليل‌ طي‌ سالهايي‌ كه‌ از پي‌ مي‌آيند افزايش‌ خواهد يافت‌: افزايش‌ اتكاي‌ ايالات‌ متحده‌ به‌ واردات‌ نفت‌،تحول‌ در توليد نفت‌ كه‌ از كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ به‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ انتقال‌ پيدا مي‌كند و به‌ نظامي‌شدن‌ روبه‌تزايد سياست‌ خارجي‌ مبتني‌ بر انرژي‌ ايالات‌ متحده‌.

اتكاي‌ امريكا به‌ نفت‌ وارداتي‌ از سال‌ 1972 به‌ بعد بطور مداوم‌ در حال‌ افزايش‌ بوده‌ است‌. در آن‌ سال‌ توليد داخلي‌ نفت‌ در ايالات‌ متحده‌ به‌ ميزان‌ بي‌سابقه‌ 6\11ميليون‌ بشكه‌ در روز رسيد. اكنون‌ ميزان‌ استحصال‌ نفت‌ داخلي‌ در امريكا به‌ نه‌ ميليون‌ بشكه‌ در روز كاهش‌ يافته‌ است‌ و گمان‌ مي‌رود با كاهش‌ ذخاير حوزه‌هاي‌ قديمي‌ روند نقصان‌ ميزان‌ توليد تداوم‌ داشته‌ باشد و حتي‌ اگر استحصال‌ نفت‌ از آلاسكا، آنگونه‌ كه‌ دولت‌ بوش‌ خواستار آن‌ است‌ نيز آغاز شود ميزان‌ توليد در امريكا افزايش‌ نخواهد يافت‌.

اين‌ همه‌ در حالي‌ است‌ كه‌ مصرف‌ نفت‌ در ايالات‌ متحده‌ سيري‌ صعودي‌ دارد و اگرچه‌ اكنون‌ به‌ حدود بيست‌ ميليون‌ بشكه‌ در روز بالغ‌ مي‌شود اما پيش‌بيني‌ مي‌شود اين‌ ميزان‌ در سال‌ 2015 ميلادي‌ به‌ سقف‌ 29 ميليون‌ بشكه‌ در روز برسد. اين‌ بدان‌ معناست‌ كه‌ سهم‌ واردات‌ نفت‌ در تامين‌ مصرف‌ داخلي‌ از 55 درصد در حال‌ حاضر به‌ 69 درصد در سال‌ 2015 افزايش‌ خواهد يافت‌.

مهمترين‌ مساله‌ در مورد افزايش‌ ميزان‌ وابستگي‌ امريكا به‌ نفت‌ وارداتي‌ اين‌ نكته‌ است‌ كه‌ اين‌ نفت‌ از كشورهايي‌ با رژيم‌هايي‌ متخاصم‌ و درگير منازعات‌ داخلي‌ و نه‌ از كشورهاي‌ دوست‌ و متحد امريكا چون‌ كانادا و نروژ تامين‌ خواهد شد. اين‌ بدان‌ دليل‌ است‌ كه‌ كشورهاي‌ صنعتي‌ بخش‌ اعظم‌ ذخاير نفتي‌ خود را چون‌ امريكا مصرف‌ كرده‌اند و آنان‌ نيز طي‌ سالهاي‌ آتي‌ حداكثر قادر به‌ تامين‌ نيازهاي‌ داخلي‌ خود خواهند بود. در چنين‌ شرايطي‌ امريكا و ساير كشورهاي‌ غربي‌ به‌ نفت‌ توليدي‌ در كشورهايي‌ وابسته‌ مي‌شوند كه‌ درگير منازعات‌ داخلي‌ مبتني‌ بر اختلافات‌ قومي‌، مذهبي‌ هستند و بستر رشد افراطي‌گري‌ تلقي‌ مي‌شوند.

صرف‌نظر از ريشه‌هاي‌ تاريخي‌ اختلافات‌ داخلي‌ در اين‌ كشورها سرازير شدن‌ ثروت‌هاي‌ نفتي‌ به‌ آنها كه‌ با افزايش‌ قيمت‌ نفت‌ در سالهاي‌ آينده‌ روند سريعتري‌ به‌ خود مي‌گيرد اختلافات‌ طبقاتي‌ در آنها تشديد شده‌ و مردم‌ در راستاي‌ خطوط‌ قومي‌،مذهبي‌ صف‌بندي‌ مي‌كنند. براي‌ جلوگيري‌ از هرج‌ومرج‌ طبقه‌ حاكمان‌ چون‌ خانواده‌ سلطنتي‌ عربستان‌ سعودي‌ يا ثروتمندان‌ نفتي‌ وابسته‌ به‌ دولت‌ در جمهوري‌ آذربايجان‌ و قزاقستان‌ به‌ سركوب‌ توده‌ها روي‌ آورده‌ و به‌ ماشين‌ سركوب‌ خود اتكا مي‌كنند. تداوم‌ اين‌ روند چاره‌يي‌ جز روي‌آوردن‌ به‌ روش‌هاي‌ خشونت‌آميز براي‌ ايجاد تحول‌ در حاكميت‌ها را باقي‌ نخواهد گذاشت‌ و نبايد انتظار داشت‌ در سالهاي‌ آينده‌ وضعيت‌ در كشورهاي‌ نفت‌ خيز جهان‌ سوم‌ متضمن‌ ثبات‌ پايدار باشد.

 

خط‌ مشي‌ انرژي‌ نظامي‌ شده‌

مقامات‌ ايالات‌ متحده‌ به‌ معضلات‌ سيستماتيك‌ فراروي‌ امنيت‌ نفتي‌ جهان‌ هميشه‌ واكنش‌ مشابهي‌ نشان‌ داده‌اند و اين‌ واكنش‌ چيزي‌ جز روي‌ آوردن‌ به‌ راهكارهاي‌ نظامي‌ براي‌ تضمين‌ جريان‌ نفت‌ از كشورهاي‌ توليدكننده‌ به‌ كشورهاي‌ مصرف‌كننده‌ غربي‌ نبوده‌ است‌. اين‌ سياستي‌ بود كه‌ اولين‌ بار توسط‌ هري‌ ترومن‌ و آيزنهاور در ضمن‌ جنگ‌ دوم‌ جهاني‌، زماني‌ كه‌ ماجراجويي‌هاي‌ روسها در ايران‌ و ناآرامي‌هاي‌ گسترده‌ در كشورهاي‌ عرب‌ خاورميانه‌ امنيت‌ جريان‌ نفت‌ خليج‌ فارس‌ را به‌ مخاطره‌ افكند به‌ كار گرفته‌ شد.

كارتر اولين‌ بار بطور رسمي‌ به‌ اين‌ سياست‌ اشاره‌ كرد. او در پي‌ تهاجم‌ ارتش‌ سرخ‌ شوروي‌ به‌ افغانستان‌ و به‌ ثمر رسيدن‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ در ژانويه‌ سال‌ 1980 اعلام‌ كرد تضمين‌ جريان‌ نفت‌ خليج‌ فارس‌ از اولويت‌هاي‌ سياست‌ خارجي‌ امريكا و از جمله‌ منافع‌ حياتي‌ اين‌ كشور است‌. او تاكيد كرد امريكا براي‌ تحقق‌ اين‌ هدف‌ از هيچ‌ اقدامي‌ از جمله‌ روي‌آوردن‌ به‌ گزينه‌ نظامي‌ كوتاهي‌ نخواهد كرد.

در ابتدا اين‌ سياستي‌ بود كه‌ صرفا در خليج‌ فارس‌ به‌ عنوان‌ حياتي‌ترين‌ شريان‌ نفت‌ جهان‌ آزموده‌ شد اما اندك‌ اندك‌ حيطه‌ اعمال‌ آن‌ گسترانيده‌ شد و با توجه‌ به‌ افزايش‌ نياز امريكا به‌ نفت‌ وارداتي‌ در ساير مناطق‌ نفت‌خيز جهان‌ چون‌ حوزه‌ خزر،آفريقا و امريكاي‌ لاتين‌ نيز همان‌ سياست‌ به‌ كار گرفته‌ شد يا اعمال‌ آن‌ در دستور كار مقامات‌ امريكايي‌ قرار دارد. البته‌ امريكايي‌ها تلاش‌ خود براي‌ صيانت‌ از منابع‌ و تاسيسات‌ نفتي‌ را نيز در چارچوب‌ دكترين‌ جنگ‌ با ترور توجيه‌ مي‌كنند.

به‌ عنوان‌ مثال‌ در اسناد ارايه‌ شده‌ از سوي‌ پنتاگون‌ به‌ كنگره‌ ايالات‌ متحده‌ براي‌ تخصيص‌ بودجه‌ به‌ ارتقاي‌ توان‌ نظامي‌ قزاقستان‌ براي‌ مقابله‌ با تهديدات‌ تروريستي‌ صراحتا به‌ لزوم‌ افزايش‌ توان‌ اين‌ كشور براي‌ محافظت‌ از تاسيسات‌ نفتي‌ اشاره‌ شده‌ است‌ يا دولت‌ امريكا در توجيه‌ حضور گسترده‌ نيروي‌ دريايي‌ اين‌ كشور در سواحل‌ غرب‌ آفريقا از ذكر اين‌ نكته‌ كه‌ گشتزني‌ واحدهاي‌ دريايي‌ ارتش‌ امريكا براي‌ حفاظت‌ از نفتكش‌هايي‌ است‌ كه‌ حامل‌ نفت‌ نيجريه‌ هستند، ترديد به‌ خود راه‌ نمي‌دهد.

 

    259 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   ارتش آمريكا (37)
●   انرژی (94)
●   تروریسم (260)
●   جنگ عراق (565)
●   نفت (166)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:21/07/1383

تاريخ شمسی نشر:21/07/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب