باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 50 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
تجربه، بسترساز خود باوري
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: عرفان - صاحبي

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت های خبری - جام جم آن لاین

 
 

وضع آموزش در کشور بويژه براي کودکان به دليل مشکلات بسياري که در چندسال اخير با آن مواجه بوده ايم ، بسيار نامناسب است. اين موضوع را برخي متوليان کشور همچون دکتر علي شريعتمداري در گفتگوهايش خاطرنشان کرده است.

البته در اين چند سال اخير فعاليت هاي خوبي انجام يافته است ، ولي تغييراتي که اين فعاليت ها به دنبال داشته چندان بنيادي نبوده و روند حفظ طوطي وار و فراموشي بعد از امتحان همچنان ادامه دارد.

با توجه به تحولات جديدي که در آموزش و پرورش دنيا به وجود آمده است ، متخصصان تلاش کرده اند چندين عنصر را وارد مباني آموزش و پرورش سازند.

آموزش بايد به گونه اي باشد که کودکان را در راستاي اهداف در نظر گرفته شده ترغيب کند. به عبارت ديگر، در آنها انگيزه يادگيري ايجاد کند.

اول مهرماه انبوهي از کودکان براي نخستين بار قدم به دبستان گذاردند تا دنياي تازه اي را تجربه کنند. برخي ديگر، در مقاطع مختلف تحصيلي مي روند تا برنامه هاي بي هيجان و خشکي را که سالهاست تجربه مي کنند، دوباره مرور کنند. در نگاه اول ، مهمترين تفاوت بين اين دو گروه از دانش آموزان ، شور و شوق نوآموزان 6 ساله ، به ديدن و آموختن و يافتن پاسخ به مجموعه سوالات مختلفي است که نه تنها رغبت آفرين نيستند، بلکه برخي از آنها خسته کننده و بسيار ملال آور نيز شده اند.

واقعيت اين است که ايجاد انگيزه يادگيري ، عامل اصلي فرآيند تربيت دانش آموز است که باتاسف ، در مدارس ، چندان مورد عنايت قرار نگرفته و در نظام آموزشي ، بهاي چنداني به آن داده نشده است.

همين مساله يکي از دلايل اصلي افت تحصيلي و بي توفيقي دانش آموزان است که کم آموزي ، بي تفاوتي به فعاليت هاي کلاسي و کاهش کيفي سطح يادگيري از تبعات منفي آن محسوب مي شود.

اگر انگيزه را پديدآوردن چنان فضايي در کلاس بدانيم که در آن ، «فرآيند کار همسطح و به اندازه نتيجه کار، مهم است»، به اين نتيجه مي رسيم: مادام که دانش آموزان کلاس ، فاقدانگيزه لازم يادگيري باشند، همه يا دست کم بخش عظيمي از فعاليت هاي آموزشي معلم بي نتيجه مي ماند و فاصله ميان وضع موجود دانش آموزان و هنجار مطلوب بيشتر و تحقق اهداف شناخته شده تربيت ناممکن تر مي شود.

تعاريف متعددي براي مفهوم انگيزه وجود دارد که به منظور تبيين هدفهاي اين نوشتار به چند نمونه اشاره مي شود.

انگيزه در فرهنگ هاي فارسي ، به معناي سبب و علت آمده ، يا آنچه کسي را به کاري برمي انگيزاند و معادل آن در انگليسي Motive و بالاخره Motivation يا انگيزش است.

از ديدگاه فري ماير Frymier انگيزش چيزي است که رفتار انسان را هم جهت مي دهد و هم شدت. البته برخي مربيان ، انگيزه را معلول نيازهاي انساني مي دانند و آن را عامل تحريک کننده رفتارها در جهت معين تعريف کرده اند، مانند مازلو.

دکتر براهني به نقل از موري ، انگيزه را عاملي مي داند که به طور مستقيم قابل مشاهده نيست ولي وجود آن ، از رفتار شخص استنباط مي شود.

به نظر نرمان ل.مان ، انگيزه جنبه هيجاني دارد، رفتار را به سوي هدف هدايت مي کند و بر اثر همبستگي تصوراتي که از خوشي و ناخوشي در ذهن مانده است ، به وجود مي آيد.

براساس اين نگرش ، آدمي ممکن است در يک حالت برانگيختگي هيجاني ، نيرو بگيرد که بسهولت موانع موجود را کنار بزند و بر مشکلات غلبه کند و پيروز شود. در ارتباط با نظريه انگيزش يادگيري ، 4 پرسش همواره مطرح بوده است:

1-عامل بروز يک رفتار چيست؟

2-عامل هدايت يک رفتار کدام است؟

3-چرا يک رفتار آموخته مي شود؟

4-چرا يک رفتار متوقف مي شود و تکرار نمي شود؟

ارائه پاسخ هاي مرتبط با هر يک از اين سوالات ، نهايتا به روشن شدن رابطه متقابل انگيزش يادگيري ، منجر مي شود و مبين اين نکته است که در تعليم و تربيت جديد، انگيزه جهت دهنده رفتارهاي کودک است ، اگرچه علماي تربيت ، نقش غرايز را در بروز رفتارها و گروهي ديگر اصل حاکميت لذت و الم و مازلو نياز را علت بروز انگيزه معرفي کرده اند.

اگر نياز را «تفاوت بين وضع موجود و هنجار و مطلوب » بدانيم ، تفاوتي که برهم زننده تعادل و موجد تلاش براي اعاده آن است ، تقسيم بندي نيازها از ديدگاه مازلو به بخشهاي (فيزيولوژيک ، ايمني ، تعلق يا پذيرش ، عزت نفس و خودشکوفايي ، پيدايي انگيزه در موقعيت هاي مختلف يادگيري و تغيير رفتار را به بهترين شيوه توجيه مي کند.

بوول مي نويسد: «...هيچ رفتار غيربرانگيخته اي وجود ندارد. انگيزش يک ويژگي رفتار در حال انجام است...»

اشاره به اين نکته نيز ضروري است که در نظريه هاي قديمي تر انگيزش ، تصوير منفعلي از دانش آموز ترسيم مي شود، در حالي که اکنون ، مربيان تربيت ، انسان را موجودي فعال ، کاشف ، ارزياب ، قادر به تعويق انداختن خوشي و تبيين کننده نتايج رفتار خود تعريف کرده اند ميشل و بيکر. تول مان ، عامل نياز را تنها دليل رفتارهاي انگيزشي نمي داند، بلکه انتظارات فرد را در دريافت پاداش و ارزشها مهم دانسته و نظريه انتظار - ارزش را در اين ارتباط مطرح کرده است. روبرت انگيزش را از زاويه اجتماعي - شخصيتي نگريسته و تمايلات افراد را به دوري از شکست و وصول به موفقيت ، عامل ايجاد انگيزه معرفي مي کند.

هيدر به همبستگي مثبت بين شخصيت فرد و انگيزه پيشرفت تحصيلي اشاره مي کند و وايت، همصدا با مازلو به عامل نياز اعتقاد دارد و مي نويسد: افراد بر اثر نياز به کسب شايستگي ، انگيزه فعاليت پيدا مي کنند.

يعني ارضاي موفقيت آميز نياز مزبور منجر به خودپنداره مثبت مي شود و فرد را در مدرسه يا هر فعاليت ديگري به موفقيت رهنمون مي گردد.

به عبارت ديگر، اگر خود پنداره مثبت در کنار تجارب کلاسي قرار گيرند، احساس فزاينده شايستگي ، موجب انگيزش پيشرفت تحصيلي شاگردان مي شود.

لي جي گرانباخ در اين باره مي نويسد: فعاليت هاي معلم ، در فرآيند ياددهي - يادگيري دانش آموز، بايد به خشنودي هايي منتهي شود، تا استمرار يادگيري ، در بيرون از کلاس نيز جريان يابد و کردارهاي آموخته شده در موقعيت هاي خارج از مدرسه نيز به کار بسته شوند. او نمونه بارز اين انگيزش مفيد و سودمند را روش پروژه معرفي مي کند.

اصولا آموزش و پرورش مدرن ، در دنياي انفجار اطلاعات کنوني ، بر پايه انگيزش دانش آموز به يادگيري سازمان داده شده است ؛ زيرا انگيزه ، محرکي است که فعاليت فرد را افزايش مي دهد. به قول حسن شعباني ، براي ايجاد رغبت ، لازم نيست موضوع هاي درسي را به طور تصنعي جالب نشان دهيم.

همين که مطالب و مفاهيم درسي ، براساس نياز شاگردان تنظيم و مسائل واقعي آنان مطرح شود، انگيزه يادگيري فراهم مي شود و پيشرفت تحصيلي عينيت مي يابد. در برخي دوره هاي آموزش ضمن خدمت معلمان با اين سوال مواجه مي شويم که چگونه مي توان در دانش آموزان ضعيف و بي علاقه به درس ، انگيزه يادگيري ايجاد کرد.

پاسخ اين است : در نوجوان اين اعتماد به نفس و اطمينان را برقرار کنيد که از اشتباه نترسد و راه هاي مختلف حل يک مساله را تجربه کند، تا پاسخ درست را بيابد و لذت موفقيت را درک کند.

مهمترين مانع يادگيري و عامل بازدارنده پيدايش انگيزه در دانش آموزان ، ترس از شکست و اين تفکر منفي است که مثلا «...اين درس چقدر مشکل است. من توان يادگيري و فهميدن آن را ندارم...» و نيز ترس از توبيخ و ترس از تمسخر همکلاسان ، همانند غولي ، هر نوع انگيزش و هيجان مثبت را در اندرون نوجوانان نابود و حتي رفتارهاي آموخته شده را متوقف مي سازد، تا آنجا که در سالهاي بعدي و پس از اتمام تحصيلات ، به صورت يک بخش از شخصيت جوان ، راه هر نوع پيشرفت و فعاليت و خلاقيت را، چنان بر او تنگ مي سازد که عملا به صورت فردي مقلد و دنباله رو ديگران درمي آيد.

اين امر در نهايت باعث رقابت هاي شغلي ، حسادت هاي حرفه اي و ناهنجاري هاي ارتباطي بين فرد و همکاران و دوستانش مي شود و زمينه ساز اصلي کاهش ساعات کار مفيد شاغلان در ادارات دولتي و امور خدماتي و توليدي جامعه مي شود. معلمان دلسوز و دانا، فرصت اشتباه کردن را از شاگردان دريغ نمي دارند و نيک مي دانند که قانون آزمايش و خطا، در بيشتر يادگيري هاي آدمي نقش دارد و همواره اين امکان و اطمينان را براي هر دانش آموز فراهم مي سازند که در برابر اشتباه ، از تنبيه و مجازات مصون باشند و مورد تمسخر و استهزاي همکلاسان قرار نگيرند.

زدودن ترس از خطا در ذهن شاگرد، زمينه ساز تلاش و کوشش مستمر و انگيزش يادگيري و پيشرفت تحصيلي است.

پذيرفتن اشتباه دانش آموز و تشويق او به تلاش و کوششي ديگر، در ارتباطي صميمانه و موازي نه به گونه مافوق و مادون يا عمودي ، موثرترين مشوق يادگيري است.

زماني که معلم يا والدين خطاب به نوجوان مي گويند: «عزيزم ، حال که استعداد کافي براي گرفتن نمره بالا در اين درس نداري ، دست کم آنقدر فعاليت کن تا نمره قبولي بگيريد.

اين جمله دريچه اميد و اعتماد به نفس را در او، تنگ و تنگ تر قبولي اش را تحقير و خودپنداره اش را تضعيف مي کند و اميد به موفقيت و انگيزه تلاش را درون او مي خشکاند و دانش آموز به اين نتيجه مي رسد که هر تلاش اضافي براي او بيهوده است ، زيرا استعداد و ظرفيت يادگيري اش محدود است.

اما اگر به جاي اين پيام ياس آور به وي بگويند: «تو استعدادش را داري ، شايد برنامه ريزي درستي براي مطالعه و يادگيري نداشته اي... ما در تنظيم يک برنامه منطقي کمکت مي کنيم ، حتما با اراده و همتي که داري تلاش خود را بيشتر کن. موفق مي شوي...، زمينه پيروزي را برايش فراهم و گوشزد کرده و نشان داده ايد در همه عرصه هاي حيات ، شور و شوق به کار و تلاش و تداوم فعاليت ، موانع پيش راه را بر مي دارد و امکان موفقيت را فراهم مي سازد.

زماني که دانش آموز، در يافتن راه حل مساله اي اشکال دارد، اگر به او بگويند: «...باز هم سعي کن و ببين اشکال کار کجاست... راه حل را مي تواني بيابي هر دانش آموز ديگر در چنين موقعيتي براي حل اين مساله ناچار به تلاش بيشتر است...».

البته چنين گفتار تشويق آميزي نوجوان ، متهم به بي استعدادي و بي لياقتي نشده است و به سهولت برانگيزاننده شوق به فعاليت و وارسي مجدد راه هاي آزموده مي شود و بالاخره به يافتن بهترين پاسخ و در نهايت يادگيري و تغيير مثبت رفتار منجر مي شود.

گاهي قيد يک جمله کوتاه تشويق آميز روي نوشته دانش آموز، موجب ارضاي ، غرور و نياز او به پذيرش و احترام مي شود و اعتماد به نفس را به نحو چشمگيري بالا مي برد، نظير: «...از شيوه نگارش انشاي شما لذت بردم.... پاسخ به سوالات را خيلي دقيق و منظم داده ايد... نوشته بدون قلم خوردگي و مفيد و مختصر شما خوشحالم کرد...».

امثال اين اظهارنظرها، بازخوردهاي مثبتي هستند که شاگرد را در حد بالايي به تلاش و کار تشويق و وادارش مي سازد تا به قول معروف ، هر لحظه و هر ساعت و هر روز، بهتر و بهتر و بهتر شود. قانون انتظار ارزش در روان شناسي انگيزش ، مويد اين مساله است.

در کلاسي ، يکي از همکاران ، در اين ارتباط چنين مي گفت اول سال تحصيلي ، در روستايي ، به تدريس در کلاس جديد مي پردازد. معلم قبلي ، شاگردي را تنبل و بي استعداد معرفي مي کند.

بعدها او، بر خلاف انتظار، مشاهده مي کند، نه تنها دانش آموز ياد شده بي استعداد و کند ذهن نيست ، بلکه پيشرفت يادگيري او محسوس و روز افزون نيز است.

روزي از کودک مي پرسد چطور نمرات سال قبل شما خيلي پايين بوده ولي بر خلاف گذشته حالا جزو شاگردان خوب کلاس محسوب مي شويد؟ پاسخ مي شنود:... معلم پارسالي ، مرتبا به من سرکوفت مي زد که حواست پرت است... تو هيچ وقت ياد نمي گيري... اصلا استعداد نداري... ولي شما مرتبا مي گوييد:

اشتباه کردن مهم نيست... هر کسي ممکن است اشتباه بکند... مهم آن است که ما فکر و حواسمان را به کار بيندازيم... همه مي توانيم ياد بگيريم... اصلا از وقتي شما در کلاس ما تدريس مي کنيد، مزه موفقيت را چشيده و از يادگيري لذت برده ام.

يک بار، به سوال شما اشتباهي پاسخ دادم. مهربانانه گفتيد مانعي ندارد. حالا باز هم سوال را مطرح مي کند و هر دو براي يافتن پاسخ و حل آن تلاش مي کنيم. مهم سختي و پيچيدگي سوال نيست.

مهم آن است که فکر و هوش خو را درست به کار ببريم...! براساس يافته هاي روان شناسان تربيتي ، در ميان مجموعه آرا و نظريه هاي مربوط به انگيزه ، 3 دسته بزرگ زير بيش از همه در روند آموزش و پرورش مقبوليت يافته اند که به اختصار به آنها اشاره مي شود:

1-نظريه رفتارگرايان يا Behaviorists که در آن ، عامل تقويت مناسب و اصل پاداش و کيفر را در ايجاد انگيزه مهم مي دانند.

آزمايش هاي ثورندايک ، اسکينر، واتسن و پاولوف را مي توان در اين مورد به عنوان شواهد مثال ذکر کرد.

2- نظريه روان شناختي يا CognitivePsychology که در آن بر تاثير قطعي نياز در بروز انگيزه تاکيد مي شود.

در اين نظريه عقيده بر اين است که ، تعادل کودک ، تحت تاثير نيازهاي مختلف به هم مي خورد. انگيزه تلاشي است براي حفظ يا اعاده مجدد تعادل.

به عنوان نمونه ، به انديشه هاي جروم برونر در يادگيري اکتشافي و پياژه در تاثير متقابل کودک و محيط بر يکديگر يا درون سازي برون سازي اشاره مي شود.

3- نظريه روان شناسي انساني يا Self-Psychology يا Humanistic که به نياز انسان ها بر يادگيري و اکتشاف و تکامل تکيه دارد.

ابراهام مازلو از انديشمندان صاحبنام در اين بخش از روان شناسي است. در اين نوشتار، رابطه ميان انگيزش و پيشرفت تحصيلي يا انگيزش و يادگيري مقبول و مورد انتظار تبيين مي شود.

براي اين امر، به نقش انکارناپذير معلم در روند ياددهي يادگيري دانش آموزان (مبتني بر اين واقعيت که خواستن ، توانستن است و معرفت به خود و توانايي هايي بالقوه اي که هر شاگرد در درون و ذات خويش دارد، سرچشمه سيال حرکت تکاملي و عامل تهييج و انگيزش است )، مجددا تاکيد مي شود.

به قول دکتر هايم.جي.گينات :...«در مدارسي که فضاي ضدآموزشي دارند، الگوي کلاسي بر اين روال است که دانش آموزان ، در گروه فعال نباشند، در بحثهاي کلاسي ، کمتر شرکت کنند و تمرين ها را فقط براي رفع تکليف انجام دهند، تا از سرزنش اطرافيان و همکلاسان مصون باشند، زيرا انگيزش و شوق يادگيري ارزشي منفي است و سکوت ، در حين تدريس معلم و حفظ کردن و به خاطر سپردن مطالب براي اخذ نمره قبولي يک ارزش مثبت است...».

در خاتمه با ارائه يک تمثيل کوتاه و نتيجه گيري کلي ، قضاوت را به همکاران شريف فرهنگي مي سپاريم: «...اتاقي تنگ و کوچک ، در زير شيرواني آتش گرفت. ماموران آتش نشاني براي اطفاي حريق ، به محل رسيدند.

در اتاق مذکور مردي در خوابي سنگين فرو رفته بود. ماموران مي کوشيدند او را به دوش بگيرند و از پله ها پايين آورند، اما وزن زياد مرد، انجام اين کار را مشکل کرده بود. آتش نشانان گفت : بيدارش کنيد، خودش جانش را نجات مي دهد.

نتيجه آن که دانش آموز بي انگيزه ، خاموش ، ساکت و غيرفعال ، در تحصيل ، پيشرفت چنداني نخواهد داشت. بايد بيدارش کرد و به او ياد داد: چگونه بياموزد، مي تواند بياموزد و حق دارد اشتباه کند، به شرط آن که از هر اشتباه خود پندي بگيرد و روزنه تازه اي را به سوي موفقيت بيابد.

 

    1275 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   آموزش و پرورش (20)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:20/07/1383

تاريخ شمسی نشر:20/07/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب