باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
احياي اسلامي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: روزنامه - شرق

   ● نويسنده: آنتوني - گيدنز

مترجم: هادي - نيلي

 
 

 تفكراحياي اسلام در قرن بيستم از جهات مختلف رشد و پرورش پيدا كرد و بستري براي «انقلاب اسلامي» در ايران ۷۹ _ ۱۹۷۸ فراهم كرد. آن انقلاب در ابتدا از مخالفت هاي داخلي با شاه ايران سرچشمه مي گرفت، كسي كه صورت هايي از الگوهاي مدرن شدن در غرب را پذيرفته  بود و تلاش مي كرد آنها را در ايران اجرا كند مانند اصلاحات ارضي، دادن حق رأي به زنان و توسعه تحصيلات سكولار و غيرديني. جنبشي كه شاه را سرنگون كرد، طيف وسيعي از مردم را با تمايلات گوناگون و متنوع گردهم آورده بود كه به هيچ وجه همه آنان به بنيادگرايي اسلامي دلبستگي و اعتقاد نداشتند، اما يك چهره مقتدر و متنفذ در آن آيت الله خميني بود كه تعبيري راديكال و افراطي از تفكرات شيعي ارائه مي داد.

به دنبال انقلاب، [آيت الله] خميني دولتي تأسيس كرد كه بنابر قوانين سنتي اسلامي سازمان يافته بود. دين، چنان چه در قرآن تصريح شده است، اساس مستقيم تمامي زندگي سياسي و اقتصادي قرار گرفت. در سايه قانون اسلامي _ شريعت _ و با احياي آن، مردان و زنان با سخت گيري از هم جدا مي شدند، در انظار عمومي زنان به پوشاندن سر و بدن خود ملزم مي شدند، همجنس بازان به جوخه آتش فرستاده مي شدند و زنا كاران سنگسار مي شدند. اين مقررات سخت گيرانه با يك ديدگاه شديداً ملي گرايانه همراه بود كه به خصوص در برابر نفوذ غرب جبهه مي گرفت.

هدف از انقلاب اسلامي در ايران، اسلامي كردن دولت بود- تاحكومت و جامعه چنان سازمان يابند كه تعاليم اسلامي در همه عرصه ها حاكم شود. با اين حال، چنين فرآيندي هيچ گاه صورت نگرفت و نيروهايي هستند كه در برابر آن مقاومت مي كنند. زبيده (۱۹۹۶) سه دسته از گروه هايي را كه در نزاع با يكديگر هستند، مشخص كرده است. افراطيون كه مي خواهند انقلاب اسلامي تداوم يابد و تعميق شود. آنان همچنين معتقدند انقلاب بايستي فعالانه به ديگر كشورهاي اسلامي صادر شود. محافظه كاران كه اغلب از كارگزاران مذهبي هستند و فكر مي كنند انقلاب به اندازه كافي پيش رفته است. انقلاب براي آنان استقرار قدرت اجتماعي را كه خواهان آن بودند، محقق كرده است. عمل گرايان كه به اصلاحاتي در بازار و گشودن اقتصاد به روي تجارت و مشاركت خارجي علاقه مند هستند. آنان مخالف فشار شديد قوانين اسلامي بر زنان، خانواده و قوه مقننه هستند.

با هدايت محمد خاتمي، رئيس جمهور اصلاح طلب كه طرفداران او در انتخابات فوريه ۲۰۰۰ مجدداً كنترل مجلس را در دست گرفتند، اين خطوط افتراق در جامعه ايران _ اندكي روشن تر _ ظاهر شده اند. درگذشت آيت الله خميني در ۱۹۸۹ ضربه اي براي عوامل افراطي و محافظه كار در ايران بود. هر چند جانشين او آيت الله علي  خامنه اي حمايت رهبران مذهبي قدرتمند را جلب كرد، اما محبوبيت او به طرز فزاينده اي در ميان شهروندان ايراني كه از رژيم سركوبگر و نابساماني هاي مزمن اجتماعي آزرده خاطر هستند، رو به كاهش است.

 

•گسترش احياگري اسلامي

هر چند انتظار مي رفت انديشه هايي كه پايه انقلاب ايران قرار گرفتند تمامي جهان اسلام راعليه غرب متحد كند، با اين حال حكومت هاي كشورهايي كه شيعيان در آنها اقليت دارند، خود را در صف نزديكي با انقلاب اسلامي ايران قرار نداده اند. با وجود اين بنيادگرايي اسلامي در بيشتر اين كشورها به محبوبيت قابل ملاحظه اي دست  يافته و اشكال متنوعي از احياگري اسلامي را در ديگر كشورها برانگيخته است.

گرچه در خلال ده تا پانزده سال گذشته جنبش هاي بنيادگرايي اسلامي در بسياري از كشورهاي شمال آفريقا، خاورميانه و آسياي جنوبي نفوذ يافته اند، با اين وجود تنها در دو كشور ديگر (به جز ايران) توانسته اند به قدرت برسند. از سال ۱۹۸۹ سودان توسط جبهه نجات ملي و در رأس آن حسن الترابي رهبري شده و از سوي ديگر رژيم بنيادگراي  طالبان از سال ۱۹۹۶ به دولت گسسته افغانستان حاكميت يافته است. در بسياري ديگر از كشورها نيز گروه هاي بنيادگرايي اسلامي نفوذ يافته اند اما از رسيدن به قدرت بازداشته شده اند. براي مثال در مصر، تركيه و الجزيره خيزش هاي بنيادگراي اسلامي يا توسط دولت يا به وسيله ارتش سركوب شده اند.

بسياري نگران اين موضوع بوده اند كه جهان اسلام قصد داشته باشد روياروي آن قسمت  هايي از جهان قرار گيرد كه اعتقاداتش با آنان مشترك نيست. ساموئل هانتينگتون محقق علوم سياسي (۱۹۹۳) گفته بود با پايان جنگ سرد و با رشد جهاني شدن، ممكن است نزاع هاي ميان ديدگاه هاي غربي و اسلامي بخشي از يك «برخورد تمدن ها» در مقياس جهاني قرار گيرد. در روابط بين المللي ديگر دولت _ ملت عامل اصلي نيست، بنابراين تضادها و تعارض ها ميان فرهنگ ها و تمدن هاي كلان تر رخ خواهد داد.ما پيشتر نمونه هايي از چنين تعارض هايي را در يوگسلاوي سابق، در بوسني و در كوزوو ديده بوديم، جايي كه مسلمانان بوسنيايي و اهالي آلبانيايي كوزوو عليه صرب ها كه يك فرهنگ مسيحي ارتدوكس را به نمايش مي گذاشتند، مي جنگيدند. اين گونه رويدادها هوشياري مسلمانان را به عنوان يك اجتماع جهاني افزايش داده است، چنان كه تحليلگران نوشته اند:  [ماجراي] بوسني نقطه اي بود براي تجديد قواي مسلمانان در سرتاسر جهان اسلام ... [اين ماجرا] يك گرايش جمعي به تندروي و قطبي نگري در جوامع مسلمانان ايجاد كرد و به آن شدت بخشيد و در عين حال به احساس همگاني مسلمان بودن در اين جوامع قوت داده.

 

 

    167 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسلام گرايي (77)
●   انقلاب اسلامي ايران (409)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/11/1382

تاريخ شمسی نشر:26/11/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب