باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 57 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
سنت و دستيابي به توانايي‌هاي مدرن
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


متن زير سخنراني فرشاد مومني در سمپوزيوم سنت و مدرنيته مي باشد كه با همكاري سفارت ژاپن و مركز گفت و گوي تمدن ها در تاريخ 25/6/1383 برگزار گرديد.

 
   ● سخنران: فرشاد - مؤمني

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

1ـ يكي از كانون‌هاي مهم سو،برداشت‌ها و سوءتفاهم‌ها در زمينه دستيابي به درك روشني از نسبت ميان سنت، مدرنيسم و توسعه، عدم تفكيك مدرنيته به مثابه يك پديده اجتماعي ـ فرهنگي ـ اقتصادي با نظريه‌هاي مدرنيزاسيون است.

مدرنيته به يك اعتبار تلاش گسترده‌اي است كه در پهنه تاريخ به صورت يك واقعيت عيني متجلي گشت و از طريق ايجاد يك دگرگوني بنيادي در طرز تلقي انسان‌ها در زمينه‌ي «فلسفه» زندگي و نوع نگاه تازه‌اي به انسان و جهان در راستاي امكان پذير ساختن تحقق آن فلسفه زندگي عمل كرده است. به همين خاطر پيوند وثيقي با مسايل و نيازهاي انسان در شرايط تاريخي مشخص و مكان‌هاي مشخص داشته و بنابراين پديده‌اي فرهنگي، اجتماعي است و آثار ويژه و پيامدهاي قابل اعتناي اقتصادي هم به دنبال داشته است. گرچه تلاش‌هاي صورت پذيرفته براي انتقال دستاوردهاي آن به سرزمين‌هاي ديگر با موازين متعارف عقل سليم و ملاحظات اخلاقي ـ انساني شايسته تأملات و نقدهاي جدي است.

در حالي كه نظريه‌هاي نوسازي به شدت تحت تأثير شرايط جنگ سرد قرار داشته، [Chirol, 1981: 261-2] و با اراده و حمايت و برنامه‌ريزي جدي دولت‌هاي فعال در جنگ سرد همراه بوده [ibid, 262] ابزار توجيه قدرت‌هاي بزرگ سلطه‌جو شده [Tipps, 1976: 72] به شدت خصلت غيرتاريخي دارد [So, 1990: 53] و با تأكيد افراطي بر نقش عوامل داخلي، بر تأثيرات غيرقابل انكار قدرت‌هاي خارجي در سرنوشت كشورهاي عقب‌مانده آگاهانه پرده ابهام مي‌كشاند در عين حال به واسطه تأثيرپذيري شديد از پارادايم نيوتوني نگرشي قطبي به سنت و مدرنيسم داشته و به شدت انتزاعي است ولي حتي همين نظريه‌ها نيز به واسطه مطرح كردن انديشه دگرگوني و تحول و امكان‌پذير دانستن آنها و نيز تأكيدي كه بر نقش آموزش‌هاي رسمي و ارتباطات در زمينه تغيير اجتماعي داشته‌اند تحت شرايطي، برخي آثار مثبت نيز از آنها مي‌توان انتظار داشت.

 

2ـ تا آنجا كه به آثار مدرنيته بر عملكرد اقتصادي بازمي‌گردد، براساس مطالعه ارزشمند ماكس وبر، دو پيام فرهنگي محوري مشاهده مي‌شود كه در اثر دگرگوني نحوه نگرش به انسان و جهان ظاهر گشته كه عبارتند از: 1ـ تلاش و كوشش تا مرز حداكثر توانايي جسمي و فكري انسان در عرصه توليد 2ـ قناعت به حداقل نيازهاي ضروري در عرصه مصرف.

نظريه‌هاي نوسازي به اين نكته توجه نداشته‌اند كه تبديل اين دو پيام به الگوهاي رفتاري گسترده و شايع نه با سرنيزه و نه با بخشنامه‌هاي اداري امكان‌پذير نخواهد بود بلكه تنها از طريق «سنت» و فرهنگ بومي و با تكيه بر ميراث هر جامعه مي‌بايست تبديل به امري دروني، داوطلبانه و با انگيزه‌هاي جدي معنوي گردد.

از زمان انقلاب صنعتي تاكنون، پيشرفت اقتصادي فقط در جوامعي اتفاق افتاده كه به اين نكته ظريف كه مستلزم يك پالايش فرهنگي با تكيه بر سنت و به وسيله روشنفكران و رهبران معنوي جامعه امكان‌پذير است، توجه كافي داشته‌اند. شايد يكي از برجسته‌ترين شاهدهاي اين مسأله مطالعه [Bellah, 1957] در زمينه اخلاق سامورايي و نقش تأثيرگذار آن بر عملكرد اقتصادي در دوران ميجي باشد. در عين حال به واسطه تفاوت‌هاي مسايل و تغييرات در شرايطي كه الگوبرداري چشم بسته از تجربيات پيشگامان توسعه را با دشواري‌هاي جدي روش‌شناختي و مخاطرات جدي‌تر عملي همراه مي‌سازد، توجه اكيد به پويايي‌هاي ناشي از گذشت زمان نيز مي‌بايست با دقت و وسواس خاصي نگريست. براي مثال در دوران توليد انبوه، در كشورهاي پيشگام ما شاهد رويكردي افراطي به تبليغات براي تشويق مصرف هستيم كه تقليد چشم بسته از پيشگامان، براي كشورهايي كه به بلوغ تكنولوژيك و مرحله توليد انبوه نرسيده‌اند مي‌تواند پرهزينه باشد. تنها با اعمال هوشمندي و درك تفاوت شرايط و مسائل است كه مي‌توان راه دشوار توسعه اقتصادي را با موفقيت طي كرد شايد توجه به دستورالعمل‌ خانوادگي ايواساكي، سامورايي مشهور و بنيانگذار شركت ميتسوبيشي كه آگاهانه «منافع ملي» را جايگزين «نفع شخصي» تجربه شده در گام‌هاي اوليه پس از انقلاب صنعتي مي‌كند يا توجه به خوش‌رفتاري با كارمندان را جايگزين نگاه‌هاي بدبينانه، سركوبگر و استثمارگرانه به كارگران در سال‌هاي آغازين قرن 19 مي‌سازد نمونه‌هاي جالب در اين زمينه باشد.[Bellah, 1957: 187]

 

3ـ ايران به لحاظ جغرافيايي، حلقه وصل آسيا ـ اروپا و آفريقاست و از جنبه ژئواستراتژيك نيز از زمان انقلاب صنعتي تاكنون همواره در زمره مناطق مهم و استراتژيك جهان قرار داشته است.

اين شرايط به نوبه خود، فرصت‌ها و تهديدهايي را فرا روي توسعه كشور قرار داده كه مي‌بايست با دقت و تأمل كافي مورد بررسي قرار گيرد. از يك سو كشورمان همواره مزاياي يك منقطه ترانزيتي برخوردار بوده و از آمد و شد انسان‌ها ـ انديشه‌ها و كالاها به اقصي نقاط جهان بهره‌مند بوده و اما از سوي ديگر در معرض حساسيت‌ها و تاخت و تازهاي قدرت‌هاي بزرگ زمانه خويش نيز قرار داشته است شواهد تاريخي حكايت از آن دارد كه تا قبل از انقلاب صنعتي توانايي ما براي مواجهه منطقي با دستاوردهاي ديگران به نسبت خوب بوده و هنگامي كه اين توانايي با شرايط نسبتاً مساعد سياسي در داخل همراه بوده وزن و جايگاه اقتصادي و سياسي كشورمان به نحو قابل توجهي در منطقه و جهان افزايش مي‌يافته است.

در دوران انقلاب صنعتي به بعد، به واسطه تغييرات جهشي در بهره‌وري رقبا (مثلاً تا 400 برابر در يك دوره كوتاه در صنعت نساجي به روايت پال كندي) مواجهه غيرمنطقي با دستاوردهاي مدرنيته، شكاف ميان مردم و حكومت و بالاخره مداخله‌هاي آشكار و پنهان خارجيان ما با مشكلات جدي و فزاينده روبه‌رو بوده‌ايم.

درست است كه تغيير جز ذاتي جامعه مدرن است اما اين «فرهنگ مردم» و «توانمندي‌هاي دولت» است كه چگونگي و پيامدهاي مواجهه يك جامعه با تغييرات، خواه «درون‌زا» و خواه «بروزن‌زا» را مشخص مي‌سازد. در طي نيم قرن اخير سرعت و شتاب تغييرات ابعاد خارق‌العاده‌اي يافته اما سهم و نقش جامعه ما در اين زمينه بسيار ناچيز و بلكه نزديك به صفر است. انفجار اطلاعات براي كساني كه قدرت پردازش و تحليل عالمانه را نداشته باشند چالش‌ها و مسائلي به مراتب بيشتر از مسأله كمبود اطلاعات فراهم مي‌سازد. در عين حال سيطره سياست‌هاي غيربومي و غيرمنطبق با شرايط و مسايل كشورهاي در حال توسعه و از جمله ايران موسوم به برنامه تعديل ساختاري كه از حمايت قدرت‌هاي بزرگ اقتصادي جهان نيز برخوردار بوده آثار و پيامدهايي به مراتب سنگين‌تر از تجربه‌ نظريه‌هاي نوسازي در سال‌هاي مياني قرن بيستم داشته است.

پيام محوري جهاني شدن اقتصاد، آزادسازي «مبادله» در همه عرصه‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي همراه با تشديد «رقابت» در ميان كشورها و بنگاه‌هاست.

چيزي كه به نظر مي‌رسد در شرايط كنوني، سخت به آن نياز داريم، درك اين نكته است كه آزادسازي مبادله به خودي خود نه مثبت است و نه منفي و تنها كساني از اين شرايط نفع مي‌برند كه «پيام»، «ارزش» و «كالايي» براي عرضه داشته باشند در غير اين صورت مي‌بايست همچنان به صورت منفعل و يكسويه با دستاوردهاي ديگران روبه‌رو شوند و اينجاست كه باز هم مسأله سنت و دستيابي به توانايي‌هاي مدرن بر پايه آن تبديل به مسأله روز ما مي‌شود و بازنگري در سنت‌ها در راستاي افزايش توانمندي كشور در عرصه‌هاي گوناگون در زمره مهم‌ترين چالش‌ها و مسايل است در اين راستا، دانش درك درستي از شرايط تاريخي كشورمان همراه با شناخت عالمانه تغييرات جهاني و نيز برانگيختن عزم همگاني براي استفاده عالمانه از تجربيات خود و ديگران در راستاي افزايش توانايي‌هاي ملي در جهت عرضه خردمندانه پيام‌ها، ارزش‌ها و كالاهاي مورد نياز خود و جهانيان مهم‌ترين چالش‌هاي مديريت توسعه كشورمان را تشكيل مي‌دهد. اميد كه برقراري چنين جلساتي توانايي ما را براي برخورد فعال با چالش‌هاي مزبور افزايش دهد.

 

    154 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   سنت گرايي (121)
●   مدرنيسم (324)

دسته
●  متن / گفتمان

رسته :1

تاريخ ارسال:22/07/1383

تاريخ شمسی نشر:22/07/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب