باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 55 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انسان گرايي آنها و انسان گرايي ما
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: نعمت الله - مظفرپور

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت های خبری - شبکه خبر دانشجو

 
 

آن چه كه مدرنيسم آورد ، اين بود كه در زيست اجتماعي و سياسي نيازمند به هيچ راهنمايي از ماوراء الطبيعه نيست. انسان هم پديده اي در كنار ساير پديده ها است و نيازي نيست كه بپرسيم از كجا آمده، براي چه آمده و به كجا مي رود؟ يعني هيچ عقربه ماوراي انساني بنا نيست كه حركت بشر را هدايت و كنترل نمايد. اگر خدايي هست ، خداي خالق است نه شارع. مقررات و قوانين و شرايع، مطابق خواست و ميل انساني مي چرخد. دين، ابزاري در دست عقلانيت ابزاري است هر كس هر گونه كه خواست آنرا تفسير مي كند.

بنابراين حوزه دخالت دين به امورفردي محدود مي شود وسياست به كل، از ملزومات ديني آزاد مي گردد. لذا چينش مناسبات زيست مدني بر اساس بشري صورت مي پذيرد. بدين صورت هيچ بايد و نبايد از پيش تعيين شده اي وجود ندارد. وضعيت واقعي، همان وضعيت ايده آل و مطلوب است. اين، مقابل نقطه نظر افلاطون است.

به نظر افلاطون، نمونه اي عالي از زيست انساني و انسان در مثل اعلا وجود دارد كه تمام كثرتها به آن وحدت مي رسند. كثرتها بايد تلاش كنند خود را مطابق آن نوع عالي تطبيق دهند. پس بعكس تصور مدرنيسم، وضعيت واقعي همان وضعيت ايده آل نيست و بايد و نبايدهايي حكم مي كنند كه وضعيت واقعي، خود را به وضعيت ايده آل نزديك سازد.

فرهنگ و هنجارها و ارزشهاي اجتماعي كه به تبع عقل خود بنياد بشري تنظيم شود با فرهنگي كه نه صرفا مطابق خواسته هاي زودگذر انساني بلكه فراتر از آن با عقربه هدايت الهي ترسيم مي شود، تفاوت دارد.

در اين منظر، انسان خدانيست بلكه خليفه خداست.

علامه جعفري (ره) فرهنگ صرف بشري را فرهنگ پيرو و فرهنگ خدا پرداز را، فرهنگ پيشرو مي نامد. فرهنگ پيرو به آن قسم از نوع كيفيت و شيوه زندگي مادي و غير مادي مي گويند كه هيچ اصل و قانون اثبات شده قبلي را مورد تبعيت قرار نمي دهد بلكه صحت ومقبوليت خود را از تمايل و خواسته هاي مردم مي گيرد. فرهنگ پيرو ، ناشي از رفتار و اميال و خواسته هاي مردم با هر انگيزه و علتي است و هيچ كاري به تطابق با حقايق و واقعيات مستقل از هوي و هوس و تمايلات طبيعي انسانها ندارد. از ديدگاه علامه، اين نوع فرهنگ به نابودي انسانيت منجر خواهد شد. چرا كه هم تابع خواسته هاي محض مردم است و هم پيرو خواسته هاي سلطه گران جوامع كه هم خواسته ها و تمايلات مردم را مي توانند توجيه كنند و هم هر گونه عامل ضد اخلاقي و دين و شرف انساني را به نام فرهنگ رنگ آميزي نمايند.

علامه با استفاده از انسان شناسي صحيح و متقن به اثبات لزوم وجود فرهنگ پيشرو مي پردازد كه با دين رقم مي خورد. جالب اينكه علامه به جاي اينكه از دين شروع كرده و به تعريف انسان برسد، از انسان شروع كرده و به دين مي رسد. وي با طرح انسان شناسي صحيح به اين نتيجه مي رسد كه انسان با ابعاد مختلف از جمله فطرت، نيازمند دين است و بدون دين ارضاي خواسته اي انساني چه خواسته هاي اصالي و چه داني، ممكن نيست. لذا علامه به اين نتيجه مي رسد كه انسان گرايي واقعي از آن اسلام بوده و با فرهنگ پيشرو ديني محقق مي گردد چرا كه انسان بالاتر از هر چيز ، بهره مند از فطرت است و فطرت فقط در حوزه تجويزات فقه ارضا مي گردد. فرهنگ پيشرو ، انسان را از غريزه بالاتر برده و با پيشروي، تا اوج قله فطرت و شكوفايي فطري نايل مي گرداند.

وي به اين جملات استناد مي كند:

« طبيب، رستورانچي نيست. شما وقتي كه وارد رستوران شديد، هرچه بخواهيد، او خواسته شما را برآورده مي كند، در صورتي كه طبيب به قانون و مباني علمي خود عمل كند، دارو مي نويسد و كاري با خواسته هاي شما ندارد و يك سياستمدار خوب و پيشرو، طبيب است نه رستورانچي (1)

نتيجه اينكه يك پيشتاز فرهنگي سازنده و يك پرچمدار تمدن انساني، طبيب است نه رستورانچي. از ديدگاه علامه پيشتازان فرهنگ پيرو مانند رستورانچي عمل مي كنند پس آنها اساسا انسان گرا و انسان مدار نيستند. بلكه غريزه مدار و در عصر حاضر تكنولوژي مدارند. انسان موقعي، مدار واقع مي شود كه خود را خليفه خدا مي داند.

فرهنگ پيشرو در عين توجه صائب به تغييرات، در محاصره آن نمودها و فعاليت هايي كه تحت تاثير عوامل سيال زندگي و شرايط زودگذر محيط و اجتماع قرار مي گيرد، نمي افتد. زيرا عامل محرك اين فرهنگ، واقعيات مستمر طبيعت و ابعاد اصيل انساني است و هدف آن عبارت است از آرمانهايي كه آدمي را در جاذبه هدف اعلاي حيات به تكاپو در مي آورد.

لذا علامه جعفري (ره) با شروع از ارزشهاي عام انسان شناختي و فشل كردن دستگاه فكري اومانيسم از اين طريق، به فقه مي رسد. انسان شناسي حوزه اي است كه همگان در سكو بودن آن مشترك هستند. و علامه با شروع از اين سكوي عام، لزوم ارزشهاي خاص شيعي را به اثبات مي نشينند. يعني در مواجهه با غرب، دست پيش گرفته و انسان گرايي واقعي را از آن اسلام مي داند.

و گرنه در غرب اين انسان نيست كه مدار است بلكه غرايز انساني و تكنولوژي است كه مدار واقع شده است.

اين نوع مواجهه با غرب و غرب گرايي از جمله آرزوهاي انسان هاي روشن ضمير بوده و هست. اگر اشتباه نكنم، اين آرزوي بزرگ ادوار سعيد، روشنفكر فلسطيني الاصل بود.

 

1. درباره فرهنگ پيشرو و فرهنگ پيرو. رك فرهنگ پيشرو و پيرو از محمد تقي جعفري

2. درباره انسان شناسي ر.ك كتابهاي وجدان و تفسير نهج البلاغه.
 

    388 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انسان (138)
●   اومانيسم (35)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:20/07/1383

تاريخ شمسی نشر:20/07/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب