باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 48 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
حضور مردم در سطح ملي و جهاني
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حمید - مولانا

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

پيروزي از آن مردمي است كه در سطح ملي و جهاني حضور داشته باشند.

راه پيمائي، همايش عمومي، و استفاده از رسانه هاي سنتي، يكي از نشانه هاي بزرگ انقلاب اسلامي ايران بوده است. اين گونه حماسه صلح جويانه سنتي ولي قاطع انقلاب كلامي، ما را با ساير انقلاب ها، كه بر استراتژي ها و تاكتيك هاي حزبي، نظامي و چريكي تكيه مي كند، مثل انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، انقلاب چين و انقلاب كوبا، مجزا مي سازد.

بنابراين، وقتي كه ميليون ها نفر در راهپيمايي ها و در اين روش هاي سنتي عمومي و سرتاسري كشوري شركت مي كنند، دشمنان انقلاب و عمال استكبار از آن حساب مي برند. به طور كلي، راهپيمائي و همايش عمومي يكي از مهمترين و اصيل ترين معيار سنجش حمايت مردم از انقلاب اسلامي و وحدت قشرهاي مردم در مقابله با خطرات و چالش هاي داخلي و خارجي است.

راهپيمائي و استفاده از زيرساخت هاي سنتي ديني و ملي در ايران يك روش و ابزار فرهنگي و سياسي ويژه خود را دارد. كيست كه صداي تكبير، و طنين «الله اكبر» مردم را پشت بام هاي خود در موقع انقلاب اسلامي ايران به خاطر نداشته باشد. دقيقا 25 سال پيش، سه روز قبل از پيروزي انقلاب و سقوط رژيم شاهنشاهي بود، كه راهپيمائي چندميليوني مردم ايران دنيا را به حيرت آورد و شوك بزرگي به دولتمردان آمريكائي وارد كرد كه نقشه هاي متعددي براي ايران مي چيدند. آن راهپيمائي عظيم، يك تحرك ملموسي بود كه تنها قابل انكار نبود بلكه ارزيابي اطلاعاتي سازمان هاي دولتي و رسانه اي آمريكا را در مورد ايران به هم زد. من آن روزها در واشنگتن در دانشگاه تدريس مي كردم و از زبان قائم مقام وزيرخارجه سابق آن روز آمريكا «ژوزف سيسكو» كه رياست دانشگاه امريكن را به تازگي به عهده گرفته بود شنيدم كه مي گفت «چنين راهپيمائي و همايشي در تاريخ بي سابقه است. اين همايش بزرگ آخرين لطمه را به سياست ما وارد كرده و نقشه هاي آمريكا را نقش بر آب كرده است.»

«ژوزف سيسكو» يكي از نخبگان سياسي و يكي از اعضاي عاليرتبه وزارت خارجه آمريكا در سال 1950 ميلادي وارد سرويس ديپلماسي دولت آمريكا شده و در دوران رياست جمهوري ريچارد نيكسون و جرالد فورد در اواخر دهه 1960 و اوائل دهه 1970 معاونت وزارت خارجه آمريكا را در امور مربوط به خاورميانه و آسياي جنوبي و شرقي عهده دار بود و در آستانه انقلاب اسلامي ايران در زمان رياست جمهوري جيمي كارتر به رياست دانشگاه آمريكن منصوب شده بود. او از سياست جهاني امريكا به خصوص در ايران دفاع كرده و در انقلاب اسلامي با مقالات و سخنراني هاي خود، دولت جيمي كارتر را به حفظ شاه ايران تشويق مي كرد. مقالات او در روزنامه «نيويورك تايمز» با تأكيد به اينكه ممكن است ايران به زودي به دست كمونيست ها بيفتد، سعي داشت راه حلي براي نجات سياست خارجي آمريكا و رژيم پهلوي پيدا كند و اين با نظرات اينجانب در سميناري كه در آن موقع راجع به «ايران و سياست جهاني» در دانشگاه امريكن تشكيل دادم و با مقالاتي كه در روزنامه «ميامي هرالد» مي نوشتم درست در جهت مقابل و مخالف قرار داشت. در پائيز 1357 شمسي (1978 ميلادي) در بحبوحه بحران انقلاب اسلامي ايران، من بحث و مناظره هاي متعددي با «ژوزف سيسكو»، «هنري پراكت» رئيس وقت دائره ايران در وزارت خارجه آمريكا، و ايران شناسان آمريكائي مانند «ريچارد كاتم» داشتم كه در سرويس هاي دولتي امريكا در ايران خدمت كرده بودند، آنچه برايم جالب بود و شگفتي داشت اين بود كه تا چه اندازه اين دولتمردان و كارشناسان امور ايران، از اهميت و عمق زيرساخت هاي سنتي، اجتماعي و سياسي ايران بي اطلاع بوده و فداي تمايلات و تعصبات ايدئولوژيكي، ديوان سالاري، ملي گرائي و سكولاريستي خود هستند. نخبگان و سياستگذاران وزارت خارجه آمريكا كه از رژيم شاه مأيوس شده بودند به دنبال «ليبرال ها» و «همفكران» غربي خود مي گشتند.

در مقاله اي كه به تاريخ پنجم ژانويه 1979 (15 دي 1357) در روزنامه «ميامي هرالد» نوشتم، استدلال من از وقايع ايران در آن زمان اين بود كه حكومت شاهپور بختيار به زودي سقوط كرده و ارتش يا كمونيست ها نخواهند توانست از طريق كودتا يا هرج و مرج مسير انقلاب را عوض كرده و از آنجا كه مشروعيت و رهبري در دست امام خميني(ره) و روحانيون و مردم است، اسلام گرايان پيروز خواهند شد. «نيويورك تايمز» و «واشنگتن پست» مقاله هاي مرا در طلوع انقلاب چاپ نكردند. «ميامي هرالد» تنها كانال خبر آمريكائي بود كه مقالات مرا پذيرفت. نه تنها 25سال قبل بلكه در سال ها پيش از انقلاب نيز، تأييد رژيم از طريق نظرسنجي رسمي نخبگان ايران مي توانست گمراه كننده باشد. همايش عمومي براي ما مسلمانان و در فرهنگ اسلامي يك روش طبيعي، سنتي و رسانه اي است. نمازجمعه، مراسم حج، تكاليف و تجمع در ماه مبارك رمضان، همانند همايش هاي سياسي و ديني از واجب ترين فرايض به شمار مي روند. راهپيمائي بزرگي كه در سالگرد بيست و پنجمين سال پيروزي انقلاب اسلامي در ايران صورت گرفت، به منزله يك رسانه اصيل، مشروع، پربها و با تأثير است كه تحرك و كاربرد رسانه هاي ماشيني و الكتروني رسانه هاي جديد عصر ما را هدايت مي كند. رسانه هاي حقيقي در ايران هنوز رسانه هاي سنتي هستند و رسانه هاي مدرن، علي رغم جلوه ظاهري آنها، هنوز در بسياري از مواقع، نقش دوم و فرعي را بازي مي كنند. ما بايد اين منابع بزرگ بسيج و اطلاع رساني را گرامي بداريم و تا مي توانيم از آنها استفاده كنيم.

و اما موضوعي را كه بايد در نظر داشته باشيم اينست كه امروز در كشورهاي غرب و به ويژه آمريكا به علت كاهش و كمبود ارتباطات ميان فردي 85درصد مردم اطلاعات و اخبار روزانه خود را از طريق تلويزيون و رسانه هاي تصويري مانند اينترنت و غيره دريافت مي كنند. علاوه بر اين، زيرساخت ها و شبكه هاي سنتي و ديني به معني اسلامي و ملي ما در اين جوامع نادر است. راهپيمائي هاي بزرگ انقلاب اسلامي ايران هميشه در راديو- تلويزيون هاي جهان منعكس شده است گر چه سعي كرده اند تا مي توانند حجم و ظرفيت و وسعت آنها را تقليل دهند. ولي اين راهپيمائي ها مانند برنامه هاي تلويزيوني ساخت استوديوها نيستند و در پايان، هر چند هم كه در رسانه هاي غرب مخدوش شوند مورد علاقه، مطالعه و تحليل جدي سازمان هاي اطلاعاتي دولتي و تصميم گيران و به طور كلي افكار عمومي قرار مي گيرند. در خود آمريكا نيز راهپيمائي ها تأثيرات شگفت آوري در سياست هاي داخلي و خارجي آمريكا داشته است.

راهپيمائي هاي عظيم دهه هاي قبل در آمريكا بود كه به سياهپوستان آزادي مدني و قانوني بخشيد و به جنگ ويتنام خاتمه داد. امروز آمريكا نمايش بازگشت جنازه سربازان كشته شده در عراق و تشييع جنازه رسمي آنها را در قبرستان ملي واشنگتن در تلويزيونها ممنوع كرده است زيرا مشاهده اين صحنه ها، تصوير شكست نظامي آمريكا را در ويتنام زنده مي كند.

حضور مردم در انتخابات مجلس شوراي اسلامي در اول اسفندماه معيار بزرگ ديگري از مردم سالاري اسلامي و نشانه خيلي مؤثري از مقاومت هاي ايران در مقابل فشارهاي غرب و تجلي عظيمي از خواسته هاي مردم براي وحدت ملي، عدالت اجتماعي و اجراي برنامه هاي حقيقي و قاطعانه در بهبود وضع اقتصادي و به طور كلي رفاه شهروندان و روستائيان خواهد بود.

امروز تفرقه عميقي در اردوگاه سياسي غرب به وجود آمده است و ترس، طمع، و جهالت سه بحران اصلي آمريكا شده است. بحران سياسي و اطلاعاتي دولت بوش شباهت زيادي به بحران سياسي و اطلاعاتي زمان رياست جمهوري كارتر در روزها و ماه هاي انقلاب اسلامي ايران دارد. اين سياست و قضاوت و اعتبار اطلاعاتي بوش و همكار او توني بلر نخست وزير انگليس است كه درباره عراق مورد سؤال جهانيان و خود مردم اين دو كشور قرار گرفته است.

در عين حال، يك خلأ سياسي و يك بحران رهبري دنياي اسلام را احاطه كرده است. اينجا است كه ايران مي تواند از اين فرصت ها استفاده كند و لازمه آن يك تحرك انقلابي در كشور، يك هماهنگي و توانائي اجرائي در سطح دولت، يك مجلس ابتكاري كه در جهت رفاه و آسايش مردم گام بردارد، و يك تشكل اصيل سياسي، مطبوعاتي، دانشگاهي، و ديوان سالاري و يك مديريت با كفايت در سطح مملكتي است. در صحنه سياست خارجي، روابط بين المللي و ديپلماسي ما احتياج به يك جهش بزرگ و يك تحرك مبتكرانه و متفكرانه دارد تا از طريق ارائه افكار مدبرانه و نقشه هاي عملي، و نه معمولي و روزانه، رهبري دنياي اسلام را واقعيت بخشد.

 

 

    193 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انتخابات مجلس شوراي اسلامي ایران (30)
●   مردم سالاري ديني (36)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/11/1382

تاريخ شمسی نشر:26/11/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب