باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 52 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فدراليسم يا اتحاد اجباري
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت های خبری - بازتاب - به نقل از روزنامه كردستان نو

   ● سخنران: جلال - طالباني

مترجم: احمد - غفاري

 
 

تاريخ، دو نوع ارتباط و قرارداد اوليه در بين ملتهاي گوناگون كه در يك كشور زندگي مي كنند به خود ديده است. چگونگي اين پيوند و قراردادها، با طبيعت و سرشت دولت مركزي و نوع سيستم و نيز چگونگي اجتماع آن ملتها در سايه دولت مركزي، مشخص خواهد شد. در معناي ديگر، آيا آن ملت ها، با زور قدرت و سلطه و يا از روي ناچاري، حاضر شده اند كه در زير سلطه يك دولت قرار بگيرند، و يا اينكه اصولا آزادانه و در فضايي دمكراتيكي، خود تصميم گرفته اند در سايه يك دولت مركزي به زندگي خود ادامه دهند، بدون اينكه از روي ناچاري و يا با نيروي زور و قدرت حاضر به اين كار شده باشند؟

اين دو نوع پيوند و قرار اوليه در ميان ملتها، عبارتند از: اول= نوعي اتحاد به صورت الحاقي كه از زمان فئوداليسم و استعمار و بورژوازي، پيدا شد. دوم= اتحادي ايده آل و خواستني است كه همزمان با رشد و رونق دمكراسي در كشورهاي غير استعماري نمد پيدا كرد، كه نمونه آن سوئيس است كه با بهترين و ايده آل ترين شيوه هايش در قالب سوسياليستي پديدار شد. بعدها نوعي از اتحاد و پيوند ايده آل در برخي از كشورهاي دمكراتيك ملي، خود را نشان داد. اما ممالك آزاد شده آسيا و آفريقا قادر نبودند آن پيوند ايده آل را در كشورهاي چند مليتي ايجاد كنند. حتي پس از آزادي از دست استعمار و رسيدن به استقلال سياسي، كه نمونه آنها، عراق، سودان، الجزائر و مغرب و ... الي آخر.

اتحاد الحاقي، بر اساس زور و از روي نارضايتي، تشكيل شده است. خاك و سرزمين ملتي به اجبار و بدون خواست خود، به دولت ديگري ملحق خواهد شد و از مردم آن خواسته مي شود كه به آن گردن بنهد، بدون آن كه آنان حق آزادي در سرنوشت خود را داشته باشند. اين نوع از اتحاد، حقوق آن ملت و قوم را زير پا گذاشته، آن را استعمار كرده و از برابري و مساوات واقعي و آزادي و حقوقي قومي محروم خواهد كرد. به همين دليل است كه در كشورهاي چند مليتي تنها يكي از اقوام و يا ملتها، امكان رسيدن به پيشرفت و آزادي را داشته و ساير اقوام و ملتها رد كمبود و نابرابري به سر برده و امكان دسترسي به آزادي و حقوق خود را نخواهند داشت و هم چنين مورد ظلم و بي عدالتي قرار خواهند گرفت. بر اين اساس، بديهي است كه در ميان ملت برتر و با اكثريت و ظالم، طبقه اي استعمارگر يا دو طبقه مانند فئودالها و بورژواها و سرمايه دار حاكم اند. و همانها هم ازز نظر اقتصادي و هم از لحاظ سياسي قدرتمند ترين طبقه اجتماعي هستند و نه ديگر افراد جامعه. واقعيت اين نوع پيوند، اهميت منافع اقتصادي و بازرگاني و استراتژيكي آن طبقه ظالمي است كه از نظر اقتصادي و سياسي قوي تر است و تنها به استثمار و ستم ديگر اقوام بسنده نكرده، بلكه آن قوم زير دست و مظلوم و جامعه اي را كه به اجبار به آن كشور ملحق شده را نيز در بر مي گيرد.

اين گونه پيوند، در ارتباط با هم، نمي تواند اصول برادري و همكاري و تلاش يكسان را در بين اقوام مختلف در يك كشور پديد اورد بلكه بر عكس بذر نفاق و چند دستگي و نفرت را در ميان ان قوم پاشيده و در نتيجه جدايي و اختلاف را در ميان آنان پديد خواهد اورد. اين امر در ظاهر به صورت پيوندي اجباري، اما در واقع به شكل ايجاد نفرت و كينه از همديگر در آينده خود را در ميان اقوام مظلوم جامعه نشان خواهد داد.

اتحادو پيوند اجباري در ميان ملتها سست بنياد بوده و در برابر پيشرفت و ترقي اجتماعي، اقتصادي و سياسي و فرهنگي مردم دولتهاي چند مليتي، مانع ايجاد خواهد كرد و خود دولت را نيز تضعيف و آن را دچار سقوط و يا جنگ و درگيري و جنبش هاي مسلحانه مي نمايد. و به دنبال آن نيروهاي مادي و اجتماعي و حتي انساني ان را تضعيف نموده سرمايه و ثروت مملكت را به هدر داده و منابع ثروت را نيز دچار نقصان خواهد كرد ا ما نوع دوم كه اتحاد و پيوند ايده آل و خواستني است اتحادي برادرانه در ميان اقوام و ملتهاي آزاد شده از ظلم و ستم ملي و تبعيض است. كه اميدوارند به خواست خود و در سايه دولتي متحد با همديگر به صورت مسالمت آميز زندگي كنند. اين اتحاد در پي آزاد شدن از دست الحاق اجباري، و براي رسيدن به حقوق و خواسته هاي خود ايجاد خواهد شد.

اين پيوند در دراز مدت باعث خواهد شد اراده ملي اقوام و ملتها، قوي و تثبيت شود. اراده اي كه در سايه دولتي دمكرات به مفهوم واقعي پديد آمده و در آن عدالت و مساوات را براي آن اقوام و ملتها و براي حقوق قومي آنها فراهم كرده تا حدي كه حق جدا شدن از دولت دمكرات متحد را نيز داشته باشند.

اين نوع پيوند پيوندي است آزاد و اميدوارانه و خواستي است واقعي در ميان اقوامي كه ان را ايجاد كرده و همساني و برابري در بين طرفها و جناحها را در ارتباط با حقوق و وظايفشان باعث خواهد شد. و در همان حال اقوام و ملتهاي چنين دولتي آزادي لازم را در ارتباط با حقوق و وظايف و نيز استفاده از قدرت در هر كدام از مناطق محلي را دارا خواهند بود.

همچنين در اين شكل از اتحاد، حفظ موجوديت ملي و نيز حفظ آب و خاك و سرزمين در اجراي فرهنگ دمكراسي و نمايندگي دولت مركزي، براي تمام اقوام و ملل در نظر گرفته شده است. اين مسئله بعد از پايان دادن به استثمار قومي و اختلافات نژادي و زباني و طبقاتي، صورت خواهد گرفت. و ايجاد هر نوع تبعيض و ستم را در ميان تمامي اقوام و ملتهاي داخل دولت مركزي از بين خواهد برد.

براي اولين بار در تاريخ اين نوع اتحاد در كشور سوئيس ديده شد كه در آن سه قوم اصلي زندگي مي كردند كه آلماني، فرانسوي و ايتاليايي به همراه اقليتي قومي كوچك بودند كه به معناي واقعي كلمه، دمكراسي در آن اجرا مي شود.

 

شكل و شيوه الحاق به صورتهاي زير است:

1- با نارضايتي، يا ناگزيري، و يا با زور و فشار ملتي يا خاكي را به كشور و ملت ديگر الحاق و تحميل نمود.

2- تحميل يك ملت به ملت ديگر، و نيز افزون خاك و سرزمين كشوري به كشور ديگر، بدون انجام يك همه پرسي ازاد و رضايت مردمي كه قرار است به كشور يا دولت ديگر، ملحق شوند.

3- قرار دادن يك قوم و ملت در يك كشور چند مليتي به صورت اجبار و بدون داشتن حق راي و اراده آزاد، كه بتواند حقوق حقه خود را با اراده خود و در امور سياسي خود پس از خروج نيروهاي حكمران از خاك آن كشور انتخاب نمايد.

 

4- مردود شماردن حق آن قوم در تعيين سرنوشت خود، و نيز محروم كردن از تشكيل دولت مستقل ملي خود و هم چنين مشخص كردن مرز كشور بر خلاف خواست ساكنان آن كشور. اين نوع از اتحاد به معناي زير پاي گذاشتن آزادي هر ملتي در تعيين سرنوشت خود است. و به معناي ناگزير كردن ملتهاي مظلوم در مسئله استفاده از حقوق ملي و دمكراتيكي آن است كه با قرار گرفتن در چهارچوب كشور حكمران، زير سلطه قرار گرفته است. اين كار به معناي محروم كردن ملتها از حقوق خود در راستاي تشكيل دولت خود است و نيز محروم كردن از اتحاد با ساير ملل ديگر و آزاد بودن در زندگي خود است.

 

چرا دمكراسي مخالف الحاق اجباري است؟

الحاق و پيوند اجباري كه دست آويز سلطه و استعمار و اشغال اقوام مظلوم قرار گرفته، زيانهاي زيادي به حقوق و به برادري خلقها در همكاري و همرزمي كارگران و زحمتكشان وارد مي آورد.

اين نوع از اتحاد همچنين به مبارزه با استعمار و ارتجاع ضربه زده و از پيشرفت و ترقي و ازادي بخصوص براي اقوام مظلوم جلوگيري خواهد كرد. به همين ترتيب به كليه اقوام و مللي كه حكومت و دولت را نيز در دست دارند، اجازه آزادي و پيشرفت را نخواهد داد، به اين دليل ساده كه انان، اقوام و ملتهاي ديگر را استثمار مي كنند.

 

براي روشن شدن مطلب بايد گفت:

1- الحاق اجباري، به آزادي قوم مظلوم ضربه زده و حق تعيين سرنوشت را از او سلب مي كند و با اين كار مانع بزرگي در راه آزادي و استقلال از جمله آزاديهاي سياسي و فرهنگي ايجاد خواهد كرد. اما در ارتباط با ملتي كه اكثريت را در حكومت دارد، آزادي و رهايي وي را از زير يوغ ديكتاتوري و ارتجاع محدود خواهد كرد. زيرا در بسياري از مواقع، طبقه حاكم اين نوع پيوند را بهانه اي براي سركوب و ديكتاتوري تمام كشور قرار خواهد داد. در صورتي كه قومي بتواند قوم ديگري را استثمار كند خود او هم نمي تواند به آزادي دست پيدا كند.

 

2- اتحاد اجباري، در راه توسعه اقتصادي و اجتماعي و سياسي قوم و ملت حاكم، ايجاد مشكل خواهد كرد. در راه مدنيت و مدرنيسم و علم و هنر مانع ايجاد خواهد كرد. درباره خود دولت هم تاريخ ثابت كرده است، كه دولت ملي با توسعه و رونق سرمايه داري، به پيشرفت و توسعه دست خواهد يافت. در صورتي كه در يك دولت و كشور چند مليتي پيشرفت و توسعه بسيار به كندي صورت مي گيرد.

 

3- اين نوع از اتحاد بر اساس ظلم و ستم ملي و استثمار و تبعيض بنا نهاده مي شود. دادن يك امتياز به يك قوم و محروم كردن اقوام ديگر، و خودداري از دادن حق تعيين سرنوشت به برخي اقوام، در نهايت باعث نفرت و كينه و دشمني در ميان اقوام مختلف گشته و ممكن است به جنگ و خونريزي هم كشيده شود.

 

4- اين نوع از اتحاد، راه را بر هم پيماني و اتحاد مبارزه جويانه خواهد بست. هم چنين راه مبارزه مشترك در ميان ملتهاي ظالم و مظلوم را با استعمار و ديكتاتوري سد خواهد كرد.

 

5- در جهت همكاري و اتحاد طبقه كارگر با اكثريت مردم، ممانعت به عمل آورده و باعث ايجاد طبقه حاكم و ظالم در جامعه خواهد شد.

 

6- اين نوع از اتحاد، باعث به هدر رفتن نيرو و توانائي هر دو قوم ظالم و مظلوم شده و بخصوص در كشورهاي جهان سوم توان نظامي، اقتصادي، و فرهنگي را از آنان گرفته كه غير از سلطه گران و اشغالگران كس ديگري از آن سود نخواهند برد. نمونه آن به جنگ ميان كردها با عراق در ربع قرن گذشته و نيز جنگ جنوب سودان و ارتيره مي توان اشاره كرد.

 

7- اتحاد در ميان كشورهاي چند قومي به ويژه در جهان سوم باعث ايجاد زمينه و شرايط مطلوب براي استعمار خواهد شد تا بتواند در بازيهاي كثيف خود را اجرا كرده و آتش تفرقه و جنگ داخلي را در كشور، شعله ور سازد.

 

استعمار در طول تاريخ بسياري از قراردادها و پيمان نامه هاي ننگين را به كشور عراق تحميل كرده است. كه از آن جمله با دستاويز الحاق كردستان به كشور عراق و تحميل پيمان سعد آباد، و پيمان بغداد كه آن هم به بهانه تقسيم كردستان در بين كشورهاي تركيه، ايران و عراق صورت پذيرفت.

 

دستاوردها و زيانهاي اتحاد در عراق:

درست است كه استعمار انگلستان با اهداف استعمارگرانه خود و با الحاق كردستان جنوب به كشور عراق، به بسياري از خواسته هاي خود رسيد، اما بزرگترين ضربه را در راستاي آزادي و حق سرنوشت و ايجاد دولت مستقل ملي به كردها وارد آورد. كردها از بسياري از حقوق خود از جمله در موارد اقتصادي مانند توليدات و منابع نفتي و كشاورزي و صنعتي خود محروم شدند، در حالي كه مي توانستند آنها را در راه توسعه و پيشرفت جامعه ملت خود به كار ببندند. هم چنين اكثريت مردم كردستان ضربه و خسارت عمده اي ديدند كه به دليل سنگيني هزينه و مخارج سركوب شورش كردها و نيز نتايج جنگهاي ظالمانه اي بود كه در كشور در گرفت. همچنان كه عمل صدام حسين در توافقنامه الجزاير با شاه ايران و خيانت به خاك و كشور عراق، باعث شد كه وي جنگ هشت ساله را در حالي به همسايه خود، ايران تحميل كند كه به تازگي از زير يوغ ستم شاهي نجات پيدا كرده بود.

 

عراق، جنگي هشت ساله را آغاز كرد كه نتيجه آن چيزي جز ويراني و كشتار و نابودي هزاران نفر از جوانان مملكت و نيز نابودي سرمايه هاي كشور نبود. و اينها غير از هزينه صدها ميليون دلاري است كه در اين جنگ منحوس به باد داده شده است. در حالي كه اين پولها مي توانست در راه توسعه اقتصادي و رفاه مردم عراق هزينه شود. صدام، با اين كار نه تنها دهها ميليارد دلار وام را نصيب كشور كرد، بلكه عراق را به كشوري فقير و عقب مانده تبديل كرد.

كشوري كه تمام زير بناي اقتصادي و فرهنگي آن نياز مبرم به بازسازي دارد.

اگر عراق داراي يك دولت دمكرات و آزاد مي بود، و حقوق حقه كردها را به رسميت مي شناخت و آنان را در يك خودمختاري واقعي شريك و سهيم مي كرد، در آن صورت نيازي به عقد قرارداد الجزاير نبود و ... الي آخر.

اين گونه بود كه الحاق و اتحاد اجباري در عراق كه سياست استعماري آن را تحميل، و ديكتاتوري حاكم بر عراق آن را اجرا كرد، نشان داد كه به جز ويراني و تخريب و به جز جنگ سهمناك داخلي و از دست دادن استقلال ملي، عقب ماندگي و مرگ صدها هزار شهروند عراقي، و از دست رفتن ميليونها دلار سرمايه ملت و فقر و تنگدستي مردم، هيچ نتيجه ديگري به بار نياورد.

اتحاد عراق در سال 1958 از الحاق اجباري به اتحادي ايده آل تبديل شد. در صورتي كه اتحاد عراق، پس از الحاق كردستان با قدرت ارتش و نيروهاي سياسي استعماري بريتانيا به شكل اجباري بوده باشد و كردها سالهاي سال با آن مخالفت كرده باشند، اما اتحاد عراق به دنبال انقلاب 14 جولاي 1958 از نظر كردها قابل قبول و پذيرفتني است. اكثريت مردم كردستان جمهوري عراق را به مانند يك جمهوري هم براي عربها و هم براي كردها، پذيرفتند.

و همچنانكه ژنرال عبدالكريم قاسم رهبر انقلاب 14 جولاي اظهار داشت: كردها، پايبندي خود را به اتحاد حقيقي عراق، نشان دادند. در آن زمان كردها به طوري آزادانه خواستند تا با ملت عرب برادروار، زندگي كنند. مخصوصا كه در ماده سوم قانون اساسي عراق چنين آمده است:

«عربها و كردها در وطن خود (عراق) مساوي‌اند». اين قانون در چهارچوب عراق حقوق كردها را در نظر گرفته است.

در آن زمان، رهبران ملت كرد در حزب دمكرات كردستان عراق، تلاش بسياري كردند كه اين مساوات و مشاركت را در مسئله خودمختاري به خوبي بگنجانند. اين مسئله در قرارداد همكاري ميان حزب كمونيست عراق و حزب دمكرات كردستان، در پائيز سال 1958 به روشني آمده است.

از آن زمان به بعد شعار «دمكراسي براي عراق، خودمختاري براي كردستان» به عنوان اصلي ترين شعار ملت كرد در آمده كه ضمنا انقلاب رهايي بخش 5 سپتامبر آن را نيز همچنان مد نظر قرار داده است.

بعد از روي كار آمدن دولت بعثي در سال 1968، مبارزه ملت كرد به پيروزي رسيد و از ابتدا در تمام تجمعات و گردهمايي هاي خود، هم دولت بغداد و هم كردها بر آن صحه گذاشتند. حتي شخص ميشل افلق، در زماني كه اولين بار پس از پيروزي حزب بعث به عراق مسافرت كرد، بر روي اصل خودمختاري كردستان تاكيد كرد. بعدها هم در توافقات رژيم بعث با رهبر حزب دمكرات كردستان، ملا مصطفي بارزاني، بر سر خودمختاري كردستان اين مسئله مطرح گرديد و در تاريخ 11 مارس 1970 به صورت رسمي اعلام گرديد تا حق ملت كرد در آن گنجانده شود.

 

منافع و ارزشهاي اتحاد ايده آل(فدراليسم)، براي عراق:

تاريخ روابط ميان اقوامي كه در سايه يك كشور به سر مي برند، و هم چنين اتحاد مناطق يك قوم در چهارچوب دولتهاي ملي به خوبي نشان داده است كه اتحاد ايده آل بدترين شيوه برادري و همزيستي مسالمت آميز است. هم چنين فدراليسم شيوه اي دمكراتيكي و مدرن براي اداره امور در عصر حاضر است.

عجيب نيست كه هم اينك 77 كشور جهان، به صورت فدرالي اداره مي شوند. اكنون، كشورها به سويي گام بر مي دارند كه قدرتشان در بين مركز دولت و مناطق آن تقسيم كنند، زيرا اين امر، به عامل اصلي و حتمي در راه توسعه و پيشرفت اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي تمام كشورها، بدل گشته است.

در ارتباط با كشور عراق كه تمام ملتش از دست حكومت مركزي و محروميت كامل از دمكراسي، در فشار و اختناق بود، فدراليسم دمكراسي، بهترين راه حل براي عراق جديد است.

از كردستان دور شويم، و نگاهي به بصره و عماره بيندازيم كه صاحب نفت هستند و 70% از توليدات نفت عراق در اين مناطق مي باشد. اين در حالي است كه مردم بصره و عماره، به علت نداشتن پروژه آب آشاميدني از داشتن آب آشاميدني، محرومند. مردم اين دو منطقه از فقيرترين و عقب مانده ترين مردمان عراق به شمار مي روند. اگر مركزيتي وجود نمي داشت و قدرت، ميان پايتخت و مناطق و استانها، تقسيم مي شد، در آن صورت مردم اين دو استان مي توانستند زندگي با افتخار و مدرن را براي خود ايجاد كنند. ضمن آن كه با توليدات پر خير و بركت خود، با دولت مركزي هم مشاركت و همكاري نمايند.

اينها، باعث تحكيم اتحاد ميهني در بين مردم شده، و پايبندي مردم رابه آن نيرومند تر خواهند كرد.

لازم است همين موضوع درباره مسئله ملي را بر مناطق و استانهاي كردستان تصميم داده و در انجام آن بكوشيم. سه استان كردستان به هم وابسته شده اند، و اين در يك تصميم عراقيها، منظور شده كه اين منطقه يعني اين سه استان منطقه خودمختار كردستان را تشكيل دهند كه در تاريخ 11 مارس 1974 توسط حسن البكر، اعلام گرديد و به شوراي رهبري انقلاب عراق نيز ابلاغ شد.

در قانون اساسي به نام قانون خودمختاري در منطقه كردستان، از آن اسم برده شده كه به شرح زير است:

«چون اكثريت ساكنان منطقه، كرد بوده و نيز اين مسئله كه دمكراسي، ضمانت اجرايي براي رعايت حقوق كردها خواهد داشت لذا در وضعيتي برادرانه و مساوي و با مسئوليت مشترك در بين نسلهاي آن و تحكيم اتحاد ملي و ميهني اين منطقه از كردستان خودمختار شناخته مي شود».

و به اين ترتيب خودمختاري منطقه كردستان در عراق قدمتي سي ساله دارد.

حال سؤال اين است كه: آيا دشمنان كردستان و دشمنان فدراليسم، مي خواهند دستاوردهاي ملت كرد را كه با خون ده ها هزار شهيد، به دست آمده است، از آنان بگيرند؟ دستاوردي كه با مبارزه دهها ساله حاصل شده و حتي قانون بعث شوونيستي نيز بر آن صحه گذاشته است؟

لابد آنان مي خواهند از شوونيسم و نژاد پرستي بعث افلقي هم فراتر بروند.

 

اما با وجود آن واقعيتها رژيم بعث نابود شده خود مختاري كردستان را به هم زد و آن را به عنوان پلي براي جنگ و خونريزي با كردها به كار گرفت. رژيم بعث، هم چنين با آوردن اعراب شيعه از جنوب عراق به كردستان و بخصوص به كركوك و خانقين، دست به تعريب بي سابقه اي زد و آنان را به منظور ايجاد فتنه و دو دستگي در كردستان، به اكثريت رساند.

در پي قيام تاريخي كردها، و با همكاري نيروهاي هم پيمان كه منطقه پرواز ممنوع را در كردستان ايجاد كردند، منطقه كردستان طعم آزادي را چشيد و به عنوان پناهگاهي براي برادران عرب كه از دست ديكتاتوري صدام فراري بودند، تبديل شد.

در همين راستا بود كه در كردستان عراق، براي اولين بار در تاريخ، انتخاباتي آزاد و سالم برگزار شد كه در آن بيش از يك ميليون نفر شركت كردند. در نتيجه آن انتخابات، شوراي ميهني كردستان برگزيده شد كه در محل شوراي قانونگذاري محلي كردستان كه توسط رژيم بعثي بنيان گذاري شده بود، و در همان ساختمان شروع به كار كرد و با اكثريت آراء و به دور از قدرت حكومت مركزي تصميم گرفتند كه كردها در چهارچوب عراق دمكراتيك و فدرالي باقي بمانند و طرح خودمختاري به طرح فدراليسم، تغيير پيدا كند. كه آن هم بر اساس رعايت حقوق ملت كرد در تعيين سرنوشت خود و نيز بر اساس اتحادي ايده آل صورت بپذيرد.

منافع و نقاط مثبت اين فدراليسم براي كشور عراق، هم براي كردها هم براي عربها و تركمنها و آشوريها چه مي تواند باشد؟

 

1- فدراليسم، باعث ايجاد امنيت و آسايش در ميان جامعه عراق خواهد شد كه آن هم رشد و توسعه شهرنشيني، فرهنگي و بطور كلي پيشرفت بنيادي جامعه را باعث خواهد شد.

 

2- هزينه كردن اعتبارات در راه رونق اقتصادي و رشد و توسعه جامعه.

 

3- استحكام برادري و دوستي در ميان اقوام مختلف مملكت و محكم شدن احساسات ميهني در مردم و افتخار كردن به عراقي بودن خود و به همشهري بودن خود در عراق.

 

4- تحكيم اتحاد ميهني بر مبناي پايه هاي دوستي و مساوات در بين مردم و نيز مشاركت كليه اقوام در مسائل سياسي، اقتصادي و فرهنگي و اجتماعي و ... الي آخر.

 

5- تقسيم عادلانه ثروت مملكت در تمامي نواحي عراق و بر سر تمامي اقوام و طوايف به شيوه ضروري. جبران عقب ماندگي هاي قبايل و اقوامي كه در اثر جدايي قومي و قبيله‌اي گرفتار آن شده اند.

 

6- دور نگاه داشتن عراق از ترس و نگراني و از زيان تسليم شدن در برابر بيگانگان و همسايگان كه زير فشار آنان، حقوق مردم كشور خويش را زير پا مي كذارند. خيانت صدام حسين در الجزاير كه از حقوق حقه عراق، كوتاه آمد، و شط العرب و قسمتي از خاك عراق را در قبال اقدام شاه بر عليه كردها، از دست داد. اينها همه، نشانه تسليم و اقدمات غير منطقي بود كه در عاقبت به جنگ طاقت فرساي هشت ساله بين ايران و عراق انجاميد. كه در نتيجه آن صدها هزار از فرزندان عراق، از بين رفته و صدها ميليون دلار از سرمايه مملكت را به هدر داد.

 

7- عراق از نظر جهاني شهرت خوبي پيدا خواهد كرد، زيرا به كشوري مدرن تبديل خواهد شد كه امور خود را در فضايي منطقي و در جهت ايجاد زندگي مسالمت آميز ادامه خواهد داد كه در آن دمكراسي سياسي و عدالت اجتماعي در تقسيم ثروت و منابع آن وجود خواهد داشت.

 

8- جلب احساسات و حمايت ميليونها كرد خارج از عراق، به نفع دولت و ملت عراق كه اين خود باعث ايجاد اتحاد و انجام بيشتر كيان ملت و دفاع ميهني در مملكت خواهد شد.

 

9- تشويق كمپانيها و كشورهاي ثروتمند به منظور مشاركت در سرمايه گذاري كشور به منظور رونق و توسعه اقتصادي در يك عراق دمكرات، صلح جو و با ثبات.

 

عليرغم تمامي مواردي كه گفته شد، اينك براي همگان ثابت شده است كه يك اتحاد و پيوند اجباري نمي تواند دراز مدت و طولاني باشد. زيرا اين نوع اتحاد، خود باعث خواهد شد تا زمينه دخالت خارجيان و جنگ داخلي فراهم شود.

 

پس، بنابراين كليه آنهايي كه خواستار اتحاد و پيوندي فدرالي هستند، در واقع به منافع بنيادي عراق و اتحاد ميهني كشور و سود ملت عراق فكر مي كنند. بر عكس طرفداران اتحاد اجباري، كه زمينه را براي اختلاف و جدايي در ميان اقوام و مناقشات دروني و حتي جنگ داخلي را فراهم مي آورند.

 

 

    185 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   كردستان عراق (35)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:27/11/1382

تاريخ شمسی نشر:27/11/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب