باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 55 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
ديدگاه رايج علم
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: احمد رضا - همتي مقدم

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - شرق

 
 

معمولاً فرض بر اين است كه روش علمى عقلانى است و معرفتى عينى از جهان را در اختيار ما قرار مى دهد. وقتى مى گوييم معرفت علمى عقلانى است منظور اين است كه اين نوع معرفت نتيجه سلايق شخصى افراد نيست و همه كس بدون توجه به باورها و ارزش هاى شان به درستى آن باور دارند. بنابر اين وقتى مى گوييم «سيگار كشيدن باعث سرطان مى شود» و يا «تمام فلزات در اثر حرارت منبسط مى شوند» واقعياتى عينى هستند، منظورمان اين است كه اگر مى خواهيم عقلانى رفتار كنيم بايد به درستى آنها باور داشته باشيم، حال چه موحد باشيم و چه كافر، محافظه كار باشيم يا ليبرال، سيگارى باشيم يا غيرسيگارى تاثيرى در اين باورها نخواهد داشت. در اواسط قرن بيستم شكل پيچيده ترى از استقراگرايى مورد بحث قرار گرفت كه به تمايز ميان زمينه اكتشاف و زمينه توجيه قائل بود. در اين ديدگاه زمينه اكتشاف خارج از حيطه عقلانيت است اما زمينه توجيه چارچوبى عقلانى دارد و فرض بر اين است كه همين امر عينيت معرفت علمى را تضمين مى كند. در حقيقت ديدگاه رايج در فلسفه علم (انگليسى زبان) پس از جنگ جهانى دوم كه «تجربه گرايى منطقى» خوانده مى شود (خويشاوند و جانشين پوزيتيويسم منطقى)، اشكالى از استقراگرايى پيچيده را در خود داشت. استقراگرايى پيچيده، همانند ابطال گرايى، با قائل شدن به نقش مهم عوامل غيرعقلانى در رشد و توسعه علم از استقراگرايى خام بيكنى فاصله گرفت. به پيروى از «ايمره لاكاتوش» مى توان گفت: «هيوم» فكر مى كرد كه علم استقرايى و غيرعقلانى است، «پوپر» معتقد بود كه علم غيراستقرايى ولى عقلانى است و «كارناپ» علم را استقرايى و عقلانى مى پنداشت. اما در دهه ۱۹۶۰ رئاليسم و عقلانيت در فلسفه علم با بحرانى روبه رو شد كه هنوز هم به اتمام نرسيده است. «كوهن» به دلايل زيادى بيش از هر كس ديگرى باعث شروع اين بحران شد.

به نظر مى رسد «كوهن» استدلال مى كند كه علم نه عقلانى است و نه استقرايى. اما كوهن ديدگاهى در علم را به چالش كشيد كه در سال ۱۹۶۲ «هيلارى پاتنام» آن را «ديدگاه رايج» (received view) ناميد. مفهوم ديدگاه رايج نظريه هاى علمى ريشه هايش به پوزيتيويسم منطقى مى رسد. مى توان گفت جوهر اين مفهوم به طور ساده چنين است: يك نظريه علمى يك ساختار قياسى مبتنى بر اصول است كه به وسيله تعاريفى كه قواعد تطابق ناميده شده اند تفسير مى شوند. قواعد تطابق، واژگان نظرى يك نظريه را به وسيله ارجاع به واژگان مشاهده اى تعريف مى كنند. در كل ابطال گرايى پوپرى، پوزيتيويسم منطقى و تجربه گرايى منطقى درباره ماهيت علم ديدگاه هاى مشترك زيادى دارند كه همان «ديدگاه رايج» علم است. «ديدگاه رايج» علم به صورت دقيق تر چنين صورتبندى مى شود.

 

۱- علم انباشتى است. به عبارت ديگر دانشمندان علم را بر پايه دستاوردهاى اخلاف خود بنا نهاده اند و پيشرفت علم رشد متداومى از معرفت ما درباره جهان است. اين ويژگى علم آن را صراحتاً از ديگر فعاليت هايى مانند هنر، ادبيات و فلسفه متمايز مى سازد.

 

۲- علم يگانه است به اين معنى كه مجموعه واحدى از روش هاى اساسى براى همه علوم وجود دارند و به اين معنى كه تمام علوم طبيعى نهايتاً قابل تحويل به فيزيك هستند. تحويل گرايى در حال حاضر بسيار محل بحث است اما تصور بر اين است، چون همه چيز در جهان از مواد پايه اى يكسان و در تركيب هاى پيچيده به وجود آمده اند، قوانين زيست شناسى از قوانين شيمى و قوانين شيمى خود از قوانين فيزيك قابل استنتاجند.

 

۳- به لحاظ معرفتى تمايزى اساسى ميان زمينه اكتشاف و زمينه توجيه وجود دارد. شاهدى كه به نفع يك نظريه علمى ارائه مى شود بايستى بدون ارجاع به منشاء على نظريه ها يا مشاهدات مورد بحث قرار گيرد. به بيان ديگر اينكه چه كسى مشاهدات را انجام داده، چه زمانى نظريه ارائه شده، چه كسى آن را ارائه كرده و دلايل او براى اين ارائه چه بوده هيچ ربطى به اين سئوال ندارد كه مشاهدات به چه ميزان نظريه را تاييد مى كنند.

 

۴- يك منطق پايه اى براى تاييد يا ابطال وجود دارد كه در تمام ارزيابى هاى علمى از ارتباط شاهد با نظريه به صورت تلويحى عمل خود را انجام مى دهد. اين ارزيابى ها مستقل از ارزش هاست به اين معنى كه مستقل از ديدگاه هاى شخصى و غيرعلمى دانشمندان است.

 

۵- تمايز قاطعى ميان نظريه هاى علمى و ديگر انواع نظام هاى باورى وجود دارد.

 

۶- تمايز قاطعى ميان واژگان مشاهده اى و واژگان نظرى وجود دارد. همچنين ميان جملات نظرى و جملاتى كه توصيف كننده نتايج آزمايشات هستند نيز اين تمايز وجود دارد. مشاهده و آزمايش مبنايى خنثى براى معرفت علمى است و يا دست كم مبنايى خنثى براى آزمون نظريه هاى علمى به حساب مى آيد.

 

۷- واژگان علمى داراى معنايى دقيق و ثابت هستند.

اين آموزه ها به طور تلويحى در فهم عمومى از ماهيت علم نيز موجودند. اما فلسفه علم «كوهن» با همه اين موارد آشكارا مخالفت دارد.

 

منبع:

Unerstanding the Philosophy of Science.

James Ladyman. 2002. Routledge

 

    132 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   فلسفه علم (50)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:25/07/1383

تاريخ شمسی نشر:25/07/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب