با افزايش روز به روز تلفات نيروهاى آمريكايى در عراق و فروغلتيدن مناطق مختلف اين كشور در دامان خشونت عريان تر، موانع و محدوديت هاى قدرت نظامى ايالات متحده بيش از پيش جلوه گر شده اند. تلاش بى دريغ دولت «جورج دبليو بوش» براى حصول توافقات علنى و پشت پرده با عناصر و گروه هاى فعال و تاثيرگذار در جامعه داخلى عراق و در عين حال ناكامى آن در بازگرداندن ثبات و آرامش به آنجا سئوالات كليدى متعددى را پيرامون محدوديت هاى ذاتى قدرت نظامى آمريكا در اذهان برانگيخته است. از زمان پايان جنگ سرد در اوايل دهه ،۱۹۹۰ وجهه ايالات متحده آمريكا به عنوان يگانه ابر قدرت موجود در يك «جهان تك قطبى» از رونق و رواج بسيار گسترده اى برخوردار بوده است.
اما در حال حاضر، اگر ما بخواهيم برداشت واقع بينانه ترى را از نحوه تقسيم قدرت در جهان در «عصر جهانى سازى» ارائه دهيم، بايد خاطرنشان سازيم كه سيماى ابرقدرتى آمريكا «افسانه اى» است كه صحت و سقم آن نياز به تفسير و بازبينى مجدد دارد.به اعتقاد من، هرگز يك «جهان تك قطبى» وجود خارجى نداشته است. دوره اى كه قاطبه نظريه پردازان و مفسران شناخته شده بين المللى از آن به عنوان «عصر تك قطبى بودن جهان» ياد مى كنند.به نظر مى رسد اين اصطلاحات و مفاهيم سطحى و قديمى بايد به طور كلى از صحنه ادبيات سياسى جهان كنار گذاشته شوند. شكاف بسيار عميقى بين استعداد نظامى آمريكا و توانايى عملى اين كشور براى هدايت رويدادهاى جهانى به مسيرى منطبق بر خواسته هاى خويش وجود دارد. ظرفيت واقعى ايالات متحده به عنوان «يگانه ابرقدرت جهان» در پايان جنگ سرد حقيقتاً غير قابل انكار بود و همچنان نيز اينگونه به نظر مى رسد. حجم اقتصاد آمريكا كه ساليانه در حدود ۱۱ هزار ميليارد دلار برآورد مى شود، دستاوردهاى تكنولوژيكى فوق العاده اى را به ارمغان آورده است و بودجه دفاعى اين كشور نيز كه فراتر از مجموع بودجه دفاعى ۲۵ قدرت بعدى جهان برآورد مى شود، جاى هيچ شك و ترديدى را درباره پتانسيل واقعى ايالات متحده باقى نمى گذارد.همان طورى كه «زبيگنيو برژينسكى» مشاور اسبق امنيت ملى آمريكا اخيراً خاطرنشان ساخت، «تفوق نسبى آمريكا بر جهان هرگز نبايد با قدرت مطلق اين كشور كه عملاً وجود خارجى ندارد اشتباه گرفته شود.» از مراحل پايانى جنگ ويتنام در دهه ۱۹۷۰ كاملاً آشكار بوده است كه «قدرت شليك برتر» هرگز براى پيروزى يك كشور يحتى به بزرگى آمريكاى كفايت نمى كند. اگرچه، آمار تلفات آمريكايى ها در جنگ ويتنام هرگز قابل مقايسه با تلفات ويتنامى ها نبود (۵۸ هزار نفر در برابر ۳ ميليون نفر)، اما آمريكا كه در آن زمان يكى از دو ابرقدرت جهان (به همراه اتحاد جماهير شوروى) به شمار مى رفت قادر به جلوگيرى از شكست مفتضحانه خويش نشد؛ پوشش وسيع رسانه اى از سلسله رويدادهاى دهشتناك آن روزگار باعث شد تا بالاخره عزت و اعتبار ايالات متحده نزد قاطبه جهانيان و نيز نزد افكار عمومى داخل آمريكا مورد خدشه جدى واقع شود.با اين حال، جنگ اخير در عراق و عواقب ناخوشايند آن كه بعضاً حتى در مخيله طراحان آن نيز نمى گنجيد، موجبات برجسته تر شدن نقاط ضعف اين تصور غلط را فراهم ساخت كه در نظام تك قطبى موجود (البته به ادعاى آنان) دارا بودن تركيب پيچيده اى از توانايى هاى نظامى و اقتصادى براى مقهور ساختن هر دشمنى كافى است. ايالات متحده آمريكا با فاصله بسيار زيادى نسبت به رقباى خود مالك بزرگترين زرادخانه جنگ افزارهاى پيشرفته روى زمين است. با اين حال، توان نظامى عرفى آمريكا به واسطه درگير شدن در دو جنگ متفاوت در افغانستان و عراق با پراكندگى، انبساط و انشقاق مواجه شده است.
به علاوه، حاشيه امنيت هسته اى آمريكا از سوى ساير ممالك هسته اى دنيا نظير چين، هند و روسيه كه با دارا بودن ارتش هاى بسيار بزرگ و نفوس جمعيتى فراوان در واقع از اصلى ترين ابزارهاى لازم براى نشان دادن واكنش مناسب در برابر تهاجمات هسته اى احتمالى برخوردار هستند، شديداً تهديد مى شود. حتى كره شمالى، به عنوان يك كشور كمتر تاثيرگذار، با دارا بودن نيم دو جين بمب هسته اى (البته طبق برخى حدسيات) به مانعى سخت در برابر تامين خواسته هاى آمريكا تبديل شده است.جنگ با تروريسم، به نوبه خود بسيار پيچيده تر از استخدام يا اعزام توده وسيعى از مردان مسلح و مهمات براى دفع خطر يك دشمن يا كشور خارجى يا ائتلافى از چند كشور متخاصم است. در اين جنگ «تروريسم» دشمن نيست، بلكه تاكتيك جنگى مورد استفاده توسط يك دشمن گريزان مى باشد كه با بهره مندى از منابع مالى كافى به خوبى در نقاط مختلف جهان آرايش يافته است. تشكيل يك ائتلاف جهانى از متحدان براى جنگ با چنين دشمنى هرگز يك انتخاب سياسى نيست، بلكه اين تنها گزينه موجود در بحبوحه جنگى است كه هيچ آوردگاه نظامى مرسومى را به عنوان مركز تبادل مخاصمات طرفين به رسميت نمى شناسد.تفوق بى چون و چراى توان اقتصادى ايالات متحده بر جهان نيز مورد تهديد قرار دارد. روند صعودى هزينه هاى جنگ عراق باعث شده است تا مقادير كسرى بودجه اقتصادى آمريكا حتى در مقايسه با گذشته افزايش بيشترى يابد.