باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 58 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
جنگ طلبي زيرپوشش دموكراسي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: حمید - مولانا

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - کیهان

 
 

يكي از آفات دموكراسي اين است كه معادله عرضه و تقاضاي سوداگري بر رفاه و سلامتي مردم حكومت مي كند و فرمول بازاريابي بر اصل حاكميت مردم اولويت دارد. يك مثال كوچك ولي بسيار حياتي اين تناقض بين رفاه عمومي و سوداگري را آشكار مي سازد. به ويژه در زماني كه دموكراسي هائي مانند آمريكا و انگليس به بهانه و ادعاي حفظ امنيت و سلامتي شهروندان خود، به جنگ طلبي مشروعيت مي بخشد.

با آغاز پائيز، فصل سرماخوردگي و آنفلوانزا نيز در آمريكا شروع شده است. مطابق آمار رسمي با اينكه هر سال 80 ميليون آمريكائي با استفاده از واكسن آنفلوانزا خود را از سرماخوردگي شديد مصون نگاه مي دارند، مع ذلك ساليانه 36 هزار آمريكائي به علت بيماري آنفلوانزا جان خود را از دست مي دهند. امسال براي دومين بار در آمريكا كمبود واكسن آنفلوانزا پيدا شده است و مقامات بهداشتي تخمين مي زنند كه به اين علت به تعداد تلفات شهروندان آمريكائي حدود شش هزار نفر اضافه خواهد شد و اين رقم دو برابر عده كساني است كه سه سال قبل در حوادث 11سپتامبر در نيويورك و واشنگتن كشته شدند!

در آمريكا ضمانت توليد اينگونه واكسن ها كه براي بهداشت عمومي ضروري است به عهده دولت نيست و شركت هاي توليد دارو به جهت سود كمتري كه از اين واكسن عايد آنها مي شود ذخيره كافي ندارند. خبر مربوط به كمبود واكسن آنفلوانزا دو روز قبل از مناظره اخير انتخاباتي جرج دبليو بوش و رقيب او جان اف كري منتشر شد ولي هيچ يك از نامزدهاي رياست جمهوري كمبود اين واكسن حياتي را در كشوري كه به قدرت علمي، نظامي و پزشكي و اقتصادي خود مباهات مي كند به ميان نياورد و هر دو سكوت اختيار كردند. تلفات و صدمات انساني وارده از مسائل اجتماعي و بهداشتي در جامعه آمريكا امروز بالاتر از تلفات وارده از جنگ و «تروريسم» به مردم آمريكاست ولي اينگونه پديده ها به علت روش هاي سياسي و بازاريابي مدت ها نامرئي به نظر مي رسد.

واژه دموكراسي تا موقعي جلوه دارد كه معناي آن مبهم بماند و هركس به دلخواه خود از آن استنباطي داشته باشد. امروز برعكس گذشته، جهانيان تعريف دموكراسي را تنها از كتاب ها و سخنراني ها استخراج نمي كنند بلكه از طريق تلويزيون، تماس شخصي و مسافرت روزمره آن را تجربه كرده و از ماهيت آن آگاهي مي يابند.

زيرساخت هاي ارتباطي دنياي امروز همان قدر كه ابزار قدرت هاي بزرگ بوده و از طرف آنها مورداستفاده قرار مي گيرد، درعين حال نيز نيات و انگيزه هاي آنان را برملا مي سازد. امروز يكي از بحران هاي بزرگ غرب، بحران دموكراسي است. بدبيني و عدم اعتماد به دموكراسي به عنوان يك الگوي مطلوب مردم سالاري افزايش فوق العاده اي پيدا كرده است. «بوش» و «كري» دو نامزد رياست جمهوري امريكا كه هردو در لواي محافظت از دموكراسي خود را به مردم امريكا ارائه مي كنند، به خوبي از تناقضات و ضعف دموكراسي آگاهي دارند ولي آن را به زبان نمي آورند. زندگي اين نسل از رهبران سياسي آمريكا چيزي جز دوران وخامت بحران دموكراسي نبوده است. ولي آيا از تجربيات تاريخ چيزي آموخته اند؟

آخرين باري كه «كري» نامزد كنوني رياست جمهوري حزب دموكرات ها را ملاقات كرده و با هم صحبت كرديم در مراسم انتشار و معرفي كتاب او «سرباز جديد: كهنه كاران ويتنام عليه جنگ» در واشنگتن در اواخر سال 1971 ميلادي بود، كه من نيز فصلي برپايه تحقيقات خود درآن نوشته بودم. درآن جلسه يكي ديگر از مخالفان سرسخت جنگ ويتنام به نام «دانيل السبرگ» كه زنگ خطر را به صدا درآورده و به عنوان «سوت زن» اصلي مخالفان از داخل دستگاه دولت آمريكا دست به افشاي مدارك معروف به «اوراق پنتاگون» (وزارت دفاع) زده و هيجان فوق العاده اي در جريان جنگ ويتنام به وجود آورده بود، حضور داشت.

با وخامت اوضاع در ويتنام دولت ريچاردنيكسون در كاخ سفيد در آغاز دهه 1970 ميلادي با گروه ديگري از دولتمردان آمريكا كه از جنگ ناراضي بودند و عليه سياست هاي واشنگتن شوريده بودند سروكله مي زد، «السبرگ» يك اقتصاددان تربيت شده دانشگاه هاروارد و يكي از افسران سابق تفنگداران دريائي آمريكا بود كه در بنگاه «رند» براي دولت امريكا تحقيق و مطالعه مي كرد. «السبرگ» در اين بنگاه يكي از تنظيم كنندگان سند سري «تاريخ جنگ ويتنام» براي وزارت دفاع امريكا بود و وقتي كه تهيه اين سند تاريخي به اتمام رسيد، تصميم گرفت بدون اجازه دولت آمريكا آن را منتشر كرده ودراختيار مردم و مطبوعات قرار دهد. او با همكار خود به نام «آنتوني راس» در بنگاه «رند» هردو عمليات جنگي آمريكا را از نزديك در ويتنام مشاهده كرده بودند و از صدماتي كه اين جنگ به مردم دو كشور ويتنام و امريكا وارد مي كرد به خوبي آگاهي داشتند و به همين جهت تصميم گرفتند كه اگر اطلاعات حقيقي درباره جنگ را افشا نكنند وجداناً در مقابل افكار عمومي مقصر خواهند بود.

در ژوئن 1971ميلادي، روزنامه نيويورك تايمز تصميم گرفت سند 7هزارصفحه اي «اوراق پنتاگون» را كه «السبرگ» و همكارش به مطبوعات و نمايندگان كنگره امريكا فرستاده بودند انتشار دهد. دولت ريچارد نيكسون كه آن روزها رياست جمهوري و كاخ سفيد را دردست داشت كوشش كرد ازطريق شكايت به ديوان عالي كشور از انتشار اين اسناد جلوگيري كند ولي موفق نشد. چندي نگذشت كه افتضاحات جنگ ويتنام به افتضاحات معروف به «واترگيت» و رسوايي دولت نيكسون و استعفاي او از مقام رياست جمهوري انجاميد و «دانيل السبرگ» نيز در محاكمات بعدي به علت تخلف و عمليات غيرقانوني دولت تبرئه گرديد. او سه دهه قبل سنت و افشاگري حقايق جنگ را از داخل ديوان سالاري آمريكا شروع كرد و امروز ما اينگونه اعتراضات را در دولت رياست جمهوي بوش و جنگ عراق با استعفاي وزراي او و كارمندان عاليرتبه و سفرائي كه عليه سياست هاي كنوني آمريكا عليه جنگ شوريده اند، ملاحظه مي كنيم.

سي سال قبل در جنگ ويتنام «كري» و گروه افسران و سربازان او اولين كساني بودند كه عليه دخالت آمريكا در آن منطقه تظاهرات كردند. با وضع رقت آوري كه اكنون براي اشغالگران امريكائي در عراق به وجود آمده است، ادامه سياست دولت بوش بدون ترديد در آينده نزديك اين صحنه هاي اعتراض نظاميان را تكرار خواهد كرد. اعتراض خانواده هاي آمريكا كه فرزندان آنها براي جنگ به عراق فرستاده شده و يا در حوادث مربوط به افغانستان و عراق كشته شده اند هم اكنون شروع شده و باعث نگراني فوق العاده دولتمردان واشنگتن گرديده است، زيرا در گذشته اعتراض به جنگ بين خانواده هاي نظامي در آمريكا كمتر ديده مي شد.

يكي از خصائص سيستم دموكراسي خودرضايتي بازيگران آن است. رئيس جمهور اسبق آمريكا ليندون جانسون و بعد از او ريچارد نيكسون بهاي سختي به اين خودرضايتي پرداختند و امروز بوش اشتباهات آنها را تكرار مي كند. در مناظره اين هفته كه بين او و «كري» صورت گرفت و قريب به 50ميليون آمريكائي آن را مشاهده كردند، بوش در پاسخ به سؤال يك شهروند آمريكائي حاضر نشد اعتراف كند كه در مورد عراق و يا هر مسئله مربوط به سياستگذاري خارجي و داخلي اشتباهي كرده است. معاون او ديك چني كه مدافع اصلي جنگ است در مناظره با رقيب حزب دموكرات صريحاً اظهار داشت: «آنچه ما در عراق كرديم كاملا كار درستي بود كه بايد انجام مي داديم.» بي حرمتي و عدم پاسخگوئي در دموكراسي به حدي رسيده است كه اين هفته «ديويد برودر» يكي از مقاله نويسان ارشد روزنامه واشنگتن پست اظهارات بوش و ديك چني را «بي مسئوليتي تك حزبي واشنگتن» ناميد و سرمقاله اين روزنامه براي اولين بار از «دموكراسي تحميلي آمريكا و انگليس در عراق» صحبت كرد (10 اكتبر 2004).

به خاطر دارم كه در مراسم معرفي كتاب جان كري به او گفتم كه «من در تو كسي را مي بينم كه مي خواهد روزي به كنگره آمريكا و حتي كاخ سفيد راه يابد، ولي قول بده آنچه را كه در مقدمه كتابت نوشته اي فراموش نكني.»

جان كري سه دهه قبل در مقدمه كتاب نوشته بود: «اين كتاب تنها خطاب به آمريكائي ها نيست، بلكه هم چنين خطاب به مردم كشورهائي است كه در سراسر دنيا تحت اشغال نظاميان به سر مي برند.»

كري سطور نهائي كتاب خود را اين طور پايان داد: «من هنوز مي خواهم به مملكت خودم خدمت كنم. من هنوز مي خواهم كه اسلحه برداشته و از مملكت خود دفاع كنم و اگر لازم شد براي آن كشته شوم. و اما اكنون من نمي توانم كوركورانه بروم براي اينكه دولت من گفته است كه بايد (به جنگ) بروم. من نخواهم رفت تا موقعي كه خودكفائي و عدالت را به داخل مملكت خود برگردانيم. من نخواهم رفت مگر اينكه تهديد به مملكت، واقعي باشد و همه آن را چنين بدانند. من نخواهم رفت مگر اينكه مردم اين مملكت براي خود تصميم بگيرند كه همه ما بايد با هم برويم.»

ولي جان كري امروز براي اينكه در انتخابات موفق شود و رقيب خود را شكست بدهد مجبور شده است از بوش در مسائل مربوط به جنگ در عراق، در اشغال آن كشور، در تربيت پليس و ارتش عراق، در ازدياد بودجه تسليحاتي، در شريك كردن اروپا در ادامه امور عراق، و در «كشتن هرچه بيشتر دشمنان آمريكا» جلو بيفتد. او در اينكه بوش با اغفال و فريبكاري، آمريكا را وارد جنگ كرده و به تله انداخته است اصرار دارد؛ حقيقتي كه همه جز بوش و دستياران آن را تصديق مي كنند. ولي «كري» براي اينكه انتخاب شود حاضر نيست حقايق و اصولي را كه آمريكا زير پا گذاشته و فجايع جهاني امروز را به وجود آورده است براي مردم آمريكا تشريح كند زيرا هدف اصلي از انتخابات رياست جمهوري در آمريكا و دموكراسي ارائه حقايق نيست بلكه جلب آراي مردم و كسب قدرت است. «كري» مانند «بوش» نامزد خود نيست بلكه كانديداي حزبي است كه در انتظار قدرت و پيروزي است و در اين دموكراسي فقط دو كانديداي اصلي وجود دارند. جالب اينجا است كه بسياري از شهروندان آمريكا و طرفداران دموكراسي اين انتخابات را تمرين و تجربه اي در دموكراسي مي دانند در حالي كه مناظره اصلي بايد درباره خود دموكراسي و تطابق آن با مردم سالاري حقيقي و اصيل باشد.       
 

    181 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   جنگ (185)
●   دموكراسي (342)
●   ليبراليسم (138)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکا (787)

افراد مرتبط
●  بوش   جورج(193)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:23/07/1383

تاريخ شمسی نشر:23/07/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب