نويسنده كتاب ، راشد عبيداله يک تحليل گر سياسي و متخصص توسعه است. او فارغ التحصيل رشته ي شيمي با گرايش مديريت زيست محيطي از دانشگاه لندن است. او کتاب ها و مقالات زيادي را در زمينه ي دموکراسي، حقوق بشر و عدالت به چاپ رسانيده است. جديدترين کتاب او " پايان دموکراسي" نام دارد که در آن شکست دموکراسي را در حل مسائل جهان و علل مختلف اين ناکامي را مورد نقد و بررسي قرار داده است.
به عقيده ي نويسنده، تنها گزينه ي باقيمانده براي جهان، گرايش به اسلام است. راشد عبيداله به کتاب " پايان تاريخ" نوشته ي فرانسيس فوکوياما که پس از پايان جنگ سرد (جنگي که با پيروزي دموکراسي ليبرال برکمونيسم پايان يافت) نوشته شد اشاره مي کند و مي گويد که تاريخ پايان نيافته است. حمله ي بي دليل به عراق _ با وجود مخالفت شديد جهاني_ در واقع پايان دموکراسي بود. دموکراسي با شکست روبرو شده است و اين نظام در جريان حوادث يازده سپتامبر مورد سوء استفاده قرار گرفت. اقليتي از نخبگان، با محدود کردن آزادي هاي فردي و مشغول کردن افکار عمومي به مسائل داخلي از يک سو و برپا کردن جنگ بر سر سلطه در خارج از کشور از ديگر سو، موجبات تضعيف دموکراسي را فراهم آورده اند. راشد عبيداله در کتاب خود بيان داشته است که جنبه هاي مثبت دموکراسي، شاخصه هاي اسلام نيز به شمار مي روند و در نهايت اين اسلام است که دموکراسي را به چالش کشيده و بر آن پيروز خواهد شد. در طليعه ي قرن 21 شماري از دولت ها را پيش رو داريم که تاريخ ناکارآمدي آنها را اثبات کرده است. اين تنها دموکراسي نيست که با چالش روبرو است. آنها که دموکراسي را به چالش کشيده اند بايد جايگزيني معقول و ممکن را ارائه کنند. دلايل شکست دموکراسي هم فراوان است. نويسنده با اشاره به جامعه آمريكا موردي را به عنوان مشکل نام مي برد که دموکراسي با آنها مواجه است : تلاش مداوم گروه هاي ذي نفع براي به تاراج بردن ثروت مردم عادي. نمايندگي ناکارآمد و ناعادلانه ي گروه هاي اقليتي نظير زنان و فقرا. اختلاف سطح رو به افزايش ميان فقير و غني. روندهاي انتخاباتي ناعادلانه. عدم وجود هماهنگي و يکپارچگي ميان مردم. عدم وجود معياري مشخص براي حفاظت منابع طبيعي و کنترل رشد جمعيت. نفوذ افراطي گروههاي فشار. تحريف فراگير اطلاعات توسط رسانه هاي گروهي که تحت سلطه ي گروه هاي ذي نفع هستند. افزايش حجم اطلاعات. ناکافي بودن نهادهاي آموزشي براي آماده سازي شهروندان در شرکت در تصميم گيري هاي چند فرهنگي و پيچيده و دموکراتيک. و جدال براي به دست آوردن سهم بيشتري از رفاه اجتماعي.
بنابراين مشکل اين است که مردم تشخيص نمي دهند که دموکراسي رو به شکست است و نميتوانند نقاط ضعف آن را شناسايي کرده و راه حلي براي آنها بيابند. همه ي نظام هاي سياسي ( فئوداليسم، ديکتاتوري، فاشيسم، سلطنتي، آنارشيسم و اليگارشي) به طور کامل با شکست مواجه شده اند.تاريخ همچنين نشان ميدهد که پيشتازان دموکراسي نيز آن را بارها و بارها دستکاري کرده اند و زماني که اين امر به اوج خود رسيد، فرهيختگان آمريکايي چاره اي نداشتند جز آنکه پايان تاريخ را اعلام دارند.
نويسنده مدعي است که تنها گزينه اي که مي تواند به نيازهاي بشري پاسخ دهد و چاره اي براي تمام ضعف هاي دموکراسي بيانديشد، اسلام است.
طبق نظر نويسنده، اصول و فلسفهي دولت اسلامي عبارت اند از : حاکميت الهي، قانون و دولت مبتني بر تعاليم قرآن، حکومت قانون و شريعت، قانون گذاري، مجلس شورا و اجتهاد، انتخابات و تعيين صلاحيت کانديداها، حقوق بشر و حقوق اقليت ها و گروه هاي سياسي در دولت اسلامي.