باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 60 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
درس هايي از سرنگوني فهيم براي بازيگران جديد
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: هارون - اميرزاده

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: ماه نامه - همشهري ديپلماتيك - 1383 - شماره 25، مهر - به نقل از روزنامه آرمان ملي- چاپ كابل

 
 

با فروپاشي حكومت طالبان در واقع افغانستان تولدي دوباره يافت و در مركز توجه جامعه جهاني به رهبري آمريكا قرار گرفت.

بسياري از افغان ها آن را به مثابه فرصتي طلايي شمردند و هنوز هم مي شمارند. زيرا بسياري معتقدند كه بدون نقش جامعه جهاني نه شكست تروريسم طالباني در افغانستان امكان پذير بود و نه امروز بازسازي و ثبات افغانستان بدون نقش آنها امكان پذير است. اما همزمان با اين توقعات از جامعه جهاني، از آن عده شخصيت ها، رجال سياسي و نظامي افغانستان كه بگونه اي توانسته بودند وارد صحنه سياسي افغانستان بعد از اجلاس بن شوند صرف نظر از سابقه نيك نامي و يا بدنامي آنها و با توجه به آموختن درس ها از گذشته خونين، توقع ويژه مي رفت تا نگذارند اين فرصت طلايي از دست برود. اما به نظر مي رسد كه اين فرصت با خودخواهي ها، تك تازي ها، تسويه حساب هاي گروهي، قومي، محلي و حتي معامله بر سر استقلال، آزادي، تماميت ارضي و آرمان هاي دادخواهانه مردم افغانستان كه دو نسل خود را از دست دادند، در حال از دست رفتن است.

با اين همه،  عادلانه نخواهد بود كه بار تمام مسئوليت بحران هاي كنوني كه در حال انكشاف خطرناك است تنها به دوش آقايان فهيم، كرزي و يا خليل زاد انداخته شود و نبايد بازيگران خرد و بزرگ ديگر صحنه سياسي افغانستان را به ويژه در محلات ناديده گرفت. چنانچه ما در دو نيم سال گذشته شاهد خودخواهي ها، سركشي ها، محلگرايي ها، جزم گرايي ها پامال شدن حقوق مدني و شهروندي مردم افغانستان و بويژه زنان و اقليت هاي قومي در سراسر كشور بوديم و در اين ميان مي توان از نقش منفي مسئولان جنوب و غرب افغانستان گرفته تا مسئولان شمال به گونه اي ويژه ياد كرد.

چنانچه كشمكش هاي ميان گروهي در بين دوستم و عطا محمد در دو نيم سال گذشته نه تنها ده ها قرباني بجا گذاشت بلكه راه را به گروه هاي فرصت طلب چنان باز كرد كه اكنون آنها به شمشير دو سر بر سر خود اين آقايان در شمال مبدل شده اند. كارايي اين شمشير آويزان را زماني مي توان ديد كه طالبان زير كوه شنيدند (سبزوار) به اشاره آقايان خليل زاد و كرزي بعد از اشغال هرات قبل از آن كه وارد فارياب شوند ستون پنجم طالباني مثل همدرد، و خاك ريزوار خاك مزار را از درون بر سر دوستم و عطا محمد بريزند. و اين در حالي خواهد بود كه جبهه جديد ستون پنجم طالبي را آقاي خليل زاد با رفت و آمدش در كندز تحت نام سرك سازي و شفاخانه  سازي باز خواهد كرد كه ما به زودي شاهد كارايي هاي آنها نيز خواهيم بود.

يكي از بازيگران ميدان سياست افغانستان در دو نيم سال گذشته محترم استاد خليلي يكي از معاونان آقاي كرزي در حكومت انتقالي افغانستان است. موصوف نيز از فلسفه سياسي مشابه به فلسفه سياسي آقاي فهيم كه جوهر اصلي آن را خوش باوري سياسي و تسليمي بدون چون و چرا به كرزي و خليل زاد تحت نام همكاري با جامعه جهاني تشكيل مي دهد، پيروي مي كند. چنانچه استاد خليلي مثل آقاي فهيم در لويه جرگه قانون اساسي با قطع رابطه از نمايندگان مردم تمام انرژي و خرد خويش را در خدمت آقايان تازه آمده، از احدي گرفته تا كرزي به مصرف رسانيد تا وفاداري اش را به آنها به اثبات برساند.

بسياري معتقدند كه استاد خليلي با احراز مقام معاونت دوم در حكومت آينده كه يك سمت خيلي نمايشي و بي ارزش است، ارزش و محبوبيت خود را در ميان بسياري صدمه مي زند. ترس آن مي رود كه استبداد مكار، از استاد محترم و از فلسفه بي حد نرم او بحيث تيغ برنده عليه همرزمان خودش استفاده نكند. زيرا سياست تماميت خواهي در افغانستان به هيچ كسي حتي به فرشتگان رحم نمي كند. اما به نظر بسياري راه مبارزه اي را كه آقاي محقق در پيش گرفته صرف نظر از اينكه دشوار است اما با واقعيت هاي جامعه افغانستان و دورنماي انكشاف افغانستان سازگارتر به نظر مي رسد. چنانچه آقاي محقق نه تنها شجاعتش را در جبهه مقاومت ضد تروريسم در دشوارترين شرايط برخلاف ديگران كه از كشور فرار كردند به اثبات رسانيد بلكه اكنون با نامزد شدنش در مسابقه انتخابات رياست جمهوري، جسارت سياسي خويش را با اتكا به مردمش به نمايش گذاشته است. پرسش اساسي اينست كه پيروي از همان فلسفه سياسي كه آقاي فهيم را با تمام ساز و برگ نظامي اش سرنگون كرد چگونه مي تواند جناب استاد خليلي را كامگار كند؟

بسياري معتقدند كه شكست سياسي آقاي فهيم نه تنها براي خود او بلكه براي آقاي استاد خليلي نيز درس و مشق بايد باشد. اما اين تنها آقاي خليلي نيست كه به چنين درسها نياز دارد، آقايان يونس قانوني و ضيا مسعود كه تازه كمر خويش را به بازي بزرگ بسته نموده اند بيش از ديگران به آن ضرورت دارند.

 

قانوني و بازي بزرگ:

اخيراً آقاي قانوني در يك حركت احساساتي، كرزي را متهم به سوءاستفاده از صداقت سياسي خودشان نمود و با نامزدي اش در انتخابات رياست جمهوري، وارد رقابت سياسي با او شد. اين در حاليست كه چند ماه قبل آقاي قانوني با يك حركت احساساتي ديگر بدون قيد و شرط از نامزدي آقاي كرزي در انتخابات اعلام پشتيباني نموده بود كه باعث شگفتي بسياري ها گرديد.

نامزدي  غيرمترقبه آقاي قانوني نه تنها واكنش هاي گوناگون داخلي را در پي داشت بلكه در سطح جهاني نيز بازتاب گسترده كرد. اولين واكنش از جانب آقاي خليل زاد مرد هر كاره صحنه بازي هاي سياسي افغانستان به صدا درآمد. آقاي خليل زاد كه فكر مي كند نابغه سياست در باتلاق سياست افغانستان است، با حاشيه راندن فهيم از بازي هاي آينده، سر همه را به اصطلاح زير بالشان خواهد كرد. اما با كانديدا شدن آقاي قانوني بگونه غير انتظاري و واكنش هاي او در برابر بازي هاي اخير كرزاي، تا حدي آقاي خليل زاد دست و پاچه شد و نتيجه باز مجبور شد دست به نيرنگ هاي كهنه بزند كه همه با ماهيت آن آشنايي كامل دارند. چنانچه او صحبت از دلجويي قلب هاي شكسته نمود كه هدف اصلي اش آن بود كه با دادن وعده هاي خام برخي ها را وارد «ماركيت معامله» با كرزاي نمايد. اما به نظر مي رسد چنين كارت هاي بازي افشا شده و تا كنون نه آقاي قانوني را در دام انداخته توانست و نه آقاي محقق را. اما اين تنها آقاي خليل زاد نيست كه در جستجوي امتعه مورد نيازش در «ماركيت معامله» با آقاي كرزاي سرگردان در آستانه انتخابات افغانستان است. بازيگران خارجي زياد ديگري هم وجود دارند كه همه هستي خويش را بر سر آقاي كرزاي سرمايه گذاري كرده اند. از اين رو، ظهور هيچ رقيب را در برابر كرزي تحمل كرده نمي توانند. چنانچه روزنامه هاي واشنگتن پست و نيويورك تايمز كه تمام انرژي خويش را از مدت ها قبل وقف كرزاي صاحب نموده اند، اخيراً نگراني هاي شان را پنهان نه نموده و آقاي قانوني را رقيب جدي آقاي كرزاي شمردند كه حداقل مي تواند شانس برنده شدن كرزاي را در دور اول انتخابات كاهش داده و به دور دوم بكشاند اما در اوج اين نگراني ها بود كه يك مقام عالي رتبه ملل متحد كه نخواست نامش افشا شود (كه برخي ها اين مقام را آقاي اخضر ابراهيمي فكر مي كنند) در مصاحبه اي با خبرنگار راديويي اروپاي آزاد گفت: كسي تشويش نداشته باشد صندوق انتخابات در نزد اوست.

قانوني هر قدر هم رقيب جدي كرزاي باشد، برنده اصلي كرزاي است. اما نگراني بعد از انتخابات است چون همه قوت نظامي در دست فهيم است اين در حاليست كه آمريكا تصميم دارد با براه انداختن انتخابات تقلبي رأي ۸۰-۹۰% مردم را كه خود خبر ندارند به صندوق كرزاي بريزد.

اكثريت ناظران امور افغانستان به اين عقيده اند كه با وجود اينكه انتخابات كنوني با چالش هاي زيادي مواجه است اما با آنهم گذرا و موقتي است كه به هر قيمت ممكن كرزاي برنده آن است، اما نگراني اصلي بعد از انتخابات است كه كرزاي با انرژي و امكانات بيشتر داخلي و خارجي يورش گسترده را با آوردن طالبان در صحنه نظامي و سياسي افغانستان براي سركوب مردم برخي مناطق افغانستان تحت پوشش سركوب جنگسالاران آغاز نمايد. از اين نقطه نظر بسياري ها بيدار شدن نه تنها آقايان فهيم و قانوني بلكه كليه رهبران و فرماندهان محلي را قبل از همه چالش هاي اصلي بعد از انتخابات مي نامند كه ممكن است بازي كوچك انتخاباتي كنوني منجر به بازي هايي بزرگتر شود كه بدون شك مهار نمودن آن دشوارتر خواهد بود. در همين سلسله برخي منابع خارجي نگراني خود را در كشاندن پاي قوت هاي خارجي در تسويه حسابات ميان قومي، ميان سمتي و گروهي بعد از انتخابات نيز پنهان نمي نمايند.

اما برخي منابع ديگر غربي ورود آقاي قانوني به ميدان رقابت هاي انتخاباتي را تحول مثبت مي دانند كه نبايد ميدان را به كرزاي خالي گذاشت.

هر چند آقاي قانوني را در آخرين سفرش به آمريكا برخي ها بحيث شخصيت كرزماتيك ناميده بودند كه كفايت و شايستگي رهبري افغانستان را دارد. اما برخي منابع غربي بهترين نقش براي آقاي قانوني را در روند كنوني متحد ساختن اعضاي بي اتفاق و سرگردان جبهه متحد سابق بدور يك اجنداي سياسي واقع بينانه مي بينند كه مي تواند با چالش هايي كه در چند ماه آينده، افغانستان به آن مواجه خواهد شد، مقابله كند.

اما پرسش اساسي اينست كه آيا آقاي قانوني اين توانايي و استعداد را دارد تا اين بار سنگين تاريخي را در شرايط كنوني بدوش بردارد؟

واقعيت اينست كه آقاي قانوني در زماني وارد بازي بزرگ مي شود كه او مدت ها قبل از ميدان بازي هاي كوچك كه به دست آقايان كرزي و خليلزاد در دو نيم سال گذشته به راه افتيده بود، به سادگي بيرون رانده شد. چنانچه هم افغان ها و هم جامعه جهاني فراموش كرده بودند كه او زماني رهبري هيأت مقاومت را در اجلاس بن بدوش داشت و حرف اول را مي زد. افزون بر آن بهايي را كه او امروز مي پردازد بخشي از آن ريشه در اشتباه هاي خودش در اجلاس بن دارد. به نظر برخي ها نخستين اشتباه آقاي قانوني را غير عادلانه تقسيم نمودن برخي وزارت خانه ها در ميان اعضاي جبهه متحد سابق در اجلاس بن تشكيل مي دهد، اختصاص دادن سمت وزارت داخلي براي شش ماه در حكومت موقت براي خودش برجسته ترين نمونه آن است كه در نتيجه فشارها، داوطلبانه آن را تسليم نمود و اين در حالي است كه گله برخي همرزمان ديروزي او از اجلاس بن تا هنوز بجايش باقي است. افزون برآن برخي ها تقسيم غيرعادلانه قدرت در بن را نخستين تخم بي اتفاقي ميان اعضاي جبهه متحد سابق به شمار مي آورند.

اما برخي ديگر بزرگترين اشتباه سياسي آقاي قانوني را شامل ساختن عده اي افراد مشكوك از جبهه ضد تروريزم در فهرست تقسيم وزارت خانه ها بدون اينكه كدام نقش و يا قرباني در مقابله با تروريسم طالباني در عمل انجام داده باشند، به حساب مي آورند.

به گونه مثال سپردن وزارت صنايع خفيفه در حكومت موقت براي آقاي عارف نوروزي خويشاوند آقاي كرزي را در اجلاس بن، يكي از اين اشتباهها مي نامند. بسياري معتقدند كه موصوف به جز از اين كه حضور سمبوليك در آخرين سفير شهيد مسعود به اروپا داشته باشد ديگر كدام نقش ملي ضد تروريسم را در صفوف جبهه مقاومت بازي نكرده بود. اكنون او به بركت همان اشتباه تاريخي آقاي قانوني در سمت وزارت امور سرحدات رسيده و اين وزارت را به مركز توطئه چيني و تسويه حسابات قومي تبديل نموده است. چنانچه او نه تنها به خريد و فروش رأي قبايل دو طرف سرحد افغانستان و پاكستان براي آقاي كرزي در انتخابات مصروف است بلكه در نسل كشي هاي اخير هراتيان در شيندند با مسلح ساختن طالبان درون مرزي و پاكستاني به سركردگي آقاي امان الله طالب  زير كوه شيندند نقش فعال را بازي نمود. (به نقش آقاي نوروزي در آشوب هاي شيندند لطفاً  به روزنامه نيويورك تايمز مورخ ۲۹ اگست مراجعه شود.)

تجارب برخي كشورهاي جنگ زده نشان مي دهد جريانات نظامي و سياسي كه در نتيجه جبر زمان و يا به اعتبار و نقش شخصيت هاي معين به دنيا مي آيند، با از ميان رفتن شخصيت هاي مذكور بسياري اين سازمانها به زودترين فرصت دچار بحران شخصيت مي شوند. در افغانستان نيز اين گونه بحرانها در ميان برخي جريانات سياسي در دهه هاي اخير بارها اتفاق افتاده است. به گونه مثال با مرگ نابهنگام مسعود بحران رهبري در جبهه متحد سابق به گونه اي بي سابقه هويدا گرديد.

بسياري ها از آقاي قانوني توقع درك دورانديشانه و سياست مدارانه در فرآيند بعد از بن را داشتند تا اين خلأ را پر كند. اما نه او و نه كسي ديگر شايستگي پر نمودن اين نياز را در عمل نشان دادند.

افزون بر آن برخي ها از آقاي قانوني توقع داشتند كه بهتر مي بود انرژي و استعداد خويش را در بازسازي جبهه متحد سابق از يك سازمان نظامي به يك جنبش پيش آهنگ سياسي در شرايط جديد به مصرف مي رسانيد تا مشغوليت در كدام وزارت، هر چند آقاي قانوني در آغاز دست به تشكيل حزب زد اما شگفت آور اين است قبل از اين كه در افغانستان حزب ساخته شود، انديشه ساختن حزب از تريبون لندن در نتيجه يك گردهمايي ميان افغانها در ۲۰۰۲ جار زده شد و در نتيجه، حزب پيش از اين كه ساخته شود، در نطفه به دست دشمنان آن خنثي گرديد.

برخي منتقدان آقاي قانوني معتقدند كه او نه تنها از كمبود ارائه سياسي قوي شديداً  رنج مي كشد بلكه با خوش باوري اش تمام استعداد و انرژي خويش را بدون قيد و شرط در اختيار دكتورين خليل زاد و شعبده بازي هاي كرزاي قرارداد بدون اين كه به پيامدهاي آن انديشيده باشد. چنانچه در دو نيم سال گذشته آقاي قانوني سرگرم ساختن نصاب تعليمي و مكتب سازي براي كودكان افغانستان شد غافل از آن كه ديگران سرگرم دوسيه سازي ها، توطئه ها و چاه كني براي آنها بودند.

بناء بسياري  معتقدند كه قانوني امروز، قانوني اجلاس بن نيست، زيرا او در اين مدت در نتيجه اشتباه هاي متعددش شديداً  به اعتبار خويش ميان همرزمان ديروزي اش لطمه زده است. آينده نشان خواهد داد كه بيداري اخير آقاي قانوني چه نقشي را در فرآيند پيچيده كنوني بازي خواهد نمود.

 

ضيا مسعود در آزمون ملي:

آقاي ضيا مسعود كه تا چندي پيش در حاشيه قدرت قرار داشت اخيراً  در نتيجه يك چرخش دراماتيك وارد ميدان بازي هاي قدرت در افغانستان شد.

هر چند انگيزه هاي اصلي تصميم آقاي ضيا براي قبولي مقام معاونت اول رئيس جمهوي كه بيشتر سمت سمبوليك است تا حال به گونه اي روشن معلوم نشده است. اما با وجود آن برخي ها جسارت سياسي آقاي ضيا را ستوده اند. اين در حالي است كه بسياري ها انتخاب ضيا مسعود را قبل از همه براي آقايان خليل زاد و كرزي تبريك گفتند كه توانستند سياستمدار بي خطر و كم تجربه اي مثل آقاي ضيا را وارد بازي هاي خطرناك شان نمايند. در همين سلسله برخي ها بهره برداري از نام خانوادگي آقاي ضيا مسعود و تفرقه اندازي ميان گروهي را نيز از جمله اهداف اصلي اين انخاب مي شمارند.

احمد رشيد ژورناليست معروف پاكستاني اخيراً  ضيا مسعود را يك انتخاب خوب ناميد كه كرزاي مي تواند از نام خانوادگي او در كارزار انتخاباتي عليه رقيبش قانوني سود ببرد. ممكن است مارشال فهيم قانوني را در انتخابات حمايت كند. اما او به گونه اي آشكارا عليه كرزي وارد مبارزه شده نمي تواند. زيرا اين مبارزه به معني مقابله با ضيا مسعود معاون كرزي در انتخابات خواهد بود كه متعلق به يك خانواده مشهور مثل احمدشاه مسعود است.

بسياري از منابع غربي نيز يكي از انگيزه  هاي انتخاب ضيا مسعود را به عنوان معاون اول كرزي، پيوند او با مسعود مي دانند، اما زندگي نشان خواهد داد كه آيا آقاي ضيا بيشتر به استعداد، خرد و امكانات خود در افغانستان اتكا خواهد كرد و يا به افتخارات برادرش؟ افزون بر آن آيا آقاي ضيا با توجه به درسهاي دو نيم سال اخير، سياست خوش باوري و تسليم طلبي در پيش خواهد گرفت و يا با نمايش گذاشتن اراده سياسي مستقل در چارچوب يك استراتژي ميهني با كرزي وارد همكاري خواهد شد؟

در فرجام بايد گفت اين بحث كه از سرنگوني سياسي آقاي مارشال فهيم آغاز يافته بود تا افشاي ماهيت  بازي  هاي آقايان زلمي خليل زاد و رئيس جمهوري حامد كرزاي ادامه يافت. هدف اصلي اين بحث نه تقديس يكي و تكفير ديگري است بلكه برملا ساختن عمق اشتباهات، جنايات و حتي خيانت هاست كه بهاي آن را قبل از همه مردم افغانستان خواهند پرداخت. زيرا روندي كه از بن با خوش بيني آغاز يافته بود به نظر مي رسد كه در اوج نگراني ها به پايان خود نزديك مي شود.

شايد مهمترين پيام اين بحث در آستانه انتخابات كنوني كه بحث شخصيت ها در دستور روز قرار دارد، اين باشد كه نبايد بالاي رهبران كنوني از فهيم گرفته تا كرزي سرمايه گذاري كرد. چنانچه در دو نيم سال گذشته ما نه تنها شاهد بي  كفايتي ها،  خودخواهي ها و عدم صداقت سياسي با مردم بوديم بلكه شاهد معاملات پشت پرده توطئه چيني ها، تسويه حسابات به يكديگر و زراندوزي ها در اوج فقر شديد اجتماعي نيز بوديم.

برخي ها فكر مي كنند، انتخابات كه در راه است بيشتر به يك نمايشنامه تراژيدي _ كميك شباهت دارد و به عوض اين كه افغان ها را متحد سازد متفرق خواهد ساخت. زيرا نيات غير خير خواهانه اي كه در عقب آن نهفته است، راه را به بحرانات خطرناك باز خواهد كرد. تحميل جناب كرزي با دهل و سرنا نخستين هدف اين انتخابات را تشكيل مي دهد. اما تحميل كرزي پايان تاريخ نخواهد بود. زيرا مبارزه عدالت خواهانه مردم افغانستان به اين سادگي ها پايان نخواهد يافت.

 

    145 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات منطقه مرتبط:
●   افغانستان (100)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:12/07/1383

تاريخ شمسی نشر:12/07/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب