| • نكات مربوط به مصونيت و تقويت امنيت ملي
در سند ششمين كنفرانس هرتزليا پيرامون ميزان مصونيت و امنيت ملي اسرائيل و در زمينه امنيت چنين آمده است:
با توجه به اوضاع و احوال نسبتاً مناسب استراتژيك كشور (اسرائيل) احساس تهديدات موجوديتي رو به كاهش گذاشته است، اما در همان زمان پيرامون مسأله ارتش يا نيروي نظامي (اسرائيل) از حيث ميزان نيروي مورد نياز در اين ارگان و ميزان سرمايهگذاري مطلوب در آن بايد گفت، در دوره انتقالي كه اكنون ما در آن به سر ميبريم، تأكيد بر توجه اساسي به نيازهاي اجتماعي به جاي نيازهاي امنيتي افزايش يافته است و «سند» هنگام بازنگري در هرم اولويتهاي ملي بايد به دو نكته ذيل توجه داشته باشد:
1.بودجه امنيت در سالهاي اخير كاهش درخور ملاحظهاي يافته و از 23% بودجه كشور در سال 1970 به 17 يا 18% در حال حاضر رسيده است. به اين ترتيب بودجه امنيت طي پنج سال به صورت تراكمي به ميزان 17 ميليارد شيكل كاهش نشان ميدهد.
2.نقش اجتماعي كه ارتش يا نيروي نظامي اسرائيل در حوزههاي تربيتي و آموزشي و ارائه كمكهاي اقتصادي به سربازان و حتي در حوزه «تهديد يا يهودي كردن» بسياري از سربازان ايفا ميكند.
به متن سند، مقدمهاي در زمينه امنيت ملي نيز افزوده شد كه در واقع نظرسنجي صورت گرفته توسط «مؤسسه نظرسنجي ملي اسرائيل» پيرامون روح مليگرايان ميان جوانان اسرائيلي بود. در اين نظرسنجي آمده بود كه دو عامل از خودگذشتگي و اصالت در ميان جوانان به شدت سست و تضعيف شده است. نظرسنجي ذكر ميكند:
تضعيف دو عامل از خودگذشتگي و اصالت در ميان جوانان اسرائيلي آشكارا مشاهده ميشود. به عنوان مثال نداشتن آمادگي براي جنگيدن و دفاع از كشور فقط در ميان نسلهاي پيش كه در حال حاضر سني از آنها گذشته مشاهده ميشود و ميان نسل كنوني فقط 14% جوانان يهودي آمادگي خود را براي جنگيدن و دفاع از كشور اعلام كردهاند همچنين 43% اين جوانان تأكيد كردند، درصورتي كه وضع معيشتي ايشان به صورت ملموس در خارج از كشور بهتر از داخل كشور باشد، كشور را ترك و به خارج مهاجرت خواهند كرد. اين در حالي است كه بيگانگي عياني ميان افراد كم درآمد نسبت به اين دو معيار ملاحظه ميشود و آنها ترديد بيشتري نسبت به آمادگي براي جنگيدن و دفاع از كشور دارند، به گونهاي كه فقط 9% چنين افرادي آمادگي خود را براي دفاع از كشور اعلام و آشكارا عنوان كردهاند ميل ندارند «شهروندان متعصب و پرشور» توصيف شوند.
در راستاي اوضاع و احوال اقتصادي و اجتماعي دولت كنوني و همچنين دولت پيش از آن، كه خواهان افزايش درآمدها و رسيدگي به اوضاع و احوال آشفته اقتصادي و اجتماعي است، امنيت بسان طناب نجاتي عمل ميكند كه دولت با چنگ زدن به آن ميتواند «روح اسرائيلگرايي» را ميان شهروندان به ويژه جوانان خود بدمد، به همين دليل كارشناسان امنيتي در بيان ديدگاههاي خويش به اين موضوع پرداخته و بر آن تأكيد بسيار كردند، دولت بايد سربازگيري اجباري را مدنظر داشته باشد، چون ارتشي كه داوطلبانه تشكيل شده باشد، كاركردي متوسط يا پايينتر از متوسط خواهد داشت و اين با واقعيتهاي حاكم بر اسرائيل همخواني ندارد.
كارشناسان نظامي اسرائيلي نيز در اين زمينه با كارشناسان امنيتي متفقالقولاند و در زمينه «تقسيم بار امنيتي بر تمام جمعيت» گفتهاند:
احساس همبستگي ملي با اوضاع و احوال حاكم بر جامعه اسرائيل كه فقط بخشها و طبقات خاصي از جامعه خدمت نظام وظيفه را ادا ميكنند و مابقي از آن معاف هستند، نه تنها باعث تقسيم نابرابر بار امنيتي ميشود، بلكه كشور را به قهقرا خواهد كشاند.
از جهت ديگر درحالي كه ارتش بيش از هر نهاد و ارگان ديگري نيازمند تقسيم مساوي بار امنيتي است، اما قرارها و تصميمات سياسي اتخاذ شده در اين زمينه بلااجرا باقي ماندهاند. اين درحالي است كه اسرائيل توانسته با استفاده از تكنولوژيهاي مدرن، قدرت نظامي پيشرفتهاي در مقياسهاي جهاني بنا نمايد. تكنولوژي نظامي تفوق قاطعي در حوزههاي دقت در هدفگيري، سرعت در حركت و نقل و انتقال، جمعآوري اطلاعات و … در اختيار ارتش اسرائيل قرار ميدهد. پيشرفت و رشد توان اطلاعاتي تجسسي ارتش اسرائيل و پيگيري و تعيين اهداف و انتقال اطلاعات در زمان كوتاه و هدفگيري دقيق و مستقيم تا سرحد امكان از جمله امتيازاتي است كه باعث افزايش توان و قدرت نظامي ملموس ارتش اسرائيل شده است و اجازه ميدهد در زمينه مبارزه با تروريسم موفق عمل كند، بلكه تمام اينها باعث تقويت پايههاي ارتش اسرائيل و ماندگاري اين ارتش به عنوان ارتش مردمي ميشود كه مصونيت امنيت ملي كشور را نيز افزايش ميدهد خدمت در ارتش فرصت گرانبهايي براي نزديكي و الفت افراد از طبقات مختلف جامعه به يكديگر است و اين نقش مهمي در تبديل اين ارتش به «ارتش مردمي»ايفا ميكند.
• مسائل استراتژيك تبديل ايران به قدرت هستهاي
سخنرانيهايي در اين كنفرانس ايراد و ديدگاههايي بيان شد كه موضوع تبديل ايران به قدرتي هستهاي و مقابله اسرائيل با اين خطر هستهاي را مورد بحث و مناقشه قرار ميداد. بر اين اساس اسرائيل بايد دست به اقدامات بينالمللي و جهاني نويني براي غلبه بر اين خطر بزند كه آن را احاطه كند و در اين راه امريكا نيز شريك و حامي اسرائيل خواهد بود. در زمينه سياست منطقهاي به نظر ميرسد، اسرائيل از سوي هيچيك از كشورهاي همجوار خود خطري جدي احساس نميكند كه موجوديتش را به خطر اندازد، بلكه به عكس اسرائيل پيشبيني ميكند، در بهترين وضعيت ا منيتي از سال 1948 تاكنون قرار دارد. اما مهمترين خطراتي كه در سالهاي آتي پيشروي اسرائيل قرار خواهند گرفت، قدرت نظامي هستهاي ايران است. تاكنون براي اسرائيل پيش نيامده است كه از سوي قدرتي منطقهاي تهديد شود كه تكنولوژي هستهاي در اختيار داشته باشد، درحالي كه از سازمانها و نيروهاي مقاومت دور از مرزهاي خود كه در موقعيت صفر مرزي با «اسرائيل» هستند، مانند حماس و حزبالله هم حمايت ميكند و اين تكيهگاه هستهاي براي اين نيروها به وجود خواهد آورد. در سند آمده بود، اسرائيل در سالهاي اينده بايد از قدرت براي توقف يا ايجاد مانع بر سر راه پيشرفت اجراي طرحهاي هستهاي ايران استفاده كند و در اين راه بهاي پرداختي را هم بايد در نظر داشته باشد كه شامل «تروريسمي» خواهد بود كه ايران در سراسر جهان آن را تحريك كرده و از آن حمايت خواهد كرد.
سند قاطعانه بر اين ديدگاه تأكيد ميكند كه اسرائيل نميتواند، تسليم اوضاع و احوال كنوني ايران و رژيمش شود و در اختيار گرفتن سلاح هستهاي و تجهيزات استفاده از اين نوع سلاحها را نميپذيرد و بسيار سخت است كه بر منطق نظامي ايران اعتماد كرد، چون تفكرات و انديشههاي آن از عوامل و عناصر مذهبي تأثير ميپذيرد، به ويژه آنكه اين رژيم تمام توان خويش را بر نابودي اسرائيل متمركز كرده است. افزون بر اين، سند بار ديگر تأكيد ميكند، اوضاع و احوال ايران بسان عراق نيست كه بتوان به راحتي بر آن غلبه كرد. امكان غلبه نهايي بر توان و قدرت ايران كه فناوري دستيابي به سلاح هستهاي را در اختيار دارد، بسيار مشكل است، مگر اينكه اوضاع و احوالي پيش آيد كه ايران كاملاً اشغال شود، و اين احتمالي بسيار دور از دسترس است.
• روند تسويههاي اسرائيلي عربي
در زمينه رابطه اسرائيل با فلسطينيها سند «ششمين كنفرانس هرتزليا» عنوان ميكند، سه جريان فكري سياسي و اصلي در اسرائيل وجود دارد كه هريك از آنها ميتوان يك «موضع سياسي» برداشت نمود و به مسأله وجود شريك فلسطيني احتمالي يا نبود آن در كوتاهمدت به نحو ذيل پرداخت:
- كسي كه به وجود شريك فلسطيني احتمالي اعتقاد دارد در محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين، نمود پيدا ميكند، او (محمودعباس) معتقد است، درست نيست پيش از پرداختن به موضوعات امنيتي در مرحله اول نقشه راه وارد مذاكراتي پيرامون راهحل نهايي شد.
- كسي كه اعتقاد دارد فرصتهاي ايجاد شريك تقريبا از بين رفته و بر محال بودن دستيابي به تسويه تأكيد دارد، نميتواند فرض كند كه فلسطينيها بتوانند، خواستههاي نقشه راه را در بعد امنيتي برآورده سازند، به همين دليل بايد گرايشي يك بعدي پيش گرفت.
سند در اين زمينه تأكيد ميكند، حمايت و تأييد رسمي اسرائيل با تشكيل دولتي فلسطيني مستقل (يا به عبارت بهتر تأييد و حمايت از ديدگاه تشكيل «دو دولت ملي» كه جرجبوش زمزمه كننده آن بود) تأييد و حمايتي است كه برخي عوامل و عناصر اسرائيلي آن را پيش ميبرند.
- عواملي كه اسرائيل را به موافقت با تشكيل دولت فلسطيني وادار ميسازد، ناشي از ميل به تشكيل دولتي يهودي و دموكرات است كه آن هم ناشي از لزوم حفظ هويت و بافت يهودي كشور در مقابل چشمپوشي از اجزايي از «سرزمين اسرائيل» و تشكيل دولتي ملي براي فلسطينيهاست و همانطور كه گفته شد، آن هم به دلايل جمعيتي و توجه به اين امر مهم كه ماهيت اسرائيل به عنوان كشوري يهودي، به تدريج در حال از دست دادن حمايت و تأييد جهاني خود است، به همين دليل تشكيل دولتي ملي از فلسطينيها در اسرع وقت به نفع اسرائيل است و كساني كه به بقاي كشور اسرائيل به عنوان كشور يهودي و دموكراتيك توجه دارند كه از مشروعيت گسترده بينالمللي برخوردار است، از اين ديدگاه حمايت ميكنند.
- با تشكيل كشوري ملي براي فلسطينيها مسأله پناهندگان فلسطيني براي دولت اسرائيل حل خواهد شد. در اين زمينه اتفاق نظر گستردهاي ميان تصميمگيرندگان سياسي اسرائيل وجود دارد. براين اساس آنها معتقدند، تشكيل دولتي فلسطيني به دنبال خود حل مشكل پناهندگان را در پي خواهد داشت و هيچ راهحل ديگري، حتي جزئي، در اين زمينه براي اسرائيل وجود ندارد.
- ملاحظاتي پيرامون تعيين مرزها و حل و فصل مسأله قدس و آينده منطقه الجليل به چشم ميخورد. سند در اين زمينه اشاره ميكند، با وجودي كه گفتگو پيرامون حل و فصل دائم در حال حاضر در جدولكاري مطرح نيست، اما مناقشههايي پيرامون ملاحظات و اصول و مباني در حال انجام است كه بايد در تعيين مرزهاي دائمي در آينده از آنها تبعيت كرد. از جمله ايده تبادل مناطق مسكوني ميان اسرائيل و كشور فلسطيني، به ويژه انتقال دو منطقه امالفحم و المثلث تحت حاكميت فلسطينيها. ايده ديگري كه مطرح است، مبادله مناطق (اراضي) در چارچوب توافقات چندجانبه و توافق كامل اسرائيلي- عربي است كه ميتواند مصر، اردن و سوريه را هم دربرگيرد. اين ايده از اين پيشبيني نشأت ميگيرد كه حتي در صورت دستيابي به توافقي براساس تشكيل دو كشور ميان رود و دريا، كمبود زمين با توجه به تراكم جمعيت احتمال دستيابي به توافق را دور از دسترس خواهد كرد، چون هر دو طرف به مناطق يا اراضي مازاد و اضافي نياز پيدا خواهند كرد.
- نكته درخور توجه اينكه همه در اسرائيل بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه مناطق مسكوني فلسطيني در كرانه باختري تحت حاكميت و استيلاي اسرائيل باقي نخواهند ماند، چون باري سنگين بر دوش اسرائيل هستند و اين جداي از خطر جمعيتي و امنيتي آنهاست. اين باعث ميشود، تمام طرفها بر ضرورت چشمپوشي از اين مناطق مسكوني اتفاقنظر داشته باشند و حتي با ناميدن اين مناطق تحت عنوان كياني سياسي كه مسئوليت اداره آن بر عهده دولتي فلسطيني است، موافقت كنند، حال چه اين كيان، اصول و عوامل لازم جهت تشكيل دولت را دراختيار داشته باشد، يا نه. به هرحال همه در اسرائيل بر باقيماندن شهركهاي يهودينشين تحت استيلا و حاكميت «اسرائيل» اتفاقنظر دارند.
ادامه دارد ... |