باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 16 تير 1387 كاربران برخط 108 نفر



متن كتاب تصوير صدا نوانما سيما       مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه افراد منابع لغتنامه
   
  
  
    
آدم‌ ربايي‌ ، صنعت‌ تازه‌ مكزيك‌
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - اعتماد - به نقل از كريستين‌ ساينتس‌ مانيتور

 
 

روابط‌ بين‌ موراسيو و پدرش‌ سالهاست‌ كه‌ سرد شده‌ است‌. او 21 ساله‌ بود و صاحب‌ فرزندي‌ شده‌ بود اما هنوز به‌ لحاظ‌ رفتاري‌ و شخصيتي‌ بزدل‌، با رفتاري‌ بچگانه‌ و فرزند مورد علاقه‌ مادرش‌ بود.

ريموند و انسيسو، پدر موراسيو كه‌ مردي‌ خودساخته‌ است‌ و با دست‌ خالي‌ زندگي‌ را شروع‌ كرد و در سالهاي‌ بعد مالك‌ يك‌ خط‌ اتوبوسراني‌ شد كه‌ مسافران‌ را از مناطق‌ فقيرنشين‌ اطراف‌ پايتخت‌ به‌ مركز مكزيكوسيتي‌ منتقل‌ مي‌كنند، معتقد است‌ فرزند ارشدش‌ بيش‌ از حد ضعيف‌ است‌ و حتي‌ گاهي‌ از او به‌ عنوان‌ پسري‌ لوس‌ و از دست‌ رفته‌ ياد مي‌كند.

يك‌ روز عصر بود كه‌ موراسيو به‌ منزل‌ رسيد و جلوي‌ در ورودي‌ به‌ ديوار تكيه‌ كرد و با ناخنش‌ با قطعه‌هاي‌ رنگ‌ ورآمده‌ از روي‌ ديوار ور مي‌رفت‌. مادرش‌ در آستانه‌ در ايستاده‌ بود و با يكديگر در حال‌ گفت‌ و گو بودند. موراسيو خوشحال‌ بود چون‌ 30 دلاري‌ كه‌ از پدرش‌ قرض‌ كرده‌ بود را پس‌ آورده‌ بود و لبخند بر لب‌ داشت‌.

او معمولا وانت‌ پدرش‌ را قرض‌ مي‌گرفت‌ و كسي‌ پيدا شده‌ بود تا در آخرين‌ روزهاي‌ سال‌ اين‌ وانت‌ را به‌ قيمت‌ خوبي‌ كرايه‌ كند. از مادرش‌ خداحافظي‌ كرد و به‌ او گفت‌ روز بعد يا حداكثر دو روز بعد براي‌ احوالپرسي‌ مجددا به‌ او سر خواهد زد. آن‌ روز اولين‌ دوشنبه‌ پس‌ از عيد پاك‌ سال‌ گذشته‌ بود و از آن‌ به‌ بعد ديگر كسي‌ موراسيو را نديد.

تنها در سال‌ 2003 ميلادي‌ حدود سه‌ هزار نفر در مكزيك‌ ناپديد شدند كه‌ اين‌ كشور را به‌ لحاظ‌ تعدد آدم‌ربايي‌ پس‌ از كلمبيا در مقام‌ دوم‌ جهان‌ قرار مي‌دهد. آنچه‌ در مورد مكزيك‌ جالب‌ توجه‌ به‌ نظر مي‌رسد و اين‌ كشور را حتي‌ بيش‌ از كلمبيا در كانون‌ توجه‌ جهان‌ قرار داده‌ اينكه‌ برخلاف‌ اشكال‌ رايج‌ آدم‌ربايي‌ كه‌ در آنها ثروتمندان‌، مديران‌ شركت‌هاي‌ خارجي‌، كودكان‌ خانواده‌هاي‌ ثروتمند و مشهور ربوده‌ مي‌شوند در مكزيك‌ اعضاي‌ خانواده‌هاي‌ ميانحال‌ و معمولي‌ هم‌ هدف‌ آدم‌ربايي‌ قرار مي‌گيرند و اين‌ روندي‌ است‌ كه‌ طي‌ سالهاي‌ اخير در حال‌ افزايش‌ است‌.

آساگل‌ آباندوريوز، رييس‌ واحد ويژه‌ ضدآدم‌ربايي‌ دولت‌ فدرال‌ مكزيك‌ با اشاره‌ به‌ اين‌ نكته‌ مي‌گويد: آدم‌ربايي‌ به‌ صنعتي‌ متعارف‌ و پولساز تبديل‌ شده‌ است‌ كه‌ در بين‌ تمامي‌ اقشار جامعه‌ هواداراني‌ پيدا كرده‌ است‌. بازار اخاذي‌ در مكزيك‌ براي‌ آزادسازي‌ گروگان‌ گمان‌ مي‌رود هرسال‌ وجوهي‌ معادل‌ يكصد ميليون‌ دلار را به‌ خود جلب‌ كند اما ريوز مي‌گويد اكنون‌ مواجهه‌ با درخواست‌ پرداخت‌ وجوهي‌ كمتر از 1500 دلار هم‌ براي‌ آزادسازي‌ گروگان‌ها رايج‌ شده‌ است‌.

همين‌ هفته‌ گذشته‌ بود كه‌ يك‌ پسربچه‌ شش‌ ساله‌ از يك‌ زمين‌ بازي‌ در حوالي‌ اقامتگاه‌ خود ربوده‌ شد و از خانواده‌ او درخواست‌ شد براي‌ آزادي‌ او 200 دلار بپردازند. اين‌ در حالي‌ بود كه‌ اعضاي‌ خانواده‌ اين‌ كودك‌ حتي‌ از تامين‌ مايحتاج‌ متعارف‌ و معمولي‌ خود هم‌ ناتوان‌ هستند و تهيه‌ اين‌ مبلغ‌ براي‌ آنان‌ واقعا غيرممكن‌ بود. چند روز بعد جسد اين‌ پسربچه‌ پيدا شد.

جنايتكاران‌ فعال‌ در محلات‌ فقيرنشين‌ بي‌آنكه‌ از امكانات‌ همتايان‌ حرفه‌يي‌ و سازمان‌يافته‌ خود برخوردار باشند براي‌ اخاذي‌ از خانواده‌ افراد ربوده‌ شده‌ به‌ هر ترفندي‌ متوسل‌ مي‌شوند. اگرچه‌ مقامات‌ مكزيكي‌ به‌ افزايش‌ بي‌سابقه‌ آدم‌ربايي‌ در اين‌ كشور اذعان‌ دارند اما آنان‌ ارقامي‌ كه‌ از سوي‌ برخي‌ موسسات‌ مشاوره‌ امنيتي‌ به‌ خارجي‌هاي‌ مقيم‌ مكزيك‌ عنوان‌ مي‌شد را رد مي‌كنند و ادعا دارند تعداد آدم‌ربايي‌ها در سال‌ از چند صد مورد فراتر نمي‌رود. آنان‌ قبول‌ دارند كه‌ حداقل‌ نيمي‌ از موارد آدم‌ربايي‌ به‌ اطلاع‌ پليس‌ نمي‌ رسد و خانواده‌ فرد ربوده‌ شده‌ ترجيح‌ مي‌دهد بطور مستقيم‌ و بدون‌ استمداد از پليس‌ ماجرا را حل‌ و فصل‌ كند اما به‌ گفته‌ ريوز اين‌ وضعيت‌ در پايتخت‌ در حال‌ تحول‌ و تغيير است‌.

او نظارت‌ بر 120 مامور تمام‌ وقت‌ را در واحدي‌ برعهده‌ دارد كه‌ اخيرا براي‌ واكنش‌ به‌ افزايش‌ آدم‌ربايي‌ در بين‌ افراد معمولي‌ تشكيل‌ شده‌ است‌. اين‌ واحد بر مبناي‌ الگوي‌ واحدهاي‌ ضد ترور امريكايي‌ طراحي‌ شده‌ و به‌ نظر مي‌رسد در كاهش‌ موارد آدم‌ربايي‌ در پايتخت‌ موثر بوده‌ است‌. يكي‌ از اولين‌ اقدامات‌ اين‌ واحد تبليغات‌ در راديو و تلويزيون‌ و ارايه‌ اطلاعات‌ اوليه‌ در مورد آنچه‌ بايد در مواجهه‌ با آدم‌ربايي‌ انجام‌ شود، بوده‌ است‌. علاوه‌ بر اين‌ ماموران‌ اين‌ واحد پس‌ از كسب‌ اطلاع‌ از آدم‌ربايي‌ به‌ جاي‌ خانواده‌ قرباني‌ با آدم‌رباها وارد مذاكره‌ مي‌شوند. ريوز تاكيد دارد در 99 درصد مواردي‌ كه‌ اين‌ واحد در جريان‌ آدم‌ربايي‌ قرار گرفته‌ ماجرا با بازگشت‌ فرد ربوده‌ شده‌ به‌ آغوش‌ خانواده‌ پايان‌ يافته‌ است‌.

به‌ رغم‌ اين‌ عملكرد مثبت‌ و تبليغات‌ گسترده‌ اين‌ گروه‌ تعداد مواردي‌ كه‌ خانواده‌ها براي‌ رهانيدن‌ عضو خود به‌ ريوز و همكارانش‌ رجوع‌ مي‌كنند افزايش‌ چنداني‌ نداشته‌ است‌. به‌ اعتقاد آنان‌ دليل‌ اصلي‌ اين‌ عدم‌ استقبال‌ اين‌ است‌ كه‌ مردم‌ اعتقادي‌ به‌ كارآمدي‌ سيستم‌ دولتي‌ ندارند. آرسليا مادر موراسيو مي‌گويد در بهترين‌ حالت‌ پليس‌ ناكارآمد است‌ و علاقه‌يي‌ به‌ همكاري‌ و پيگيري‌ موضوع‌ نشان‌ نمي‌دهد. البته‌ او در خفا مي‌گويد براي‌ اين‌ وضعيت‌ بدترين‌ حالتي‌ هم‌ وجود دارد و آن‌ همكاري‌ پس‌ پرده‌ ماموران‌ پليس‌ با آدم‌رباهايي‌ است‌ كه‌ گمان‌ مي‌رود بايد به‌ پليس‌ به‌ عنوان‌ بزرگترين‌ دشمن‌ خود بنگرند.

به‌ گفته‌ او اين‌ ديدگاهي‌ است‌ كه‌ اكثر مردم‌ دارند و نسبت‌ به‌ پليس‌ و مجموعه‌هاي‌ دولتي‌ نظر چندان‌ مثبتي‌ ندارند. در عين‌ حال‌ و به‌ رغم‌ اين‌ بدبيني‌ او عاقبت‌ به‌ پليس‌ متوسل‌ شد و اگرچه‌ به‌ موثربودن‌ اقدامات‌ آنها اميدي‌ نداشت‌ مداخله‌ پليس‌ را آخرين‌ شانس‌ براي‌ يافتن‌ فرزندش‌ مي‌ديد. خيلي‌ زود چهار مامور دولتي‌ به‌ منزل‌ آنها آمدند. آنان‌ سعي‌ كردند اعضاي‌ خانواده‌ را آرام‌ كنند و مكالمات‌ تلفني‌ را شنود مي‌كردند. اما در عين‌ حال‌ از پدر و مادر موراسيو خواستند براي‌ آنان‌ از رستوران‌ غذا تهيه‌ كنند و به‌ آنان‌ انعام‌ بدهند.

اولين‌ تماس‌ آدم‌رباها اولين‌ شب‌ پس‌ از مفقود شدن‌ موراسيو برقرار شد. مردي‌ ناشناس‌ از آن‌ سوي‌ خط‌ به‌ سرجيو برادر موراسيو گفت‌: اگر مي‌خواهي‌ برادرت‌ را زنده‌ ببيني‌ بايد دو ميليون‌ پزو )دويست‌ هزار دلار( بپردازي‌. سپس‌ راهنمايي‌هاي‌ لازم‌ را براي‌ پرداخت‌ اين‌ وجهه‌ ارايه‌ كرد و بعد تماس‌ قطع‌ شد. ريموندو پس‌ از 24 سال‌ زحمت‌ و تلاش‌ تنها شش‌ هزار دلار پس‌انداز داشت‌. در تماس‌ بعدي‌ اعضاي‌ خانواده‌ با التماس‌ از آدم‌رباها مي‌خواستند مبلغ‌ مورد درخواست‌شان‌ را كاهش‌ دهند و سعي‌ داشتند آنان‌ را متقاعد كنند قادر به‌ پرداخت‌ چنين‌ مبلغي‌ نيستند. آنان‌ خواستار اثبات‌ زنده‌ بودن‌ موراسيو شدند. از فردي‌ كه‌ در آن‌ سوي‌ خط‌ بود پرسيدند، موراسيو در آخرين‌ ديدار با مادرش‌ براي‌ چه‌ كاري‌ آمده‌ بود و جواب‌ درستي‌ دريافت‌ كردند. سوال‌ بعدي‌ در مورد مبلغي‌ بود كه‌ موراسيو براي‌ پرداختن‌ به‌ پدرش‌ با خود آورده‌ بود كه‌ اين‌ بار هم‌ پاسخ‌ صحيحي‌ دريافت‌ شد.

آرسليا، مادر موراسيو مي‌گويد: فقط‌ ريموندو بود كه‌ سكوت‌ اختيار كرده‌ بود و نمي‌توانست‌ ناراحتي‌اش‌ را بروز دهد. مي‌افزايد: همه‌ ما گريه‌ كرديم‌ اما او با چهره‌يي‌ در هم‌ گوشه‌يي‌ نشسته‌ بود و هيچ‌ نمي‌گفت‌. او و موراسيو هميشه‌ در حال‌ جدل‌ با هم‌ بودند و اكنون‌ او براي‌ پسر بزرگش‌ نگران‌ بود. هفته‌ دوم‌ مذاكره‌ با گروگانگيرها آغاز شده‌ بود و آنان‌ توانسته‌ بودند مبلغ‌ مورد درخواست‌ گروگانگيران‌ را به‌ بيست‌ هزار دلار كاهش‌ دهند.

ريموندو وانت‌اش‌ را به‌ مبلغ‌ هشت‌ هزار دلار فروخت‌. مادر موراسيو به‌ همراه‌ پول‌ جمع‌آوري‌ شده‌ به‌ محل‌ قرار رفت‌ تا پول‌ را تحويل‌ آدم‌رباها دهد. ياسمين‌، همسر 18 ساله‌ موراسيو پولها را در دسته‌هاي‌ صددلاري‌ با پاكت‌هاي‌ سفيد از هم‌ جدا كرده‌ بود. وقتي‌ آرسليا به‌ محل‌ قرار رسيد كيف‌ حاوي‌ پول‌ را مطابق‌ دستور آدم‌رباها رها كرد. او با تلفن‌ همراهش‌ با آدم‌رباها در تماس‌ بود و آنان‌ با به‌ كار بردن‌ عباراتي‌ تند و اهانت‌آميز از او خواستند خيلي‌ زود محل‌ را ترك‌ كند.

آن‌ شب‌ تلفن‌ زنگ‌ زد. آرسليا گوشي‌ را برداشت‌. او در حالي‌ كه‌ مي‌گريست‌، پرسيد: موراسيو چه‌ شد؟ در آن‌ سوي‌ خط‌ آدم‌رباها بودند. آنان‌ گفتند پول‌ كافي‌ در كيف‌ نبوده‌ است‌. آرسليا در حالي‌ كه‌ چشمانش‌ پر از اشك‌ شده‌ مي‌گويد نمي‌داند آيا ادعاي‌ آنان‌ درست‌ بوده‌ يا نه‌. فقط‌ پدر و برادر موراسيو از مبلغي‌ كه‌ در كيف‌ قرار داده‌ شده‌ بود اطلاع‌ داشتند و آنان‌ نيز حاضر نيستند در اين‌ مورد چيزي‌ بگويند. آدم‌رباها از عبارات‌ اهانت‌آميز و تندي‌ استفاده‌ مي‌كردند. سرجيو گوشي‌ را گرفت‌ و از آنان‌ خواست‌ ثابت‌ كنند موراسيو زنده‌ است‌. كسي‌ كه‌ آن‌ سوي‌ خط‌ بود فحش‌ داد و گوشي‌ را قطع‌ كرد.

روزها، هفته‌ها و ماه‌ها گذشتند و هيچ‌ خبري‌ از موراسيو نشد. عوامل‌ پليس‌ عاقبت‌ از پيگيري‌ ماجرا چشم‌ پوشيدند. خواهر موراسيو ازدواج‌ كرد و كم‌كم‌ همه‌ ترجيح‌ مي‌دادند مساله‌ را تمام‌ شده‌ تلقي‌ كنند تا اينكه‌ ماه‌ گذشته‌ فرزند موراسيو به‌ دنيا آمد. اورا غسل‌ تعميد دادند و ريموندو به‌ ياد پسرش‌ نام‌ او را بر نوه‌اش‌ گذاشت‌.

 

    131 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   قاچاق انسان (5)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   مكزيك (3)

دسته
●  متن / مقاله(0)

رسته :3

تاريخ ارسال:28/07/1383

تاريخ شمسی نشر:28/07/1383
  
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب