* استاد فوكوياما، شما از طريق تحليل سيستم هاي سياسي صاحب نام شده ايد، چه شده است كه حالا رشته خودتان را عوض كرده ايد و به نتايج انقلاب بيوتكنولوژيك ميپردازيد؟
ـ اين دو، به سختي با يكديگر ارتباط دارند. تنها نقدي كه من مجبور بودم بر نظريه پايان تاريخ خودم بپذيرم، اين واقعيت است كه تاريخ طبيعتاً از طريق علوم طبيعي و فن آوري مدرن به پيش خواهد رفت. تاريخ تنها در صورتي ميتواند به پايان برسد كه اين نيروي متحركه نيز، متوقف شوند. قرن بيست و يكم، قرن بيولوژي خواهد بود. به همين دليل است كه ما ناگزيريم به تأثير بيوتكنولوژي مدرن بر سياست و دوام بشريت بيانديشيم .
* انديشه خلق "انسان نو" به دوران انقلاب فرانسه بازميگردد، اما اين امر تاكنون به خوبي تحقق نيافته است.
ـ انديشه وجود داشت، اما فن آوري نه . اتوپيست ها، براي "مهندسي اجتماعي" تلاش ميكردند. همه اين تلاش ها بي ثمر ماندند، زيرا كه بشر نتوانست رفتار انساني را تحت كنترل بگيرد و مطابق ميل "مهندسان اجتماع" تغيير دهد. شايد حالا ما به اين مرحله نزديك شده ايم: از طريق درك آنچه در مغز ميگذرد و امكان دست يازيدن بر داروها و دانش ژنتيك، شايد طراحي انسان نو امكان پذير شود.
* شما، بعد از "پايان تاريخ"، در كتاب آينده تان امكان پايان بشريت را به بحث ميگذاريد. روش كار كتاب شما "جامعه پست انساني" است. از اين موضوع چه ميتوان فهميد؟
ـ چيزي كه ما ميدانيم اين است كه اكنون ميتوانيم براي نخستين بار از امكان تغيير اساسي انسان حرف بزنيم. ما ميتوانيم چيزي را تغيير بدهيم كه در صد هزار سال عملاً بدون تغيير مانده است. چيزي كه تمام نهادهاي ما، كمابيش برپايه آن ساخته شده اند. انديشه تازه نيست. نيچه، به صورت كامل به امكان پرورش انساني با خواص معين مي انديشيد. در روزگار او، هنوز فن آوري وجود نداشت. حالا، شايد به اين دليل كه وقتش رسيده است، پتر اسلوترژيك اين امكان را به بحث گذاشته است. اين پرسشي ست كه ما در برابر آن قرار گرفته ايم . اگر اين امكان در بعد كامل تحقق يابد، به پايان بشريت خواهيم رسيد.
* بايد جلوي چنين روندي را بگيريم؟ آيا قادر به اين كار خواهيم بود؟
ـ ما بايد تلاش كنيم . من معتقدم تمام كساني كه ميگويند ما بايد از اين تكنولوژي (كه بخشي از تكامل ماست) استفاده كنيم، نميفهمند با چه دشواريهاي اخلاقي برخورد خواهيم كرد. نيچه را بايد يكبار ديگر خواند. انديشه برابري تمام انسانها كه سيستم ليبرال ما بر آن متكي است، كهنه شده است . جلوگيري از اين روند به صورت تئوريك نسبتاً ساده است. تكنولوژي را بايد تنظيم و كنترل كرد.
* اين كار شايد در عمل چندان ساده نباشد.
ـ بعضي ها ميگويند اين غيرممكن است. اما من معتقدم كه اين نظر درست نيست. بخش بزرگي از كتاب من، به برنامه هاي مشخصي ميپردازد كه به وسيله آنها ميتوان يك سيستم تنظيم كننده براي كنترل اين تكنولوژي ايجاد كرد.
* اين همان تكنولوژي ست كه احتمالاً انسان به كمك آن ميتواند بسياري از بيماريها را درمان كند، از سوي ديگر انسان نوين بيافريند و يك دانش وراثتي نو را تحقق ببخشد. انتخاب دشواري كه استفاده از تجزيه شكافتن هسته را تداعي ميكند. اين مسئله را چگونه ميتوان حل كرد؟
ـ انرژي هسته اي و بمب اتمي، مثال خوبي است. آنها، به تكنولوژي يي مربوط ميشوند كه انسان از همان آغاز ميدانست كه بايد به شدت كنترل شود. اين امر بسيار بهتر از آنچه در پايان دهه چهل انتظار ميرفت تحقق يافت. در مورد بيوتكنولوژي، اميدهاي كاملاً مشخص فردي براي سلامتي با خطراتي برخورد ميكند كه هنوز بيشتر در تاريكي قرار دارند. با اين همه، ميتوان آن را كنترل كرد.
* آيا تصميم پرزيدنت بوش در مورد ممنوعيت پژوهش روي سلولهاي وراثتي قدم درستي در اين مسير بود؟
ـ من، برنامه اي با محدوديت هاي كمتر را اميد داشتم، اما اين سازش عاقلانه اي بود. اين تنها يكي از تصميمات بسياري ست كه حكومت ها و نهادهاي گوناگون بايد در سالهاي آينده اتخاذ كنند تا استفاده از تكنولوژي بيولوژيكي تحت كنترل قرار گيرد.
* شبكه جهاني نهادها براي كنترل بيوتكنولوژي چگونه بايد باشد؟ اين شبكه چگونه ميتواند عمل كند؟
ـ پاسخ اين پرسش، به سرعت وارد جزئيات فني ميشود. در آغاز بايد كشورها و مجامع فرامليتي مثل اتحاد اروپا قواعد خاص خودشان را تنظيم كنند و در درازمدت بايد نهادهاي بين المللي به وجود بيايند.
* شورينو آنتيونوري، به تازگي اعلام كرده است كه در صورت اضطرار، نوزاد را در يك كشتي بر سطح آبهاي بين المللي كپي خواهد كرد.
ـ اين امكانات فني نميتواند اهميت ممنوعيت شبيه سازي انسان را كاهش دهد. آدم ميتواند بگويد:"من ميخواهم كودكي را بكشم و چون كه اين كار در خشكي عموماً ممنوع است، آن را در يك كشتي انجام ميدهم." نياز شديد به اين امر هست كه هرچه سريعتر قواعدي وضع شوند . مثلاً من اميدوارم كه سناي آمريكا بعد از تعطيلات تابستاني ممنوعيت شبيه سازي را مورد تاييد قرار دهد.
* آيا ما به يك علم اخلاق تازه نياز داريم؟ اخلاق تازه براي عصري كه در آن مذهب ديگر نقش بزرگي ايفا نميكند؟
ـ من نميدانم كه ما به اخلاق تازه اي نياز داريم يا نه. يكي از هدف هاي من آن است كه نشان بدهم چرا حتي بدون مذهب دلايل متعددي وجود دارد كه بايد نگران امكانات بيوتكنولوژي باشيم .
* شما در آخرين كتابتان ** تلاش كرده ايد تصوير يك اخلاق جديد را در يك جامعه سكولار ترسيم كنيد.
ـ و ارتباط با كار فعلي من همينجاست. به نظر من، حقوق بشر از طبيعت بشر منشأ ميگيرد و به اين جهت اگر دانش ژنتيك در طبيعت بشر دستكاري كند، تغيير جهتي اساسي ايجاد خواهد كرد: پاياني براي بشر.
* اگر نتوان تكنولوژي را كنترل كرد، جامعه پس از بشر چگونه به نظر خواهد رسيد؟
ـ اين را نميتوان دقيقاً پيش بيني كرد. اما سناريوهايي وجود دارند كه من در كتابم تشريح كرده ام. شما بايد منتظر آن بمانيد. من كه نميتوانم همه چيز را لو بدهم !