باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 47 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
انسان، هنگام خلق اسطوره، دين را شناخت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: شكوفه - آذر

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

 برخي اسطوره شناسان بر اين باورند كه اسطوره از نظر سير تاريخي متقدم بر دين است. يعني با رشد و تكامل ذهن انسان در زماني كه اساطير جاي اعتقادات مذهبي و اديان را نزد بشر داشتند به مرور باورهاي ديني شكل گرفت. اسطوره اي نيست كه پرده از رازي بر ندارد. اسطوره پژوهان با رازگشايي اساطير، مشخص كردند كه بخش قابل توجهي از اساطير، باورهايي را نمايان مي كنند كه بعدها در اديان گوناگون، شكل كامل تري به خود گرفتند و امروز آنها را اجزاي تفكيك ناپذير اديان مي دانيم.

اگر بپذيريم كه مي توان اساطير را به اسطوره هاي آييني، آفرينش يا بنياد، كيش، شخصيت و جهان پس از مرگ تقسيم كرد، چنان كه «ساموئل هنري هوك» نويسنده كتاب هاي «اساطير خاورميانه»، «اسطوره و آيين» و «دين آشور و بابل» به اين تقسيم بندي قايل است، ردپاي انديشه ها و باورهاي ديني در هر 5 نوع آن پيداست.

اين ردپا به خصوص در اساطير «بنيادي يا آفرينش» و اساطير «جهان پس از مرگ» آشكار است. زيرا به نظر مي رسد اين اساطير به شكل صريح تري به پرسش هاي بشر درباره چگونگي آفرينش و فلسفه خلقت مي پردازند. پرسش هايي كه بعدها در اديان، به آنها پاسخ داده شد.

«ميشل مالرب» نويسنده كتاب «انسان و اديان، نقش دين در زندگي فردي و اجتماع» كه با ترجمه مهران توكلي توسط نشر ني در ايران منتشر شده است، در كتاب خود آورده است: «در دوران هر چه ديرينه تر، آدم ها با يكديگر گروهي مي زيستند. شب كه فرا مي رسيد، چون نمي توانستند مانند روز به شكار پردازند، با يكديگر تبادل افكار مي كردند و پرسش هايي كه داشتند در ميان مي نهادند... در آن شب زنده داري ها هر نكته اي مي توانسته است نقل مجلس بوده باشد: چرا هم خوبي هست و هم بدي؟.... معني زندگي و مرگ چيست؟ پس از مرگ به كجا مي رويم؟ آيا موجودات ديگري هستند كه ما به آنها وابسته ايم؟ آيا جهان هستي از قوانيني پيروي مي كند؟» در همين كتاب آمده است: «انسان ابتدايي تنها به مكاشفه در طبيعت قناعت نمي كرد. درك مي كرد كه نيروهايي دوره اش كرده اند و او نمي توانست آنها را به فرمان خود درآورده و چون نمي توانست بداند كه چه هستند پس همان ها را خدا مي دانست.»

بدين ترتيب انسان ابتدايي، نيروي بي پايان چنين خدايي را در همه پديده هاي طبيعت و اطرافش مانند سيل، زلزله، طوفان، رعد و برق خسوف و كسوف و متجلي مي ديد.

با تحول بشر در عرصه زمان، ايزدان در اساطير ملل مختلف يا به همان شكل نخستين خود در اساطير باقي ماندند و از زمان شكل گيري تاريخ، پا فراتر نگذاشتند و يا توانستند به صورت غير مستقيم در ادياني كه در عصر شكل گيري تاريخ، پا گرفت، رخنه كنند و با چهره هاي تغيير يافته يا به ظاهر نامربوط نفوذ كنند و يا اين كه به همان قوت و قدرت خود باقي ماندند. مي توان سياهه بزرگي از نام ايزداني درست كرد كه در تفكر بشري، نتوانستند خود را به عصر تاريخ برسانند و نابود شدند. تعداد كمتري از اين ايزدان در اديان عصر تاريخ تمدن با ماهيت و كميت تغيير يافته باقي ماندند. اما تعداد انگشت شماري از اساطير هستند كه توانستند به قوت خود در يك تمدن حفظ شوند. ايزداني كه براي نمونه اول شايد بتوان از صدها ايزد در اساطير مصر، هند و... نام برد كه با تمام نفوذ و قدرت خود در زمان خاص نزد اقوام ابتدايي، نتوانستند به اين سوي تاريخ پا بگذارند. «اينانا» ايزد بانوي قدرتمند در آشور، در ادياني كه بعدها در اين سرزمين شكل گرفت، نتوانست راه يابد. «انكي» ايزد خرد، «انليل» ايزد هوا در اساطير بابل، «قيامت» ايزد بانوي مادر در اساطير بابل، «نينورتا» ايزد كشت و شكار و جنگ در اساطير آشور و بابل، «زئوس» ايزد ايزدان در يونان «پوزئيدون ايزد آب ها در يونان، «هستيا» ايزد بانوي آشتي در يونان، «دمتر» ايزد بانوي كشاورزي در يونان «اديپ» ايزد يوناني و صدها ايزد مرد و ايزد بانوي ديگر در تفكر اسطوره اي بشر نيز تا آغاز تاريخ باقي نماندند.

تشخيص و تفكيك ايزداني كه امروز با تغييراتي در كميت يا ماهيت آنان، هنوز حفظ شده اند و مي توان آنان را از ميان موجودات قدسي ديگر در كتاب هاي مقدس بازشناسي كرد، كار ساده اي نيست. دين پژوهان و اسطوره شناسان تطبيقي گاه در مطالعات خود به نقطه اي مشترك مي رسند كه آن وجود چهره هايي قدسي يا نيمه قدسي است كه در اديان مختلف جهان، حضور دارند.

امروزه با احتياط چهره هايي از ميان كتاب هاي مقدس بيرون كشيد شده اند كه ريشه هاي اسطوره اي آنان كمي روشن به نظر مي رسد. اسطوره شناسان تطبيقي، ريشه هاي مشترك «نوح» در اديان يهود و اسلام را با «اوشا پيشيتم» در اساطير آشور و بابل قابل مقايسه مي بينند. يا وجوه مشترك بسيار زيادي ميان «ايشتاز» دختر نخست آنو، ايزد بانوي عشق و جنگ و ايزد بانوي مراد و شامگاه در اساطير آشور با «آناهيتا» در دين زرتشت ديده شده است. يا «كنجرو» پسر سياوش كه در اساطير كهن ايراني به آسمان عروج مي كند در دين يهود به صورت «اختوح» ظهور پيدا مي كند.

اما از ميان اديان مطرح و بزرگ جهان كه به نظر «ميشل مالرب» تعداد آنها به صد هم نمي رسد، شايد بتوان ادياني چون زرتشت را جزو معدود ادياني دانست كه مستقيما و تا حد زيادي با حفظ چهره اسطوره اي خود، تا به امروز نزد پيروان خود، باقي مانده است و موقعيت يك دين را حفظ كرده است.

مري بويس، اسطوره پژوه به نام و نويسنده كتاب «زرتشتيان‌، باورها و آداب ديني» كه در ايران با ترجمه عسگر بهرامي از سوي انتشارات ققنوس منتشر شده معتقد است: «عموما پذيرفته اند كه رسوم عبادي، ديرپاتر از عقايد متعلق به الهيات اند و موضوعات اساسي آيين زردشتي هم هنوز همان موضوعات شبانكارگان عصر حجر، يعني آب و آتش اند.

در استپ ها كه گمان مي رود تا هزاره پنجم پيش از ميلاد به سبب نبود باران، بيابان هايي بي حاصل بوده اند، آب، زندگي را ممكن مي كرد؛ هند و ايرانيان نخستين، آب ها را ايزد بانواني به نام «آپس» مي انگاشتند، به آنها نماز مي بردند و برايشان نثار مي كردند.... از موضوعات اصلي رسوم عبادي زردشتي، آن ديگري، يعني آتش، نيز براي استپ نشينان، حياتي به شمار مي رفت چه در آن زمستان هاي سخت، منبع توليد گرما بود و براي پختن گوشت كه قوت غالب آنان بود، نيز به كار مي آمد.»

به جز تمام اين ها كه گفته شد، يعني بازماندن يا باز نماندن اساطير در باور بشر تا به امروز، برخي مانند كارل گوستاو يونگ معتقدند كه اسطوره چه در شكل ديني براي بشر امروز باقي مانده باشد، چه در ميان افسانه ها و قصه هاي حماسي و چه به ظاهر از ذهن و باور بشر پاك شده باشد، در ضمير ناخودآگاه بشر سده بيست و يكم با قدرت و با نفوذ نخستين روزهاي تولد خود در پيش از تاريخ، حضور و معني دارد. چه اسطوره اديپ و چه اسطوره تيشتر هر يك بخشي از حيات امروز بشر را تحت كنترل خود دارد.

 

    359 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اسطوره (46)
●   دين (286)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:03/08/1383

تاريخ شمسی نشر:03/08/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب