اكنون « رفيق حريري » مردي با ارتباطات وسيع در داخل و خارج لبنان كه بيش از هر سياستمدار ديگر اين كشور در مقام نخست وزيري باقي ماند، بطور قاطع با اين سمت خويش وداع ميكند تا پرده از روي يك نزاع حاد در درون دولت از يك طرف و جدال ميان نخست وزير و رئيس جمهور از سوي ديگر بردارد. حريري كه تاكنون پنج كابينه را تشكيل داده است براي نخستين بار در سال ١٩٩٢ توسط الياس لهراوي رئيس جمهور وقت لبنان به سمت نخست وزيري برگزيده شد. در آن زمان از اينكه رئيس جمهور فرد گمنام و ناشناخته اي را براي اين سمت در نظر گرفته بود، مورد انتقاد برخي از احزاب سياسي قرار گرفت. اما با گذشت اندكي زمان لازم ، حريري ثابت كرد او همان مردي است كه لبنان بعد از پيمان معروف « طائف » شديداً به وي نياز دارد. از اينرو براي دورههاي ديگر و تا ده سال متناوب در پست نخست وزيري باقي ماند. در اين فاصله رفيق حريري تنها به مدت دوسال يعني از ١٩٩٨ تا سال ٢٠٠٠ و در زماني كه اميل لحود رئيس جمهور لبنان شد از سمت نخست وزيري كنار گذاشته شد. او در اين زمان به اپوزسيون پيوست و در ادامه اين فعاليت خود ، در انتخابات پارلماني سال ٢٠٠٠ پيروزي چشمگيري به دست آورد و علي رغم بيميلي لحود به نخست وزيري برگزيده شد.
اختلاف رفيق حريري با رئيس جمهور و چگونگي نقش سوريه در لبنان را ميتوان خشت اساسي تغيرات اخير سياسي در لبنان تلقي نمود. اگرچه هم نخست وزير سابق و هم اميل لحود روابط تنگاتنگي با سوريه دارند و به شكلي تمام تصميم گيريهاي مهم سياسي را با همسايه شرقي خود هماهنگ ميكنند، اما در امور گزينش كابينه، اتخاذ راهبردهاي سياسي و اقتصادي داراي اختلافات عميقي هستند، اختلافاتي كه نهايتاً با تغيير جزئي در نقش سوريه در لبنان سرانجام به جدائي رفيق حريري از پست نخست وزيري انجاميد.
ما ميدانيم كه قطعنامه ١٥٥٩ شوراي امنيت شديداً سوريه را براي خروج از لبنان و احتمال جاري ساختن تحريمهاي اقتصادي بر اين كشور، در تنگنا قرار داده است. از سوي ديگر موضعگيري حاكمان سرزمين شام نسبت به لبنان پس از تحولات منطقه اي و بين المللي يكي دو سال اخير، شكل دوگانه اي گرفته است. از يك طرف سوريها تلاش دارند وانمود كنند كه هيچگونه دخالتي در امور داخلي لبنان ندارند تا از اين طريق بتوانند جلوي بهانه جوئيهاي جهان غرب و به ويژه فرانسه و امريكا را سد كنند و از سوي ديگر مايل هستند خود لبنانيها موضعگيري سختي در برابر قطعنامه ١٥٥٩ اتخاذ كنند به شكلي كه آنرا دخالت آشكار در امور داخلي خود تلقي كرده و با صلابت در برابر آن بيايستند. مسأله اي كه در حال حاضر با وجود اختلافات شديد ميان حريري و اميل لحود نتوانسته شكل واقعي خود را داشته باشد. علاوه بر اين بايد برخي احتمالات را به اين وضعيت اضافه كرد. احتمال اول اين است كه با وجود شرايط سياسي در حال حاضر لبنان ، ممكن است اسرائيل تشويق شود كه به حزب الله حمله كند. در اين صورت با وجود شكاف داخلي در نيروهاي سياسي، همگرائي فرانسه و امريكا بر ضد وضعيت منفي كه اين دو كشور مايل هستند به اين شكل از آن نام ببرند و بسته شدن دست سوريه در لبنان ، واكنش دولت لينان به چنين حمله اي در حداقل ممكن آن خواهد بود.
احتمال ديگر در بخش اقتصاد خود را تحميل خواهد كرد. اختلاف رئيس جمهور با نخست وزير و ظهور تعارض در رفتار وزراء بر عليه يكديگر ، كشور را به سوي يك ركود اقتصادي كشانده و سقوط ارزش ليره لبناني در برابر دلار و ديگر ارزهاي معتبر جهاني را به همراه خود آورده است. اين موضوع شديداً بر شهروند عادي در لبنان فشار آورده و اعتراضات و نارضايتي عمومي را در پي خود داشته است و همزمان با آن سرمايه گذاري خارجي و مخصوصاً سرمايه گذاري كشورهاي خليج فارس در لبنان را با موانع جدي روبرو كرده است به طوري كه ثروتمندان خليجي ديگر رغبتي براي سرمايه گذاري در اين كشورهمانند سالهاي گذشته از خود نشان نميدهند.
يك احتمال و شايد تهديد براي وضعيت فعلي لبنان آن است كه ممكن است درگيرهاي پنهان سياسي اكنون علني شده و خشونت را به خيابانهاي بيروت و ديگر شهرهاي لبنان بكشد و اين كشور را به نزاعهاي مسلحانه سابق قبل از پيمان طائف برگرداند. اين نكته همان است كه رفيق حريري آنرا درك كرده بود و تنها وسيله اجتناب از آن را وجود يك دولت فراگير كه همه گروههاي سياسي را در خود شامل شده، ميدانست. اما اصرار اميل لحود بر كنار گذاشتن برخي افراد كه به شدت تمديد دوره رياست جمهوري وي را مورد انتقاد قرار داده اند، همه امور را به سوي بن بست كشانده و بحران فعلي را دامن زده است كه در نتيجه آن حريري استعفانامه خود را تقديم نمود. در اين راستا حزب سوسياليستهاي پيشگام ( دروزيها ) به رهبري وليد جنبلاط به شدت اميل لحود و تمديد دوره رياست جمهوري وي براي بار سوم را مورد انتقاد قرار داده و هر هفته در اين باره يا متينگ برگزار ميكند يا در اجتماعات نيروهاي مخالف تمديد دوره رياست جمهوري شركت ميكند. علاوه بر آن احزاب مسيحي و ماروني به جبهه مخالف لحود پيوسته اند. ميشل عون رهبر سياسي مارونيهاي لبنان آماده است براي روياروئي با سوريه دست به هر كاري بزند. امين جميل در جنبش اصلاح طلبي كتائب و آنتوان غانم يكي از نيروهاي مهم مسيحي در لبنان ، حتي حاضر نشدند در جلسات مشورتي رئيس جمهور براي انتخاب نخست وزير جديد شركت كنند. اين تشكيلات سياسي تعداد قابل توجهي از نمايندگان مجلس را رهبري ميكنند و در صورت حاد شدن اوضاع ممكن است به شكل خشونت آميز مخالفت خود را نشان دهند.
علي رغم وجود چنين مشكلاتي و با شكل گرفتن مخالفت آشكار با دخالت سوريه در امور سياسي لبنان از سوي گروههاي سياسي و بخش عمده اي از ملت لبنان، اما اكنون به نظر ميرسد كه چه سوريها و چه اميل لحود از انتخاب نخست وزير جديد يعني عمر كرامي ( برادر رشيد كرامي نخست وزير فقيد لبنان ) راضي به نظر ميرسند. سوريها مايل هستند دولت جديد در برابر قطعنامه ١٥٥٩ موضعگيري سختي اتخاذ كند و عمر كرامي ميتواند با ايجاد اندك تغيراتي در كابينه به اين امر نائل گردد ( مثلاً با آوردن محمود حمود – يك شيعه ـ به جاي وزير خارجه مسيحي فعلي به اهداف سوريه جامه عمل بپوشاند) و اميل لحود معتقد است آن تغييراتي كه از رفيق حريري طلب ميكرد اما نخست وزير مستعفي زير بار نميرفت را نخست وزير جديد ميتواند محقق سازد.
آيا عمر كرامي نخست وزير جديد ميتواند خواستههاي همه را محقق سازد؟
عمر كرامي سني در سال ١٩٣٥ در شهر طرابلس در شمال لبنان به دنيا آمد. او تحصيلات ابتدائي و متوسطه خود را در مدرسه اسلامي شهر طرابلس به پايان رساند و سپس در سال ١٩٥٦ تحصيلات دانشگاهي خود را در رشته حقوق دانشگاه قاهره به پايان رساند. از اين تاريخ به بعد او بعنوان وكيل كار خود را آغاز نمود و مدتي نيز به شغل آزاد روي آورد. عمر كرامي نخستين فعاليت سياسي خود را تحت عنوان مشاور نخست وزير ( رشيد كرامي) در اجلاس آشتي ملي درشهر لوزان سوئيس آغاز نمود. با ترور برادر وي رشيد كرامي ، عمر كرامي مسؤوليت رهبري حزب برادر خود « آزادي اعراب» در شهر طرابلس (شهري در شمال بيروت) را به عهده گرفت و بلافاصله در سال ١٩٩١ به مقام نخست وزيري لبنان رسيد كه تا آمدن رفيق حريري در سال ١٩٩٢ در اين سمت باقي ماند. عمر كرامي از مخالفان سرسخت حريري محسوب ميشد اما با وجود چنين مخالفتي هرگز روابط مسالمت آميز خود را با وي قطع نكرد.
اكنون با انتخاب وي بعنوان نخست وزير از سوي اميل لحود و درست در لحظات اوليه تصدي اين پست از سوي او بسياري از گروههاي سياسي مخالف لحود ، با احراز پست نخست وزيري از سوي وي نيز مخالفت كردند. اين موضوع هر نتيجه اي كه به دنبال خواهد داشت يك معناي آشكار در آن وجود دارد و آن اينكه اگرچه كرامي شعار دولت فراگير ميدهد و خواهان وحدت ملي است اما او رفيق حريري نيست و از هم اكنون آشكار است كه نميتواند خواستههاي همه را برآورده سازد. از سوي ديگر لبنان در آستانه انتخابات پارلماني جديد قرار دارد و مخالفان اميل لحود و عمر كرامي به خوبي ميدانند كه اكثريت ملت لبنان با تمديد دوره رياست جمهوري لحود، انتخاب عمر كرامي و دخالت سوريه در لبنان مخالف هستند. از اينرو چنين مخالفتهائي از سوي گروههاي اپوزسيون بر عليه نخست وزير جديد تا انتخابات آينده ادامه خواهد يافت به اين اميد كه گروههاي اپوزسيون معتقد هستند ملت لبنان حضوري سرنوشت ساز در انتخابات آينده خواهد داشت و بر اين انحصارگرائي سياسي خط بطلان خواهد كشيد و به عبارتي ديگر حملات عليه رئيس جمهور و نخست وزير جديد ميتواند وسيله اي باشد كه از طريق آن وارد پارلمان خواهند شد و در آن حالت هم با اميل لحود و هم با سوريه تسويه حساب سياسي خواهند كرد.