بيش از 3500 تحقيق دربارهي ارتباط ميان خشونت رسانهاي و اعمال خشونت انجام شده است كه همه به جز 18 مورد نشان ميدهد كه هر چه بيشتر شاهد صحنههاي خشن باشيد تمايل بيشتري به رفتار خشونتآميز داريد.
ميخواهم از موضوعي سخن بگويم كه اهميت ويژهاي براي سلامت جسم و روح كودكان و نوجوانان دارد. من و همكارانم نيز مانند پزشكان متخصص اطفال اميدواريم بتوانيم براي جوانان كاري انجام دهيم. كودكان و جوانان اميدهاي آينده ما هستند. در آستانه قرن بيستم اميد چنداني به زندگي كودكان وجود نداشت. نيمي از آنها قبل از پنجمين روز تولدشان و اكثر آنها از بيماريهاي مسري جان خود را از دست ميدادند. با اين بيماريها مبارزه كرديم و توانستيم بر ذات الريه، اسهال، فلج اطفال و بسياري از بيماريهاي كشندهي ديگر كه جان كودكانمان را تهديد ميكردند، غلبه كنيم. وظيفه اصلي يك متخصص اطفال حفظ سلامت جسم و ذهن كودكان است. امروزه وظيفه ما اين است كه با راهنمايي والدين، آنها را نسبت به خطرات زندگي جوانان و حفظ سلامتي و بهبود زندگيشان آگاه و حساس سازيم.
در آستانه قرن بيست و يكم، خشونت يكي از شايعترين خطرهايي است كه سلامتي كودكان و نوجوانان را تهديد ميكند. قتل، خودكشي و سوانح سه عامل اصلي مرگ و مير در افراد 15 تا 24 ساله است. سالانه بيش از 000/150 نوجوان به سبب جرايم خشونتبار دستگير ميشوند، بيش از 000/30 نفر مورد تجاوز قرار گرفته و 3500 نفر به قتل ميرسند. رفتار خشونتآميز جوانان آمريكايي نسبت به كودكان خطر جدي براي سلامت جامعه محسوب ميشود و هشداري به سياستگذاران جامعه، پزشكان، والدين و جوانان است. خوشبختانه با استفاده از راهكارهاي مؤثر ميتوان به حل اين مشكل پرداخت. 20 آوريل 1999، دو نوجوان مجهز به سلاح سنگين در دبيرستان كلمباين در ليتلتون كلرادو، 12 نفر از همكلاسيهاي خود و يك معلم را به ضرب گلوله از پاي درآورده و سپس خود را كشتند. مقامات و مسوولان پس از بررسي موضوع دريافتند كه دو نوجوان ساعتهاي متمادي مشغول بازي «اولين تيرانداز» كه يك بازي ويدئويي است، بودهاند كه همان ساخت و تركيب را داشت و با عكسهاي همكلاسيهايشان قربانيان خيالي خود را انتخاب ميكردند. مايكل كارنل جوان 14 سالهاي كه يك بازيگر حرفهاي بازيهاي ويدئويي بود هرگز در زندگي اسلحه واقعي نداشت. او اسلحه را ميدزدد و وسط مدرسه پادوكا كنتاكي، 8 تن از همكلاسيهايش را به طرز مرگباري به قتل ميرساند. ديويد گراسمن، استاد سابق دانشگاه وست پوينت در رشته روانشناسي قتل، ارتباط ميان بازيهاي ويدئويي و خشونت در زندگي واقعياش را توضيح ميدهد.
«فيلم كوتاه بازيهاي ويدئويي»
در چهل سال گذشته محققان دربارهي سلامت عمومي، ارتباطات و روانشناسي مطالعات بسياري كردهاند و تأثير سرگرميهاي خشونتآميز را بر رفتار جوانان مورد بررسي قرار دادهاند. نتايج تحقيقات حاكي از آن است كه مهمترين عامل رفتار خشونتآميز، تبليغ خشونت در رسانهها است. بيش از 3500 تحقيق درباره ارتباط ميان خشونت رسانهها و اعمال خشونت انجام شده است كه همه به جز 18 مورد نشان ميدهد كه هر چه بيشتر شاهد صحنههاي خشن باشيد تمايل بيشتري به بروز رفتارهاي خشن داريد. خشونت مجازي در واقع نوعي خشونت واقعي بدون درد و رنج است كه تقليدوار با حس خوبي تجربه ميشود.
تبليغ خشونت در رسانهها نشان ميدهد كه خشونت ابزاري مناسب براي فرار از صحنه درگيري است. اغراق رسانهها در تبليغ خشونت، ترس از آسيبپذيري در جامعه را افزايش ميدهد و انگيزه شخص را در حمل اسلحه و داشتن روحيه تهاجمي، صرفاً به دليل حفظ جان خود تقويت ميكند. تأثير قوي و پنهان تبليغ خشونت در رسانهها كه موجب ميشود حتي اكثريت جواناني كه ذاتاً افراد خشني نيستند دست به رفتارهاي خشونت آميز بزنند، اين است كه حساسيت جوانان را نسبت به خشونت در «زندگي واقعي» و آسيبهاي وارده بر قربانيان از بين ميبرد.
خشونت مسألهي سادهاي نيست بلكه مسأله پيچيدهاي است كه عوامل بسياري در آن دخالت دارند، همان عواملي كه موجب درگيري ما با نسل جديد و بروز مشكلات اجتماعي ميشود. اين مشكل به سادگي و به سرعت حل نميشود. پزشكان بايد واقعبين باشند و همزمان با پرداختن به مسائل مهم جامعه، راهحلهاي مستقيم و عاجل را براي حل معضلات اجتماعي پيدا كنند. در اينباره نتايج تحقيقات زير ميتواند راهنماي ما باشد:
اپيدمولوژيستها (متخصصان بيماريهاي واگيردار) با بررسي عوامل مؤثر در خشونت از جمله فقر، تبعيض اجتماعي، سوءاستفادههاي مالي، مدارس ناكافي، بيكاري و مشكلات خانوادگي، دريافتند كه در سال گذشته نيمي از 10000 مورد خودكشي به سبب تبليغ خشونت در رسانهها بوده است.
با بررسيهاي به عمل آمده در اوايل دهه 1960 مشخص شد پسرهايي كه بيشتر وقت خود را به تماشاي تلويزيون ميگذراندند در سن 8 سالگي پرخاشگري ميكردند، در سن 19 سالگي با فرزندان خود با خشونت رفتار ميكردند و در سن 30 سالگي به جنايات خشونتبار دست ميزدند. تأثيرگذاري تبليغ خشونت در رسانهها به طور فزايندهاي منجر به تداوم و ماندگاري اين رفتارها شده است.
تحليل نتايج صدها بررسي نشان ميدهد كه قدرت ارتباط ميان تبليغ خشونت در تلويزيون و رفتارهاي پرخاشگرانه بيش از ارتباط ميان عدم مصرف كليسم و پوكي استخوان، انتقال ويروس ايدز در اثر روابط نامشروع، مصرف سيگار و سرطان ريه و در نتيجه كاهش ضريب هوشي است.
آنچه موجب نگراني ما است اين است كه تاكنون تحقيقات چنداني در مورد بازيهاي ويدئويي جديد انجام نشده است. بازيهاي ويدئويي با جذابيت خاص خود، قدرت تعامل و لذتي كه با بهكارگيري يك دستگاه حسكننده افزايش مييابد، تأثير زيادي بر رفتارها و نظريات خشونتآميز دارد.
صحنه بازي «اولين تيرانداز» را مجسم كنيد. در واقع شما در يك دنياي غيرواقعي با اسلحهاي كه در دست داريد هدفهاي خود را پيدا ميكنيد و تا حد توان به كشتار ديگران ميپردازيد. در واقع شما هدف اسلحههاي نيرومند و خشن رسانههايي هستيد كه تصاوير واقعي از آشوب و بلوا را به تصوير ميكشند و موجب افزايش آدرنالين خون و در نتيجه اضطراب و ترس ميشوند. اين حس كه قبل از اينكه آنها به من برسند بايد آنها را بكشم، انگيزه كشتن را در شما تا حد امكان تقويت ميكند.
آنچه لازم است درباره بازيهاي ويدئويي بدانيم به شرح زير است:
ـ درآمد سالانه بازيهاي ويدوئويي 10 ميليارد دلار است كه بيشتر از درآمد تلويزيون و سينما است و دائماً در حال افزايش است. خشونت انساني يا خيالي شايعترين بازي ويدئويي در بين كودكان است. «اولين تيرانداز» بازي مورد علاقه نيمي از بچههاي 4 ساله است.
ـ به طورم متوسط بچههاي 7 ساله بيش از 4 ساعت در هفته به اين بازي مشغول ميشوند.
ـ نسلهاي جديد بازيهاي ويدئويي با استفاده از قابليتهاي گرافيكي بهتر، آشكارا به نمايش لختههاي خون و تكههاي اجساد و نيز تصاوير ديجيتالي نظير چهره غيرقابل تشخيص قربانيان ميپردازند.
ـ بررسيهاي تجربي نشان ميدهد پس از بازيهاي ويدئويي، كاهش قابل توجهي در رفتارهاي انساندوستانه و كمك به ديگران و افزايش 43 درصدي در افكار تهاجمي و افزايش 17 درصدي در روابط خشونتآميز به وجود ميآيد.
ـ تحقيقات نشان ميدهد كه بازيهاي ويديويي خشن، 13 تا 22 درصد بر بروز خشونت تأثير ميگذارد در حالي كه در مقايسه با مصرف سيگار كه عامل سرطان ريه است ميتوان گفت تأثير سيگار بر بروز رفتارهاي خشن 14 درصد است. كودكان با ديدن بازي ياد ميگيرند با تقليد آن را به دنياي واقعي خود منتقل كنند. آنها آنچه را كه روانشناسان «رفتار پاسخ» مينامند، با تقليد نشان ميدهند. به سهولت ميتوان دريافت كه چگونه تكرار تبليغات خشن در رسانهها ميتواند منجر به بروز احساسات خصمانه، انتظار رفتارهاي تهاجمي از ديگران، حساسيت زدايي نسبت به رنج ديگران و اعمال خشونت نسبت به ديگران شود. مشاركت فعال، تأثير يادگيري را افزايش ميدهد. بازيهاي ويدئويي محيط ايدهآلي است كه خشن بودن را آموزش ميدهد يعني شخص را در نقش يك مهاجم قرار ميدهد و به ازاي رفتار خشونتآميز به او پاداش ميدهد. بازيهاي ويدئويي اين امكان را به بازيگر ميدهد تا رفتارهاي خشنتر و ناراحت كنندهتر را انتخاب كند كه اين مورد خطرناكتر از ديدن يا تمرين بخشي از صحنه است.
ـ بازيهاي ويدئويي جذاب و اعتيادآور است به طوري كه بچهها ساعتهاي زيادي را بازي ميكنند تا با تمرين و تكرار بيشتر، بازي را بهتر ياد بگيرند.
ما با اينجا يك وسيله آموزشي قوي روبرو هستيم. مسأله اين است كه جوانان ما چه چيزهايي ياد ميگيرند؟ برخلاف بسياري از مسائل پيچيده اجتماعي كه موجب بروز خشونت ميشوند، ميتوان عامل بازيهاي ويدئويي را به سهولت مورد بررسي قرار داد.
ما به عنوان سياستگذاران، والدين و شهروندان جامعه اگر بفهميم آبي كه بچههاي ما مينوشند سمي است و براي سلامت جسم و روح آنان مضر است چه ميكنيم؟
جوانان ما هر روزه شاهد تبليغات رسانهها هستند. ما ميدانيم كه اين برنامهها براي سلامت آنها مضر است. مسأله بسيار ساده است: چگونه ميتوان با فراهم آوردن محيط مناسب فرزندانمان را به طور شايسته تربيت كنيم؟
من از شما ميخواهم براي حفظ جوانانمان و آينده آنها، نسبت به چنين بازيهايي حساسيت بيشتري نشان دهيم.
* مايكل ريچ، عضو آكادمي پزشكان اطفال آمريكا در مسائل مربوط به رسانهها