باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 19 دي 1387 كاربران برخط 52 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بوى خشونت نفت
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: مهران - قاسمي

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: روزنامه - شرق

 
 

در نخستين روزهاى حمله ايالات متحده به عراق، كماندوهاى دريايى اين كشور يك سكوى نفتى عراق را اشغال كردند. گزارش هيجان زده نيويورك تايمز در ۲۳ مارس با اشاره به عمليات موفقيت آميز كماندوهاى آمريكايى نوشت: نيروى دريايى در عملياتى كوتاه، موفق شد دو پايانه نفتى عراق را اشغال كرده و محافظان عراقى را كه داراى تسليحات سبك بودند، خلع سلاح كنند. عمليات روز گذشته نخستين پيروزى ارتش آمريكا در نبرد بر سر «امپراتورى عظيم نفتى» عراق بود، پيروزى بدون خونريزى. با گذشت بيش از يك سال و نيم از اشغال عراق، سربازان آمريكايى همچنان در تلاش هستند تا سلطه خودى بر تاسيسات نفتى عراق را حفظ كنند، با اين تفاوت كه اين بار براى حفظ سلطه خود درگير نبردى خونين شده اند. نبردى كه تاكنون جان بسيارى از سربازان آمريكايى را كه به حفاظت از تاسيسات عظيم «امپراتورى نفتى» عراق گماشته شده بودند، ستانده است.

نبرد عراق، اكنون عملاً تبديل به نبردى در دو عرصه شده است. از يكسو نيروهاى آمريكايى به سختى مى كوشند تا تسلط خود بر شهرهاى عراق را حفظ كنند و از سوى ديگر در تلاشى دائمى براى محافظت از تاسيسات نفتى عراق در مقابل حملات مخالفان و خرابكارى ها به سر مى برند. نبرد نخست، مورد توجه اغلب رسانه هاى خبرى جهان قرار گرفته است، اما نبرد دوم، كه به هيچ وجه از اهميت كمترى برخوردار نيست. چندان مورد توجه قرار نمى گيرد.

حفاظت از تاسيسات نفتى عراق، در مقايسه با بازگرداندن صلح و ثبات به شهرهاى آشوب زده اين كشور هرگز از اهميت كمترى برخوردار نيست. اگر قرار باشد روزى دولت منتخب مردم عراق قدرت را در دست گيرد، درآمدهاى نفتى پايه و اساس اقتصاد اين كشور بحران زده را شكل خواهند داد.

يك مقام ارشد آمريكايى در گفت وگو با نيويورك تايمز در حالى كه بر لزوم حفاظت از اين تاسيسات نفتى تاكيد مى كند، مى گويد: شايد ماموريت هيچيك از گروه هاى نظامى ما به اندازه ماموريت گروه هاى نگاهبان تاسيسات نفتى داراى اهميت استراتژيك نباشد.

مقامات آمريكايى مدت ها است كه مى گويند حفاظت از اين تاسيسات قرار است به نيروهاى عراقى واگذار شود، اما با گذر زمان و افزايش حملات به اين تاسيسات، به نظر مى رسد كه چشم انداز محول شدن اين وظيفه حساس به نيروهاى عراقى بيش از پيش رنگ مى بازد، به نحوى كه شايد بتوان به جرات گفت تا زمانى كه نظاميان آمريكايى در عراق باقى بمانند بخش عمده اى از آنها به حفاظت از تاسيسات نفتى عراق خواهند پرداخت. وجود هزاران كيلومتر خطوط لوله نفتى از يكسو و پراكندگى تاسيسات نفتى عراق از سوى ديگر باعث مى شود تا حفاظت از اين «امپراتورى نفتى» از «نبردى بى دردسر» به «جنگى تمام عيار و خونين» مبدل شود.

 

• حفاظت از خطوط لوله

عراق، تنها كشورى نيست كه در آن سربازان آمريكايى جان خود را براى حفاظت از تاسيسات نفتى از دست مى دهند. در كلمبيا، عربستان سعودى و جمهورى گرجستان، نظاميان آمريكايى شبانه روز سرگرم محافظت از خطوط لوله و تاسيسات نفتى و پالايشگاه ها و يا در بهترين حالت نظارت بر عملكرد نيروهاى نظامى بومى هستند. نيروى دريايى آمريكا هم اكنون در خليج فارس، اقيانوس هند و درياى عمان و بسيارى از مسيرهاى بين المللى حمل و نقل نفت با گشت زنى هاى مداوم، بر امنيت انتقال نفت به ايالات متحده نظارت مى كنند. شايد به همين دليل باشد كه برخى به كنايه نيروى نظامى آمريكا را «نيروى حفاظت از نفت» مى خوانند!

 

• گرجستان

گرجستان نمونه واضحى از اين موضوع است. با از هم پاشيدن اتحاد جماهير شوروى در سال ،۱۹۹۲ شركت هاى نفتى و مقامات آمريكايى تلاش بى وقفه اى را براى دستيابى به منابع عظيم نفت و گاز طبيعى بستر درياى خزر آغاز كردند. عمده اين ذخاير در مناطق نزديك به آذربايجان، قزاقستان، تركمنستان و ايران قرار داشت. برخى از كارشناسان نفتى بر اين باورند كه مجموع ذخاير اثبات شده نفتى در درياى خزر برابر با ۲۰۰ ميليارد بشكه است، به عبارت ديگر چيزى معادل هفت برابر ذخاير نفتى فعلى ايالات متحده! درياى خزر، اما منطقه اى بدون دسترسى به درياى آزاد است. بدين ترتيب تنها راه انتقال نفت اين منطقه به بازار جهانى، از سمت غرب و از طريق احداث خط لوله در منطقه قفقاز است، منطقه اى كه شامل كشورهاى ارمنستان، آذربايجان، گرجستان، منطقه بحران زده چچن، داغستان، اينگوش و در نهايت اوستياى شمالى مى شود.

شركت هاى آمريكايى هم اكنون سرگرم احداث خط لوله اى عظيم در اين منطقه پرتنش هستند. اين خط لوله كه از باكو- در آذربايجان- آغاز شده و از طريق گرجستان به تركيه منتهى مى شود، از ظرفيت انتقال روزانه يك ميليون بشكه نفت برخوردار است.

تهديد اصلى براى اين خط لوله اما حملات و خرابكارى هاى شبه نظاميان اسلامگرا از يكسو و جدايى طلبان از سوى ديگر است. اين خط لوله استراتژيك در تمام طول مسير يك هزار كيلومترى خود مى تواند هدف مناسبى براى ناراضيان به شمار آيد.

حفظ امنيت اين خط لوله، برعهده ايالات متحده است. واشينگتن تاكنون ده ها ميليون دلار تسليحات سبك و سنگين در اختيار دولت گرجستان قرار داده و ده ها كارشناس نظامى را براى آموزش گروه هاى ويژه گرجستانى، به تفليس اعزام كرده است. انتظار مى رود كه حضور آمريكا در منطقه از نيمه دوم سال ۲۰۰۵ يا اوايل سال ۲۰۰۶ و همزمان با آغاز به كار اين خط لوله، به شدت افزايش يابد. با شروع به كار اين خط لوله، نگرانى مقامات و شركت هاى آمريكايى در مورد حملات تروريستى نيز افزايش خواهد يافت، بدين ترتيب حضور فعلى نيروهاى آمريكايى نيز افزايش مى يابد.

 

• كلمبيا

نيروهاى آمريكايى حفاظت از خطوط لوله نفتى كلمبيا را برعهده دارند. اين خطوط لوله انتقال نفت از مناطق مركزى كلمبيا- كه هنوز گروه هاى شبه نظامى سرگرم نبرد هستند- به سواحل كارائيب را انجام مى دهند. با انتقال نفت به سواحل كارائيب، اين ماده حياتى توسط نفتكش هاى پهن پيكر به ايالات متحده و ساير نقاط جهان ارسال مى شود.

چريك هاى چپگراى كلمبيايى، سال هاى متمادى است كه با حمله به خطوط نفت نه تنها سعى دارند دولت را از يكى از حياتى ترين منابع درآمد خود محروم كنند بلكه همزمان با يكى از مظاهر سلطه بيگانگان بر اين كشور نيز به مبارزه برخاسته اند.

واشينگتن براى حمايت از دولت كلمبيا و حصول اطمينان از دسترسى اين دولت به درآمدهاى نفتى، سالانه صدها ميليون دلار صرف حفاظت از خطوط لوله نفت مى كند. خط لوله كانو- ليمون، تنها مسير انتقال نفت از مناطق مركزى كلمبيا به سواحل كارائيب است. نيروهاى ويژه ارتش آمريكا از كاروليناى شمالى و فورت براگ هم اكنون علاوه بر حفاظت از اين خط لوله، آموزش بخشى از نظاميان كلمبيايى را نيز برعهده دارند. يگان ويژه اى كه تحت آموزش نيروهاى آمريكايى تشكيل شده است، صرفاً وظيفه حفاظت از لوله نفت و مبارزه با چريك هاى مخالف دولت را در مسير ۴۸۰ مايلى اين خط لوله برعهده خواهد داشت.

 

• نفت و بى ثباتى

به كارگيرى نظاميان آمريكا براى حفاظت از تاسيسات گرانبهاى نفتى در مناطق بحران زده، روندى است كه نه تنها در آينده متوقف نخواهد شد بلكه حتى تشديد نيز خواهد گرديد. دليل تشديد اين روند را مى توان در وابستگى روزافزون ايالات متحده به نفت وارداتى از يكسو و درهم تنيدگى بيش از پيش سياست هاى نظامى و اقتصادى از سوى ديگر دانست. وابستگى ايالات متحده به نفت وارداتى، از سال ۱۹۷۲ به صورت روزافزونى افزايش يافته است. در سال ۱۹۷۲ توليد داخلى آمريكا به حداكثر ميزان ممكن تا ۶/۱۱ ميليون بشكه در روز رسيد. ميزان توليد داخل آمريكا در حال حاضر حدود ۹ ميليون بشكه در روز است كه با كاهش توليد در چاه هاى قديمى انتظار مى رود باز هم كاهش يابد. به رغم كاهش توليد داخلى، اما مصرف نفت آمريكا همچنان روندى صعودى را طى مى كند. در حال حاضر ميزان مصرف روزانه نفت آمريكا ۲۰ ميليون بشكه برآورد مى شود. انتظار مى رود اين ميزان تا سال ۲۰۲۵ به ۲۹ ميليون بشكه افزايش يابد. به عبارت ديگر در حالى كه در شرايط فعلى روزانه به ۱۱ ميليون بشكه (معادل ۵۵ درصد از كل مصرف آمريكا) نفت وارداتى نياز است، اين ميزان تا سال ۲۰۲۵ به ۲۰ ميليون بشكه (يا معادل ۶۹ درصد از كل مصرف) افزايش خواهد يافت.

مهمتر از اين روند رو به افزايش مصرف، وابستگى شديد ايالات متحده به نفت مناطق بحران خيز دنيا است، مناطقى كه يا در اثر جنگ هاى داخلى چندپاره شده اند و يا رويكردى خصمانه به دولت آمريكا دارند. نفت مورد نياز آمريكا، نه در شرايط فعلى و نه در آينده از كشورهاى دوست و باثباتى چون كانادا يا نروژ تامين نشده و نخواهد شد.

كشورهاى صنعتى تاكنون بخش عمده ذخاير نفتى خود را مصرف كرده اند، باقيمانده ذخاير نفتى اين كشورها هم كفاف مصرف داخلى آنها را نمى دهد. در چنين شرايطى كشورهاى در حال توسعه داراى منابع عظيم نفت هستند. بدين ترتيب نوعى انتقال حساس در بازار نفت، از كشورهاى صنعتى شمال به كشورهاى در حال توسعه جنوب صورت خواهد گرفت، كشورهايى كه عمدتاً از لحاظ سياسى بى ثبات بوده و در اثر نزاع هاى قومى يا مذهبى چندپاره شده اند و يا در بهترين شرايط محل اين گروه هاى افراطى محسوب مى شوند. برخى از عمده ترين توليدكنندگان نفت، همزمان از هر سه عامل ثبات زداى فوق برخوردار هستند. گذشته از تضادهاى سياسى، قومى يا مذهبى در اين كشورها، توليد نفت عموماً به عنوان يك عامل ثبات زداى ديگر عمل مى كند. سرازير شدن ناگهانى ثروت نفتى به اين كشورهاى توسعه نيافته و فقير باعث عميق تر شدن شكاف هاى طبقاتى و غالباً قوميتى شده و بدين ترتيب «نفت» خود بار ديگر آتش درگيرى ها را شعله ورتر مى كند. براى جلوگيرى از چنين دردسرهايى، خاندان سلطنتى عربستان سعودى يا شاهزاده هاى نفتى جديد آذربايجان و قزاقستان، هر نوع مخالفت مردمى را با تكيه بر نيروهاى امنيتى خود سركوب كرده و مخالفان را بر جاى خود مى نشانند. با تشديد روند سركوب مخالفان كه امكان هر نوع اعتراض يا حركت اصلاحى را از دست رفته مى بينند، هيچ گزينه اى به جز مقابله مسلحانه يا متوسل شدن به اقدامات تروريستى در اختيار ندارند.

اما دردسرهاى آمريكا تنها به اين موارد منحصر نمى شود. بسيارى از توليدكنندگان عمده نفت جهان در جهان سوم، زمانى مستعمره غرب بوده و بدين ترتيب نفرتى عميق از قدرت هاى استعمارگر سابق به صورت خاص و غرب به صورت عام در ميان آنها ريشه دوانيده است. ايالات متحده در بسيارى از اين كشورها به عنوان جانشين استعمارگران پير تلقى مى شود.

دخالت هاى متعدد آمريكا در امور داخلى ساير كشورها با هدف سلطه بر منابع نفتى از يكسو، تبديل شدن شركت هاى عظيم نفتى اين كشور به نماد قدرت و سلطه از سوى ديگر باعث شده است تا هر آن چيزى كه به نحوى با نفت مرتبط باشد- اعم از خطوط لوله، چاه هاى نفت، پالايشگاه ها، سكوهاى نفتى و...- تبديل به هدفى مشروع و همزمان جذاب براى ناراضيان شود حملات به خطوط لوله عراق، دفاتر شركت هاى نفتى در عربستان سعودى و تانكرهاى نفتكش در يمن با چنين ذهنيتى صورت گرفته است.

 

• نظاميان در خدمت نفت

رهبران آمريكا در مقابل چنين چالش هايى همواره به يك گزينه متوسل شده اند؛ به كارگيرى نيروى نظامى براى حصول اطمينان از جريان مطمئن انتقال نفت به آمريكا. اين رويكرد نخستين بار توسط دولت هاى ترومن و آيزنهاور، پس از جنگ جهانى دوم و همزمان با نفوذ اتحاد جماهير شوروى در ايران و گسترش تفكرات پان عربيسم در خاورميانه، اتخاذ شد. سير وقايع در آن زمان به نحوى بود كه مقامات آمريكايى نگران دسترسى اين كشور به نفت به ويژه نفت توليد شده در خليج فارس بودند.

كارتر، در سال ۱۹۸۰ و همزمان با اشغال افغانستان از سوى اتحاد جماهير شوروى براى نخستين بار پرده از اين سياست كاخ سفيد برداشت. انقلاب اسلامى ايران هم در اين ميان نگرانى هاى آمريكا را افزايش داده بود. كارتر با اشاره به اين دو رويداد به صراحت گفت: حصول اطمينان از انتقال مطمئن نفت خليج فارس به ايالات متحده براى واشينگتن حياتى است. رئيس جمهورى آمريكا سپس به صراحت افزود كه آمريكا براى رسيدن به اين هدف ، از هر وسيله و ابزارى، حتى ابزار نظامى استفاده خواهد كرد.

جورج بوش پدر هم در جريان جنگ نخست خليج فارس در سال هاى ۹۱-،۱۹۹۰ به صراحت بر سياست كارتر تاكيد كرده و از آن براى موجه جلوه دادن اقدام خود استفاده كرد. سخنان كارتر با گذشت بيش از دو دهه هنوز زيربناى اصلى سياست خارجى ايالات متحده در منطقه خليج فارس را تشكيل مى دهد.

اين سياست در ابتدا معطوف به مهمترين حوزه توليد نفت يا خليج فارس بود. اما با افزايش روزافزون وابستگى ايالات متحده به واردات نفت، مقامات آمريكايى اين سياست را به تدريج به ساير نقاط جهان هم گسترش دادند، بدين ترتيب مناطقى چون درياى خزر، آفريقا و حتى آمريكاى جنوبى هم تحت شمول اين سياست قرار گرفتند. نخستين گام در جهت تعميم اين سياست توسط رئيس جمهورى كلينتون برداشته شد. در دوران كلينتون نخستين گام جهت حصول اطمينان از دسترسى ايالات متحده به نفت درياى خزر برداشته شد و بدين ترتيب ايالات متحده ارتباطات نظامى گسترده اى را با آذربايجان و قزاقستان- كه تامين كنندگان آتى نفت مورد نياز آمريكا محسوب مى شدند- و گرجستان- كه مسير انتقال نفت منطقه به غرب محسوب مى شد- برقرار ساخت. كلينتون، نخستين كسى بود كه به شدت بر احداث خط لوله باكو- جيحان پا فشارى كرده و با افزايش توانايى نظامى كشورهاى منطقه قصد داشت از امنيت اين خط لوله مطمئن شود. جورج واكر بوش، رئيس جمهورى فعلى ايالات متحده نيز با پيگيرى سياست كلينتون، ميزان كمك هاى نظامى به اين كشورها را افزايش داده و با ارسال مشاوران نظامى به اين مناطق- و به صورت خاص گرجستان- قصد دارد تا هرچه سريع تر نفت درياى خزر را به آمريكا انتقال دهد. بوش براى اطمينان از امنيت اين خط لوله به دنبال تشكيل چند پايگاه نظامى در منطقه است.

 

• تروريسم و نفت

كمك هاى نظامى به اين كشورها و حتى تاسيس پايگاه هاى نظامى در منطقه عموماً به بهانه مبارزه عليه تروريسم صورت مى گيرند. در تفكر حاكم بر تيم رياست جمهورى ايالات متحده مبارزه عليه تروريسم و حفاظت از منابع نفت ارتباطى بسيار تنگاتنگ دارند! در ابتداى سال جارى ميلادى، هنگامى كه دونالد رامسفلد، وزير دفاع ايالات متحده، مجبور شد براى كسب اعتبار لازم جهت تاسيس «بريگاد واكنش سريع» در قزاقستان به كنگره آمريكا توضيح دهد، گفت: تشكيل اين بريگاد باعث افزايش توانايى قزاقستان در واكنش به تهديدات تروريستى عليه تاسيسات و سكوهاى نفتى خواهد شد.

حضور نظامى آمريكا در آفريقا- به ويژه در مناطق توليدكننده نفت- نيز به شدت در حال افزايش است. وزارت دفاع آمريكا طبق گفته هاى مقامات آن نه تنها حجم كمك هاى تسليحاتى خود به كشورهايى چون آنگولا و نيجريه را به شدت افزايش داده بلكه آموزش و تجهيز نيروهاى ويژه اى را نيز در اين مناطق آغاز كرده است.

مقامات پنتاگون همزمان سرگرم احداث پايگاه هاى دائمى در مناطقى چون سنگال، غنا، مالى، اوگاندا و كنيا هستند.

مقامات آمريكايى هرچند در توجيه حضور نظامى اين كشور در آفريقا طبق معمول به مبارزه عليه تروريسم متوسل مى شوند، اما يك مقام ارشد پنتاگون در گفت وگويى با «وال استريت ژورنال» در ژوئن ۲۰۰۳ به صراحت پرده از هدف واشينگتن برمى دارد. به گفته وى مسئوليت اصلى نيروهاى آمريكايى در آفريقا، حصول اطمينان از امنيت منابع نفتى نيجريه است. منابع نفتى نيجريه در آينده نزديك مى توانند به عنوان تامين كننده ۲۵ درصد از واردات نفت ايالات متحده محسوب شوند.

نيروهاى دريايى آمريكا نيز اكنون بيش از پيش به مراقبت از «انتقال نفت» گماشته مى شوند.

ناوگان پنجم نيروى دريايى آمريكا، كه هم اكنون در بحرين مستقر است، بخش عمده نيروهاى خود را به گشت زنى در محدوده آمد و رفت نفتكش ها در خليج فارس و تنگه هرمز گماشته است. در آسياى جنوب شرقى نيز بخشى از نيروى دريايى ايالات متحده دائماً در حال گشت زنى است. در محدوده اى وسيع در اين منطقه، مقامات چين، ويتنام، فيليپين و مالزى مدعى كشف ذخاير عظيم نفتى هستند.

آفريقا هم از توجه ويژه نيروى دريايى متحده بى نصيب نمانده است. واشينگتن براى افزايش حضور نظامى خود در منطقه، به ويژه در منطقه حد فاصل ميان نيجريه و ساير توليدكنندگان نفت آفريقايى، بخش عمده اى از نيروهاى دريايى خود را از مديترانه به سواحل غرب آفريقا انتقال داده است.

 

• نفت در برابر خون

نياز ايالات متحده به واردات نفت هر لحظه افزايش مى يابد. درهم تنيدگى سياست هاى نظامى و اقتصادى، هنگامى كه با هدف حصول اطمينان از انتقال امن نفت به ايالات متحده همراه مى شود، حاكى از تداوم حضور نظامى اين كشور در مناطق نفت خيز جهان است.

مقامات آمريكايى در حالى كه همچنان با فريادهاى خود مبنى بر مبارزه با تروريسم و حفظ امنيت ملى سعى در پنهان كردن اهداف واقعى حضور نظامى خود در نقاط مختلف جهان دارند، اما در عمل هر لحظه تعداد بيشترى از نظاميان آمريكايى را به حفاظت از منابع نفتى، خطوط لوله، پالايشگاه ها و نفتكش ها خواهند گماشت. تاسيسات نفتى همواره هدف جذاب و شروع حملات تروريست ها، افراطيون، چريك ها و شبه نظاميان معترض محسوب مى شوند. بدين ترتيب بايد انتظار داشت كه تداوم سياست فعلى ايالات متحده، هر لحظه جان تعداد بيشترى از نظاميان آمريكايى را به خطر اندازد، نظاميانى كه بهاى هر بشكه نفت وارداتى آمريكا را با خون خود خواهند پرداخت. آيا بوى خوش نفت اجازه خواهد داد دولتمردان و سياستمداران آمريكايى حمام خونى را كه نظاميان اين كشور در آن دست وپا مى زنند، مشاهده كنند؟!

 

    223 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انرژی (94)
●   تروریسم (260)
●   جنگ (185)
●   نفت (166)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:06/08/1383

تاريخ شمسی نشر:06/08/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب