سپردن ديپلماسي به اروپايي ها و تهديد نظامي به آمريكا، فقط تكرار اشتباه عراق است. از نظر ايران، آمريكا هم خطر است و هم فرصت. ديدگاه آمريكايي ها هم درباره ايران همين است، اين را مي توان با وضعيت چين در سالهاي پيش از ديپلماسي مخفي معروف هنري كيسينجر مقايسه كرد
اگر كسي هفته گذشته در واشنگتن بوده باشد حتما احساس مي كند كه اتفاقي تكراري در حال روي دادن است: سيا درباره تلاش هاي يكي از كشورهاي خاورميانه براي دستيابي به سلاح كشتار جمعي هشدار مي داد، اروپايي ها براي تصويب طرحي با مضمون بازرسي ها و نظارت هاي بين المللي فشار مي آوردند، دولت بوش موضع گيري هاي سختي مي كند و بازهاي نومحافظه كار، فرمان اقدام نظامي مي دهند.
انگار از همه جا نشانه هايي آشنا براي زمان موعود داده مي شود. اما اين بار تهديد سلاح هاي كشتار جمعي از ناحيه ايران است. مشكل پيش روي دولت بوش كه هنوز با جنگ پيشگيرانه دشوار و نيمه تمام عراق دست به گريبان مانده، چگونگي امتحان دوباره اين گزينه است.
بهترين توصيه اي كه تاكنون درباره رفتار با ايران شنيده ام از ناحيه «ديويد كي» تحليلگر سابق سيا بوده است. او بالاخره واقعيت را درباره برنامه سلاح هاي كشتار جمعي عراق كشف كرد. واقعيت آن است كه برخلاف انتظارات همه سرويس هاي اطلاعاتي، اين سلاح ها قبلا نابود شده بود. «كي» هفته گذشته در كنفرانسي درباره ايران به ميزباني مركز خاورميانه موسسه بروكنيگز تحليل خود را ارائه كرد. او گفت، بعد از رسوايي درباره سلاح هاي كشتار جمعي عراق لازم بود كه كيفيت اطلاعات آمريكا را با دنيا هماهنگ كنيم. او با دقت تمام درباره تفاوت ميان «آنچه مي دانيم» ، «آنچه فكر مي كنيم كه مي دانيم» ، «و آنچه نمي دانيم» سخن گفت.
اعتقاد آمريكا و البته شركاي اروپايي واشنگتن، در جايي بين دو گروه بندي اول و دوم قرار مي گيرد، يعني اينكه ايران يك برنامه مخفيانه را براي توليد تسليحات هسته اي دنبال مي كند. همانطور كه در گزارش هفته گذشته سيا آمده است: «آمريكا همچنان معتقد است كه تهران به دنبال يك برنامه پنهان توليد تسليحات هسته اي است و اين خلاف تعهداتش به عنوان عضو NPT است. »
جامعه بين المللي درباره برنامه هاي هسته اي ايران چه بايد بكند؟ يك طرف اين بحث اروپايي هاي خوب هستند كه رويكرد پيشنهاد هويج هاي اقتصادي به ايران در صورت موافقت اين كشور با كندكردن برنامه اش را ارائه مي كنند و طرف ديگر آمريكايي هاي بد هستند كه تلويحا ايران را با چماق اقدام نظامي تهديد مي كنند.
«كي»مي گويد، اين انتخاب غلطي است و سياست خردمندانه مجموعه اي از هردوي اين راههاست، به طوري كه هم منافع ايران تامين شود و هم غرب.
«كي» معتقد است، موضوع هسته اي ايران در حال حاضر، موضوع يا اين و يا آن نيست، مساله چماق يا هويج، ديپلماسي يا اقدام نظامي و تحمل ايران يا حمله پيشگيرانه به آن نيست. سياست منطقي در موضعي بينا بين نهفته است. بازرسي ها به تنهايي راه حل نهايي نيست. همواره مي تواند ابهام هايي در اين زمينه وجود داشته باشد، همانطور كه در مورد عراق وجود داشت.
از نظر«كي»دست برداشتن از تهديد نظامي آن طور كه در اظهارات اخير جك استراو وزير امور خارجه انگليس آمد، كار درستي نيست.
به عقيده«كي»، تلاش هاي ديپلماتيك اخير انگليس، فرانسه و آلمان كه موفق شدند وعده توقف موقت غني سازي اورانيوم را از ايران بگيرند، بايد پل موقتي باشد براي عبور به سوي مذاكرات جدي كه بايد آمريكا هم در آ ن حضور داشته باشد.
ديپلماسي اروپا مهم بود اما نه به عنوان يك هدف به خودي خود، بلكه چون پنجره اي براي شروع مذاكرات استراتژيك با ايران درباره آينده آن، گشوده است.
«كي» اشاره مي كند كه چنين نحوه برخوردي، ديگر كشورهاي هسته اي همچون ژاپن، كره جنوبي، تايوان، آرژانتين، برزيل، سوئيس، سوئد و بلژيك را نيز از توليد سلاح باز مي دارد. در بعضي موارد، مداخله كننده اصلي آمريكا نبوده بلكه يك كشور ثالث بوده، مثل مورد ژاپن كه چين نقش مهمي درباره آن ايفا كرده است.
اين نحوه برخورد به طور دائم ايران را از توليد سلاح باز نمي دارد. موضوع هسته اي در ايران به مساله اي ملي تبديل شده و چنان وسعت پيدا كرده است كه اكثر جمعيت ايران از پير و جوان و تندرو و ميانه رو اكنون خواستار پيوستن كشورشان به باشگاه كشورهاي هسته اي هستند. اما اگر تركيبي از چماق و هويج بتواند روند پيشروي ايران در دستيابي به بمب را كند كند، اين سياست، پيامد مثبت خود را ثابت كرده است. با به تاخير انداختن اين روند هم به ايران فرصت داده مي شود كه به پختگي بيشتري برسد و هم مردم ايران طعم مزاياي اقتصادي و همكاري با غرب را مي چشند.
«كي»مي گويد، آمريكا بايد مشاركت كند. سپردن ديپلماسي به اروپايي ها و تهديد نظامي بر آمريكا، فقط تكرار اشتباه عراق است. از نظر ايران، آمريكا هم خطر است و هم فرصت. ديدگاه آمريكايي ها هم درباره ايران همين است، اين را مي توان با وضعيت چين در سالهاي پيش از ديپلماسي مخفي معروف هنري كيسينجر مقايسه كرد.
چالش پيش روي دولت بوش اين است كه بتواند چنين پيشنهاد قابل قبولي به تهران ارائه كند. اگر چنين ابتكاري شكست بخورد، كه ممكن است چنين شود، بايد به گزينه هاي سخت تر فكر كرد.