باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 57 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
خاورميانه‌ي بزرگ
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 

منبع: سایت - ایران امروز - به نقل از الوسط

   ● نويسنده: سعد - محيو

مترجم: سعيد - آقاعليخاني

 
 

آيا طرح آمريكايي «خاورميانه‌ي بزرگ» يك مانور گسترده‌ و جديد است؟ امروز، دولت آمريكا با تمام گرايش‌ها و با وجود «بازها و كبوترهاي»(1) داخل كاخ سفيد، يك صدا بر اين طرح جديد تأكيد كرده و آن را طرحي بسيار جدي و به مثابه «كتاب مقدس» جديد سياست خارجي آمريكا مي‌داند. تأكيد بر اين طرح جديد، همه جانبه است و همگان بر مضمون، جنبه‌هاي علمي، اجرايي، رسانه‌اي و سياسي آن پاي‌فشاري مي‌كنند. دولت آمريكا درون مايه‌ي اين طرح جديد را گوشت و خوني مي‌داند كه قرار است بر اسكلتي كه در قالب طرح‌هاي خاورميانه‌اي واشنگتن –در سال گذشته- ارائه شده، پوشانيده شود. طرح‌هايي كه در واقع تركيبي از «ديدگاه بوش» درباره‌ي «استراتژي نوين آزادي در خاورميانه» و «ديدگاه پاول» در مورد «لزوم همكاري آمريكا – ناتو» است. برنامه‌ي تغيير نقشه خاورميانه‌اي كه طرح جديد در دستور كار دارد بر «اطلاعات منطقه‌اي سرزمين‌هاي عربي» -كه برگرفته از گزارش توسعه بشري نخبگان جهان عرب است- تكيه دارد و بارها و بارها بدان استناد كرده است. سه هدف اصلي طرح جديد آمريكا براي خاورميانه در واقع همان سه هدف اعلام شده در «گزارش توسعه بشري» است و عبارت است از: گسترش دموكراسي و برپايي حكومت‌هاي معتدل، ايجاد جامعه مدني و توسعه فرصت‌هاي اقتصادي. اين اهداف نظري و كلي، ابعاد فرعي و اجرايي‌تري نيز دارند بدين شكل كه در مسأله «گسترش دموكراسي» حمايت از انتخابات آزاد در خاورميانه از طريق حمايت‌هاي فني و كارشناسي و نهادينه كردن پارلمانتاريسم (خصوصاً حضور زنان)، حمايت قانوني از شهروندان عادي، گسترش رسانه‌هاي گروهي مستقل، تشويق دولت‌هاي منطقه به مبارزه با فساد و حمايت از جنبش آزادي‌خواهي به شكل جدي مدنظر قرار گرفته است. در مسأله‌ي «ايجاد جامعه‌ي مدني» نيز سلسله‌ اقداماتي چون: حمايت از آموزش همگاني، محو بي‌سوادي، ايجاد تغييرات اساسي در آموزه‌هاي كتب درسي، اصلاح برنامه‌هاي آموزشي و گسترش اينترنت لحاظ گرديده است و در مورد هدف سوم يعني گسترش فرصت‌هاي اقتصادي، پيشنهاد شده است كه صندوق توسعه‌اي به نام «صندوق جبران خلأ اقتصادي خاورميانه بزرگ» تأسيس شود. اين صندوق شامل بخش‌هاي مختلفي خواهد بود: صندوق توسعه پروژه‌هاي كوچك، مؤسسه تجاري خاورميانه بزرگ (براي حمايت از اعمال تجاري كوچك و بزرگ)، بانك توسعه خاورميانه بزرگ (براي حمايت از دولت‌هايي كه در جهت اصلاحات مي‌كوشند) و مؤسساتي جهت شكوفا كردن نظام مالي منطقه. در كنار طرح‌هاي اقتصادي فوق قرار است تسهيلاتي براي پيوستن كشورهاي منطقه به سازمان تجارت جهاني برقرار گردد و براي حمايت از معاملات و مبادلات منطقه‌اي و پروژه‌هاي اقليمي مشترك، «مناطق تجاري آزاد» در خاورميانه توسعه يابد. تمركز و هم‌صدايي رسانه‌اي بر سر عملي كردن اين طرح جديد به حدي است كه حتي «ديك چني» معاون بوش نيز در سخنراني بي‌سابقه‌اي كه از تريبون اقتصادي دافوس (ژانويه 2003) ايراد كرد، به صراحت بر جنبه‌هاي مهم آن تأكيد ورزيد و زوايايي از آن را فاش كرد. وي در اين سخنراني به نكات چندي اشاره داشت:

- آمريكا بر سر دو راهي جهان تك قطبي و چند قطبي قرار نگرفته است بلكه به دنبال جهاني مبتني بر نظام عادلانه، آزاد و دموكرات است و تحقق اين امر به همدلي، خطرپذيري و حمايت تمام دولت‌هاي دموكراتيك نيازمند است.

- بديهي است كه اصلاحات در جهان اسلام طرفداران مسلمان بيشماري دارد و استراتژي ما نيز بر حمايت از طرفداران اصلاحات و قربانيان آن در خاورميانه مبتني است.

- ما با منطقه‌اي روبروييم كه در آن نظام‌هاي مستبدي حاكمند و حقوق شهروندان به وسيله‌ي آنان پايمال و ثروت‌هايشان تاراج مي‌شود.

- از دوستان و هم‌پيمانان دموكرات خود در سراسر جهان خصوصاً اروپاييان مي‌خواهيم كه به واسطه تجربه فراوانشان در برقراري صلح، وحدت و شكوفايي، در اين راه به ما بپيوندند زيرا همگان مي‌دانيم كه نمي‌توان در جزيره‌اي زيست كه گرداگردش تعصب و خشونت موج مي‌زند.

 

نقش ناتو در طرح جديد خاورميانه‌ي بزرگ

سخنان «چني» به دلايل عديده‌اي، بسيار مهم تلقي مي‌شود؛ زيرا اولاً «چني» در دولتي كه هياهو و جنجال در آن بيداد مي‌كند فرد بسيار زيرك، آرام و ساكتي است. ثانياً او جزو طيف «دونالد رامسفلد» است و همان طور كه مي‌دانيم رامسفلد از جمله مخالفان سرسخت دخالت سازمان ملل و اروپاييان در حوزه‌هاي نفوذ آمريكاست و تسهيل وقوع چنين دخالت‌هايي را خيانت ملي مي‌داند و در نهايت اينكه «چني»، از سركردگان «بازها»ي دولت بوش است –كه خواستار يك جانبه‌گرايي آمريكا در مسايل جهاني‌اند- و در نتيجه دعوت مستقيم او از اروپا براي همكاري در «كشت بذرهاي دموكراسي در خاورميانه» به معني كنار گذاشتن آشكار سياست‌هاي پيشين و به گفته‌ي خود مقامات كاخ سفيد: «نشانگر صداقت آمريكايي‌ها در ارائه و اجراي طرح خاورميانه بزرگ است». چند نكته قابل توجه ديگر نيز وجود دارد و آن اينكه آمريكايي‌ها براي بين‌المللي و قانوني كردن طرحشان به دنبال ارائه و اعلام آن در سه تريبون مهم هستند: كنفرانس سران هشت كشور صنعتي جهان در جورجياي آمريكا (تابستان آينده)، كنفرانس سالانه سران اتحاديه اروپا و كنفرانس سران ناتو در استانبول (تابستان آينده). در اين ميان كنفرانس سران ناتو از اهميت بيشتري برخوردار است زيرا ايالات متحده به دليل نفوذ و اعتباري كه در ناتو دارد، از شانس بالايي براي جهت دادن اعضاي ناتو به سمت سياست‌هاي خاورميانه‌اي خود، برخوردار است. بهترين نمونه براي اثبات اين مسأله همكاري ناتو با آمريكا براي برقراري امنيت در افغانستان - به عنوان اولين همكاري نظامي، امنيتي در خارج از محدوده اتحاديه اروپا- و ارسال نيرو به عراق توسط 17 كشور عضو ناتو است. در اين راستا «رامسفلد» نيز در كنفرانس اخير مونيخ كه در مورد سياست‌هاي امنيتي برگزار شده بود، خواستار گسترش «تعاملات مديترانه‌اي» ناتو با كشورهاي خاورميانه و در زمينه‌هايي چون مبارزه با تروريسم، گسترش سلاح‌هاي كشتارجمعي، حفظ صلح و امنيت مرزها و … شده بود.

روزنامه آمريكايي «كريستين ساينس مانيتور» در اين باره نوشت: «دعوت رامسفلد در كنار سخنراني نوامبر بوش در مورد استراتژي نوين آزادي براي خاورميانه پيروزي‌هاي سريعي را در داخل ناتو به نفع آمريكا رقم زده است زيرا برخي از دولت‌هاي عضو از هم اكنون پشتيبان ايده گسترش سايه نظامي ناتو از مراكش تا بحرين به منظور مبارزه با تروريسم شده‌اند و شرايط براي ايجاد يك سازمان جديد نظامي، امنيتي، خاورميانه‌اي بر مبناي توافق‌هاي سال 1975 هلسينكي فراهم شده است و اين سازمان در چارچوب طرح خاورميانه بزرگ عهده‌دار حمايت از دولت‌هاي عربي در مسير دموكراسي، اصلاحات، بازار آزاد، حقوق بشر (خصوصاً زنان)، تجارت، همكاري‌هاي منطقه‌اي و نظامي خواهد شد».

به زعم آمريكايي‌ها، نقش جديدي كه ناتو در خاورميانه بر عهده خواهد گرفت تمام حرف و حديث‌ها مبني بر وقوع يك انفجار در خاورميانه را پايان داده و اميدهاي فراواني را نسبت به بروز تحولات اساسي برمي‌انگيزاند، بنابراين مأموريت اصلي ناتو برقراري امنيت اجتماعي، سياسي و مديريت بحران در كشورهاي اسلامي خواهد بود. پرفسور «استيون پلانك»، كارشناس برجسته مؤسسه مطالعات استراتژيك در «دانشگاه جنگ» آمريكا معتقد است: «ناتو به شكل گريزناپذيري متوجه خاورميانه و حتي آسياي مركزي شده است و در حالي كه به دنبال برقراري امنيت در افغانستان است خود را براي حركت به سوي قلب خاورميانه آماده مي‌كند». پيش‌بيني مي‌شود كه ناتو در كنفرانس استانبول همكاري تمامي كشورهاي منطقه من جمله مصر، اسراييل و دولت‌هاي مجاور درياي مديترانه و شمال آفريقا را در جهت همكاري با اين سازمان براي برقراري صلح را خواستار گردد و هدف از اين اقدام –همان گونه كه پلانك بدان اشاره كرده است- عبارت است از گسترش توان نظامي ناتو در محدوده دولت‌هاي خاورميانه براي زهرچشم گرفتن از دولت‌هايي كه بر خلاف جريان دموكراسي گام برمي‌دارند -درست مانند برخوردي كه اين سازمان با كشورهاي كمونيستي شرق اروپا داشت- اگر چنين خواسته‌اي در نشست استانبول تحقق يابد، قدرت عمل ناتو در مواجهه با شورش‌ها، تحولات ناخواسته و كودتاهاي نظامي منطقه افزايش چشمگيري خواهد داشت.

گفته مي‌شود كه در اجلاس 19 اكتبر گذشته ناتو كه در پراگ و با عنوان «ناتو و خاورميانه بزرگ» برگزار شد، «نيكلاس برنز» نماينده‌ي آمريكا در ناتو در مقام دليل انتخاب اين عنوان براي اجلاس پراگ گفته است: «اين عنوان از آن رو انتخاب شده است كه دولت بوش معتقد است، ناتو منبعد بايستي بر خاورميانه متمركز شود و اگر چنين شود شاهد پيمان ناتوي جديدي خواهيم بود».

 

اروپا و طرح خاورميانه بزرگ

شكي نيست كه ناتو داراي برنامه‌ي جامعي براي نشر دموكراسي در منطقه است و طي اين برنامه مقرر گرديده كه «طرح خاورميانه بزرگ» تبديل به يك طرح جهاني گردد اما به راستي اروپاييان نگاه صادقانه‌اي به اين طرح آمريكايي دارند؟ اين سؤال در جاي خود بسيار قابل تأمل است. تمامي دلايل حاكي از آن است كه آمريكا بعد از 11 سپتامبر از «دولت به دنبال حفظ امر واقع» به «دولت ردكننده‌ي امر واقع» تبديل شده است. اما در عين حال اين واقعيت هم وجود دارد كه اروپاييان نمي‌خواهند با بيان اهداف واقعي اين طرح به اصطلاح «توي ذوق» آمريكايي‌ها بزنند زيرا هر كدام از آنها در صورت نتيجه بخش بودن طرح خاورميانه بزرگ، دستاوردهاي استراتژيك فراواني خواهند داشت. در آخرين تحليل بايد گفت كه اين منطقه «حيات خلوت» امپراطوري اروپايي است و در عين حال قابليت تبديل شدن به جهنم اروپاييان را نيز دارد. خاورميانه‌ي دموكرات، شكوفا و امن در واقع برگ برنده‌ي اروپا در تبديل شدن به يك واحد مدرن، پيشرفته و كاملاً قدرتمند است خصوصاً اگر اين منطقه از طريق دروازه‌هاي اروپا جزئي از منطقه حياتي دنياي سرمايه‌گذاري در عصر جهاني شدن گردد، در مقابل، خاورميانه‌ي آكنده از حكومت‌هاي ديكتاتور، فقر و بحران ممكن است كه اروپا را نه فقط به خاطر تروريسم و سلاح‌هاي كشتارجمعي بلكه به واسطه روند رو به گسترش جمعيت اروپاييان مسلمان عرب تبار –كه قادر به تغيير بافت جمعيتي قاره اروپا هستند- به خطر بيندازد. بروكسل (مقر ناتو) در حال حاضر چاره‌اي جز همگامي با آمريكا ندارد اما چرا به صراحت حمايت خويش را اعلام نمي‌كند؟

دليل اين امر واضح است اروپاييان هنوز در صادقانه بودن طرح‌هاي دموكراتيك آمريكايي‌ها و نتيجه‌بخش بودن آن ترديد دارند زيرا شاهد بودند كه ايالات متحده چگونه پرونده‌هايي چون پرونده‌ي فلسطين – اسراييل را با وجود بي‌ثباتي حاكم در اين منطقه كان لم يكن گذاشته است. آنها احتمال مي‌دهند كه تلاش آمريكا بيشتر براي اشغال منطقه است تا آزاد كردن آن، دليل اين امر نيز مشخص است: سيطره مطلق بر نفت و از همه مهمتر اينكه «حيات خلوت جغرافيايي» اروپا را تبديل به «حيات خلوت نظامي – سياسي» خود كرده و از اين طريق اروپا را لاي منگنه بگذارند و اين دقيقاً همان روشي است كه «برژينسكي» در كتاب «بازيگران عرصه شطرنج» به عنوان راهكار تسلط بر اوراسيا (اروپا – آسيا) بدان اشاره كرده است و اين ترديدها كه دائماً گريبانگير طرح‌هاي آمريكايي مي‌شود نه فقط از جانب اروپايي‌ها كه از طرف خود آمريكايي‌ها نيز دامن زده مي‌شود به عنوان مثال، «پيتر سينگر» مدير پروژه‌هاي سياسي آمريكا در خاورميانه و عضو «مؤسسه تحقيقاتي بروكينگز» مي‌گويد: «اين طرح درست زماني مطرح شده است كه وعده‌هاي آمريكا در مورد تحقق اصلاحات و امنيت در جهان اسلام عملي نشده و مردم گرفتار، فقط شاهد سخنان زيبا اما بي‌ثمرند».

«مارك ولتز» كارشناس آمريكايي امور خاورميانه نيز مي‌گويد: «نگاه اوليه به طرح آن را طرحي مثبت نشان مي‌دهد اما كمي تأمل باعث مي‌شود، آنچه را كه مي‌بينيم باور نكنيم».

آمارها بيانگر تخصيص مبالغ بسيار كمي بودجه جهت اجراي نشر دموكراسي است به عنوان مثال تمام تلاش «انجمن آمريكا – خاورميانه» به رياست «اليزابت چني» دختر «ديك چني» براي جمع‌آوري بودجه‌ي لازم –در سال اول- از رقم 29 ميليون دلار تجاوز نكرد و يك سال طول كشيد تا به خاطر اعتراض شديد مقامات وزارت خارجه؛ 100 ميليون دلار جمع‌‌آوري شود، با اين وجود مقامات آمريكايي مي‌گويند: «تمامي اين اموال همچنان در بانك‌ها و آماده‌ي هزينه شدن است اما بايستي اذعان داشت كه برنامه به حدي كند پيش مي‌رود كه به 50 سال وقت نياز است تا شاهد اولين نشانه‌هاي بروز تغييرات باشيم».

تحليل‌گران عرب نيز به اين طرح نگاهي ترديد آميز دارند زيرا معتقدند: «آمريكايي‌هايي كه نتوانسته‌اند نشر دموكراسي را در خاورميانه‌ي كوچك – افغانستان، عراق و فلسطين- برپا كنند چگونه به فكر نشر دموكراسي در خاورميانه بزرگ افتادند».

«پل راجرز» از تحليل‌گران مجله «OPEN DEMOCRACY» نيز ارائه‌ي چنين طرح‌هاي بلندپروازانه‌اي را چيزي جز حربه‌هاي تبليغي براي كسب موفقيت در انتخابات رياست جمهوري آمريكا نمي‌داند او چنين طرحي را به سه دليل، بي‌اثر مي‌داند:

1- پرهيز دولت آمريكا در رسيدگي جدي به مناقشه اعراب- اسراييل.

2- ماهيت اقتصادي حضور آمريكا در خاورميانه.

3- حضور بلندمدت آمريكا در عراق كه اهداف صادقانه در اين منطقه را به شكل جدي زيرسؤال مي‌برد. اما آيا اين ترديدها طرح خاورميانه بزرگ را به يك مانور صرف، تغيير مي‌دهد؟

تا حدودي بله، اما نه كاملاً، بدين معنا كه با وجود ناكامي‌هاي آمريكا در عراق، افغانستان و فلسطين؛ خواه، ناخواه خاورميانه در آينده به دليل مؤلفه‌هاي متعددي كه در آن وجود دارد كانون توجهات خواهد بود و در اين راستا فرقي نمي‌كند كه در آينده نئومحافظه‌كاران جديد به رهبري بوش بر سر كار بيايند و يا «جان كري» نامزد دموكرات‌ها پيروز شود، خصوصاً اينكه بايستي خاطرنشان سازيم «كري» طي مصاحبه‌اي با «واشنگتن پست» و «نيويورك تايمز» -در مقام بيان مواضع خود در قبال خاورميانه- به صراحت اعلام كرد كه در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري به هيچ وجه به خروج نيروهاي آمريكايي به عراق نمي‌انديشد و بوش نيز اين مسأله را در صدر اولويت‌هاي امنيت ملي آمريكا دانسته است. بنابراين بايد گفت كه طرح خاورميانه بزرگ ريشه‌اي عميق در سياست خارجي آمريكا يافته است و از اين نظر شباهت كاملي با «اصول چهارده‌گانه ويلسون» و «دكترين جنگ سرد ترومن» دارد. سؤالي كه باقي مي‌ماند اين است كه آيا اين طرح در قالب همكاري‌هاي اروپايي – آمريكايي عملي مي‌شود؟ در جواب بايد گفت كه اين مسأله به دو عنصر اساسي وابسته است.

1- ميزان تمايل آمريكا نسبت به سهيم كردن اروپا در «كيك» خاورميانه.

2- اينكه اروپا، آمريكا را صاحب اصلي «كيك‌پز»ي بداند كه «كيك خاورميانه» در آن پخته مي‌شود.

بنابراين دو عنصر فوق در آينده تا حدود زيادي مشخص خواهند كرد كه طرح خاورميانه بزرگ فقط يك مانور و بلوف سياسي است يا رنگي از واقعيت را نيز در خود دارد.

 

توضيحات:

*ضميمه‌ هفتگي الحيات چاپ لندن

1- بازها كنايه از جنگ‌طلبان نئومحافظه‌كار و كبوترها كنايه از آن دسته از مقامات آمريكايي است كه معتقد به ديپلماسي گفتگو براي حل مشكلات هستند.

 

 

    188 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   اتحاديه اروپا (88)
●   طرح خاورميانه بزرگ (73)
●   ناتو (50)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   آمریکا (756)
●   خاورميانه (225)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:08/12/1382

تاريخ شمسی نشر:08/12/1382
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب