سه مناظره تلويزيوني به سود "جان كري" تمام شده است اما آنچه در اين سه مناظره مشهود بود، اين بود كه هر كدام از دو نامزد انتخابات رياست جمهوري آمريكا، راهبردي متفاوت را براي جلب نظر جامعه آمريكا پيشرو گرفتهاند.
در حالي كه تنها چند روز به تاريخ برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريكا باقي مانده است؛ دو نامزد اين انتخابات با يكديگر رقابتي تنگاتنگ دارند و هر كدام از آنها در آخرين مراحل مبارزات تبليغاتي خود راهبردي جديد و كاملا متفاوت با يكديگر را در پيش گرفتهاند.
سه مناظره تلويزيوني مسير مبارزات انتخابي را تغيير دادهاست. پيش از اين مناظرات, جورج بوش به طور متوسط در نظرسنجيها پنج تا 6 درصد از رقيب خود پيش افتاده بود. تا پيش از برگزاري اين مناظرات، تنها 39 درصد از مردم آمريكا موافق سياستهاي "كري" بودند و اين درحالي است كه "بوش" توانسته بود نظر 53 درصد از مردم آمريكا را به سياستهاي خود جلب كند.
"بوش" در مناظره نخست بسيار ضعيف عمل كرد و اجازه داد "كري" اين مناظره را فاتحانه به سود خود خاتمه دهد.
در مناظره دوم هيچكدام از طرفين نتوانستند بر رقيب خود فائق آيند, گرچه برخي معتقدند "كري" توانست در اين مناظره خود را در تراز "بوش" نشان دهد و مناظره سوم نيز باز به سود "كري" خاتمه يافت.
اكنون هر دو نامزد از محبوبيتي يكسان در ميان مردم آمريكا برخوردارند و حتي نظرسنجي روزنامه واشنگتن پست حاكي از آن است كه "كري" كمي از رقيب خود پيش افتاده است.
آنچه در اين جلسات مناظره جلب توجه ميكرد، اختلاف نظرهاي "بوش" و "كري" بود. "بوش" در آخرين جلسه مناظره در آريزونا خطاب به "جان كري" گفت: شما عكس جريانهاي سياسي روز آمريكا حركت ميكنيد.
"كري" نيز در دومين جلسه مناظره اعلام كرد: ديدگاه "بوش" غلط است و وي تنها به دنبال ايجاد وحشت و ارعاب در ميان مردم آمريكاست.
مناظرات شديد اللحن اين دو نامزد حاكي از رقابت تنگاتنگ ميان آن دو و احساس راي دهندگان آمريكا مبني بر ضرورت انتخاب هرچه سريعتر يكي از اين دو نامزد بود. اين نكته به خوبي در مناظره دوم كه در حضور مردم انجام گرفت، مشهود بود.
در اين مناظره كه در سنت لوئيس برگزار شد، راي دهندگاني كه هنوز تصميمي براي انتخاب يكي از اين دو نامزد نگرفته بودند، سوالات تندي از "بوش" پرسيدند. اين سوالها به علاوه موضوعاتي چون سقط جنين، تحقيق در خصوص سلولهاي بنيادين جنيني و نحوه انتخاب قضات ديوان عالي كه در مناظره سوم مطرح شد به هرچه داغتر شدن فضاي مناظرات كمك كرد. اين مسايل حتي بيش از مساله عراق، نشانگر قضاوت اخلاقي مردم آمريكا بود و نشان ميداد كه آنها در تصميمگيريهاي خود تنها منافع مادي را در نظر نميگيرند.
جلسات مناظره، ديدگاهها و رويههاي كاملا متفاوت هر دو نامزد را به خوبي هويدا ساخت.
"بوش" به دفعات اعلام كرد: بهترين دفاع حمله است؛ خواه در مورد جنگ عراق باشد، خواه در مورد مبارزه با تروريسم، خواه در مورد كاهش مالياتها. "بوش" پس از مناظره ضعيف خود در جلسه اول، ديگر اعتماد به نفس خود را به دستآورده بود و سعي ميكرد با اشتياق به دفاع از سياستهاي خود بپردازد. وي در مناظره دوم هر آنچه در توان داشت رو كرد تا بتواند نظر مثبت مخاطبين را جلب كند.
در مقابل "كري" در هر سه جلسه مناظره كه در طي دو هفته برگزار شد، با آرامش كامل حاضر شد و تغيير چنداني در نحوه برخورد خود با مسايل ايجاد نكرد. او از همكاري، احتياط و برنامه ريزي گفت. كري در سخنان خود بارها از عبارت "من براي ...برنامهاي دارم"، استفاده كرد.
" كري" در مناظره سوم مختصري به سياستهاي خود در خصوص بهداشت، افزايش حداقل دستمزد و تغيير سياستهاي آمريكا در خصوص مهاجرت اشاره كرد. به نظر ميرسيد اين مسايل تاثير چشمگيري بر مردم داشت و باعث شد آنان به اين فكر ببينند كه "كري" دردهاي آنها را احساس ميكند و قصد دارد براي كمك به آنها كاري انجام دهد. اما "بوش" در پاسخ به اين سوال كه "چه جوابي به كساني داريد كه در نتيجه سياستهاي شما شغل خود را از دست دادهاند؟" در مورد تعديل بازرگاني سخن گفت كه حتي يكي از حاضرين نيز چيزي در مورد آن نميدانستند و آنگاه صحبت را به آموزش كشاند. "كري" همواره سخن خود را به صورت مبسوط و با بيان جزئيات براي همه قابل فهم ميكرد؛ اما "بوش" حتي زماني كه در مورد طرح خود براي اصلاح نظام تامين اجتماعي آمريكا سخن گفت, هيچگونه جزئياتي در اختيار مخاطبين قرار نداد.
هنگامي كه "بوش" در سخنان خود سعي ميكرد, تا رضايت طرفداران حزب خود را جلب كند، "كري" هدفش جلب نظر مساعد طرفداران هر دو حزب بود. اي در اين ارتباط گفت: از نظر من چندان مهم نيست كه عقيدهاي توسط دموكراتها مطرح شده باشد يا جمهوريخواهان.
عملكرد "بوش" پس از حوادث 11 سپتامبر فوق العاده بودهاست.
البته" كري" بعدا عكس اين قضيه را مطرح كرد و گفت: "بوش" پس از 11 سپتامبر افتضاح عمل كردهاست. او براي جلب توجه حضار، در سخنانش فرازهايي از كتاب مقدس را خواند و گفت: ايمان انسان بيكار در خطر است.
"كري" در طول سه مناظره اغلب در مورد سياستهاي جمهوريخواهان سخن گفت تا سياستهاي حزب متبوعش. او ادعا كرد، در سياست خارجياش قصد دارد راه "آيزن هاور" و "ريگان" را پيش گيرد.گرچه سياستهاي اين دو هيچگونه همخواني با يكديگر نداشته است. در مورد جنگ عراق از نظر سناتورهاي جمهوريخواه "چاك هيگل" و "ريچارد لوگار" دفاع كرد در مورد سلولهاي بنيادين جنيني از عقيده "نانسي ريگان" دفاع كرد. "كري" ادعا كرد: برخي مقامات سياسي با مطرح كردن مساله توازن بودجه اشتباه بزرگي مرتكب شدهاند. او در حالي كه چشم به دور بينهاي فيلمبرداري دوخت, گفت: من هرگز ماليات طبقه متوسط اجتماع را افزايش نخواهم داد, من براي طبقه متوسط ميجنگم و همين تفاوت اساسي من با "بوش" است.
در پايان مناظرات هم "بوش" و هم "كري" از عملكرد خود ابراز رضايت كردند. حتي جمهوري خواهان معتقدند، "بوش" توانست رقيب دموكرات خود را از پاي درآورد. دموكراتها نيز معتقدند عملكرد "كري" عالي بوده است.
چنين اظهار نظرهايي حاكي از تفاوتهاي راهبردي در محاسبات هر دو جناح است. "بوش" به دنبال برانگيختن طرفداران حزب خود است. او پس از مناظره اول انتقادات خود را از "كري" شديد اللحنتر كرد. در يكي از مبارزات تبليغاتي در كلرادو, "بوش" توجه خود را معطوف به محافظهكاري اجتماعي كرد:" ما بايد از بنيادهايي حمايت كنيم كه به زندگي ما هدف و جهت ميبخشند؛ خانوادهها, مدارس و سازمانهايي مذهبي از جمله اين بنيادها هستند, ما ميخواهيم فرهنگ زندگي, ازدواج و خانواده را جاني دوباره ببخشيم.
"بوش" حتي تظاهر هم نكردهاست كه قصد دارد نظر آن دسته از راي دهندگاني را كه هنوز در انتخابات يكي از دو نامزد دچار ترديد هستند به خود جلب كند. در مبارزات انتخاباتي او افراد به صورت داوطلبانه شركت ميكنند و در عوض نام آنان به عنوان كساني كه از "بوش" حمايت ميكنند، ثبت ميشود.
"كري" نيز سخنرانيهاي قاطعانهاي درباره سياست داخلي, اوضاع اقتصادي, كاهش مشاغل بهداشت و ستايش از طبقه متوسط جامعه داشته است.
به عبارت ديگر تفاوت ميان ديدگاههاي دو نامزد در طول جلسات مناظره, حاكي از تفاوتي چشمگير در محاسبات آن دو در خصوص مرحله پاياني مبارزات تبليغاتي است, دموكراتها معتقدند در اين رقابت پيروز خواهند شد, بنابراين هدفشان را معطوف به تغيير عقيده راي دهندگاني كردهاند كه قصد دارند از "بوش" حمايت كنند. جمهوريخواهان معتقدند كسي ميتواند در اين رقابت پيروز شود كه بتواند حاميان حزب خود را به پاي صندوق راي بكشاند. بنابراين هدفشان را معطوف به محافظه كاران اجتماعي كردهاند.
هر دوي اين رويهها به نظر منطقي ميرسد, اما رويه "كري" و طرفدارانش به نظر متعارفتر است. همچنان كه رقابت تنگاتنگ ميان دو جناح نشان ميدهد، رويهاي كه آنان برگزيدهاند بهتر از رويه جناح مخالف است, حمايت از "بوش" به پايينتر از 50 درصد رسيده است. اين نكته از اهميت بسيار زيادي برخوردار است چرا كه هرگاه رئيس جمهوري براي بار دوم در انتخابات شركت ميكرد، رايي كه به وي اختصاص مييافت، تقريبا برابر ميزان حمايت از وي در آخرين نظرسنجي بودهاست.
"گاي مولينكس"، مامور بخش سنجش افكار عمومي، معتقد است، در انتخابات چهار دوره گذشته رياست جمهوري در آمريكا ميزان رايي كه رئيس جمهور در انتخابات به دست آورده, تقريبا برابر ميزان حمايت از وي در آخرين نظر سنجيها بودهاست و اين در حالي است كه طبق آخرين نظر سنجيها محبوبيت "كري" در حال افزايش است و نسبت به پيش از برگزاري مناظرات چهار درصد بيشتر شدهاست.
بنابراين محبوبيت كمتر از 50 درصد براي رئيس جمهور بسيار ناخوشايند است و اين درحالي است كه "كري" با محبوبيتي بالاي 46 درصد وضعيتي به مراتب بهتر از "بوش" خواهد داشت. در حال حاضر ميزان محبوبيت "كري" 46 درصد است و اين ميزان در حال افزايش است و در طرف مقابل ميزان محبوبيت "بوش" حول و حوش 49 درصد است. "كري" اميد خود را به راي دهندگان غير حزبي معطوف ساخته و سعي دارد با سخن گفتن از ايمان خود و اشاره به مشكلات زنان, نظر مساعد شماري از طرفداران حزب مخالف, را به خود جلب كند. حقوق زنان، 76 درصد حقوق مرداني است كه كار مشابه آنان را انجام ميدهند و اين براي جامعه آمريكا يك فاجعه است. او قصد دارد خود را به عنوان يك جنگجوي قدرتمند نشان دهد و نه يك سوسياليست دمدمي مزاج.
اما در مقابل جمهوريخواهان به سادگي نخواهند توانست نظر مساعد طبقات متوسط جامعه را با خود همراه سازند. نارضايتي اين طبقه از جنگ عراق و مشكلات اقتصادي بسيار بيشتر از آن است كه جمهوريخواهان بتوانند به اين سادگي خود را در دل آنان جا كنند.
به نظر هر دو گروه رويهاي مناسب برگزيدهاند اما برخي معتقدند راي دهندگاني كه هنوز در انتخاب يكي از اين دو نامزد ترديد دارند، ميتوانند نقشي تعيين كننده در اين انتخابات داشته باشند. اما اين قاعده بيشتر براي انتخابات دورههاي گذشته صدق ميكند تا اين دوره, چراكه در اين دوره درصد كساني كه هنوز در انتخابات خود دچار ترديد هستند بسيار كمتر از انتخابات دورههاي گذشته است. ممكن است اين افراد اصلا راي ندهند و حتي اگر راي دهند، احتمال اينكه تصميم بگيرند، فرمانده كل قواي خود را در دوران جنگ تغيير دهند. بسيار اندك است؛ چرا كه تقريبا هميشه رئيس جمهوري كه در دوران جنگ براي بار دوم در انتخابات رياست جمهوري شركت كردهاست در اين انتخابات پيروز شدهاست.
در انتخابات ميان دورهاي مجلس نمايندگان آمريكا در سال 2002 جمهوريخواهان توانستند با به دست آوردن مجموع 51 درصد آرا حداكثر كرسيهاي اين مجلس را در اختيار بگيرند. در ماه سپتامبر ميزان محبوبيت "بوش" در ميان مردم آمريكا حدود 52 تا 55 درصد بودهاست.
در مقابل ميزان محبوبيت "كري" از ماه مارس تاكنون تنها يك بار بالاتر از 50 درصد بودهاست. اين امر نشان دهنده آن است كه طرفداران جمهوريخواهان آن قدر زياد هستند كه "بوش" تنها با اتكا به آراي آنها و بدون نياز به حمايت راي دهندگان غير حزبي ميتواند از اين انتخابات به موفقيت دست پيدا كند. بنابراين تنها كاري كه وي بايد انجام دهد اين است كه با اطمينان نيروهاي خود را به پيش براند, بر محافظه كاري اجتماعي تاكيد كند و بيرحمانه به رقيب خود بتازد.
روز انتخابات نشان خواهد داد كه رويه كدام يك از دو جناح عملكرد بهتري داشته است, آنچه كه در حال حاضر ميتوان گفت، اين است كه به نظر ميرسد محبوبيت "كري" در حال افزايش است. رقابت ميان دو حزب تنگاتنگ به پيش ميرود و اينكه در مرحله نهايي رقابت راي دهندگان غير حزبي نقشي تعيين كننده خواهند داشت. پس از دومين جلسه مناظره "بوش" و "كري" از 140 نفري كه از قبل در اين جلسه حاضر بودند و تا پيش از اين مناظره در انتخابات يكي از اين دو نامزد دچار ترديد بودند، پرسيده شد: آيا اين مناظره در برطرف شدن ترديدتان در انتخاب يكي از دو نامزد كمكي به شما كرده است؟ پاسخ بيشتر آنها منفي بود.