جلوگيرى از تجزيه كشور و مبارزه با فساد اقتصادى و ادارى دو عهد بزرگى بود كه «ميخاييل ساآكاشويلى» در آغاز رياست جمهورى با ملت گرجستان بسته بود. جمهورى كوچك قفقاز جنوبى سال گذشته ميلادى شاهد انقلاب گل سرخ و تحولات آرام بود كه غوطه ور شدن گرجستان در فساد اقتصادى و نافرمانى سه جمهورى خودخوانده «آجاريا»، «آبخازيا» و «اوستياى جنوبى» از دولت تفليس دليل عمده اين تحولات و دگرگونى در قدرت بود.
ساآكاشويلى ۳۵ ساله كه يك وكيل تحصيل كرده در ايالات متحده آمريكا است با درك ناتوانى «ادوارد شواردنادزه» از برقرارى ثبات سياسى و اقتصادى در گرجستان و گسترش فساد و رشوه خوارى در كشورش در سال ۲۰۰۱ از وزارت دادگسترى كناره گيرى كرد.
او به همراه خانم «نينو بورجانادزه» ۳۹ ساله و رئيس پارلمان اين جمهورى و «زوراب ژوانيا» مثلث مخالفان عليه دولت را تشكيل داد و خود رهبرى حزب وحدت ملى را برعهده گرفت.
شورادنادزه به دليل گستردگى فساد و اوضاع ناآرام سياسى در برابر مخالفان موضع انفعالى گرفت. فساد حتى دامان خانواده او را نيز آلوده كرده بود به نحوى كه صنعت فيلم و تلويزيون در اختيار دخترش «مانانا» قرار داشت و دامادش نيز صاحب پررونق ترين شركت تلفن همراه بود. با اين وجود شواردنادزه براى مبارزه با فساد دولتى و ادارى نخست بايد با اعضاى خانواده، دوستان و هم پيمانان خود كه در منجلاب فساد گرفتار بودند مبارزه مى كرد.
شواردنادزه يك بار در برابر پرسش ساآكاشويلى در مورد گرفتن رشوه توسط وزيرانش و ساختن ويلاهاى بزرگ و باشكوه پاسخى بهتر از اين نيافت كه «خانه هاى بزرگ با سنت گرجى ها انطباق دارد و اين از نشانه هاى رشد اقتصادى گرجستان است.»
روند رو به رشد فساد ادارى اقدامات جدايى خواهانه جمهورى هاى ياغى و فقر شديد اقتصادى موجب افزايش فشار مخالفان شد. در چنين شرايطى روزبه روز حلقه محاصره بر شواردنادزه پير تنگ تر و بالاخره او از سوى مخالفان متهم به تقلب در انتخابات دوم نوامبر شد و ساعاتى پس از ورود ساآكاشويلى و يارانش به پارلمان از مقام خود كناره گيرى كرد.
به دنبال آن انتخابات زودهنگام رياست جمهورى در ۴ ژانويه ۲۰۰۳ برگزار شد و ميخاييل ساآكاشويلى با بيش از ۹۵ درصد آرا رئيس جمهور گرجستان شد.
ساآكاشويلى بر اساس قولى كه در خصوص اتحاد گرجستان به ملت داده بود رهبر جمهورى خودخوانده آجاريا را تحت فشار قرار داد. او دستور محاصره اين جمهورى را صادر كرد. سربازان گرجى «بندر پوتى» را تصرف كردند و اوضاع در اين جمهورى بحرانى شد. سرانجام با مداخله روسيه «اصلان اباشيدزه» رهبر اين جمهورى خودمختار به مسكو گريخت و آجاريا به گرجستان پيوست.
با پيوستن آجاريا به سرزمين مادر رئيس جمهور جوان اعلام كرد آبخازيا و اوستياى جنوبى را نيز با كشور متحد خواهد كرد. ساآكاشويلى تمام تلاش هاى خود را براى تحقق اين امر به كار بست اما مقاومت مسكو در برابر خواسته هاى وى و حمايت همه جانبه روسيه از دو جمهورى خودخوانده مانع از آن شد كه او بتواند به آرزوهاى خود برسد. ساآكاشويلى برخلاف «گامسا خورديا» و شواردنادزه، رهبران پيشين گرجستان، كمتر تمايلى به استفاده از راهكارهاى نظامى و متوسل شدن به جنگ براى حل بحران دارد، از اين رو او با سياست فشار به رقيب و تبادل امتياز به خواسته هاى خود مى رسد. اكنون او با پيروى از اين سياست سعى دارد دو جمهورى آبخازيا و اوستياى جنوبى را نيز بسان آجاريا با گرجستان متحد كند.
ساآكاشويلى در سياست داخلى قوانين سخت گيرانه اى را به اجرا گذاشته است. از آنجا كه او تحصيلات خود را در رشته حقوق گذرانده و در كابينه ادوارد شواردنادزه وزير دادگسترى بود به زير و بم هاى مسائل قضايى كشورش مسلط است و بنابراين او در نخستين گام اقدام به اصلاح ساختار نظام حقوقى و محاكم كشورش كرد. او كمتر از يك سال پس از به قدرت رسيدن وزير سوخت و انرژى، رئيس اداره راه، برخى مسئولان اداره ماليات و بسيارى از فرمانداران شهرستان ها را به دليل اختلاف و سوءاستفاده از مقام خود از كار بركنار كرد.
ساآكاشويلى چندى پيش «كوبا نارچماشويلى» وزير كشور سابق گرجستان را به دليل سوءاستفاده از مقام خود در دوران تصدى اين پست بازداشت كرد. اكنون نارچماشويلى تحت بازجويى مقام هاى قضايى است و بايد پاسخگوى اتهام اختلاس و اتهامات ديگرى كه در زمان تصدى پست وزارت كشور داشت، باشد.
اكنون در گرجستان به نظر مى آيد كه هيچ مقام حكومتى جرات اختلاس و دريافت رشوه ندارد. از سوى ديگر مقام هاى دولتى كه در زمان رياست جمهورى شواردنادزه دچار فساد مالى شده بودند از تيررس ماموران در امان نيستند و با دستگيرى و بازداشت نارچماشويلى به شدت به وحشت افتاده اند.
واقعيت اين است كه گرجستان بيش از يك دهه در فساد و فقر دست وپا زد اما با روى كار آمدن ميخاييل ساآكاشويلى و ياران جوانش اين جمهورى كوچك و دموكرات در مسير ديگرى قرار گرفته است.
شايد بايد ساآكاشويلى جوان را در زمره معدود رهبرانى قرار داد كه پس از به قدرت رسيدن به عهد هايى كه با ملت خود بسته بود وفادار ماند. ساآكاشويلى خوب مى داند كه تنها رمز ماندگارى اش وفادارى به عهدهايش است و مردم خسته از شرايط اسفناك گرجستان سال ها روياى رهبرى اصلاح طلب را در سر مى پروراندند.
نخستين روزهاى پس از فروپاشى شوروى، گرجستان نيز به سان ساير جمهورى هاى ديگر اعلام استقلال كرد اما زوياد گامساخورديا هرگز نتوانست رهبرى شايسته براى اين جمهورى باشد. او در كمتر از دو سال زمامدارى بر اين سرزمين با سه جمهورى خودخوانده آجاريا، آبخازيا و اوستياى جنوبى وارد جنگ شد و سبب خودمختارى اين سه جمهورى شد. سرانجام در حالى كه وى تنها به بخش كوچكى از تفليس حكم مى راند از سوى شواردنادزه از قدرت بركنار و متوارى شد. شواردنادزه نيز همان راهى را رفت كه گامساخورديا پيموده بود. اگرچه او توانست نزديك به يك دهه بر گرجستان رياست جمهورى كند اما قدرت او نيز به سان خلف خويش تنها به تفليس ختم مى شد. به علاوه در دوره او همچنان كه اشاره شد فساد به اوج رسيد و او مانند گامساخورديا از قدرت خلع شد. اكنون مردم گرجستان سومين رئيس جمهور خود را تجربه مى كنند. ميخاييل ساآكاشويلى كمتر از يك سال رياست جمهورى توانست جمهورى خودخوانده (آجاريا) را با گرجستان متحد كند و متحدانى در خارج به ويژه ايالات متحده آمريكا و كشورهاى عضو ناتو پيدا كند.
وى در جبهه داخلى نيز دست به اصلاحات بزرگى زده است. اما آيا او به اين روند ادامه خواهد داد؟ شرايط حاكم بر نظام بين الملل در سياست خارجى با او يار است. در داخل نيز شرايط به گونه اى فراهم شده است كه ساآكاشويلى و يارانش چاره اى جز رعايت آن را ندارند. با اين وجود بايد اعتراف كرد كه روزهاى خوشى براى مردم جمهورى ۵/۴ ميليونى گرجستان در انتظار است.