اعتياد به مواد مخدر يكي از معضلات اصلي جامعه جهاني است. آمار رو به افزايش مصرف مواد مخدر در دنياي كنوني به گونهاي است كه يكي از سمشناسان معروف دنيا به نام لودوينگ ميگويد: «اگر غذا را مستثني كنيم، هيچ مادهاي در روي زمين نيست كه به اندازه مواد مخدر اين چنين آسان وارد زندگي ملتها شده باشد».[1] مطابق گزارشات آماري، مصـرف مـواد مـخدر در ايـران نـيز روندي افزايش دارد و در ميان انواع ناهنجاريها، آسيبزاترين و گستردهترين معضلات است. اينك پديده اعتياد در ميان زنان نيز همچون عارضهاي فردي، خانوادگي و اجتماعي مطرح ميباشد و داراي ابعاد پيچيده و چندگانهاي است؛ بدينجهت بررسيهاي جامعهشناخـتي، روانـشناختي، اقتصادي... در راستاي شناسايي علل و عوامل اين معضل و يافتن راهكارهاي مؤثر جهت پيشگيري، مقابله و درمان ضروري است.
تعريف اعتياد
اعتياد در لغت به معناي عادت كردن و يا خوي كردن به چيزي است.[2] سازمان ملل متحد (1950) اعتياد را اين گونه تعريف كرده است: اعتياد، مسموميت حاد يا مزمني است كه براي شخص يا اجتماع زيانبخش ميباشد و از طريق استعمال داروي طبيعي يا صنعتي ايجاد ميشود. اعتياد به مواد مخدر داراي سه ويژگي ذيل است:
1)- احساس نياز شديد به ادامه استعمال دارو و تهيه آن از هر طريق ممكن.
2)- وجود علاقه شديد به افزايش مداوم ميزان مصرف دارو.
3)- وجود وابستگي رواني و جسماني به آثار دارو، به طوري كه در اثر عدم دسترسي به آن، علائم وابستگي رواني و جسماني در فرد معتاد هويدا شود.[3]
انواع مواد مخدر
مواد مخدر را به لحاظ نوع اثرگذاري، عوارض جانبي، نحوه مصرف و نوع وابستگي تقسيم مينمايند. برخي از انواع مواد مخدر شامل ترياك، مورفين، هروئين، حشيش، متادون، اِل.اس.دي و سيگار است. با گذشت زمان اين مواد، در اشكال، تركيبات، آثار و اسامي جديدي عرضه ميشود كه يكي از جديدترين آنها قرص شادي (اكستاسي) يا «متيل دي اكسي متيل آمفتامين»[4] ميباشد كه به شكل آدامس، قرص، كپسول يا پودر مورد استفاده قرار ميگيرد و عوارض خطرناك روحي و جسمي را به دنبال دارد. امروزه اعتياد به سيگار به عنوان تنها مادة تخدير كنندهايي كه براي همه افراد جامعه قابل دسترسي ميباشد و مصرف آن قبح اجتماعي خود را از دست داده، رو به افزايش است. به زعم بسياري از افراد جامعه، سيگار، جزء مواد مخدر محسوب نميشود، در حالي كه بر اساس طبقهبندي سازمان جهاني بهداشت (1980) به عنوان يكي از مجموعههاي اعتياد به مواد مخدر به حساب آمده است.[5] افراد سيگاري بيشتر از سايرين در معرض اعتياد به مواد مخدر قرار دارند. تحقيقات نشان ميدهد كه 95 درصد از معتادان قبل از اعتياد، سابقه مصرف سيگار داشتهاند.[6] اخيراً مصرف سيگار در بين جوانان و زنان ايراني افزايش يافته است. بر اساس اطلاعات سازمان ملي جوانان 30 درصد جوانان كشور در سنين 10 تا 19 سالگي، استعمال دخانيات را تجربه كردهاند و نسبت پسران در اين تجربه بيش از دختران است.[7] مطابق آمار، حدود 4/3 درصد زنان ايراني سيگار استعمال ميكنند و بيشتر آنها تحصيلكرده ميباشند، به طوري كه گفته ميشود 5 درصد دختران دانشجو سيگاري هستند.[8] از نظر زنان و دختران سيگاري، مصرف سيگار نشانه تشخّص، امروزي بودن، برابري بين زن و مرد، عامل جلب توجه و نيز وسيله جلب رضايت براي ورود به برخي گروههاي دوستي پسران است.[9]
متغيرهاي اعتياد
- سن
سن، يكي از عواملي است كه در نوع رفتار و افعال انسان تأثير بسزائي دارد، افراد در دورههاي سني متفاوت داراي شخصيتهاي متفاوتي هستند. هر يك از اين دورههاي سني، زمينهاي را براي انجام رفتاري خاص فراهم ميكند. يكي از حساسترين و مهمترين دورههاي سني، مرحله نوجواني و جواني است كه از حدود 12 سالگي شروع و تا حدود 25 سالگي ادامه مييابد. در اين مرحله، فرد واجد خصوصياتي از قبيل تشخّصطلبي، استقلالطلبي، خودنمايي، مخالفتجويي، هيجانخواهي، تأثيرپذيري از گروه دوستان و ... ميباشد. در نتيجه زمينه مناسبي براي انحراف وي وجود دارد. دادهها نشان ميدهد كه گروههاي سني به طور مساوي در معرض اعتياد قرار ندارند، بلكه هر چه سن افراد بالاتر ميرود، زمينههاي ابتلا به اعتياد كاهش مييابد؛ به طوري كه 16 درصد معتادان، كمتر از 20 سال هستند و 28 درصد از آنها در سنين 20 تا 24 سالگي معتاد ميشوند. تحقيقات نشان ميدهد كه در سنين بالاتر گرايش به مواد مخدر كاهش مييابد.[10]
- جنس
در اكثر جوامع، زنان بسيار كمتر از مردان رفتار انحرافي و مجرمانه دارند. در ايران، نرخ اعتياد مردان بيش از زنان است. به طوري كه 95 درصد معتادان، مرد و 5 درصد زن ميباشند. تعداد معتادان زنداني مرد نيز بيش از زنان معتاد زنداني است، زيرا اغلب زنان معتاد، مواد مخدر را در خانه مصرف ميكنند و به همين دليل مشكل اعتياد آنان كمتر به چشم ميآيد و آشكار ميشود.
- سطح تحصيلات
بين سطح تحصيلات، با گرايش به مواد مخدر همبستگي معكوس وجود دارد. با افزايش سطح تحصيلات، از ميزان معتادان كاسته ميشود. آمار نشان ميدهد كه تحصيلات اكثر معتادان، در حد دوره متوسطه است.[11] به نظر ميرسد با افزايش آگاهي فرد نسبت به آثار و پيامدهاي اين مواد و اشتغالات فكري و عملي وي، گرايش فرد به رفتارهاي انحرافي از جمله اعتياد كاهش مييابد.
- شغل
تحقيقات نشان ميدهد كه نارضايتي شغلي و فشار ناشي از آن، موجب ناراحتي و خستگي فرد شده و او را وادار ميسازد تا براي فرار از اين مشكلات، به مواد روي آورد. امروزه به دلايل مختلف، وظيفه خانهداري و تدبير امور منزل از سوي برخي افراد، عملي بيارزش شمرده ميشود كه افراد فاقد تواناييهاي شغلي، وقت خود را صرف آن مينمايند. اين تفكر رضايت زنان را نسبت به نقش خانهداري، كمتر ميكند، به طوري كه آن را رفتاري تكراري و خسته كننده ميشمارند، لذا براي رهايي از عوارض آن، به مصرف مواد مخدر گرايش پيدا ميكنند. مطابق آمار، اغلب زنان معتاد، خانهدار بودهاند.[12]
- وضعيت تأهل
تعداد زنان معتاد متأهل، بيش از دختران معتاد است. زنان برخلاف مردان به جهت نظارت بيشتر از سوي اعضاي خانواده و خويشتنداري ذاتي، كمتر كارهاي آسيبزا و خطرناك انجام ميدهند. از اين رو بين آمار زنان و مردان معتاد تفاوت معناداري وجود دارد. عامل اصلي اين موضوع به اعتياد همسر بازميگردد.
علل و عوامل اعتياد
اعتياد زنان، معضلي چند وجهي است و علل و عوامل متعددي نظير علل فردي، خانوادگي و اجتماعي در بروز و اشاعه آن مؤثر است.
الف)- علل فردي
يك بخش از عوامل مؤثر در مصرف مواد مخدر علل فردي است. نتايج يك پژوهش در خصوص شناسايي عوامل اعتياد زنان، در بخش بررسي عوامل فردي، كاهش دردهاي جسماني را با 47 درصد، كسب لذت 20 درصد، كنجكاوي 24 درصد و كـمبودهاي عاطـفي را با 9 درصد گزارش نموده است.[13]
- فقدان شناخت
پايين بودن سطح شناخت زنان نسبت به مشخصات مواد مخدر و پيامدهاي ناگوار مصرف آن، از جمله عوامل اعتياد است. بسياري از افراد به جهت عدم اطلاعات كافي از عواقب مصرف مواد و زودباوري[14] و ارضاي حس كنجكاوي، به استعمال مواد مخدر روي ميآورند، اين مسأله در بين جوانان، خصوصاً جوانان باهوش، حادتر است. چنانچه فرد در اولين مرتبة مصرف مواد مخدر، احساس خوشايندي داشته باشد، سعي ميكند كه در روزهاي بعد، از هر طريق ممكن، مقدار ديگري از آن را مصرف نمايد، لذا به تدريج معتاد ميشود.
- ضعف اراده
بين اعتياد با زمينههاي شخصيتي افراد همبستگي وجود دارد. هر چقدر افراد از عزم و اراده قوي برخوردار باشند، به همان نسبت در برابر رفتار انحرافي ديگران (بستگان، دوستان، آشنايان و ...) و مقاومت مينمايند و از ارتكاب آن دوري ميكنند. در حالي كه افراد سسترأي، سريع تحت تأثير افراد معتاد قرار گرفته و ارزشها، هنجارها و اسلوب رفتاري آنان را ميپذيرند. در مجموع به نظر ميرسد افرادي با روحيات ضعيف، زودباور، كمطاقت در برابر مشكلات، سرخورده، فاقد اعتماد به نفس، هيجاني و... بيشتر در معرض خطر ابتلا قرار دارند.
- پايين بودن سطح تحمل
تحملپذيري و بردباري افراد در برابر سختيها و ناملايمات، به خلق و خو، ساختار فيزيولوژيكي و قدرت اراده آنها بستگي دارد. هر چقدر سطح تحمل افراد كمتر باشد، بيشتر به دنبال لذتجوئيهاي آني و راحت طلبي ميروند و كمتر اهداف متعالي و بزرگ را دنبال ميكنند. امروزه متأسفانه جوانان درصددند به جاي رسيدن به لذتهاي پايدار، از ابزارهاي نامشروع و راههاي ميانبُر براي رسيدن به لذتها و خوشيهاي آني و گذرا استفاده نمايند، در حالي كه اين مسأله به جهت پيامدهاي ناگوار آن، در شريعت مورد مذمت قرار گرفته است. حضرت علي (ع) ميفرمايند: «كم من شهرة ساعةِ اورثت حزناً طويلاً». «چه بسا ساعتي كامروايي، اندوهي طولاني به بار آورد و غم و غصهاي فراوان را در پي داشته باشد».[15] همچنين حضرت، درباره كساني كه به خطرات لذات انحرافي توجه دارند، اما آن را طلب ميكنند، ميفرمايند: «عجبتُ لمن عرف سوء عواقب اللذات كيف لا يعف» «از كسي كه عواقب بد لذتها را ميداند، ولي از آن دست برنميدارد، تعجب ميكنم».[16] بسياري از زنان معتاد تنها به دنبال لذتهاي آني و زودگذر بودهاند. نتايج تحقيق بر روي 132 معتاد نشان ميدهد كه شايعترين علل اعتياد از ديدگاه آنان به ترتيب وجود ناراحتيهاي روحي، تفريح و خوشگذراني بوده است.[17] بر اساس گزارش دبير شوراي هماهنگي مبارزه با مواد مخدر استان خراسان، مصرف تفنني مواد مخدر در اين استان افزايش يافته و تعداد زنان زنداني به جرم مصرف و توزيع مواد مخدر در اين استان بيش از ساير استانها است. بر پايه شواهد، مصرفِ تفنني مواد در بين دختران نمود بيشتري دارد.[18]
- شخصيت ضد اجتماعي
شخصيتهاي ضد اجتماعي، معمولاً رفتاري را مرتكب ميشوند كه مورد قبول افراد جامعه نيست، ولي خود، آن رفتار را ناپسند و زيانبخش نميدانند. آنان با اتخاذ شيوههاي نامناسب از قبيل دروغگويي، مكر و فريب، دزدي و ... براي رسيدن به مقاصد نامشروع، حقوق ديگران را پايمال ميكنند. از نشانههاي شخصيتهاي ضد اجتماعي خودمحوري، فقدان احساس گناه و پشيماني، جلب اعتماد ديگران، بيتوجهي نسبت به مهرباني و اعتماد ديگران و داشتن ظاهري فريبنده و آرام است.[19] همچنين بارزترين ويژگي آنها، لذتطلبي، فرار از درد و مشكلات و رهايي از مسئوليتهاي زندگي است؛ آنها به منظور تأمين اين اهداف به اعتياد رو ميآورند، لذا بسياري از معتادان، شخصيت ضداجتماعي دارند».[20]
- احساس تنهايي
يكي از عوامل عمدة ارتكاب رفتارهاي انحرافي نظير اعتياد، احساس تنهايي است؛ به طوري كه بعضي روانشناسان، اعتياد را بيماري تنهايي ميدانند. افرادي كه ارتباط مستحكمي با ديگران (خانواده، دوستان، بستگان) ندارند و هميشه احساس تنهايي ميكنند و تنهايي آنان نتيجه ناكامي و شكست در عشق و دوستي ميباشد، سعي ميكنند براي فراموشي شكست و ناكامي خود درعشق و رهايي از غمها و غصهها، به مواد تخدير كننده روي آورند و بدون در نظر گرفتن عواقب منفي و ناگوار آن، لذتهاي آني را جايگزين آن نمايند.
- دردهاي جسمي
برخي افراد، براي تسكين دردهاي جسمي، از مواد مخدر و مشتقات آن استفاده ميكنند. اين تسكين موقتي براي فرد مصرف كننده، به منزلة پاداش تلقي ميشود، لذا استعمال مواد را ادامه داده و در نتيجه معتاد ميشود. تحقيقات بر روي 2105 معتاد نشان ميدهد كه 312 نفر از آنها به علت بيماري جسمي، معتاد شدهاند.[21]
- تعديهاي جنسي و جسمي
محققان مؤسسه علمي مواد مخدر آمريكا در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيدهاند كه سابقه تعدي جنسي و فيزيكي در زنان، ميتواند زمينهساز گرايش به مصرف مواد مخدر در بين زنان باشد. مطابق پژوهشهاي اين مركز، زناني كه مورد تعدي جسمي و جنسي قرار گرفتهاند، 4 برابر زنان ديگر به سوي اعتياد كشيده شدهاند.[22]
ب)- علل خانوادگي
- اعتياد والدين
خانواده اولين محيطي است كه فرزندان را با باورها، ارزشها و هنجارهاي جامعه آشنا ميكند و به تدريج شخصيت فرزندان را بر اساس اين عناصر شكل ميدهد. فرزندان با الگوبرداري از والدين، اغلب رفتارهاي آنان، حتي رفتارهايي را كه والدين توجهي به آن ندارند، نـظـير شـيـوه و لـهجه صحبت كردن، پرخاشگري، به كار بردن الفاظ ناپسند، فحاشي، كارهاي خلاف و ... تقليد ميكنند. اعتياد والدين به سيگار يا مواد مخدر، موجب ميشود تا فرزندان، رفتار آسيبزاي آنها را الگو قرار داده و معتاد شوند. از سوي ديگر تحمل فرزندان، به جهت زندگي در خانهاي كه آلوده به مواد مخدر است و اغلب اعضاي خانواده نشئه و بيكار و ... ميباشند، كاهش مييابد و به سوي اعتياد كشيده ميشوند.
- درگيري و ستيز بين والدين
درگيري و نزاع بين والدين در محيط خانواده موجب سلب آرامش و آسايش فرزندان در خانه ميشود، لذا آنها ترجيح ميدهند كه بيشتر اوقات خود را در خارج از منزل سپري نمايند و به جهت كمبود محبت از سوي والدين، جذب محبتهاي ظاهري گروههاي منحرف شوند و با تحريك آنها براي رهايي از سختيها و مشكلات زندگي، به مصرف مواد مخدر روي آورند. براساس نتايج يك پژوهش، حدود 82 درصد از معتادان، ستيزههاي خانوادگي را عامل فرار خود از منزل و رو آوردن به اعتياد ميدانند.[23] بنابراين هر چقدر اختلافات خانوادگي بيشتر باشد، احتمال گرايش فرزندان به سوي اعتياد بيشتر است.
- اعتياد همسر
شوهران معتاد يكي از مهمترين عوامل اعتياد زنان به حساب ميآيند. آنها براي آنكه در موقع استعمال مواد مخدر مصاحبي داشته باشند و از سرزنش و انتقاد همسر خود بكاهند و در موقع تنگدستي و عدم تمكّن مالي براي تهيه مواد مخدر، او را به كارهاي ناپسند و نامشروع نظير گدايي، فروش مواد مخدر و خودفروشي بكشانند، زن خود را معتاد ميكنند و حتي از فرزندان خويش سوء استفاده مينمايند و آنها را به توزيع مواد مخدر وادار ميكنند. گاه برخي مردان معتاد، دختران كم سن و سال خود را به ازدواج با افراد مسن و ثروتمند مجبور ميكنند و يا به انجام كارهاي سخت واميدارند.
- نارضايتي از زندگي زناشويي
زناني كه از زندگي زناشويي خود، راضي نيستند و احساس ميكنند كه راهي براي بازگشت ندارند، بيشتر در معرض خطر اعتياد هستند. به طور نمونه دختر كم سني كه پدرش براي رهايي از مخارج زندگي، او را مجبور به ازدواج با فردي ميكند كه از نظر سني بزرگتر است و شغل و تحصيلات مناسبي ندارد؛ در اين صورت، تنفر بيش از اندازه از شوهر، او را وادار ميكند كه به جاي دلبستن به زندگي و انجام نقشهاي خويش و اظهار عشق و علاقه به شوهر، جذب گروههاي منحرف و معتاد شود و به انگيزههاي مختلفي از جمله تقليل ناراحتيهاي روحي و رواني، رهايي از فشار زندگي و جبران نارضايتي از ارتباط جنسي با شوهر، به سوي كسب لذتهاي جايگزين نظير مصرف مواد مخدر كشيده شود.
همچنين زناني كه در زندگي قبلي و فعلي خود مورد بدرفتاري و خشونت همسر قرار گرفتهاند، ممكن است براي غلبه بر درد، اضطراب و ترس ناشي از آن، مواد مخدر مصرف كنند.
- از همگسيختگي خانواده
طلاق و جدايي به عنوان آسيبي اجتماعي، آثار رواني نامطلوبي بر روي زوجين و فرزندان آنها ميگذارد. پژوهشها نشان ميدهد كه تعداد قابل توجهي از زنان بعد از طلاق نسبت به آينده نااميد بوده و احساس اضطراب، دلتنگي و اندوه مينمايند. در اغلب خانوادههاي طلاق، فرزندان به ويژه دختران، از منزل و مدرسه فرار ميكنند و جذب باندهاي انحراف شده و به ارتكاب جرائم مختلف از جمله اعتياد تن ميدهند. طلاق و جدايي از همسر همچنين اثرات سوء و ناگواري را بر زوجين به ويژه زن برجاي ميگذارد، به حدي كه زن مطلقه براي رفع مشكلات روحي ناشي از طلاق به اعتياد گرايش پيدا ميكند.
- پارتيهاي خانوادگي
يكي ديگر از عواملي كه در انحراف افراد خصوصاً زنان تأثير بسياري دارد، برگزاري پارتيهاي خانوادگي، به ويژه پارتيهاي شبانه معروف به «ميهمانيهاي شيطاني» است. مردان و زنان لاابالي به بهانههاي مختلفي از قبيل جشن تولد، جـشـن و سور و... در يك منزل و محفل گرد آمده و به جشن و پايكوبي ميپردازند. افراد در اين مجالس، پس از مصرف مواد مخدر، خصوصاً مواد توّهم زا شروع به رقص ميكنند. مصرف اين مواد، نشاط و سرخوشي كاذبي ايجاد ميكند و آنها را به انجام كارهاي نامعقول و ناشايست واميدارد.
ج)- علل اجتماعي
- فقر و رفاه بيش از حد
عدم دسترسي به امكانات مالي و معيشتي، احساس محروميت، ناكامي و افسردگي ميتواند زمينة اعتياد برخي زنان را ايجاد كند. همچنين زناني كه به واسطه برخورداري از مال و ثروت و امكانات رفاهي فراوان، فرصت بيشتري براي شركت دركلوپها، پارتيها، كافيشاپها و يا انجام مسافرتهاي تفريحي به داخل و خارج از كشور را دارند، به احتمال زياد در معرض اعتياد به مواد مخدر هستند. از اينرو در هر دو طبقه فقير و غني، امكان گرايش به اعتياد به دلائل خاص وجود دارد، ليكن بعضي معتقدند كه پراكندگي معتادين به مواد مخدر در بين طبقات بالا و پائين جامعه در حال تغيير است و دستيابي به نتيجه (مشخص) در اين موارد، مشكل به نظر ميآيد.[24]
- دوستان ناباب
گروه دوستان بعد از خانواده، دومين عامل مهم و اساسي است كه بيشترين تأثير را در شكلگيري شخصيت افراد دارد، زيرا فرد زماني جزء گروه دوستان محسوب ميشود كه ارزشها و هنجارهاي مورد قبول آنها را بپذيرد و بر اساس آن رفتار كند، در غير اين صورت از طرف آن گروه طرد ميشود و در نهايت از گروه اخراج ميشود. تأثير گروه بر فرد به حدي است كه براي حركت خلاف جريان گروه، بايد از اراده و ايمان بسيار بالايي برخوردار باشد تا بتواند ارزشها و هنجارهاي جمع را نپذيرد يا تغيير دهد. اولياء دين، در انتخاب و گزينش دوست صالح و دوري از همنشيني با افراد ناصالح سفارش نمودهاند. رسول گرامي اسلام (ص) در مورد دوستي با افراد منحرف ميفرمايد: «محاسبة اهل الهوي منساة للايمان و محضرة للشيطان»، «همنشين بد زمينه حضور شيطان را فراهم ميكند».[25]
پيامدهاي اعتياد زنان
اعتياد، موقعيت و منزلت اجتماعي فرد را تنزل ميدهد و او را در نزد ديگران به عنوان فردي معرفي ميكند كه بيعاطفه، خودخواه، فاسد و داراي شخصيت نامتعادل و ناموزون است. اعتياد، نظام خانواده را متلاشي مينمايد، درآمد خانواده و جامعه را تقليل ميدهد و بخش قابل توجهي از آن را اتلاف مينمايد. فرد معتاد نسبت به قوانين اجتماعي و دستورات ديني بيتفاوت ميگردد و اين مسأله، زمينة ارتكاب بسياري از انحرافات را از سوي وي فراهم ميكند. از اين رو بر اساس قوانين جمهوري اسلامي ايران و بسياري از كشورهاي ديگر، اعتياد به مواد مخدر جرم تلقي ميشود. اعتياد زنان، آسيبهاي جبرانناپذيري را بر فرد، خانواده و جامعه وارد ميسازد كه برخي از اين پيامدها در اين مجال بررسي ميشود.
الف)- پيامدهاي فردي
- ابتلا به بيماريهاي رواني
هرچند در اغلب موارد بيماريهاي روحي زمينهساز اعتياد زنان ميباشد، اما چنانچه فرد قبل از اعتياد، از سلامت روحي و رواني برخوردار باشد، اعتياد ميتواند موجب بروز بسياري از بيماريهاي رواني باشد.
- ابتلا به بيماريهاي جسمي
احتمال ابتلا به انفاركتوس عضله قلب، سكته مغزي و سرطان لثه و مثانه و سرطان دهانة رحم با مصرف سيگار و مواد مخدر در زنان افزايش مييابد.[26]
استعمال مواد مخدر همچنين منجر به عوارض سوء در دوران حاملگي و يائسگي زود هنگام ميشود و احتمال ناباروري و يا باروري ديرهنگام و سقط جنين را افزايش ميدهد.[27]
- ابتلا به بيماريهاي جنسي
اعتياد زنان آنها را براي تأمين هزينه مواد مخدر به روسپيگري و خودفروشي ميكشاند، در نتيجه، اغلب آنان مبتلا به انواع بيماريهاي جنسي نظير سفليس، سوزاك و ايدز هستند.
ب)- پيامدهاي خانوادگي
- كاهش فرصت ازدواج دختران معتاد
اعتياد ميتواند مانع بزرگي در ازدواج دختران معتاد باشد؛ زيرا هيچ فردي راضي نميشود چنين دختري را به عنوان مادر فرزندان خود انتخاب كند و اگر دختر معتادي بتواند از روي مكر و فريب، فردي را به خود جلب نموده و با او ازدواج كند، اين ازدواج پايدار نخواهد بود. همچنين دختري كه مادري معتاد داشته باشد، به جهت تنزل موقعيت و حيثيت خانوادگي كمتر مورد پذيرش اجتماعي جهت انتخاب و همسري ميباشد.
- طرد از خانواده
زنان معتاد علاوه بر از دست دادن اعتبار و منزلت اجتماعي خود، از لحاظ عرف جامعه مورد قبول نيستند و طرد ميشوند. اين طرد همچنين از سوي خانواده فرد معتاد نيز صورت ميگيرد،[28] به جهت آنكه اعتياد زنان معمولاً نشانه فروغلتيدن آنها در انواع رفتارهاي ضداخلاقي ميباشد. خانواده زنان معتاد، روابط عاطفي و انواع حمايتهاي خانوادگي را از آنان (به ويژه دختران) قطع ميكنند و اين مسأله آغاز مشكلات جديدتر و خطرناكتر است.
- عدم ايفاي نقش مادري
بيترديد اعتياد مادر موجب ميشود كه دائماً به فكر رفع نيازها و وابستگيهاي جسماني و رواني خود باشد و نتواند وظايف مادري خود را به خوبي انجام دهد. فرزندان اين خانواده از ابراز احساسات و عواطف مادري محرومند و ممكن است جذب كساني شوند كه به دروغ نسبت به آنها اظهار عشق و علاقه مينمايند. همچنين به جهت ارتباط مستمر مادر با فرزندان، ميزان اثرگذاري او بر افكار، اخلاق و رفتار فرزندان بيش از پدر است، بنابراين تأثيرات منفي اعتياد مادر بر دختران، مضاعف ميباشد.
- فروپاشي خانواده
زن معتاد، نسبت به اعضاي خانواده خود احساس مسئوليت نميكند و هميشه نيازهاي خود را برخواستههاي آنها مقدم ميدارد. ارتباط عاطفي او با اعضاي خانواده بسيار سطحي و زودگذر است و در آلام آنها همدردي نمينمايد. هيچ يك از وظايف و نقشهاي خود را انجام نميدهد، چنين رويهاي در نهايت منجر به درخواست طلاق از سوي مرد ميشود. تحقيقات نشان ميدهد تأثير اعتياد مادر در فروپاشي خانواده و قرباني شدن كودكان حتي از اعتياد پدر بيشتر است. زيرا با اعتياد مادر به عنوان ركن اصلي خانواده، نظم و انضباط خانواده برهم ميخورد و در صورت زنداني شدن زن معتاد، معمولاً همسر وي ازدواج مجدد مينمايد و اصولاً زندگي خانوادگي نابسامان ميگردد.
- ايجاد نسل معتاد
يكي از اميال و آرزوهاي هر خانواده، داشتن فرزندان سالم و تندرست است، از اينرو والدين تمام توان خود را براي دسترسي به اين مطلوب به كار ميگيرند، اما مادر معتاد در دوران بارداري، فرزندش را معتاد و ناقص ميكند و با دست خود، از داشتن فرزند سالم محروم ميشود و فرزنداني معتاد و بيمار تحويل جامعه ميدهد. يافتههاي تحقيقاتي حاكي از آن است كه به احتمال زياد، نوزاد زنان معتاد از نظر فيزيكي غيرعادي بوده و دچار محروميت ميباشند. گاهي اعتياد مادر نيز موجب اعتياد و مسموميت نوزاد ميشود.[29]
- عدم نظارت بر رفتار فرزندان
يكي از آثار اعتياد، از ميان رفتن نظم و انضباط و كنترل رفتار اعضاي خانواده است. والدين معتاد، به جاي اينكه افكار، اخلاق و رفتار فرزندان را كنترل كنند؛ اعمال و روابط آنها توسط ساير اعضاي خانواده كنترل ميشود و حتي از سوي فرزندان شماتت ميشوند. در اين شرايط فرزندان از آزادي بيشتري برخوردار بوده و در مقابل رفتارهاي مختلف خود پاسخگو نيستند. در اغلب موارد، پسران (و اخيراً دختران) شبها را با گروه دوستان خود سپري ميكنند و بدون اجازه و رضايت والدين به هر شهري كه بخواهند مسافرت ميكنند و هر گروهي را براي دوستي خود برميگزينند و از هر راهي كه بخواهند درآمد كسب كرده و هر طور بخواهند خرج ميكنند، از اينرو زمينه انحراف فرزندان داراي والدين معتاد به مراتب بيشتر است. در اين خانوادهها فرزندان معمولاً ترك تحصيل نموده يا دچار افت تحصيلي ميشوند.
- ارائه الگوي نامناسب رفتاري
در خانوادهاي كه مادر، معتاد ميباشد، احترام متقابل بين افراد، جاي خود را به نزاع و درگيري ميدهد و در نتيجه فرزندان براساس ارزشها و هنجارهاي موجود در جامعه پرورش نمييابند، زيرا الگوهاي مناسب رفتاري ندارند، همچنين به دليل عدم روابط محبتآميز با مادر، حاضر به پذيرش نصايح وي نيستند و رفتارهاي خود را براساس خواسته خود تنظيم ميكنند.
روابط عاطفي و رواني مادر با فرزندان، به دليل اعتياد آسيب ميبيند و مصرف مواد مخدر براي وي اولويت مييابد. همين امر فرزندان را نيز به سوي اعتياد، بزهكاري و رفتار ضد اجتماعي ميكشاند.
- كاهش روابط فاميلي
يكي از نيازهاي رواني انسان، روابط عاطفي و محبتآميز با افراد ديگر است. بخش زيادي از اين نيازهاي انساني به واسطه روابط ميان اعضاي خانواده و بخش ديگر، از طريق روابط ميان اين اعضا با ساير بستگان و دوستان حاصل ميشود. عدم ارضاي صحيح و كامل اين نياز موجب ميشود تا در شخصيت افراد اختلالاتي ايجاد شود. اعتياد والدين علاوه بر اينكه روابط بين اعضاي خانواده را دستخوش اختلال ميكند و فرزندان را از دريافت محبت و حمايت عاطفي محروم ميكند، معاشرتهاي ساير بستگان و آشنايان را كاهش ميدهد. زيرا آنها از ارتباط با چنين خانوادهاي احساس ناخرسندي، خطر و سرافكندگي ميكنند، بنابراين اعتياد موجب ميشود تا از ميزان حمايتهاي خانوادگي و روابط فاميلي كاسته شود. اين مسأله ميتواند آسيبهاي جدّي بر پيكر خانوادة معتاد وارد نمايد.
- احتمال ابتلاي اعضاي خانواده به بيماري ايدز
مصرف مواد مخدر و عدم توجه به بهداشت شخصي، روسپيگري و ارتباط با افراد آلوده به ويروس HIV اغلب منجر به ابتلاي فرد معتاد، به بيماري ايدز ميشود و از آنجا كه فرد معتاد در خانواده با همسر و فرزندان در ارتباط است، ميتواند منشأ بروز بيماري در ميان ساير اعضاي خانواده باشد. مطابق آمار ارائه شده از سوي دبير ستاد مبارزه با مواد مخدر، آمار تزريقيهاي مبتلا به ايدز 16 هزار معتاد است.[30]
ج)ـ پيامدهاي اجتماعي
- افزايش ارتكاب انواع جرائم عليه اموال و اخلاق
معتاد هر روز در معرض خطر ارتكاب جرم است. شايع ترين بزهكاري زنان معتاد، سرقت، حمل و نقل مواد مخدر و روسپيگري است. اعتياد زنان حتي موجب ميشود كه جرائم زنان به الگوهاي مـردانه گـرايش پيدا كند، مـيلر (1981) نشان ميدهد كه جرائم ارتكابي بين زنان مجرم معتاد و مجرمين غير معتاد تفاوت دارد و جرائم زنان معتاد اغلب بر اساس الگوبرداري از مردان معتاد ميباشد.
در بسياري از موارد مصرف مواد مخدر با روسپيگري همبستگي نزديكي دارد. زنان معتاد اغلب براي خريد مواد مخدر به خودفروشي، سرقت و جيببري ميپردازند. 12 درصد از زنان سارق به انگيزه تهيه مواد مخدر مرتكب سرقت شدهاند.[31]
پيشگيري از اعتياد زنان
پيشگيري از اعتياد، به مراتب از درمان معتادان آسانتر است. اين موضوع مورد تأييد آموزههاي ديني اسلام ميباشد. به طوري كه امام حسن عسكري (ع) ميفرمايند: «رد المعتاد عن عادته كالمعجز»[32] «بازگردانيدن كسي از عادتش در صورتي كه به چيزي عادت كرده است، همانند معجزه است.» بدين لحاظ راهكارهاي پيشگيري از اشاعه اعتياد در بين زنان، در سه سطح خرد، مياني و كلان مطرح ميشود:
1- در سطح خرد
از جمله ابزارهاي پيشگيري از اعتياد زنان، شناخت آنها نسبت به اثرات و پيامدهاي سوء مواد مخدر است كه آنها را به دام خود كشانده و حيات و زندگي آنها را نابود ميكند. از آنجا كه اغلب دختران و زنان معتاد، چنين وضعيتي را براي زندگي خود تصور نميكردند و به طور ناخواسته در دامان آن گرفتار آمدهاند، ضروري است كه آموزشهاي لازم در اين خصوص از طريق دستگاههاي آموزشي و فرهنگي به عموم زنان ارائه شود. برخي از راهكارهاي پيشگيري از اعتياد زنان عبارتند از:
- آشنايي زنان با مشخصات مواد مخدر
يكي از راههاي پيشگيري زنان از اعتياد، آشنايي آنها نسبت به خصوصيات مواد مخدر و پيامدهاي آن است. هرچه فرد آگاهي بيشتري نسبت به آثار منفي و زيانبار اعتياد به مواد مخدر داشته باشد، احتمال اجتناب از