باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز سه شنبه 12 آذر 1387 كاربران برخط 44 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
مولفه هاي بازشناسي خواص
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: سيد مجتبى - حسينى‏

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 

از مهمترين درسها و پيامهاي حادثه عاشورا شناسايي و معرفي خواص غير متعهد است. يعني چهره ها و عناصري كه در افكار عمومي و در جريانها موثر هستند؛ اما بر اسسا علل وعواملي در بيان حقايق، موضع گيري بموقع و يا همراهي با جريان و جبهه حق خودداري كرده و باز مي مانند و يا به جبهه باطل مي پيوندند. جريان عاشورا نماد روشني از خيانت وكوتاهي مجموعه اي از خواص است كه مي توانستند با شناخت فرصتها و موضع گيري مناسب جلوي انحراف نهضت نبوي وبدنبال آن، حاكميت باطل را بگيرند و نگذارند جريان نبوت و رسالت از مسيرش خارج و مشتي رياست طلب غير صالح بر جايگاه خلافت تكيه زده و زمينه حادثه عاشورا را فراهم كنند.

 

• نقش خواص در پيروزيها و شكستها

انقلابهاي ديني و نهضتهاي مكتبي، به سه ركن اساسي رهبري، مكتب و مردم متكي هستند. در جريان شكل گيري مراحل انقلاب مجموعه اي از چهره ها با داشتن خصوصيات برجسته نسبت به ديگران به هسته مركزي پيوسته وزمينه پيروزي را فراهم مي كنند.

اين عناصر و چهره ها باتوجه به خصوصياتي كه دارند و نقشي كه در پيروزي انقلاب و تحقق حاكميت نظام انقلابي از خود بروز مي دهند به عنوان چهره هاي شاخص و در مفهوم ديگر به عنوان «خواص» مورد توجه و اعتماد مردم تاثير و نقش پيدا مي كنند. از سوي ديگر گذر زمان و فراز و نشيبهاي در مسير حركت انقلاب، همچنين تغيير در نگرش و رفتار خواص كه در اثر علل و عوامل گوناگون بوجود مي‌آيد، بطور طبيعي بر موضع گيريهاي مثبت يا منفي آنان در قبال انقلاب و رهبري آن، به حسب موقعيت و جايگاه فرد در جامعه تاثير مثبت يا منفي مي گذارد. تاريخ انقلاب اسلامي در دوران پيامبر و بعد از رحلت ايشان صحنه آزمون بزرگ و تابلوي تمام نمايي از رقابت دو دسته از «خواص» است. يك دسته با بصيرت كامل و با توجه و دقت لازم و با فداكاري همه جانبه محوريت حق و رهبري ولايي را هدف گرفتند و وظيفه خود را به شايستگي انجام دادند و در مقابل مجموعه اي از خواص با تاثير پذيري از تحولات و فراز و نشيبها و در حركت انقلاب مسير خود را عوض كردند و با توجه به ضعفهايي كه داشتند وظيفه خود را بخوبي انجام دادند و در دام باطل قرار گرفتند و زمينه ساز حكومت وحاكميت باطل شدند و يا جذب جريان باطل گرديدند.

سخن پيرامون افراد شاخص كه از ابتدا بر اساس فرصت طلبي و كسب موقعيت و جلب منافع و دستيابي به قدرت به انقلاب و رهبري مي پيوندند و در چارچوب مصالح شخصي و قومي و حزبي و منافع خاص خود جهت گيري و عمل مي كنند، نيست كه اينها همان عناصر تحول ناپذيرفته و غير متعهد به انقلاب و اسلام و رهبري آن و جزء جبهه باطل هستند و بصورت مقطعي رنگ عوض نموده و از نظر طبقه بندي جزء گروه منافقان وبدلي ها قرار مي گيرند و تفاوت زيادي با جبهه كافران و معاندان ندارند، بلكه بحث در مورد عناصر و چهره هاي شاخصي است كه بصورت حقيقي و واقعي به رهبري و مباني و مكتب اسلام مومن بوده و در مسير تقويت رهبري و پيروزي اسلام تلاش نموده اند، مبارزه كرده اند، شكنجه شده اند، هجرت داشته اند، جنگيده اند و ساليان درازي در جايگاه هاي مختلف از مباني و اصول، حمايت و دفاع كرده اند،‌ اما با تغيير بعضي شرايط و درسايه علل وعوامل، تغيير موضع داده و اصول و ضروريات را مورد شبهه و انكار قرار داده اند و يا از صحنه بيرون رفته و به صورت يك عنصر منفعل و منتقد توجيه گر مواضع خود شده اند و يا در برابر اركان نظام ايستادگي نموده و به مخالفت برخاسته اند تا به خواسته هاي خود دست يابند.

اينجا سخن از ابوسفيان ها، معاويه ها وعبدالله ابي ها و عمرو عاص ها نيست بلكه كلام پيرامون طلحه ها و زبيرهاست، كه رنج مبارزه براي پيروزي اسلام و حاكميت مديريت ديني را تحمل كرده اند،‌ اما در روزگار بعد دچار لغزش شده و براي تامين منافع چند روزه خود به انحراف افتاده اند تا آنجا كه گهگاه به جائي رسيده اند كه با چهره اي به ظاهر انقلاب و ديني و ارزشي، ضربات سنگيني بر اسلام و حاكميت دين وارد آورده اند مانند عمر سعد كه در كربلا به لشگريان يزيد كه عليه امامت عدل زمان به جنگ آمده بودند گفت اي لشگريان خدا، سوار شويد و بر ابا عبدالله هجوم بريد.

كلام در صداقت، بصيرت و تعهد و پايبندي چهره ها و شخصيتهاي ديگري از خواص كه در طول عمر خود يك لحظه در فكر مخالفت با پيامبر و اصول و محكمات ديني نبودند و همه سختيها و رنجها راتحمل كردند و هيچگاه در پي منافع خود و همراهان نبودند، سلمان، بلال حبشي و ابوذر و عمار، مقداد و ابن عباس، محمد ابن ابي بكر و... كه همواره بر گرد محور دين و رهبري ولايي چرخيدند و علي رغم همه سختيها و مشكلات كوچكترين تزلزلي و ترديدي از خود نشان ندادند.

 

• عوامل و زمينه هاي تغيير در خواص

شناخت و گرايش و التزام عملي مردم در قبال دين و رهبر الهي زمان، شرط اصلي تحقق حاكميت ديني و فعليت يافتن مديريت الهي است؛ در اين رابطه تعبد و التزام عملي خواص به اين اصول و مباني با توجه به نقشي كه در افكار عمومي دارند به مراتب حساستر و مهمتر است. به همان نسبت كه خواص در شكل دهي انقلاب و حاكميت حكومت ديني نقش داشتند در تداوم اسلاميت و حاكميت نيز نقش اساسي دارند. هر گونه عدول از اصل و مباني و كمترين انحراف از حركت امامت و رهبري هم موجب انحراف خود و هم زمينه ساز گمراهي جامعه خواهد شد. مسئوليت خواص نسبت به دين و امانت الهي بسيار سنگين و اجر آن مضاعف خواهد بود. به همين نسبت لغزش خواص هم بسيار مهم و گناه و عواقب آن هم چند برابر به حساب خواهد آمد.

 

• عوامل لغزش

اول) عدم شناخت صحيح شرايط زمان: بصيرت و شم سياسي براي همه مردم لازم است اما براي خواص كه نقش ديدبان براي جامعه و دين و نظام را دارند لازم تر و ضروري تر است.

امام صادق (ع) مي فرمايد: العالم، بزمانه لاتهجم عليه اللوابس» (كسي كه آگاه به زمانش باشد مورد هجوم مشتبهات قرار نمي گيرد). بسياري از لغزشهاي خواص ناشي از فقدان بصيرت و عدم توجه به دسيسه هاي سياست بازان است. در طول تاريخ نيم قرن پس از فوت پيامبر (ص) و بعد از آن دهها نفر از خواص مرتكب اعمالي نسبت به انقلاب و رهبري ديني شدند كه معلول فقدان بصيرت و ضعف شناخت آنها بوده است و اگر آنها را نشود خائن ناميد، اما اكثر موارد نتيجه كردار و رفتار آنها به نوعي منجر به نتايج خيانت بار شده است.

 

دوم) گرايش به منطق اصالت قدرت؛ ريشه و اساس تحول و نگرش در بسياري از خواص اعتقاد به اصالت قدرت است؛ يعني تا مادامي كه موقعيت و شان و منزلت و قدرت را دارد همراه با انقلاب و نظام است و رهبري را قبول دارد، وقتي شرايط عوض شد و توقع غير منتظره او عملي نشد و يا موقعيت او تنزل پيدا كرد، جهت فكر و عمل او به سمت تامين موقعيت و قدرت چرخش مي كند و تا مرزي مي رود كه به هدفش برسد.

تفاوت عمده سلمان، ابوذر و... با عناصري چون طلحه و زبير در همين است كه دغدغه آنها و ديگر همفكرانشان دين و تحقق نقطه نظرهاي پيامبر (ص) به قدرت و يا حفظ موقعيت و امكانات بوده است. مرز اساسي بين مالك اشتر و محمد بن ابي بكر با طلحه و زبير و تفاوت مبنايي بين ابوذر و حجر بن عدي با سازشكاران با خلافت غاصبانه زمان و فاصله زير بنايي بين عباس بن علي و مسلم بن عوسجه با عبدالله زياد و ابن سعد، فاصله و تفاوت دين مداري با قدرت محوري است.

خواص دين مدار همه چيز حتي جان خود را در اصالت دين محاسبه مي كنند اما قدرت مداران همه چيز حتي دين را بر اصالت قدرت مي دانند.

 

سوم) گرايش به اصالت مال و زر اندوزي: عامل ديگر لغزش خواص گرايش به مل و زر اندوزي است، به عبارت ديگر منفعت طلبي و پيروي از انديشه اصالت پول كه نقش محوري در جهت گيري و عملكرد او دارد باعث مي شود تا دين و رهبري را هم در راستاي تامين همان منافع بخواهد. اگر تدبير مديريت و رهبري و يا مقررات نظام اسلامي با منفعت طلبي اين گونه افراد تفاوت داشته باشد جهت گيري آنها عوض مي شود. چه بسا افرادي كه براي زر اندوزي و يا كاهش درآمد مالي، اساس مكتب و نظام ديني را زير سوال برده و مي برند.

چهارم) گرايش به اصالت لذت و عيش و عشرت: از ديگر عوامل لغزش خواص گرايش به عيش و عشرت و تجمل و اشرافي گري است. و اصالت لذت جوئي كه همه چيز را باري كيف و خوشگذراني خود فدا مي كنند و يا تحليل مي نمايند. مبناي همراهي آنها با مكتب و نظام ديني تامين و عشرت و لذت و كامجوئي است كه اگر همراهي بانظام و انقلاب آن را تامين كند از همه داغتر شعار مي دهند و اگر نوبت فداكاري و ايثارو گذشت از مال و جان و زندگاني مرفه است. با انواع توجيه ها از محوريت حق فاصله مي گيرند و در مرحله اول كنار مي روند و به ظاهر منطق بي طرفي و مشي ميانه روي به خود مي گيرند. و اگر كار به جاهاي باريك برسد، دين و ايمان و همه ارزش ها را در پاي اصالت عيش و عشرت قرباني ميكنند، گر چه هميشه خود را مدافع ارزشها جلوه مي داده اند.

 

• نقش منفي خواص در شكل گيري حادثه كربلا

بر هيچ كس پوشيده نيست كه حادثه عاشورا جرياني نبود كه در ظرف زمان محدودي شكل گرفته باشد. با بررسي و تحليل حوادث پس از پيامبر بزرگوار اسلام (ص) مشخص مي شود حادثه عاشورا ريشه در حوادث بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص) دارد. در اين زمينه نقش خواص در شكل گيري مقدمات اوليه حادثه و حاكميت جريان بني اميه بر سرنوشت مسلمانان بسيار مهم و تعيين كننده و به عنوان عوامل اصلي به شمار مي آيد. در درجه اول كساني كه تصفيه را شكل دادند و حركت ومسير ولايت ديني را از مسيرش خارج كردند و كساني كه زمينه نفوذا نااهلان را در سيستم حكومتي فراهم نمودند و در مرحله بعد آنهايي كه از قتل عثمان بحران و پروژه ساختند وجريان جهل را درست كردند و آنان كه زمينه ساز جنگ صفين شدند و خواصي كه نگذاشتند نبرد صفين به نفع اسلام به پايان برسد و سرانجام غائله حكميت را تحميل نمودند و زمينه ساز جريانهايي كه از فرامين علي (ع) تمرد كردند و امام حسن مجتبي (ع) را تنها گذاشتند و در برابر مظالم و جنايات معاويه مهر سكوت بر لب زدند، همه و همه آثار و نقش خواص در پيدايش حادثه عاشوراست.

خواص دين مدار همه چيز حتي جان خود را در اصالت دين محاسبه مي كنند اما قدرت مداران همه چيز حتي دين را بر اصالت قدرت مي دانند، به عبارت ديگر منفعت طلبي و پيروي از انديشه اصالت ماديات كه نقش محوري در جهت گيري و عملكرد او دارد باعث مي شود تا دين و رهبري را هم در راستاي تامين همان منافع بخواهد.

در خود حادثه عاشورا هم نقش منفي خواص بطور واضح به چشم مي خورد يعني امام وقتي شرايط حكومت يزيد را براي اسلام بسيار خطرناك مي بيند در برنامه نهضت خود بنا را بر مكاتبه و دعوت از خواص براي اطلاع از اهداف مي گذارد كه در مواردي به صورت صحبت و خطابه در مكه و مني در جمع مجموعه اي از بزرگان، و صحبت در مدينه و دعوت از افراد شاخص در مسير راه و در منازل محل توقف، و از اين قبيل مي باشد همين طور مكاتبه ايشان با بزرگان بصره همچون مالك بن مسمع، حنف بن قيس، منذري جارود، مسعود بن عمر كه در اين نامه مي نويسد: (من قاصدم را به سوي شما فرستادم و شما را به كتاب خدا وسنت پيامبر دعوت مي كنم؛ همانا سنت رسول خدا از ميان رفته و بدعتها زنده است.)

و يا مكاتبه ايشان با سران كوفه بويژه آنهايي كه براي امام حسين نامه نوشتند و او را براي تشكيل حكومت دعوت كرده بودند، همچون سليمان صرد خزايي، شبث بن ربعي، حجار بن احر، قيس بن اشعث و يزيد بن الحارث و... از ديگر نمونه هاي اين تدبير بود. كه آنان كه اصالت خدائي را قائل بودند استوار ماندند و آنان كه اصالت را به امور ديگري دادند نتوانستند در مسير صحيح بمانند و نهايتا هلاك شدند وپايان يافتند.

 

• عملكرد خواص در قبال امام حسين (ع)

عملكرد خواص جامعه آن روز در قبال امام حسين (ع) و دعوت آن حضرت از آنان در چند دسته قابل بررسي است.

اول) يك دسته از كساني كه از ابتدا در جبهه معاويه و يزيد بودند و تا آخرين لحظه ايستادگي كردند ودر شهادت امام مستقيما دست داشتند. همانند آل مروان و آل زياد كه در راس آنها شجره خبيثه بني اميه بود.

بطور طبيعي عبيدالله زياد، عمر سعد، شمر و مروان و حصين بن نمير و حرمله جزء اين گروه به حساب مي آيند.

دوم) دسته ديگر كساني كه ابتدا براي امام حسين (ع) نامه نوشتند و او را دعوت كردند اما با تسلط ابن زياد بر كوفه به جريان يزيد ملحق شدند و در حادثه كربلا نقش فعالي داشتند، زيرا معادله قدرت تغيير پيدا كرده بود. افراد اين گروه عبارت بودند از: شبث بن ربعي رياحي، عمر بن حجاج، قيس بن اشعث و...

سوم) دسته ديگر كساني بودند كه مومن بودند و براي امام نامه نوشتند، اما با غلبه عبيدالله و حكومت يزيد، كنار رفتند و در جريان جنگ وارد نشدند كه بعضي از اينها مثل سليمان بن صرد خزائي كه بعدها پشيمان شد و جزء‌ توابين قرار گرفت اما چه سود! نوش دارو پس از مرگ سهراب.

چهارم) دسته ديگر كساني كه چندان مايل نبودند همراه حسين باشند و يا در ابتدا به علت عدم شناخت در جمع يزيدان بودند و بعد از شناخت كافي به حسين پيوستند كه جناب زهير و حربن يزيد رياحي جزء اين ياران هستند.

پنجم) كساني كه از ابتدا با شناخت كامل همراه امام حسين (ع) بودند و يا از او دعوت كردن و با توجه به شرايط به او پيوستند و حسين (ع) را ياري نمودند كه اكثر ياران صديق امام از اين نوع بودند. برادران و خواهران و فرزندان آن حضرت و جمعي از ياران همچون حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه، هلال ابن نافع و...

 

• پيام امام حسين (ع) به امروز

همانطور كه حادثه عاشورا صحنه آزمون بزرگي براي مردم و جامعه اسلامي آن روز به شمار مي آيد، ميدان آزمايش هم براي خواص موثر در افكار عمومي در همه قرون است تا به رسالت و وظيفه خود آشنا شده و به ياري دين خدا برخيزند و به نداي امام زمان و جانشينان آن حضرت در عصر غيبت پاسخ مثبت داده و جامعه را از بلاي حاكميت طاغوت نجات دهند و حاكميت امامت نور برسانند كه زمينه ساز اجراي احكام نوراني اسلام شوند. فلسفه خطابه ها و سخنراني هاي امام حسين (ع) در جمع خواص در مكه و مدينه و منازل طول راه و مكاتبات و نامه هاي آن حضرت با سران و بزرگان در شهرها در واقع پيامي است به همه بزرگان وخواص متوجه خطر نشده و به پيام آن حضرت پاسخ مثبت نداده اند همانند محرم سال 61 هجري كه به علت بي توجهي خواص و عمده مردم فاجعه و مصيبت بزرگي اتفاق افتاد و جگر گوشه نبي (ص) و علي (ع) و زهرا (س) با اين وضع سخت به شهادت رسيدند و اهل بيت پيامبر اسلام اسير شدند و شهر به شهر آنها را به اين طرف و آن طرف بردند و آزارها دادند.

 

تماس با نویسنده:

Mojtaba455@gmail.com

 

    176 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   عاشورا (132)

افراد مرتبط
●  امام حسین   (111)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:03/12/1383

تاريخ شمسی نشر:03/12/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب