تحليلگر بيبيسي ـ جمشيد برزگر ـ در تحليلي با عنوان ”مرزبندي ميان اصلاحطلبان از طريق بيانيه خاتمي” به بيان ديدگاههاي خود پيرامون اين بيانيه پرداخت.
در اين تحليل آمده است: در حالي كه جنبش دوم خرداد، هفتمين سال حيات خود را در سكوتي بيسابقه آغاز كرد، اكنون اصلاح طلبان درون حاكميت با استناد به بيانيه سيدمحمد خاتمي بهمناسبت فرارسيدن دوم خرداد و سالگرد پيروزي وي در انتخابات رياست جمهوري سال 76 ، ميكوشند جبهه دوم خرداد را از ركودي كه به آن دچار شده است، رهايي بخشند.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه اين تحليل آمده است: در روزهاي اخير، طيفي از اصلاح طلبان هر چند انتقادات خود به جناح محافظه كار را ادامه دادهاند، اما به طور عمده در پي آن بودهاند كه بر وجود تفاوت و تمايز بين كساني كه آنان را نيروهاي اصيل دوم خردادي و ياران انقلاب مينامند و ديگر نيروهاي فعال سياسي خارج از قدرت كه از مشي اصلاح طلبانه دفاع ميكنند، تاكيد گذارند.
در اين ميان به نظر ميرسد بيانيه اخير خاتمي به معناي صحه گذاشتن بر چنين رويكردي است.
اعضاي مجمع روحانيون مبارز از امضاي نامهاي كه نمايندگان مجلس خطاب به رهبر [معظم انقلاب] ايران نوشته بودند خودداري كردند.
خاتمي در بيانيه خود ضمن برشمردن دستاوردهاي دولتش در شش سال گذشته، در عين حال به مردم حق داده است كه به دليل برآورده نشدن خواسته هايشان از مسؤولان نظام گلهمند باشند.
با اين وجود، وي ناكامي در تحقق برنامه هاي خود را ناشي از مخالفتها، سنگ اندازيها، كم تجربگي در استقرار مردمسالاري و وجود فاصله بين آرمانها و واقعيتها دانسته و تأكيد كرده كه مرزبندي بين نيروهاي سياسي بايد شفافتر شود.
وي با تأكيد بر اينكه دوم خرداد، حريمها و مرزهاي روشن و مشخصي نسبت به هر جريان فكري ديگري دارد، به طور تلويحي به انتقاد از اقداماتي پرداخت كه در هفتههاي اخير، احتمال شكلگيري صفبنديهاي تازه در عرصه سياست ايران را افزايش داده بود.
هرچند خاتمي پيش از اين نيز با دفاع از رويكرد خود از يك سو از جرياني كه از آن به عنوان اسلام طالباني نام برده مي شود، انتقاد كرده و از سوي ديگر، نيروهاي سكولار و لاييك را مورد سرزنش قرار داده بود، اما به نظر ميرسد احتمال پديد آمدن تغييراتي در مرزبندي نيروهاي درون جبهه دوم خرداد، اكنون به دغدغهاي جدي بدل شده است.
اين نكته بويژه در سخنان روز يكشنبه چهارم خرداد كساني چون مهدي كروبي، رئيس مجلس شوراي اسلامي، عبدالواحد موسوي لاري، وزير كشور و بيانيههاي هيات رييسه فراكسيون دوم خرداد مجلس و جبهه مشاركت به طور صريحتري نمود يافت.
يكي از محورهاي مهم بيانيه آقاي خاتمي پالايش برخي از پيرايههاست كه از سوي دوستان ناآگاه يا مخالفان و منتقدان كم انصاف به جنبش دوم خرداد الحاق شده است
هفته گذشته، علي اكبر محتشمي پور، رئيس فراكسيون دوم خرداد مجلس با انتقاد از محافظه كاران، همزمان، تعدادي از نمايندگان و چهره هاي شاخص جبهه دوم خرداد را به دليل امضاي متني مشترك با تعدادي از فعالان سياسي خارج از حاكميت و نزديك به نيروهاي ملي مذهبي بشدت مورد انتقاد قرار داد.
اين درحالي است كه 127 نماينده مجلس با ارسال نامه سرگشاده به آيت الله خامنهاي، رهبر [معظم] جمهوري اسلامي خواستار ايجاد تغييرات اساسي براي رفع موانع موجود بر سر راه اصلاحات شده بودند.
در بخش ديگري از اين تحليل آمده است: كروبي نيز روز يكشنبه چهارم خرداد ضمن قدرداني از بيانيه رئيس جمهوري تأكيد كرد اصلاحات ادامه دارد اما بيگانگان حق دخالت در آن ندارند، زيرا اصلاحات متكي بر آرمانها و ارزشهاي ملي است كه مردم سالها به خاطر آن مبارزه كردهاند.
فراكسيون دوم خرداد مجلس نيز با انتشار بيانيهاي، ضمن مهم خواندن بيانيه رئيس جمهوري تأكيد كرد كه اسلام ناب محمدي توان اداره كشور را بخوبي دارد.
به دنبال آن، وزير كشور نيز از اين بيانيه به عنوان نقطه عطفي در دوران عملكرد رييس جمهوري ياد كرد و با اشاره به ضرورت مرزبندي بين عناصر اصيل جنبش دوم خرداد با عناصر ناسازگار آن، يكي از محورهاي مهم بيانيه آقاي خاتمي را پالايش برخي از پيرايههايي دانست كه از سوي ”دوستان ناآگاه يا مخالفان و منتقدان كمانصاف” به اين جنبش الحاق شده است.
از سوي ديگر، جبهه مشاركت ايران اسلامي كه پرشمارترين فراكسيون پارلماني را در اختيار دارد، در نامهاي به رئيس جمهوري، بر ضرورت دفاع از جمهوري اسلامي چه در مرزهاي سرزميني و چه در مرزهاي هويتي تأكيد كرده است.
بزرگترين تشكل اصلاح طلب درون حاكميت، هرچند تأكيد كرده است كه مرزبندي جريانها نبايد نافي حق حيات انديشههاي ديگر شود، اما در عين حال اظهار داشته است كه لائيسيسم و سكولاريسم در فضاي جامعه ايران بازتاب مثبتي نخواهد داشت و حداقل به دمكراسي منجر نخواهد شد.
در اين نامه عنوان شده: به نظر ما خطر اصلي براي اسلام ناب محمدي [ص] و تفكر امام، همين اسلام طالباني يا به تعبير امام [ره] ، اسلام آمريكايي است. سكولاريسم و لاييسيسم تنها با سياهنمايي جمهوري اسلامي از طريق آموزههاي اسلام طالباني ميتوانند راه نفوذي براي خود در ايران پيدا كنند.
اين درحالي است كه برخي چهرهها و جريانهاي فعال ميان اصلاح طلبان از چند ماه پيش ضرورت ايجاد جبهه هاي تازهتري با هدف دمكراسي و جمهوريخواهي مطرح كرده اند و بصراحت از پايان يافتن عصر دوم خرداد سخن گفتهاند.
به اين ترتيب و در حالي كه اختلاف نظرهاي درون جبهه دوم خرداد ابعاد بي سابقه يافته، اكنون بايد ديد طيفي از اصلاح طلباني كه از خود به عنوان نيروهاي اصولگرا و وفادار به چارچوب نظام ياد مي كنند ميتوانند گرايشهاي گريز از مركز را تحت كنترل داشته باشند و همزمان به خواسته هاي راديكالتر شده در جامعه پاسخ مثبت دهند يا نه.