سامنر مورى ردستون، غول دوم رسانه اى در آمريكا و مرد شماره بيستم در فهرست ۴۰۰ مرد ثروتمند ايالات متحده يك امپراتورى چندين ميليارد دلارى در آمريكا بنا نهاده است. در سال ۱۹۸۷ براى تصاحب واياكام viacom جنگيد در حالى كه در آن زمان اين كمپانى چندان شناخته شده نبود، اما ردستون از آن قلمروى شكوفا و پررونق ساخت كه اكنون بزرگ ترين كمپانى هاى دست اندركار خبر، موسيقى، هنر، ورزش، سرگرمى و برنامه هاى كمدى در ايالات متحده را در خود جاى داده است. اين چنگيز رسانه اى به تدريج بر رونق شبكه خبرى CBS، كانال هاى موسيقى MTV و كانترى ميوزيك، شبكه مخصوص فيلم و سرگرمى پارامونت پيكچرز افزود و در حال حاضر VH1، BET، واياكام اوت دور، اينفينيتى برادكستينگ، UPN، اسپايك تى وى، تى وى لند، CMT، كامدى سنترال، سيمون و شوستر، نشنال اميوزمنت و غيره بخشى از دارايى هاى اوست.
ردستون در ۲۷ مه ۱۹۲۳ در بوستون ماساچوست به دنيا آمد، پدرش او را در همان سنين طفوليت به كار گماشت و با روزنامه فروشى او را با عرصه بازار آشنا كرد. ديرى نگذشت كه فروشندگى نوعى كف پوش را تجربه كرد و بعد از آن وارد تجارت كلوپ هاى شبانه شد. اولين كار خود را در حوزه رسانه ها با تئاتر و فيلم آغاز كرد. مهمترين محرك پيشرفت سامنر پشتكار و پيگيرى مادرش بود. از همان كودكى هنگام تمرين پيانو، عقربه هاى ساعت را عقب مى كشيد تا زمان تمرين پيانوى سامنر طولانى تر شود.
اين ميلياردر آمريكايى مانند بسيارى از ميلياردرهاى ديگر با دست خالى آغاز كرد و دوران جوانى اش را در منزل هاى اجاره اى سپرى كرد كه در آن حمام و دستشويى با ساير مستاجران مشترك بود. تحصيلاتش را در مدرسه لاتين آغاز كرد و در كلاس سرآمد دانشجويان شد. دوران ليسانس خود را در دوران جنگ جهانى دوم در دانشكده حقوق دانشگاه هاروارد گذراند. وقفه اى هم به خاطر شركت در جنگ برايش پيش آمد، اما به هرحال آن دوره را با موفقيت سپرى كرد اما در سال ۱۹۵۴ حقوق را رها كرد و دوباره به شغل پدرش در حوزه تئاتر و فيلم سينمايى روى آورد. اما كمپانى پدرش كه نشنال اميوزمنت نام داشت از عهده مخارج پخش فيلم هاى درجه يك هاليوود بر نمى آمد و به همين دليل امورشان با فيلم هاى درجه ۲ مى گذشت. اما از آنجايى كه ردستون حقوق خوانده بود پرونده اى عليه استوديوهاى هاليوود تنظيم كرد و بعد از موفقيت در آن پرونده توانست به فيلم هاى دست اول هاليوود نيز دست پيدا كند. در اثر كفايت و پشتكار سامنر كمپانى نشنال اميوزمنت به تدريج رشد كرد و تعداد فيلم هاى در حال نمايش خود را از ۵۹ فيلم در سال ۱۹۶۴ به ۱۲۹ فيلم در سال ۱۹۷۴ رساند. در سال ۱۹۷۲ كه به قدر كافى پولدار شده بود در مبارزات انتخاباتى به اردوى دموكرات ها پيوست.در سال ۱۹۷۷ ، ۲۵ هزار سهم از سهام «فاكس قرن بيست» Twentieth Century Fox را خريد. اين سرمايه گذارى براى او ۲۰ ميليون دلار سودآورى داشت. با فروش سهام فاكس مبادرت به خريد سهام كلمبيا پيكچرز كرد كه برايش ۴۰ ميليون دلار به ارمغان آورد.
در سال ۱۹۷۹ زمانى كه براى شركت در مهمانى «وارنر برادرز» در متل «كاپلى پلازاى» شهر بوستون اقامت گزيده بود، در حريق گرفتار آمد و در اثر سوختگى درجه ۳ ، ۴۵ درصد از بدنش دچار سوختگى شد. پزشكان از زنده ماندنش قطع اميد كردند، آنها پيش بينى كرده بودند كه اگر او زنده مى ماند هرگز قادر به راه رفتن نمى بود.
بعد هم گفتند حداقل آسيب، از دست رفتن يكى از دست هايش به خاطر عفونت شديد بود. بعد از ۵ عمل جراحى كه ۶۰ ساعت به طول انجاميد، او به طرز معجزه آسايى از مرگ نجات يافت. پزشكان تمام كوشش خود را به كار بستند و از انواعى از پيوند هاى استخوان و پوست بهره گرفتند تا جايى كه پزشك او بعد از پايان كار به ردستون گفت: «تنها دليل زنده ماندنت اين بود كه خودت خواستى.»ردستون در زندگينامه خودنوشته اش كه «شور و هيجان براى برنده شدن» [Apassion to win] نام دارد نوشته است: «هيجان انگيز ترين مسائلى كه در طول زندگى حرفه اى ام اتفاق افتاد بعد از آن حريق اما نه به خاطر آن بود. لازم نيست تا لب مرگ پيش برويد، تا زندگى را آغاز كنيد. زندگى از زمانى آغاز مى شود كه خودتان بخواهيد.» سامنر سلامت خود را بازيافت اما فقط دست راستش بهبودى كامل پيدا نكرد و همچون گوشتى لخت از شانه اش آويزان است و قالبى متمايل به ارغوانى روى پوست دستش مشاهده مى شود.
در سال ۱۹۸۷ كه تصميم به خريد واياكام گرفت، اين كمپانى در ميان كمپانى هاى تلويزيونى كابلى مقام دهم را داشت. از سويى ردستون بيشتر به فيلم هاى سينمايى و پخش آن در تماشاخانه ها آشنايى داشت و با حوزه تلويزيون هاى كابلى آشنا نبود اما اين را مى دانست كه مردم تماشاى فيلم و تئاتر را در منزل بيشتر ترجيح مى دهند و بازار محصولات فرهنگى مخصوص تماشا در منزل از رونق برخوردار مى شود. وى براى تصاحب واياكام سه بار به جنگ مديران سابق آن رفت و در هر سه بار مجبور به چانه زنى و كوتاه آمدن شد تا سرانجام اين شكار دست نيافتنى را به چنگ آورد.در سال ۱۹۹۳ دارايى هاى ردستون از ۵/۵ ميليارد دلار گذشت و همين مسئله باعث شد ردستون چشم طمع به خريدارى پارامونت كاميونيكيشن بدوزد كه گنجينه اى از ۹۰۰ فيلم ناب را در خود جاى داده بود. اين مجموعه صاحب چند انتشارات از جمله سيمون و شوستر، پرنتيس هال، مك ميلان، اسكريپنر و غيره نيز بود. پارامونت بزرگ ترين رسانه اى است كه از طريق نرم افزار هاى مخصوص اداره مى شود.
با وجودى كه پارامونت خواستگار هاى زيادى داشت اما مارتين ديويس مدير عامل پارامونت دل به ردستون بست و اكنون پس از گذشت ده سال شاهديم كه انتخاب وى چندان بيراه هم نبود. ۱۲ سپتامبر ۱۹۹۳ ردستون در مورد تسخير پارامونت گفت: «اين پيوندى است كه حتى جنگ هسته اى هم قادر به متلاشى كردن آن نيست.»
اما پارامونت ۱۱ ميليارد دلار مقروض بود به همين دليل واياكام بخش آموزش سيمون و شوستر را ۶/۴ ميليارد دلار به Pearson [غول انتشاراتى اروپا] فروخت.
پارامونت در كنار ام تى وى (برخلاف پيش بينى ها كه نشان مى داد اين دو رقيب قديمى قادر به همكارى نيستند) نتايج خوبى به بار آورد. توليد فيلم هاى سينمايى براى واياكام دشوارترين كار بود اما نانى كه واياكام مى پخت با كره شبكه هاى كابلى آغشته مى شد و به تدريج سود آور شد. Nickeldeon هم به كودكان و نوجوانان اختصاص داشت.
رد ستون در سال ۱۹۹۹ در مصاحبه با فورچون گفت: «هر كسى كه از اين حقيقت غافل شود كه ۹۶ درصد چشم هاى دوخته شده به تلويزيون در خارج از ايالات متحده زندگى مى كنند، بازى را خواهد باخت.»
۷ سپتامبر ۱۹۹۹ بزرگترين ادغام واياكام رخ داد و اين كمپانى عظيم شبكه خبرى CBS را به قيمت ۳/۳۷ ميليارد دلار بلعيد. ردستون در زندگينامه اش نوشته است: «بزرگ تر لزوماً بهتر نيست، اگرچه كه يقيناً بزرگ تر بهتر از كوچك تر است. اما اين ادغام به خاطر بزرگ تر شدن نبود. اين اقدام براى اين صورت گرفت كه دو مجموعه از دارايى ها دست به دست هم بدهند و يك كمپانى فوق العاده به وجود آورند.»بزرگ ترين ادغامى كه رد ستون انجام داد درست در زمانى اتفاق افتاد كه همسرش بعد از ۵۲ سال زندگى با وى درخواست طلاق كرد. ردستون اين تقاضا را به شليك يك گلوله تشبيه كرد.درست در زمانى كه در تجارت حلاوت وصل را مى چشيد در زندگى زناشويى زهر فصل در كامش ريخته شد.
گفته مى شود كه پسرش برنت و دخترش شارى زمام امور واياكام را بعد از وى به دست نخواهند گرفت.
ردستون كه ثروت خالصش بالغ بر ۹ ميليارد است هرگز خانه ۴۳ هزار دلارى اش را عوض نكرد و ساده زيستى را كنار نگذاشت. در مصاحبه با مجله فورچون گفت: «اوج لذت مادى من اين است كه در خانه اى ويلايى يك طبقه زندگى كنم طورى كه وقتى وارد حياط آن مى شوم به محاصره گل ها درآيم، بعد از كمى بازى تنيس سوار خودرو شده به استوديو [محل كار] بروم.»