باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز دوشنبه 2 فروردين 1389 كاربران برخط 108 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
تأثيرات منفي استفاده از كامپيوتر بر كودكان
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ


مقاله‌ي حاضر به بررسي آثار نرم‌افزارهاي كامپيوتري و آموزش ديجيتالي بر كودكان مي‌پردازد. نويسنده، اين عقيده رايج را كه هر چه زودتر بايد كودكان را با كامپيوتر و دنياي ديجيتالي آشنا كرد و هر چه اين امر زودتر صورت گيرد، بهتر است، نقد مي‌كند و نشان مي‌دهد كه اين وسايل به اصطلاح آموزشي و كمك آموزشي، در حقيقت براي بسياري از كودكان آثار مخربي را به همراه دارد.

 
   ● نويسنده: جين ام . - هلي

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: ماهنامه - سياحت غرب - 1383 - سال دوم، شماره 16، آبان - تاريخ شمسی نشر 26/08/1383

 
 

اكنون ديگر سؤال اين نيست كه افراد چگونه اعتقادات خود را به دست مي‌آورند، بلكه بايد پرسيد كه افكار و عقايد، چگونه مردم را به خود جلب مي‌كنند؟ هنگامي كه يك فكر و نظر بر وجدان عمومي جامعه چيره مي‌شود، ديگر در خصوص اين كه آيا منطقي و مفيد است يا نه، بحثي صورت نمي‌گيرد.


من به عنوان كسي كه به مدت طولاني از طرفداران فن‌آوري‌هاي ديجيتالي آموزش و تعليم بوده‌ام، 2 سال از تحقيقاتم را به بررسي كلاس‌هاي درس و خانه‌هايي كه در آنها افكار و عقايد باطل، فكر . ذهن آمريكايي‌ها را مسحور خود كرده است، اختصاص دادم. اين عقيده كه «كودكان را به وسيله كامپيوتر آموزش دهيد و اين آموزش هرچه در سنين كمتر باشد، بهتر است. نه فقط ماشين‌ها و دستگاه‌هاي خودكار، آموزش را بهبود خواهد بخشيد، بلكه آنها كودكان را براي آينده آماده خواهند كرد».


من با تأسف بايد اقرار كنم كه از آنچه مشاهده كردم، نااميد و مأيوس شدم. انتخاب نرم‌افزارهاي نادرست، آمادگي كم معلمان، جذب كودكان توسط بازي‌هاي سطحي و احمقانه، عدم ارتباط ميان برنامه‌هاي آموزشي، تجهيزات و امكانات گران، مواردي بودند كه من در طول مطالعاتم با آنها برخورد كردم، اما هنگامي بيشتر وحشت‌زده شدم كه متوجه شدم از موضوعات مربوط به رشد افراد، غفلت شده است. در بسياري از ساير حوزه‌هاي آموزشي، ما فهميديم، آنچه براي يك نوجوان 15 ساله صحيح است، لزوماً براي يك كودك 5 ساله مفيد نيست؛ بلكه شايد مضر و مخرب باشد.


اكنون من اعتقاد دارم كه برخي از سنين براي شروع آموزش رايانه مفيدتر مي‌باشد و بسياري از كودكاني كه در سنين رشد هستند (كه من آن را زير 7 سال تعريف كرده‌ام)، بهتر است كه يك زندگي بدون همدم الكترونيكي داشته باشند.


ما اين فكر احمقانه را كه «كودكان بايد رايانه را بياموزند تا اين كه عقب نمانند» از كجا آورده‌ايم؟ واضح است كه فروشندگان و بازاريان اين فكر را رواج داده‌اند. چرا كه كودكان و نوجوانان، آخرين بازار در حال رشد آنها مي‌باشند.


در محيط‌هاي كاري بزرگسالان، برخي كنترل‌هاي اجباري وجود دارد كه از خطرات فيزيكي استفاده از رايانه جلوگيري مي‌كند. اين خطرات شامل مشكلات فيزيكي و موضعي و همچنين پرتوهاي خطرناكي كه از اطراف و پشت رايانه خارج مي‌شود، مي‌باشد. در كلاس‌هاي درس، من يك بي‌توجهي ترسناكي نسبت به رهنمودهاي ايمني مشاهده كردم. هر چند در برخي موارد اندك، دانش‌آموزان در سطح مناسبي از آگاهي قرار داشتند، اما بايد مطالب جديدتري در خصوص تأثير رايانه براي جسم و جان در حال رشدشان را ياد مي‌گرفتند.


به همين ترتيب، تعداد افراد كمي درباره‌ي پيامدهاي شناختي، احساسي و اجتماعي استفاده كودكان از رايانه اطلاع دارند. بيشتر تحقيقات موجود كه توسط عوامل و طرفداران صنايع تهيه شده سات و همچنين برخي شواهد پراكنده‌اي كه وجود دارد، نشان‌دهنده اين مطلب است كه استفاده از رايانه در فرآيند يادگيري، تأثير بيشتري از آنچه كه يك معلم خوب در يك كلاس درس مناسب و با استفاده از امكانات آموزشي سنتي انجام مي‌دهد، نداشته است. علاوه بر اين، آگاهي بيشتر از روش‌هاي بهبود ذهن، نشان مي‌دهد كه فعاليت‌هاي فيزيكي، مهارت‌هاي زباني و محيط يادگيري سه بعدي و خلاق، تأثير زيادي در فرآيند يادگيري دارد.


اكثر دانش‌آموزاني كه من با آنها مصاحبه كرده‌ام، عقيده داشتند كه 85 درصد نرم‌افزارهاي موجود، نه تنها مفيد نيستند، بلكه تا حدودي مخرب نيز مي‌باشند. به عنوان مثال، يك مطالعه نشان مي‌دهد، 50 درصد دانش‌آموزاني كه از يك برنامه يادگيري قرائت رايانه‌اي استفاده كردند، از آزمون خلاقيت، پايين‌ترين نمره را آورده‌اند. در ادامه، به چندين جنبه مهم فرآيند يادگيري كودكان ابتدايي و پيش‌دبستاني كه ممكن است در اثر استفاده بيش از حد از انگيزاننده‌هاي رايانه‌اي، دچار انحراف شوند، اشاره مي‌كنيم.


 


* يادگيري در محيط اجتماعي:


كودكان ممكن است به طور عميقي تحت تأثير روابطي كه با رايانه برقرار مي‌كنند، قرار بگيرند. به طوري كه دانش‌آموزان و كودكان هنوز با اين مشكل مواجه هستند كه رايانه‌ها را با دو نوع «زنده» و «مرده» تقسيم‌بندي كنند و سعي مي‌كنند تا نهايت اعتماد را به آنها داشته باشند. رايانه‌ها هرگز نمي‌توانند جانشين محيط‌هاي انساني باشند. امروزه استفاده بيش از حد از رايانه‌ها در سنين كودكي، باعث شده است كه كودكان به مشكلات عميق اجتماعي و احساسي دچار شوند.


 


* يادگيري براي استفاده‌ از همه‌ي حواس:


رايانه‌ها باعث مي‌شوند كه تجربيات حسي كودكان محدود شود. در حالي كه سنين كودكي، بهترين دوران براي انجام فعاليت‌هاي چندگانه حسي مي‌باشد ـ كه اين مطلب، خود يكي از پايه‌هاي حياتي مهارت‌هاي علمي و آكادميكي مي‌باشد ـ استفاده نامحدود از رايانه‌ها، مثل برنامه طراحي و نقاشي، باعث مي‌شد كه برخي توانايي‌هاي حسي ـ تركيبي در كودكان ايجاد گردد؛ اما اين تجارب از لحاظ كيفيت، با برنامه‌هاي طبيعي كه انسان‌ها از طريق حواس خود انجام مي‌دهند، تفاوت اساسي دارد. شايد زماني فرا برسد كه برخي نرم‌افزارهاي خاص بتوانند برنامه‌هاي چندحسي را آموزش دهند، اما من هنوز نمي‌دانم كه مي‌شود به آنها اعتماد كرد يا نه؟


 


* يادگيري براي اين كه يك يادگيرنده قدرتمند باشيم:


استفاده بيش از حد از آموزش‌هاي الكترونيكي و نرم‌افزاري سرگرمي ـ آموزشي، باعث مي‌شود تا فرآيند يادگيري منفعل باشد.


سنين كودكي بهترين زمان براي آموزش موضع يك شخص نسبت به جهان پيرامون خود مي‌باشد: 1ـ آيا ما بايد به ديگران يا خودمان اعتماد داشته باشيم يا نه؟ 2ـ جهان اطراف ما چگونه است؟ و 3ـ من به عنوان يك يادگيرنده مستقل، چقدر قدرتمند هستم؟ سؤالاتي هستند كه بايد پاسخ داده شود. استقلال و خودمختاري كودكان در هدايت و كنترل ابزاري بازي‌ها، در اين فرآيند بسيار مهم است. كودكان به طور طبيعي، هنگام مقايسه كار خودشان با قابليت‌هاي يك رايانه، به توانايي خود بي‌اعتقاد مي‌شوند. روابط علي و معلولي، تأثير متقابل اشيا بر هم، خودكنترلي و احساس عزت نفس، اموري هستند كه به راحتي، هنگامي كه شما مشغول كوبيدن ميخ به يك چوب هستيد، ايجاد مي‌شود (طوري كه اگر انسان اشتباه كند، نتيجه‌اش آسيب ديدن انگشتانش خواهد بود) اما اين مسائل و آموزش، از طريق رايانه ايجاد نمي‌شود.


 


* يادگيري براي توجه كردن:


 يكي از مهارت‌هاي مهمي كه به وسيله آموزش‌هاي الكترونيكي مورد تهديد واقع شده است، توجه كردن انتخابي است. توانايي‌اي كه توجه و حس صاحب خود را مديريت كرده و آن را فقط بر آنچه بايد ياد گرفته شود، متمركز مي‌كند. كودكاني كه نمي‌توانند در برابر امتحان كردن هر آنچه در معرض ديدشان وجود دارد، مقاومت كنند يا كساني كه تمركز ذهني آنها، دائماً در اثر اتفاقات جديد، در حال تغيير و دگرگوني است، تحت فشار هستند. شكل‌هاي عجيب و جلوه‌هاي ويژه خاص همراه با وسوسه براي كليك كردن از روي هوي و هوس، باعث شده است تا مشكلات كودكان در خصوص متمركز كردن فكر و حواس‌شان بيشتر شود.


 


* يادگيري تصور، خيال و حافظه:


تحقيقات نشان مي‌دهد كه امروزه بخش عظيمي از يادآوري‌ها و به خاطر آوردن‌ها با كمك رايانه انجام مي‌شود، در نتيجه، تصاوير ديگر هيچ تلاش ذهني براي دانش‌آموزان باقي نمي‌گذارد. «كارآيي حافظه» توانايي تجزيه و تحليل كردن تعدادي از ايده‌ها و تفكرات در يك زمان خاص است كه در طول دوران رشد و بلوغ انسان رشد مي‌كند. بسياري از مشكلات يادگيري، به خاطر ضعف‌هاي موجود در اين بخش است.


 


* يادگيري براي تفكر منطقي:


 بسياري از جنبه‌هاي تجزيه و تحليل منطقي ممكن است در اثر استفاده نادرست از رايانه از بين برود يا مورد غفلت واقع شود. تحقيقات نشان مي‌دهد كه كودكان به وسيله‌ي تجربه‌هاي فيزيكي رخدادهايي كه خودشان آنها را كنترل مي‌كنند، استدلال در خصوص روابط ميان اشيا را ياد مي‌گيرند. (به عنوان مثال، شخصي اقدام x را براي بار اول انجام مي‌دهد، سپس نتيجه y حاصل مي‌شود پس از آن، شخص اگر اقدام x را از طريق ديگري انجام دهد، نتيجه ديگري به دست خواهد آورد.) در حالي كه بسياري از بهترين نرم‌افزارهاي آموزشي، فقط به كودكان آموزش مي‌دهند كه با فشار دادن يك كليد، مسائل را حل كنند. استدلال علي اجتماعي كه توانايي فهم و ادراك چگونگي احساس ديگران است نيز معمولاَ از تجهيزات زندگي اجتماعي واقعي حاصل مي‌شود اموري مانند فعاليت‌هاي مشترك، زبان و احساسي مشترك با ديگر انسان‌ها، اموري هستند كه به فهم و ادراك ما از احساسات ديگران كمك مي‌كند.


 


* يادگيري سازوكار نمادين جديد:


كودكان در طول سن 4 تا 7 سالگي، شروع به يادگيري نمادهاي صوري از استدلال‌هاي منطقي بزرگان مي‌كنند. لذا اين سن، يكي از وسوسه‌انگيزترين سنين براي وادار كردن نرم‌افزارهاي مختلف براي آموزش مهارت‌هاي رياضي مي‌باشد. در حالي كه والدين بايد بدانند، نمادهايي كه كودكان ياد گرفته‌اند، تا زماني كه فهميده نشده و دروني نشود، مفيد نمي‌باشد. يك كودك ممكن است كه بتواند تا شماره 10 بشمارد يا اين كه اعداد را تشخيص دهد، اما تا زماني كه او نتواند بفهمد كه مثلاً عدد «3» در عالم واقع به چه معناست، نمي‌تواند رابطه‌اي بين نمادها و عالم واقع برقرار كند.


آزمايشي كه توسط يك روانشناس به نام رابي كيس انجام شده است، يادگيري رياضيات را در كودكان مقايسه كرده است. در اين آزمايش، نحوه يادگيري رياضيات توسط يك نوع بازي كه با رايانه انجام مي‌شود، با يادگيري توسط همان بازي، اما با يك بزرگسال، مورد آزمايش قرار گرفته است.


اگرچه برخي محققان فكر مي‌كنند كه آن بسته‌هاي نرم‌افزاري جديد را تهيه كرده‌اند كه مي‌تواند مزايا و منافع تجربه‌هاي زندگي واقعي را به كودكان منتقل نمايد، اما هنوز هم ارتباط دو طرفه كودك با والدين، به عنوان يكي از بهترين‌ روش‌ها براي يادگيري مطرح مي‌باشد. البته كودكان بزرگ‌تر كه در سن 10 و 11 سالگي قرار دارند، مي‌توانند مطالب بيشتري را از نرم‌افزارهاي تهيه شده براي آموزش رياضي، ياد بگيرند.


 


* يادگيري براي دانش‌آموز همراه با انگيزه:


دانش‌آموزان بايد مواظب نرم‌افزارهايي باشند كه در مقابل حل مسائل علمي مثل مسأله‌هاي رياضي، به جاي تشويق آنها به حل مسأله‌هاي سخت‌تر و چالشي‌تر، اقدام به دادن جايزه مي‌نمايد. متأسفانه بايد اعلام كنم كه من در طول مطالعاتم، دانش‌آموزان زيادي را مشاهده كردم كه سازوكار انگيزشي آنها، بيش از آن كه به محرك‌هاي دروني پاسخ بدهد، در برابر محرك‌هاي خارجي برانگيخته مي‌شد.


در اين كه رايانه باعث مي‌شود تا دانش‌آموزان انگيزه‌ پيدا كنند، بحثي نيست، اما مسأله اين است كه آيا آنها براي يادگيري تشويق مي‌شوند يا براي بازي كردن؟ و سؤال ديگر اينكه، چه كسي مسوول انگيزه است، كودك يا برنامه‌ريز؟


اگرچه پيشرفت‌هاي اميدواركننده‌اي در اين زمينه در حال وقوع است، اما اين امر، مستلزم هزينه‌هاي مالي زيادي است. ما مي‌توانيم همه‌ي كلاس‌هاي درس را به شبكه جهاني اينترنت متصل كنيم يا اين كه همه‌ي كودكان را با برنامه‌هاي پيش‌دبستاني مناسب و مفيدي تجهيز كنيم. ما مي‌توانيم معلمان ابتدايي را با برخي بازي‌ها آشنا كنيم و در نتيجه، نيازي به ابزار الكترونيكي وجود نداشته باشد، يا اين كه مي‌توانيم با فراهم كردن برخي كمك‌هاي تقويتي براي كودكان، آنها را در سوادآموزي ياري كنيم.


پيشنهاد من اين است كه ما بايد از يورش تكنولوژيكي به كودكان در سنين پايين خودداري كنيم و از رايانه، نرم‌افزارها و همچنين شبكه جهاني اينترنت، براي آموزش كودكان در سنين بالاتر استفاده كنيم. دانش‌آموزان بزرگ‌تر از اين تجهيزات و امكانات، براي كمك به آموزش و يادگيري‌شان بهتر مي‌توانند استفاده كنند، اما آيا كودكان عقب خواهند ماند؟ قطعاً نه! نه تنها فن‌آوري در حال تغيير دائمي است، بلكه به كرات ديده شده است كه كودكان 10 ساله يا بزرگ‌تر، به راحتي و بدون داشتن هر گونه تجربه قبلي، در علوم رايانه‌اي تبحر پيدا مي‌كنند. نكته مهم اين است كه ما سال‌هاي باارزش كودكي را جهت آمادگي براي آينده صرف كنيم تا بدين وسيله كودكان ما در آينده، به جاي اين كه دانش‌آموز سيستم‌هاي خود شوند، استاد و مربي فن‌آوري خود باشند. اين امر ميسر نخواهد شد مگر اينكه آنها تفكر، انديشه، خلاقيت، مهارت‌هاي ارتباطي و انگيزش دروني را از طريق تجربيات زندگي واقعي و آموزش صحيح انساني و در يك محيط اجتماعي كسب كرده باشند.


دانش‌آموزان تا به حال هرگز به اين صورت، مجذوب تلاش‌ها و اقدامات گسترده براي وارد كردن محصولات پرهزينه به كلاس‌هاي درسي نشده بودند.


البته وظيفه ما فقط انتقاد از وضع موجود نيست، بلكه ما بايد سعي كنيم تا نيازهاي واقعي كودكان را به والدين آنها بشناسانيم. بسياري از والدين تشخيص نمي‌دهند كه مثلاً ساختن يك برج توسط يك كودك يا نظاره كردن به لانه يك پرنده، به مراتب مفيدتر و باارزش‌تر از كليك كردن يك آيكون در صفحه نمايش مي‌باشد.


اگر ما واقعاً تصميم داريم، كودكان را براي آينده آماده كنيم، بايد اين ديدگاه نادرست را به مبارزه بطلبيم و براي كودكان‌مان، آنچه را واقعاً نياز دارند، فراهم كنيم؛ نه يك جايگزين الكترونيكي كم‌عمق و بي‌مايه.


 


پي‌نوشت‌:


Jane. M Healy روانشناس، مشاور و استاد دانشگاه.


 


منبع:


 www. Edweek. Org
 

    1306 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   بازي كامپيوتري 
●   کودکان 

دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:26/08/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب