باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 1 فروردين 1389 كاربران برخط 78 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
  
  
    
آمريكايى ها از سقوط دلار خوشحالند
ارسال صفحه براي دوستان اظهار نظر امتياز به صفحه چاپ
گفت و گو با استنلى فيشر، اقتصاددان برجسته آمريكايى


در حالى كه صاحب نظران اقتصادى رشد نقدينگى را عامل اصلى افزايش قيمت ها مى دانند، استنلى فيشر، اقتصاددان معروف آمريكايى در اظهارنظرى جالب اين نظريه اقتصادى قديمى و پذيرفته شده را به چالش طلبيده است. نايب رئيس سابق صندوق بين  المللى پول ضمن بيان ديدگاه انتقادى خود در اين مورد به پرسش هاى خبرنگار روزنامه آلمانى زبان «دى ولت» پيرامون سياست هاى بودجه اى جورج بوش، روابط آمريكا با چين و تاثير يورو بر بحران هاى مالى اخير در آلمان پاسخ گفته است كه در زير مى آيد.

 

ارسال كننده: مدير سايت

   ● نام گفت و گو شونده: استنلى - فيشر

مترجم: اكبر - حسيني كيا

منبع: روزنامه - شرق - تاريخ شمسی نشر 08/09/1383

 
 

• آقاى فيشر! امروز در دنيا شاهد رشد اقتصادى بالا و نرخ تورم پايين هستيم. آيا ما راه بهشت را يافته ايم يا بحرانى عظيم در حال شكل گيرى است؟سراسر جهان با ثبات است. البته افزايش بهاى نفت و كسرى  تراز تجارى در ايالات متحده پيامدهايى منفى به دنبال داشته است. با اين حال نبايد بدبين بود.


• و اگر چينى ها ديگر حاضر نشوند به آمريكايى  ها براى خريد كالاهايشان پول قرضى بدهند، چه اتفاقى مى افتد؟ به نظر مى رسد اين امر مى تواند به تضعيف دلار و افزايش شديد بهره هاى بانكى بينجامد.به هر حال چين تا ابد براى پايين نگهداشتن ساختگى واحد پول خود به انباشت ذخاير ارزى ادامه نخواهد داد. پكن روزى ناگزير از خود خواهد پرسيد كه آيا واقعاً نيازى به اين ذخاير دارد يا نه. البته اين گونه نيز نخواهد بود كه چينى ها به يك باره طلب هاى خود از آمريكا را به بازار بريزند. حدس مى زنم كه يك روند سازگارى تدريجى پديد آيد.


•به اين علت كه هر دو طرف به خوبى مى توانند خود را با اين شرايط وفق دهند؟اصلاً شرايطى نيست كه آمريكا و چين بر روى آن تاثيرى يكسان داشته باشند. از بين بردن اين عدم توازن مشكل چينى ها است. آنها بايد پولشان را از دلار جدا كنند تا دلار بتواند تقويت شود.


•پس ابرقدرت آمريكا به چين وابسته است؟چطور؟ آمريكايى ها از سقوط ارزش دلار خوشحال خواهند شد زيرا كالاهاى صادراتى شان دوباره ارزان مى شود و آنها مى توانند كسرى تراز تجارى شان را كم كنند.


•با شعار «دلار پول ماست و يورو مشكل مان».به طور حتم يورو براى چينى ها و ژاپنى ها دردسرسازتر است، زيرا آنها براى بالا بردن ارزش  پولشان بايد با واحد پول اروپايى كنار بيايند. ضمن آنكه در آمريكا نرخ بهره و سهام مى تواند از اين جريانات متاثر شود.


•جورج بوش وعده داده كه سياست ماليات كم را در پيش خواهد گرفت. آيا ايالات متحده با يك بحران شديد در بودجه روبه رو مى شود يا مانند زمان رونالد ريگان از چالشى به نام كسرى فاصله مى گيرد؟براى من خيلى مبهم است، تازه در اين ميان سناريوهايى نيز وجود دارد. اينكه اقتصاد  آمريكا مشكلات بودجه اى خود را پشت سر گذاشت، اشتباهى است كه متداول شده است. ريگان ظرف دو سال بيشترين ماليات را از مردم دريافت، كرد و رقم آن را به بالاترين عدد در تاريخ ايالات متحده رساند و تازه با اين شگرد بود كه توانست بودجه كشور را تثبيت كند.•پس بوش نيز بايد ماليات ها را افزايش دهد؟او اگر بخواهد كسرى بودجه را به سطح ۲ درصد كاهش دهد، راهى جز اين ندارد. او بايد ماليات ها را افزايش دهد.


•رشد نقدينگى در سال هاى گذشته به شدت بالا بوده است. آيا شما از افزايش نرخ تورم نگرانيد؟چطور مى شود تورم وجود داشته باشد اما دستمزدها بالا نرود؟ قدر مسلم بهاى نفت مى تواند به افزايش قيمت ها بينجامد. اما مادامى كه اين مسئله نقشى در بالا رفتن دستمزدها ندارد، تورم نيز پايدار نخواهد بود. كشورهاى داراى اقتصاد بازار فعال نظير چين، هند و اروپايى شرقى از اين ساز و كار استفاده مى كنند. در اين جوامع فشار زيادى روى قيمت هاى مصرف كننده هست با اين حال اما نرخ تورم همچنان پايين است.


•پس اين گفته ميلتون فريدمن بزرگ كه «رشد نقدينگى در درازمدت قيمت ها را تعيين مى كند» درست نيست؟نه. فريدمن بزرگ و نه كوچك هيچ يك درست نگفته اند.


•پس با اين وصف ما در بهشت اقتصاددانان هستيم. بانك هاى مركزى مى توانند بى نهايت پول چاپ كنند بدون  آنكه قيمت ها افزايش يابند، همينطور است؟مادامى كه بانك هاى مركزى حجم نقدينگى را به شدت افزايش ندهند خطر تورمى بزرگ اقتصاد امروز جهان را تهديد نمى كند.


•اما در همين حال ما مى بينيم كه ارزش مستغلات در سراسر جهان روندى تراكمى مى پيمايد. به تازگى صندوق بين المللى پول نسبت به بروز بحران در بازار زمين و مسكن و جهان هشدار داده است ضمن آنكه بازارهاى بهره نيز بسيار بالا ارزيابى مى شوند.فكر نمى كنم در اين بازارها آن زياده روى هاى بازارهاى سهام اواخر دهه ۹۰ وجود داشته باشد. امروز اقتصادهاى ملى بسيار سازگارتر از پنج سال پيش هستند. براى مثال هيچكس اميد نداشت كه اروپا بتواند به اين خوبى در برابر افزايش ۵۰ درصدى ارزش يورو نسبت به دلار تاب بياورد. اما ديديم كه از پس آن برآمد.


•استدلال شما در اين مورد چيست؟در اين قضيه ابزارهاى مالى جديد بسيار دخيل بودند. آنها به شركت ها اجازه دادند كه از خودشان در برابر يك چنين رشدى حفاظت كنند. افزون بر اين سيستم هاى خطرپذيرى بانك ها و سرمايه گذاران بزرگ در بازارهاى مالى بسيار دقيق هستند.


•به نظر مى رسد فشار ضدتورمى تمام شده است. آيا بانك هاى مركزى بايد كم كم بهره ها را افزايش دهند؟چرا بايد اين كار را بكنند؟ اصلاً فشار قيمتى وجود ندارد بلكه برعكس به نظر مى رسد بانك مركزى اروپا در اين ميان بيشتر نگران هموار شدن راه براى جهش اقتصادى است.


•منتقدان مى گويند سياست هاى بهره اى، يورو و بانك مركزى اروپا به بروز بحران اخير در آلمان كمك كردند زيرا در هيچ كجا اختلاف بين بهره و نرخ تورم مثل آلمان فاحش نيست.فكر نمى كنم اگر امروز بانك فدرال همچنان وجود مى داشت نرخ بهره پايين تر از عدد فعلى مى بود.


•آيا بهتر نيست بانك مركزى اروپا نرخ بهره را باز هم كاهش دهد تا اقتصاد آلمان دوباره جان بگيرد؟بگذاريد پرسش شما را به طور غيرمستقيم پاسخ دهم. مشكلات اقتصاد آلمان ريشه در يورو و سياست بهره اى بانك مركزى اروپا ندارد.


•پس شما مثل خيلى از اقتصاددانان انگليسى پيمان رشد و ثبات اروپا را محكوم نمى كنيد؟پيمان ثبات زحمت زيادى براى ايجاد انضباط بودجه اى كشيد. براى دولت ها خوشايند نيست كه يكى پس از ديگرى مرزهاى بالايى را بشكنند. اگر پيمان ثبات نبود ما امروز كسرى هاى به مراتب بيشترى را شاهد بوديم. اينكه پيمان فوق مى توانست بهتر از اين باشد، بحث ديگرى است.


•شما هم مانند بيشتر اقتصاددانان بازار كار ثابت و تعديل بالا را دلايل بروز بحران اخير در آلمان مى دانيد؟اقتصادهاى ملى برخوردار از بازار كار انعطاف پذير و تعديل كمتر در حال حاضر سريع تر رشد مى كنند. اگر آلمان همچنان مايل به توليد كالاهاى مرغوب است بايد بتواند اقتصاد خود را با سرعت بيشترى با مناسبات موجود منطبق كند.


•با اين وصف آلمان صدراعظمى مى خواهد كه مثل مارگارت تاچر باشد.فيليپ گونزالس در اسپانيا و باب هاوك در استراليا نشان داده اند كه دولت هاى سوسيال دموكرات يا سوسياليست مى توانند يك كشور را متحول كنند. پس اين مسئله نه به تفكرات كه به سياست ها بستگى دارد.


•هم اكنون در آلمان نگرانى هايى نسبت به تداوم انتقال كارخانجات به خارج وجود دارد. آيا شما هم از شكل گيرى موج جديدى از حمايت گرى هاى اقتصادى در سراسر جهان نگرانيد؟اين بيم و نگرانى هميشگى است. زيرا موانع تجارى آسانترين پاسخى است كه به ناپديد شدن كارخانجات يك كشور داده مى شود. اما فراموش نكنيم كه همين تجارت آزاد در دهكده جهانى براى ما رفاه و آسايش به ارمغان آورده است. چه پديده جهانى شدن بازارهاى جديدى را فراروى كالاهاى دنياى توسعه يافته قرار مى دهد. پس صحبت از موانع و يارانه ها دروغى بيش نيست. ما دائم مى گوييم كه مى خواهيم به كشورهاى در حال توسعه بيشتر كمك كنيم اما همين كه آنها رقيب ما مى شوند، بازارهايمان را بر روى شان مى بنديم.

 

    310 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي :
●   اقتصاد آمريكا 
●   اقتصاد جهان 
●   دلار 

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:08/09/1383
   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت    |   ارسال مطلب