۱- با رشد صنعت و حضور ملموس تكنولوژى در خانه همچون اختراع و توسعه فناورى لوازم خانگى؛ زن به عنوان يكى از اركان جدى خانواده با محول كردن بسيارى از كار هايى كه در دنياى سنت در خانه مجبور بود آنها را انجام دهد به وسايل پيشرفته اى همچون جاروبرقى، ماشين لباسشويى، ماشين ظرفشويى و غيره فراغ بالى گسترده پيدا كرد و يا به زبان ديگر وقت آزاد بيشترى را به دست آورد كه حالا مى توانست آن را صرف كار هاى اجرايى در بيرون از خانه و از آن مهم تر كار هاى فكرى كند. بى شك استفاده از صنعت و رشد مصرف تكنولوژى نقشى بسزا و تاثير مهمى در ايجاد و تقويت جنبش هاى فكرى _ اجتماعى زنانه و برابرى جويانه داشته است.
۲- امروزه در جامعه مدرن انسان ها ناظر قدرت نمايى اشيا هستند اما ديروز يعنى در دنياى سنت اين اشيا بودند كه بر قدرت انسان ها نظاره داشتند، يعنى اشيا بخشى يا نمودى از انسان هايى بودند كه فرهنگ و تعلقات فكرى و روحى خويش را به شىء منتقل مى كردند. به عبارت ديگر رابطه اى تنگاتنگ بين فرهنگ خالق اثر و معناى درونى اثر وجود داشت، اما در دنياى مدرن مصرفى امروز، انسان ها با ريتم اشيا زندگى مى كنند. اشيا و كاركرد آنها، نوع زندگى مصرف كنندگان آن را مشخص مى كند. امروز شىء سوژه انسان ابژه شده، انسانى كه در ميان اشيا است.به گفته «بودريار» فضاى جديد موجب شده است كه مفهوم «كنش متقابل» از ميان افراد (در تلقى و بررسى) به ميان فرد و شىء و يا كالا تغيير نمايد. به اين معنا كه در جامعه مصرفى بيشترين كنش ها، كنش ميان فرد و كالا است، نه كنش ميان افراد.اين فضاى جديد يعنى فضايى كه اشيا و كالا بر انسان محاط شده است به دنبال خودش ويژگى ديگرى را براى جامعه مصرفى مى سازد كه آن فراوانى و نمايش كالا است. قلت انتخاب گران (انسان ها) و كثرت انتخاب شوندگان (كالا ها) منجر به از ميان رفتن مفهوم «كمبود» مى شود. مفهومى كه هميشه مجال را براى قدرت نمايى انسان فراهم كرده است. انسان ها در شرايط «كمبود» است كه مى توانستند در دنياى سنت، قدرت خويش را به نمايش گذارند. «فداكارى» و «مهربانى» نتايج پسينى موقعيت «كمبود» بودند. يعنى كمبود يك نياز مهم مثل آب، غذا، امنيت، نيروى جنگى و... منجر به اين مى شد كه افرادى قدرت نهفته انسانى خويش را به نمايش گذارند و كمبود هاى فوق را با فداكارى نسبت به ديگران جبران كنند.از ميان رفتن شرايط «كمبود» در جامعه جديد با افزونى كالا، امكان فداكارى و يا مهربانى را از ميان برداشته يا كم كرده است. اين تصور ايجاد شده است كه هر كارى و هر خدمتى از دست كالا برمى آيد (فيتيشيسم كالا) و اين كالا ها هستند كه در رقابت سخت ميان خويش براى جلب مخاطب، هر يك به اندازه اى كمبود آدميان را رفع و مشكلات را از ميان برمى دارند.
۳ _ امروز در خانه ما با ريتم اشيا و لوازم خانگى زندگى مى كنيم. ديگر تصور اينكه بدون لوازم و ابزار خانگى همچون يخچال، ماشين لباسشويى و غيره مى توان زندگى كرد بسيار سخت و تا حدى ناممكن شده است. در انواع تبليغات تصويرى و تلويزيونى كه مربوط به وسايل خانگى مى شود، صداى زن يا مادر خانه همواره شنيده مى شود كه از كاركردهاى مثبت اين گونه وسايل صحبت مى كند و به صراحت زن اعلام مى كند كه با اين وسايل رفاهى، ديگر مشكل وجود ندارد و زن خانه راحت است و همه كارها را وسيله انجام مى دهد و... اولين نتيجه اى كه اين وسايل پيشرفته خانگى و به دنبال آن نمايش مدام آنها به اذهان افراد خانواده و حتى خود «زن» مى گذارد، از ميان رفتن بخشى مهم از قدسيت زن يا مادر بوده است. بدون اينكه بخواهيم داورى ارزشى داشته باشيم، وجوهى اساسى از قدسيت مادر در دنياى سنت ناشى از تماشاى وظايف سخت و طاقت فرسايى بوده است كه او در منزل داشته است، يعنى شرايط سخت كار در منزل، همچون شرايط سخت كارگران صنعتى قرن ۱۹ در كارخانه ها كه به آنها چنان قدسيتى بخشيد كه «ماركس» و تبعات فكرى اش را آفريد و چپ را به نوعى سيستماتيك خلق كرد.در دنياى مصرفى جديد اين تصور كه تمامى كارها و خدمات داخل خانه به وسايل خانگى سپرده شده است و مادر تنها كنترل كننده آنهاست، تصور انجام كارهاى سخت مادر را در ميان اعضاى خانواده از بين برده و قدسيت زن را نابوده كرده است. در حالى كه اساساً اين تنها يك «تصور» آرمانى مدرن است. يعنى همچنان موقعيت آشپزخانه با تمامى وسايل مدرنش به نوعى ديگر و در اشكالى متفاوت باز بر مادر و زن در خانه وظايف سخت و طاقت فرسايى را حمل كرده است و وى در وضعيت جديد نيز بايد همان كارهاى سخت را به شكلى ديگر انجام دهد زيرا كه پندار تقسيم كار تفاوت چندانى نكرده است و از زن همچنان انتظار مى رود تمام كارهاى خانه را انجام دهد و در صورت عدم انجام اين وظيفه مواخذه مى شود هر چند كه كار بيرون از خانه در جامعه جديد بين زن و مردم تقسيم شده است.به زبان ديگر حوزه خصوصى همچنان مردسالار و سنتى باقى مانده هر چند كه حوزه عمومى با تلاش هاى برابرى خواهانه تا حدودى بين زن و مرد تقسيم شده است. از ميان رفتن كمبود در وسايل خانگى، صفت فداكارى يا مهربانى را كه در گذشته به نوعى با مفهوم زن و مادر همراه بوده است را از ميان برده در حالى كه اساساً در سختى كار او تغيير عمده اى حاصل نشده است زيرا او مى بايد براى نشان دادن حقوق خويش در بيرون از خانه نيز كار كند.
۴ _ فمينيست ها معتقدند، قدسيت پنهان در مفهوم زن در دنياى گذشته همواره موجبات «ديگرى سازى»، تمايز و سركوب آنان را فراهم ساخته است، اصولاً قدسيت زدايى از آدميان و مشاغل ويژگى برجسته دنياى جديد است اما ادعا اين است كه قدسيت كالا جانشين وضعيت قبلى شده و در «سركوب» تغيير عمده اى حاصل نشده است.موقعيت آشپزخانه در دنياى مدرن (حضور وسايل خانگى پيشرفته) هر چند كه موجبات رهايى دستان زنان از كار هاى سخت خانه را فراهم ساخته اما از سويى ديگر اين موقعيت، قدسيت و فداكارى پنهان در مفهوم زن و مادر را نيز از ميان برده و موجبات رهايى كامل ذهنى او را فراهم نكرده است.