باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز پنجشنبه 25 مهر 1387 كاربران برخط 62 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
فضاي مجازي و سوالات پيش رو
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


تكنولوژي­هاي جديد به مثابه نوعي معامله مي­مانند كه آدمي غالباً نيروهاي معنوي و روحي خود را براي نيل به نيروهاي مادي و جسماني معاوضه مي­كند و چنين بده بستاني در همه تكنولوژي­ها به نحوي قابل مشاهده است. اما يكي از نتايج گسترش تكنولوژي­هاي جديد و در رأس آن «اينترنت» خلق دنيايي مجازي است؛ دنيايي فريبنده كه ساكنان آن در انبوهي از اطلاعات غرق مي­شوند و در چنين شرايطي است كه مفاهيمي همچون انباشتگي اطلاعاتي، بي­معنايي اطلاعاتي، گسيختگي اطلاعاتي و ... نمود مي­يابد.

 
   ● نام گفت و گو شونده: نيل - پستمن

ارسال كننده: مدير سايت

منبع: ماه نامه - سياحت غرب - 1383 - سال دوم، شماره 17، آذر

 
 

آقاي پستمن، تعريف شما از فضاي مجازي چيست؟

فضاي مجازي تعبيري است مبتني بر اين فرض كه اين فضا محلي است كه خودآگاهي آدمي (به عنوان مثال هنگامي كه از اينترنت استفاده مي­كند) در چنين محلي قرار مي­گيرد. مطمئن نيستم كه چنين اصطلاحي، گوياي چنين مفهومي باشد، اگرچه اكثر مردم، چنين مفهومي را از اين اصطلاح درك مي­كنند.

هنگامي كه خودآگاهي خود شما در فضايي بيرون از بدنتان قرار مي­گيرد، چه احساسي به شما دست مي­دهد؟

يكي از موضوعات مورد علاقه من، همواره بررسي اين موضوع است كه به راستي وقتي كه خود را درگير وسايل ارتباط جمعي مي­كنيم، مثلاًَ وقتي كه روزنامه­اي را مي­خوانيم، ما كجاييم و خودآگاهي ما در كجا قرار مي‌گيرد و يا هنگامي كه تلويزيون تماشا مي­كنيم، حقيقتاً كه هستيم و جايگاه ما در كجاست. در مورد اينترنت، برخي بر اين باورند كه وضعيت متفاوت از ديگر موارد است؛ چراكه در اين مورد، آدمي عمدتاً با فردي ديگر تعامل و تأثيرگذاري متقابل پيدا مي­كند و در چنين شرايطي هنگامي كه در فضاي مجازي قرار مي­گيريم، بر اين باورم كه آدمي مي­تواند هر آن كس كه مي­خواهد باشد و اين فضا چيزي متفاوت از رويارويي طبيعي و چهره­به­چهره با فرد است.

 

حال، آيا چنين شرايطي مطلوب است يا خير؟

نظر من همواره اين بوده است كه تكنولوژي­هاي جديد، از هر نوعي كه باشد، به نوعي معامله مي­ماند كه در آن آدمي غالباً نيروهاي روحي و معنوي خود را براي دستيابي به نيروهاي مادي و جسماني تعويض مي­كند و اين بده بستان­ها در همه تكنولوژي­ها از صنعت چاپ گرفته تا تلگراف و كامپيوترها قابل مشاهده است. به عنوان نمونه، وقتي كه مردم از بزرگ­راه­هاي اطلاعاتي سخن مي­گويند، اين امكان در ذهن آنها تداعي مي­شود كه در خانه­هاي خود، خريد و يا كارهاي بانكي خود را انجام دهند و يا آن كه روزنامه، كتاب و سرگرمي­هاي خود و بالاخره هرآنچه را كه بخواهند، در خانه خود تهيه كنند، اما آنچه در ذهن من شكل مي­گيرد، آن است كه به راستي خلق چنين شرايطي، نمي­تواند به معناي پاياني بر حيات اجتماعي تلقي شود؟ در حالت طبيعي، هنگامي كه دو نفر رو به روي هم قرار مي­گيرند، نوعي مسئوليت متقابل بين آنها شكل مي­گيرد و چنين مسئوليتي در همه رفتارهاي معمول بشري همچون روابط خانوادگي، خويشاوندي و ... كاملاً محسوس است، اما هنگامي كه آدمي به وسيله اينترنت با كسي گفت­وگو مي­كند، چنين گفت­وگويي واقعاً با گفت­وگويي كه دو نفر روياروي هم قرار مي­گيرند، متفاوت است و اين تفاوت، صرفاً به نوع مسئوليت متقابل آن­ها خلاصه نمي­شود، بلكه اساساً به نوع ماهيت دو فرد، يعني كشف اين كه شما كه هستيد و طرف مقابل چه كسي است، مرتبط مي­شود.

حقيقتاً من از معدود كساني هستم كه در چنين عصري، با حضور كامپيوترهاي شخصي در مدارس براي استفاده دانش­آموزان مخالفم، چراكه به نظر من، مدارس همواره در پي آن بوده­اند تا به كودكان در قالب يك گروه آموزش دهند، چراكه اصولاً آموزش در مدارس، فراتر از آموزش شخصي و فردي است و يكي از اهداف حضور در مدرسه، تربيت فرد به عنوان فردي اجتماعي و به مثابه يك شهروند و يك انسان است و از همين­روست كه نقش مدارس واقعاً مهم است و بايستي همواره بر اين مسئله كه هر دانش­آموزي بايد به مثابه جزئي از يك گروه تلقي شود، تأكيد گردد. از اين روست كه من از حضور كامپيوترهاي شخصي در مدارس بيم دارم، چراكه كامپيوتر مصداقي از جداسازي دانش­آموزان از گروه است.

 

هنگامي كه از شما پرسيده شود تصور شما از زندگي در حيات مجازي چيست، چه حسي به شما دست مي­دهد؟

بدترين تصاوير ممكن؛ تصاويري از مردمي كه با انبوهي از اطلاعات انباشته شده­اند و نمي­دانند كه بايد با اين اطلاعات چه كنند و هيچ ايده­اي درباره اينكه كدام يك از اطلاعات مفيد و مرتبط با زندگي­شان است و كدام يك آن­ها بي­ربط است، ندارند. چنين مردمي به معتادان اطلاعاتي تبديل شده­اند.

 

منظور شما از چنين تعبيري به راستي چيست؟

مشكل ما در قرن نوزدهم در رابطه با اطلاعات، زندگي در فرهنگي بود كه فاقد اطلاعات لازم براي بشر جديد بود و از اين رو آدمي براي حل اين مشكل، به مسائل جديدي همچون عكس، تلگراف و ... يعني همان پديده­هاي تازه وارد دهه 1840 روي آورد. چنين زماني بود كه بر آن شديم تا بر محدوديت­هاي زمان و مكان فايق آييم. براي يكصد سال ما با اين مسئله دست به گريبان بوديم و به نحوي شگفت­آور بر آن فايق آمديم. اما با حل اين مشكل، با خلق مشكلي جديد كه هيچ­گاه بشر آن را تجربه نكرده بود يعني انباشتگي اطلاعات، آشفتگي و گسيختگي اطلاعات و مفاهيمي از اين دست روبرو شديم. اگر كودكان دنياي امروز در سومالي از گرسنگي مي­ميرند و يا آن­كه جرم و جنايت در خيابان­هاي نيويورك، دترويت، شيكاگو و ... رواج مي­يابد، هيچ يك از اين موارد، محصول وجود اطلاعات ناكافي نيست. اگر در دنياي امروز، طلاق گسترش يافته و والدين رفتاري نامناسب با فرزندان خود دارند و تبعيض جنسي و نژادپرستي به بلايي براي زندگي اجتماعي مبدل مي­شود، هيچ يك از اين موارد، محصول اطلاعات ناكافي و نامناسب در جامعه نيست. در حال حاضر، فضاي مجازي و بزرگ­راه­هاي اطلاعاتي، در دسترس همگان است و به رغم آن، اين باور كه دسترسي بيشتر و سريع­تر به اطلاعات، به اشكال مختلقي مي­تواند به حل چنين مشكلاتي كمك كند، باوري نادرست است.

 

آيا شما بر اين باوريد هنگامي كه مردم در عرصه جهاني با يكديگر ارتباط بيشتري پيدا مي­كنند، به ميزان بيشتري از همگوني و همانندي در جامعه جهاني دست مي­يابند؟

هنگامي كه مك­لوهان از دهكده جهاني صحبت به ميان مي­آورد، عمدتاً اين گونه تصور مي­شود كه ارتباطات گسترده سبب شده تا نوعي همگوني در حيات بشر شكل گيرد. اما من بر اين باورم كه در چنين شرايطي، ما عكس اين قضيه را تجربه كرده­ايم. در سراسر دنيا هم اينك شاهد نوعي بازگشت به گروهگرايي و نظام قبيله­اي هستيم، مردم بر آنند تا با بازگشت به ريشه­هاي قومي خود به نوعي هويت دست يابند و نمونه­هاي بارز آن در روسيه، يوگوسلاوي، كانادا، ايالات متحده، بله در كشور خودمان ايالات متحده، مشهود است. به راستي چرا امروزه در جامعه آمريكا گروه­هاي قومي و مليت­هاي مختلف نه تنها در پي درك مشكلات و مصايب خود هستند، بلكه در جستجوي دستيابي به الگوي آموزشي و تحصيلي خود مي­باشند؟ امروزه از برنامه­هاي آفريقايي محور، كره­اي محور، يوناني محور و ... صحبت به ميان مي­آيد تا كودكان آفريقايي، كره­اي، يوناني و ... بر پايه آن آموزش ببينند. به راستي جهاني سازي ارتباطات كه با نوعي بازگشت مردم به واحدهاي كوچكتر هويتي همراه شده است، چه توجيهي دارد؟ اين مسئله واقعاً حيرت­زا است.

 

و اما به نظر شما، راهكار جامعه براي فايق آمدن بر اين نقاط منفي موجود، چه مي­تواند باشد؟

بر اين عقيده­ام كه هركسي در جامعه امروز بايد نسبت به برخي مسائل خاص، حساسيت داشته باشد. به عنوان نمونه، وقتي كه با تكنولوژي جديدي روبرو مي­شويم؛ هر چه كه مي­خواهد باشد، بايد سه سوال را پيش خود مطرح كنيم. اول اينكه، اين تكنولوژي آمده است تا چه مشكلي از ما را حل كند؟ دوم اينكه، چنين مشكلي، واقعاً مشكل چه كساني است؟ و سوم اينكه، اگر به راستي اين تكنولوژي مشكلي را از سر راه بشر برمي­دارد، خالق چه مشكلات جديدي براي آدمي است.

همين شش ماه پيش بود كه يك ماشين هوندا خريدم. فروشنده به من گفت كه اين مدل جديد، مجهز به نوعي كنترل­كننده خودكار پدال گاز است كه البته همين امكان جديد بر بهاي اتومبيل افزوده بود. از او پرسيدم كه اين وسيله چه مشكلي را حل مي­كند؟ فروشنده در پاسخ ابراز داشت كه من اولين نفري هستم كه تاكنون اين سوال را از او پرسيده­ام و سپس گفت: «خوب، اين وسيله، مشكل نگه داشتن پايتان بر روي پدال گاز را حل كرده است». و من هم در جواب گفتم: «سي و پنج سال است كه رانندگي مي­كنم و تا به حال به اين مسئله هيچگاه در قالب يك مشكل نگاه نكرده بودم.»

مراد من از طرح اين مسئله آن است كه به راستي ما از تكنولوژي استفاده مي­كنيم و يا اين كه تكنولوژي از ما بهره مي­جويد، چراكه در يك فرهنگ تكنولوژيكي، غرق شدن آدمي در جذبه تكنولوژيكي بسيار ساده است. البته عاشقان تكنولوژي و يا همان غرق­شدگان در آن، همه كساني هستند كه تكنولوژي را مي­ستايند و از آن حمايت مي­كنند و چنين افرادي را مي­توانيم به راحتي در اطراف خود ببينيم.

 

منبع: www.pbs.org
 

    295 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   دنياي مجازي (79)

دسته
●  متن / گفت و گو

رسته :3

تاريخ ارسال:11/11/1383

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب