باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 37 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
خودباختگي فرهنگي
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ


 
   ● نويسنده: علي‌ - مطهري

منبع: خبرگزاری - فارس

 
 

يكي از رمزهاي پيروزي انقلاب اسلامي احساس شخصيت و حماسه و اعماد به مكتب در ميان ملت ايران بود كه به وسيله رهبران اين انقلاب خصوصاً رهبر كبير آن در كالبد اين ملت دميده شد. از آنجا كه علت پديد آورنده يك شي علت نگهدارنده آن نيز هست، براي حفظ و تداوم انقلاب اسلامي بايد اين احساس را همواره در خود زنده نگاه داريم و از خود باختگي و احساس خود كم بيني در مقابل مكاتب بيگانه بپرهيزيم. انقلاب مشروطه از همين نقطه آسيب ديد.

در حالي كه توده مردم به رهبري روحانيت و با شعارهاي اسلامي انقلاب كردند، پس از پيروزي و طي شدن دوره سختي و فرارسيدن زمان تقسيم غنايم سروكله روشنفكران غرب زده پيدا شد و كم كم اين نغمه ساز شد كه براي اداره كشور بايد از قوانين اساسي و قوانين مدني اروپا استفاده كنيم و اسلام براي اداره جامعه كافي نيست، و البته كوتاهي روحانيت وقت در ارائه نظام حقوقي، جزايي، حكومتي و اقتصادي اسلام نيز در پيشرفت آن گروه غرب زده بي تاثير نبوده است، همچنان كه ناتمام گذاشتن نهضت مشروطيت توسط روحانيت، نقص ديگري است كه محققان تاريخ معاصر براي رهبري روحانيت در انقلاب مشروطه قائل شده اند.

در طول عمر بيست و هشت ساله انقلاب اسلامي ما نيز همواره اين خطر از ناحيه دشمنان يا دوستان نادان وجود داشته و به تناوب، نغمه هايي درباره اين كه براي اداره جامعه بايد به آخرين محصول فكر بشر كه امروز ليبرال دموكراسي است مراجعه كرد، دين يك مقوله است و زندگي مقوله ديگر، به گوش رسيده است ولي چون رهبري روحانيت در اين انقلاب، قوي بوده و روحانيت از اشتباه خود در انقلاب مشروطه درس گرفت و پس از پيروزي، صحنه را خالي نكرد، اين نغمه ها هنوز نتوانسته است آسيبي به اين انقلاب الهي وارد آورد.

اخيراً آقاي مرعشي از اعضاي حزب كارگزاران سازندگي گفته اند «اسلام داراي نظام سياسي و اقتصادي نيست» و در پاسخ به انتقادات وارده عذر بدتر از گناه آورده و گفته اند (به اين مضموم) مقصود من اين است كه اسلام نظام معين سياسي و نظام معين اقتصادي ندارد، زيرا اگر نظامهاي معين سياسي و اقتصادي مي داشت، قابل انطباق بر زمانها و مكانهاي مختلف نبود و اين يك دين جامع ناقص است.

اشتباه آقاي مرعشي اين است كه به تعبير شهيد آيت الله مطهري ايشان ميان «مدار» و «منزل» اشتباه كرده اند. ما معتقديم كه جامعه انساني به حسب طبيعت خود و به حسب طبيعت كمال جوي انسان و به حكم گرايشهاي فطري انسان مانند ميل به حقيقت جويي و ميل به ابداع و ابتكار، دايماً در حال تكامل و تغيير منزل است و از اين منزل و مرحله به منزل و مرحله بالاتر مي رود، اما تغيير منازل و مراحل زندگي به معني تغيير مدار زندگي كه به وسيله فطرت انسان ترسيم شده است نيست همچنان كه تغيير منازل ستارگان به معني تغيير مدار حركت آنها نيست، منازل ستارگان متغيير است اما مدار آنها ثابت است. اگر بنا باشد تغيير و حركت محض در كار باشد و هيچ گونه ثباتي در كار نباشد به معني هرج و مرج است، همچنان كه اگر ثبات محض باشد و حركتي در كار نباشد پيشرفت و تكاملي در ميان نخواهد بود.

پس اين كه مي گوييم اسلام داراي نظام اقتصادي و نظام سياسي است، صرف نظام داشتن دليل بر عدم انطباق آن با شرايط مختلف زماني و مكاني نيست بلكه اين نظامها مداري دارند و منازلي. اصول ثابت آنها به منزله مدار حكمت است و تغييراتي كه اين اصول به حكم شرايط زمان و مكان در شكل اجرا و نه محتواي خود مي پذيرند به منزله منازل حركت است. مثلاً اينكه يك اسلام شناس جامع الشرايط بايد در راس جامعه اسلامي قرار داشته باشد از اجزاء تشكيل دهنده نظام سياسي اسلام و امري ثابت است، اما اين كه «مجلس شورا» وجود داشته باشد بستگي به شرايط زمان و مكان دارد. در زماني و مكاني در اثر شاخه شاخه شدن علوم و پديد آمدن تخصصهاي زياد و به طور كلي تخصصي شدن امور اجتماع نياز به چنين مجلسي هست و در زمان و مكان ديگري كه علم و تمدن هنوز توسعه نيافته است وجود چنين مجلسي در نظام سياسي اسلام ضروري نيست و اين يك امر متغير است. پس، از جهتي ثبات است و ازجهتي تغيير. همچنين به طور كلي ضرورت حكومت اسلامي براي يك جامعه مسلمان به دليل اين كه اسلام ديني است جامع و برخي احكام آن جز در سايه حكومت قابل اجرا نيست امري است ثابت، اما شكل اين حكومت بستگي به شرايط زمان و مكان دارد و مي تواند متغير باشد. همين طور اين كه جامعه اسلامي در مقابل جوامع غير اسلامي در حكم يك پيكر واحد است و روابط اين پيكر يا اعضاي اين پيكر با آن پيكر بيگانه يا اعضاي آن پيكر داراي روابط خاصي است و خداوند راه تسلط براي كافران نسبت به مومنان قرار نداده و مسلمانان نبايد تسلط كفار بر خود را بپذيرند يك امر ثابت است و اما شكل اين روابط به حسب شرايط زمان و مكان مي تواند متغير مي باشد.

در باب اقتصاد نيز مسئله از همين قرار است. در اسلام اصول اقتصادي ثابتي در كار است، اما شكل اجراي آن مي تواند به حسب شرايط زمان و مكان متغير باشد. مثلاً اين كه درآمد از طريق اغراء به جهل و تثبيت جهالت مردم و تحكيم عقايد سخيف و خرافي نظير بت فروشي و صليب فروشي ممنوع است يا تحصيل درآمد از طريق اغفال و اضلال مانند بيع كتب ضلال حرام است و يا بيع سلاح به دشمنان دين ممنوع است، از ثابتات نظام اقتصادي اسلام و به منزله مدار است اما اين كه از بانك يا بيمه استفاده كنيم از متغيرات و مربوط به شرايط زمان و مكان بوده و در حكم منزل است. پس متغير بودن شكل اجراي احكام اقتصادي اسلام به معني فقدان نظام اقتصادي نيست بلكه نظام اقتصلادي اسلام از جنبه اصول و محتواي خود امري ثابت است و از نظر شكل اجرا مي تواند متغير باشد.

البته نكته اي هست و آن اينكه فرق است ميان اقتصاد برنامه اي و اقتصاد علمي. اقتصاد برنامه اي و به عبارت ديگر برنامه اقتصادي قطعاً در مكاتب مختلف متفاوت است و اسلامي و غير اسلامي دارد اما اقتصاد علمي كه شامل آمارها و روابط ضروري رياضي ميان شاخصهاي اقتصادي است در مكاتب مختلف يكسان است و اسلامي و غير اسلامي ندارد. مثلاً اينكه تحصيل درآمد از راه توليد يا خريد و فروش و مبادله موادي كه استعمال آنها براي بشر زيان دارد و يا فايده اي ندارد و از نوع هوسهاي كودكانه است چه حكمي دارد، مربوط به اقتصاد برنامه اي است و نظر اقتصاد اسلامي و غير اسلامي در آن متفاوت است و اينكه رابطه عرضه و تقاضا با قميت كالا چيست، مربوط به اقتصاد علمي است و اسلامي و غير اسلامي ندارد و معمولا نظامهاي اقتصادي مختلف درباره آن حكم واحد دارند.

اگر حسن ظن داشته باشيم و حمل به صحت كنيم مي توانيم مقصود آقاي مرعشي از اين كه «اسلام داراي نظام اقتصادي نيست» را به چنين مطلبي حمل نماييم.

حال سوال اين است كه چرا افرادي با چنين افكاري سالها در پستهاي حساس نظام جمهوري اسلامي مسووليت داشته اند؟ اميدواريم مسوولان در انتصابات خود بيشتر، افكار افراد را مورد توجه قرار دهند و نه روابط حزبي و گروهي و احيانا فاميلي.

سخن را با كلام استاد شهيد مطهري در پاسخ كساني كه گفته اند «زندگي به طور كلي يك مسئله است و دين مسئله ديگر، دين را نبايد با مسايل زندگي مخلوط كرد» پايان مي دهيم. ايشان مي فرمايند: اين اشخاص اشتباه اولشان اين است كه مسايل زندگي را مجرد فرض مي كنند. خير، زندگي يك واحد و همه شئونش توام با يكديگر است. صلاح و فساد در هر يك از شئون زندگي در ساير شئون موثر است. ممكن نيست اجتماعي مثلاً فرهنگ يا سياست يا قضاوت يا اخلاق و تربيت و يا اقتصادش فاسد باشد اما دينش درست باشد و برعكس. اگر فرض كنيم دين، تنها رفتن به مسحد و كليسا و نماز خواندن و روزه گرفتن است ممكن است كسي ادعا كند مسئله دين از ساير مسايل مجزاست، ولي اين مطلب فرضاً درباره مسيحيت صادق باشد درباره اسلام صادق نيست.

 

    165 بازديد     0 امتياز     0 نظر


دسته
●  متن / مقاله

رسته :3

تاريخ ارسال:04/05/1386

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب