باشگاه را خانه خود بسازيد ورود اعضا کاربر میهمان به باشگاه خوش آمدي امروز يكشنبه 3 آذر 1387 كاربران برخط 33 نفر



متن اخبار كتاب تصوير صدا سيما       منابع افراد مطالعات موضوعي مطالعات منطقه اي صفحات ويژه لغتنامه
   
  
  
    
بازی ناتمام روسیه با ایران(1)
  • مطلب
  • ارسال صفحه براي دوستان
  • اظهار نظر
  • امتياز به صفحه
  • تصاوير مرتبط
  • چاپ
مطالعه موردی پرونده هسته ای ایران


روابط تاريخى بين ايران و روسيه همواره با مناقشه همراه بوده است. قرن ها تمايلات رقابت آميز آن ها در مرزهاى در حال دگرگونى، و همچنين طرح رو به جنوب سلسله هاى تزارهاى روسيه روابط بين دوكشور را تحت تاثير قرار داده است. روسيه، در قرن نوزدهم سرزمين هاي با ارزشى از ايران را تصرف كرد و ايران از رقابت روسيه با ساير قدرتهاى بيگانه بر سركسب قدرت در اين کشور در نيمه اول قرن بيستم رنج بسيار برد. روابط ايران- روسيه در دوران جنگ سرد تحت تاثير اتحاد جهانى نيروها در يك نظام ژئوپلتيك دوقطبى قرار داشت. ايران كه متحد غرب بود، در مقابل همسايه شمالى خود شوروى قرار گرفت و درگير رويارويى ايدئولوژيك شرق ـ غرب شد.

 
   ● نويسنده: سيد رضي - عمادي

منبع: سایت - باشگاه اندیشه

 
 
پيشينه روابط دو کشور قبل از انقلاب اسلامی ایران
مردم ايران هيچگاه قرارداد 1907 ميان روسيه و انگلستان را از ياد نخواهد برد. در اين قرارداد ايران به مناطق نفوذ روسيه و انگلستان تقسيم شد. هدف از اين توافق اين بود که هريک از دو کشور حوزه نفوذ ديگري را به رسميت شناخته، و در منطقه نفوذ يکديگر تقاضاي امتيازات سياسي- اقتصادي نداشته باشد. همچنين مانع گرفتن امتيازات در منطقه اي که حوزه نفوذ شناخته شد، توسط کشور مربوطه نشود.
در دومين سال جنگ جهاني دوم در سال 1915 نيز روسيه و انگليس به توافقي رسيدند که بر اساس آن:
1. هريک از طرفين اجازه يافتند پس از جنگ منطقه نفوذ اقتصادي خود را رسما ضميمه خاک خود کند.
2. انگلستان متعهد شد پس از شکست عثماني، بندر استانبول و تنگه هاي بسفر و داردانل را به روسيه بدهد.
3. روسيه موافقت کرد منطقه بي طرف ايران به انگلستان داده شود. به اين ترتيب با وقوع انقلاب اکتبر در روسيه، ايران از اين ورطه نجات يافت و از تجزيه آن جلوگيري شد.(1)
انقلاب اکتبر سرآغاز روابط جديد روسيه با همسايگان خود بود. رهبران انقلاب اکتبر که با جنگ داخلي و تجاوزات بيگانگان روبرو بودند، کوشيدند اعتماد کشورهاي همسايه خود از جمله ايران را بدست آورند. آن ها اعلام کردند که روسيه سياست هاي تزارها را امپرياليستي و مطرود مي داند و آن را ادامه نخواهد داد.(2) لنين در دسامبر 1917، يک ماه پس از تصدي قدرت در روسيه در اعلاميه اي خطاب به مسلمانان شرق، پايان دوران استعمار روسيه را اعلام کرد. او با انقلاب روسيه اين کشور را درکنار ملل آزاد شده جهان معرفي کرد. او توافق نامه هاي روسيه و انگلستان را با ايران، از جمله قراردادهاي 1907 و1915 را باطل اعلام کرد. سپس دولت جديد روسيه خواستار مذاکره با دولت ايران شد، ولي دولت ايران که هوادار توسعه روابط با انگلستان بود، به دعوت هاي مکرر روسيه جواب مثبتي نداد، و با انگلستان قرارداد 1919 را امضا کرد. در 1921 ايران با دولت روسيه بلشويکي قرارداد مودت منعقد کرد كه به انگلستان فشار آورد تا نيروهاي نظامي خويش را از ايران خارج کند. با اين قرارداد کليه عهدنامه هاي ايران و روسيه که به ضرر ايران هم بود، لغو شد. در ماده 6 اين قرارداد به دولت روسيه شوروي اجازه داده شد که اگر دشمنان روسيه از خاک ايران براي تعرض به آن استفاده کردند، يا ايران پايگاه عمليات خصمانه دولت ثالثي قرار گرفت، دولت روسيه راسا براي دفع آن اقدام نمايد.(3)
پس از جنگ جهاني دوم روابط ايران و شوروي تحت تاثير مساله امتيازهاي نفتي قرارداشت. دولت ايران به رهبري محمد مصدق سياست موازنه منفي را اتخاذ کرد، که تحت تاثير اين سياست، امتياز ندادن به دولت اتحاد شوروي و انگلستان مورد توجه قرار گرفته بود. پس از سقوط دولت مصدق، دولت ايران با انعقاد پيمان بغداد در فوريه 1955 سياست همکاري کامل با آمريکا را اتخاذ کرد. دولت شوروي اين پيمان را ناقض صلح و امنيت در منطقه و جهان دانست. شاه ايران در 1956 به مسکو سفر کرد، و طي آن به شوروي قول داد که خاک ايران براي تعرض به شوروي مورد استفاده قرار نگيرد.(4) اما بزودي روابط سياسي دو کشور تيره شد، که اين امر ناشي از گسترش روابط ايران و آمريکا بود. دولت شوروي به اين رابطه اعتراض کرد. اما روي کار آمدن کندي(5) در آمريکا با تنش زدايي در روابط دو ابرقدرت توام شد و اين مساله باعث شد تا شاه ايران نيز بهبود روابط با اتحاد شوروي را دنبال کند. در سپتامبر 1962 دولت ايران به اتحاد شوروي تعهد داد که به هيچ کشور خارجي عليه اتحاد شوروي اجازه استقرار پايگاه موشکي ندهد. دولت شوروي هم متقابلا برنامه " انقلاب سفيد " شاه را مورد تائيد قرارداد. در 1964 نخستين موافقت نامه بازرگاني- ترانزيتي دو کشور امضا شد. دومين موافقت نامه بازرگاني- اقتصادي دو کشور در 1967 و سومين آن در 1970 منعقد گرديد.(6) هر چند در طول دهه 1970 روابط اقتصادي دو کشور همچنان رو به توسعه بود، ولي اتحاد شوروي همواره نگران گرايش هاي غرب گرايانه شاه بود. شاه نيز کوشيده بود با اعطاي امتيازات ناشي از توسعه روابط اقتصادي ايران و اتحاد شوروي، تهديدهاي امنيتي از سوي آن را به گونه اي دفع نمايد و در مذاکرات و چانه زني خود با آمريکا نيز از آن بهره گيرد. شاه کوشيده بود با توسعه روابط اقتصادي خود با اتحاد شوروي و تامين امنيت مرزهاي شمالي ايران، نقش فعال خود را در خليج فارس، در راستاي سياست هاي آمريکا سازمان دهد. اين نقش منطبق با تمايلات سلطه طلبانه آمريکا، با عدم رضايت اتحاد شوروي مواجه گرديد.(7)
روابط تاريخى بين ايران و روسيه همواره با مناقشه همراه بوده است. قرن ها تمايلات رقابت آميز آن ها در مرزهاى در حال دگرگونى، و همچنين طرح رو به جنوب سلسله هاى تزارهاى روسيه روابط بين دوكشور را تحت تاثير قرار داده است. روسيه، در قرن نوزدهم سرزمين هاي با ارزشى از ايران را تصرف كرد و ايران از رقابت روسيه با ساير قدرتهاى بيگانه بر سركسب قدرت در اين کشور در نيمه اول قرن بيستم رنج بسيار برد. روابط ايران- روسيه در دوران جنگ سرد تحت تاثير اتحاد جهانى نيروها در يك نظام ژئوپلتيك دوقطبى قرار داشت. ايران كه متحد غرب بود، در مقابل همسايه شمالى خود شوروى قرار گرفت و درگير رويارويى ايدئولوژيك شرق ـ غرب شد.
 
روابط دو کشور بعد از انقلاب اسلامی ایران
 
الف: در سالهای پایانی موجودیت اتحاد جماهیر شوروی
 انقلاب اسلامى ايران در ۱۹۷۹ شكاف ايدئولوژیکی را به طريق تازه اى گسترش داد. ايالات متحده و اتحاد شوروى در نگرش كلى و جهانى «نه شرقى- نه غربى» ايران، بد شمرده مى شدند. اما با اين حال، سياست خارجى جبهه گيرانه ايران گرايش عمل گرايانه ترى به خود گرفت. ايران سرانجام تصميم گرفت تا روابط خود را با كشورى كه «كمتر شيطان» بود با امضاى يك پروتكل اقتصادى گسترده با مسكو در ۱۹۸۶ بهبود بخشد، با اين اميد كه اين حركت، كرملين را از ادامه كمك به عراق كه در آن زمان درگير جنگى خانمان سوز با جمهورى اسلامى بود باز دارد. مسكو انتظار داشت كه روابط بهتر با تهران موجب شود تا رژيم مذهبى ايران را تشويق كندكه چشم خود را نسبت به مداخله شوروى در افغانستان فرو بندد. اين توافق ها به دنبال ديدار آقاى على اكبر هاشمى رفسنجانى رئيس مجلس وقت ايران از مسكو صورت گرفت، كه منتج به معامله تسليحاتى عمده اى شد و پيوندهاى دوجانبه و اعتماد متقابل را تحكيم بخشيد.(8) تغييرات ژئوپلتيكى پس از دوران جنگ سرد زمينه سياسى و انگيزه هاى استراتژيك براى همكاري گسترده تر ايران ـ روسيه را فراهم كرد.
تحول در روابط ايران و روسيه از دوران اتحاد شوروي آغاز گرديد. جمهوري اسلامي ايران که با شعار " نه شرقي نه غربي " سياست خارجي خود را پايه گذاري کرده بود، توانست در چارچوب " تفکر نوين" گورباچف روابط خود را با اتحاد شوروي توسعه دهد. دگرگوني در سياست خارجي فرصت را براي گسترش همه جانبه روابط دو کشور فراهم کرد. دست کشيدن شوروي از شعار رهبري انقلاب جهاني و توجه به اولويت هاي اقتصادي اين ارتباط را تسهيل نمود. در فوريه 1989 وزير خارجه اتحاد شوروي ادوارد شوارد نازده از ايران ديدار كرد و متقابلا علي اكبر هاشمي رفسنجاني نيز در ژوئن آن سال از مسكو ديدن كرد که طی آن قراردادهای مهمی بین دو کشور امضاء شد که از جمله آن موافقتنامه نظامی میان دو کشور بود که این موافقتنامه به ایران اجازه می داد تا از مسکو هواپیماهای پیشرفته نظامی شامل MIG-29S و SU-24S خریداری کند.
 
ب: سیاست های فدراسیون روسیه در قبال ایران
اما در نخستين سال هاي پس از فروپاشي اتحاد شوروي، رهبري غرب گراي فدراسيون روسيه، ايران را به مثابه کانون تهديد اسلامي در منطقه مرزهاي جنوبي خود برآورد کرده بود. در اين دوران اساسا توسعه روابط باکشورهاي اروپايي و آمريکا در دستورکار سياست خارجي فدراسيون روسيه قرارداشت. درادامه سياست تفکر نوين گورباچف که از دوران اتحاد شوروي آغاز شده بود، فدراسيون روسيه نيز يکپارچگي در نظام اقتصاد سرمايه داري و بهره گيري از تکنولوژي پيشرفته غربي را مورد توجه قرارداده بود. بنابراين با توجه به حاکميت اين نگرش بر سياست خارجي روسيه که تا نيمه سال 1993 نيزبه طول انجاميده بود، روابط دو کشور دچار نوعي رکود موقت گرديد.
منطقه خاورمیانه به لحاظ استراتژیکی و دارا بودن منابع غنی نفتی برای روسیه دارای اهمیت زیادی می باشد. در این میان دو کشور ایران و ترکیه اهمیت بیشتری نسبت به سایر کشورهای این منطقه دارند زیرا این دو کشور در آسیای مرکزی و قفقاز نفوذ زیادی دارند و این مساله برای روسیه و امنیت این کشور حائز اهمیت فراوان می باشد. ایران همانطوری که می توانست در 6 کشور مسلمان آذربایجان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، قزاقستان و تاجیکستان اعمال نفوذ کند از طرف دیگر مورد تهدید قومی برخی از این کشورها هم قرار داشت. لذا همکاری با روسیه در این زمینه که مثل ایران از جانب این کشورها احساس خطر می کرد لازم بود. بنابراین ایران در جنگ داخلی تاجیکستان با روسیه همکاری خوبی داشت و نقش بسیار فعالی در این زمینه ایفا نمود.(9) رهبران روسیه نیز معتقد بودند که ایران در منطقه آسیای مرکزی نقش مهم و مفیدی را اعمال می نماید لذا به تجهیز کردن ایران به تجهیزات مدرن ادامه دادند که شامل تهیه زیردریایی برای ایران بود که با مخالفت شدید ایالات متحده نیز توام شد. واکنش ایران در قبال شورش چچن در 1996-1994 و حمایت از سیاست روسیه در بوسنی در 1995-1993 باعث شد تا روابط دو کشور مستحکمتر از قبل شود.(10)
روسیه تلاش کرد تا در غیاب آمریکا خلایی که در ایران و عراق وجود دارد را پر کند. البته روسیه می دانست که برخلاف عراق و لیبی، کشورهای اروپای غربی خواهان تقویت روابط اقتصادی با ايران می باشند. در می 1995 روزنامه سیودنیا نوشت: "همکاري با ايران براي صنعت هسته اي روسيه مهمتر و بيشتر از صرف بدست آوردن پول و سفارش است. امروزه يک تهران دشمن مي تواند مقدار عظيمي ناخشنودي و تهديد براي روسيه در شمال قفقاز و تاجيکستان ايجاد کند. از طرف ديگر يک ايران دوست مي تواند يک متحد استراتژيک مهم در آينده باشد. "(11).
به طورکلي روابط ايران و روسيه پس از فروپاشي شوروي را مي توان به دو دوره تقسيم کرد: دوره اول از اولين ماه هاي استقلال روسيه تا نيمه سال1993 را شامل مي شود. در اين دوره نگرش غرب گرايانه در سياست خارجي روسيه حاکم بود. در اين نگرش ايران به عنوان يک کشور توسعه طلب در گسترش نفوذ انقلاب اسلامي خويش در آسياي مرکزي و قفقاز ديده مي شد. غرب گرايان نسبت به غرب و آمريکا بسيار خوشبين بوده و برلزوم همکاري گسترده با غرب و آمريکا تاکيد مي کردند. باتوجه به ديدگاه هاي انقلابي ايران اسلامي، روس ها از اين بيم داشتند که ايران درصدد صدور انقلاب، ايجاد انقلاب و برقراری حکومت اسلامي در اين جمهوري ها برآيد. در آن زمان روس ها کوچکترين حرکت ايران را در اين منطقه در نظر داشتند و نسبت به آن با بدبيني مي نگريستند. تلاش ايران در حفظ صلح و ثبات درآسياي مرکزي و قفقاز و عمل کردن به عنوان يک ميانجي در مناقشات منطقه و اولويت هاي اقتصادي ايران در رابطه با کشورهاي آسياي مرکزی و قفقاز باعث شد که به تدريج از سوءظن روس ها نسبت به سياست هاي جمهوري اسلامي ايران کاسته شود و روابط به تدريج گسترش يابد. به طورکلي در مرحله اول توسعه روابط با شرق و ازجمله ايران ازاهميت چنداني برخوردار نبود.
مرحله دوم با کنار رفتن انديشه هاي غرب گرا و فعال شدن گرايش هاي ملي گرايانه و اوراسياگرايانه در روسيه آغاز شد. به تدريج با تحول در سياست خارجي روسيه و تضعيف نگرش هاي هواداري از غرب از يک سو و تقويت تمايلات ملي گرايانه و اوراسياگرايانه در بينش رهبران روسيه نسبت به ايران تغيير ايجاد شد. روي کارآمدن پريماکف که شرق شناس بود و توجه خاصي به گسترش روابط روسيه با کشورهاي اسلامي از جمله ايران داشت، نيز تاثير زيادي در روابط دو کشور داشت. در مارس 1996 علی اکبر ولایتی از مسکو دیدار کرد و در این دیدار گفت که روابط تهران – مسکو در بالترین سطح خود در تاریخ معاصر قرار دارد. ولایتی همچنین با گسترش ناتو به شرق مخالفت کرد و خواهان پایان جنگ در تاجیکستان و گسترش همکاری در منطقه خزر شد.(12)
عدم توفيق کامل اقتصادي و سياسي روسيه و تقاضاي قاطعانه رهبران روسيه براي ايفاي نقش برتر جهاني با توجه به رويارويي ايران و آمريکا، سبب شد دو کشور در مسير نزديکي فزاينده اي قرار گيرند. تلاش مشترک ايران و روسيه براي حفظ ثبات سياسي و امنيت در منطقه آسياي مرکزي و قفقاز سبب توسعه اعتماد متقابل ميان دو کشور شد. روسيه ايران را به عنوان يک قدرت منطقه اي که مي تواند ضامن ثبات باشد مورد توجه قرارداد. ايران در مناقشه هاي آذربايجان و ارمنستان فعالانه به عنوان ميانجي وارد شد و حتي توانست تاحدي از شدت بحران بکاهد. تلاش فعالانه ايران در حفظ صلح و ثبات در منطقه باعث شد خود به خود هزينه هاي روسيه در حفظ ثبات کشورهاي اين منطقه کاهش يابد و از اين جهت نيز روسيه سعي در توسعه روابط با ايران کرد.(13) از پاييز سال ۲۰۰۰ زمانى كه مسكو اعلام كرد كه فروش اسلحه به جمهورى اسلامى ايران را از سرگرفته و همكارى فناوري را توسعه خواهد داد، روابط روسيه ـ ايران به شدت مورد توجه محافل بين المللى قرار گرفته است. اين تصميم به توافق ۱۹۹۵ گور ـ چرنوميردين كه طى آن مسكو متعهد شده بود تجهيزات نظامى به ايران نفروشد را پايان بخشيد. همگرايى مسكو ـ تهران پس از ديدار رسمى حجت الاسلام سيدمحمدخاتمى رئيس جمهور ايران از روسيه در مارس ۲۰۰۱ دور تازه اى پيدا كرد. خاتمى اميدوار بودكه در اين رويداد «بهار تازه اى» در همكارى بين دو كشور آغاز گردد. در آخرين اقدام در دوم اكتبر ۲۰۰۱ روسيه موافقتنامه اى امضا كرد كه به ايران سالانه تا سقف ۳۰۰ ميليون دلار تسليحات متعارف بفروشد.(14)
نياز ايران براى بازسازى نيروهاى متعارف خود پس از خاتمه جنگ با عراق (۱۹۸۹) جمهورى اسلامى را در پيوند با خريد تسليحات نظامى نزديكتر با روسيه تشويق كرد. اين رابطه در طول دهه پايانى قرن گذشته همچنانكه رقابت بين المللى بر سر نفوذ در منطقه شدت يافت به صورت همكاری هاى گسترده ترى توسعه يافت. تهران و مسكو با الهام از ديدگاه هاى جهانى مشابه، در مسايل متعددى به رغم وجود تضاد منافع در پاره اى از حوزه هاى ديگر، با يكديگر همكارى كردند.
جاذبه هاي اقتصادي دو طرف نيز براي يکديگر در توسعه روابط موثر واقع شد. مشکلات اقتصادي روسيه، بهره مندي اين کشور از توسعه روابط اقتصادي با ايران را به طور جدي مطرح ساخت. همکاري هاي نظامي و فروش تسليحات از جمله محورهاي مورد توجه روسيه درگسترش مبادلات دو کشور بوده است.
 
ادامه دارد ...
 

    614 بازديد     0 امتياز     0 نظر


مطالعات موضوعي مرتبط :
●   انرژي هسته اي ايران (365)
●   سياست خارجي روسيه (44)

مطالعات منطقه مرتبط:
●   ایران (749)
●   روسیه (229)

دسته
●  متن / مقاله

رسته :1

تاريخ ارسال:04/05/1386

   
 

  درباره ي ما   |   تماس با ما   |   عضويت در سايت   |   ورود اعضا   |   تبليغات در سايت

  آمار سايت   |   پشتيبان فني   |   ارسال مطلب