2- اهداف سياست خارجي روسيه درقبال ايران:
پس از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي درپايان جنگ سرد، با توجه به از بين رفتن نظام دوقطبي، موقعيت ژئوپليتيکي و ژئواستراتژيکي روسيه در نظام بين الملل به کلي دگرگون شد و اهداف و اولويت هاي جديدي براي روسيه فدراتيو مطرح شد که در برخي موارد کاملا متفاوت با گذشته و در بعضي ديگر مشابه و يا ادامه اهداف سياست خارجي اتحاد شوروي محسوب مي شد. در مورد اهداف عمده سياست خارجي روسيه در قبال ايران پس از فروپاشي شوروي نيز اهداف جديدي مطرح شده است که عبارتند از:
الف: همکاري با ايران در جهت جلوگيري از تشديد مسايل مليت گرايي
ب: کسب منافع اقتصادي و فروش تسليحات
ج: نزديکي به خاورميانه براي نفوذ در ايران
د: استفاده از اهرم ايران براي چانه زني با غرب
الف: همکاري با ايران در جهت جلوگيري از تشديد مسايل مليت گرايي
منطقه آسياي مرکزي و قفقاز متشکل از اقوام و مليت هاي گوناگوني مي باشد. ازطرفي وضعيت سياسي اين جمهوري ها کاملا تثبيت نشده بود، لذا پتانسيل هاي زيادي براي بحران در منطقه وجود دارد. در اين صورت هرگونه تشنج و تشديد قوميت گرايي مي تواند منطقه را در آتش نزاع هاي قومي و نژادي و مذهبي وارد کند. در اين صورت کشور روسيه بيش از هر دولت ديگري امنيت ملي خود را در معرض خطر خواهد ديد. ايران به عنوان يک کشور مهم و پرنفوذ در منطقه هم در ثبات و آرامش منطقه و هم در صورتي که بخواهد به تنش ها و اختلافات در منطقه دامن زند، مي تواند نقش حياتي داشته باشد. درک متقابل ايران و روسيه از توان تاثيرگذاري آن ها بر کشورهاي آسياي مرکزی و قفقاز ضرورت همکاري و هماهنگي بين آن ها و اتخاذ سياست هاي واقع گرايانه را مطرح کرد. اين رويکرد نتايج سودمندي هم در پي داشت. روسيه در برابر بي طرفي ايران در جنگ داخلي تاجيکستان، با مشارکت ايران براي حل اين بحران موافقت کرد. همچنين در برابر رعايت منافع حياتي روسيه در آسياي مرکزي و قفقاز و همکاري ايران براي راه يافتن سلاح هاي روسيه به بازار خليج فارس، مسکو روند تحويل اسلحه به ايران را دنبال مي کرد. روزنامه روسي سيودنيا دراين باره مي گويد: "همکاري با ايران براي صنعت هسته اي روسيه مهمتر و بيشتر از صرف بدست آوردن پول و سفارش است. امروزه يک تهران دشمن مي تواند مقدار عظيمي ناخشنودي و تهديد براي روسيه در شمال قفقاز و تاجيکستان ايجاد کند. از طرف ديگر يک ايران دوست مي تواند يک متحد استراتژيک مهم در آينده باشد."(15)
ب: کسب منافع اقتصادي و فروش تسليحات
سابقه روابط اقتصادي ايران و روسيه بسيار طولاني است. در اثناي جنگ سرد که ايران علاقه چنداني به توسعه روابط سياسي خود با شوروي نشان نمي داد، اتحاد شوروي متوجه شد که بهترين وسيله براي جلوگيري از کنش بيشتر رژيم شاهنشاهي ايران در زمينه وابستگي سياسي - نظامي آتي به واشنگتن، همانا برقراري همکاري هاي عادي اقتصادي و ارتباطات در زمينه معاملات نظامي با تهران است.(16) روسيه با کمک به احداث نخستين کارخانه ذوب آهن در ايران در دهه 1960 و با مشارکت در چندين پروژه مهم صنعتي ديگر سابقه ديرينه اي در اينگونه همکاري ها دارد. اقتصاد روسيه در دهه 1990 در شرايط بحراني بود و نياز مبرم به ارز خارجي داشت. در اين ميان ايران به عنوان يک کشور همسايه که بازار مستعدي هم داشت، مورد توجه روسيه براي صدور کالاها و انتقال تکنولوژي قرار گرفت. حجم مبادلات تجاري- اقتصادي دوکشور در سال 1996 بالغ بر 600 ميليون دلار بوده است. در طي اين سال ها قراردادهاي تجاري متعددي بين دو کشور امضا شد که از جمله مي توان به مذاکره پيرامون خريد دو نفتکش 5 هزار تني، گفتگو پيرامون خريد واگن مترو، انعقاد خريد 200 هزار تن کود شيميايي در سال از روسيه و غيره اشاره کرد.
بعد ديگر ملاحظات اقتصادي روسيه در ايران، فروش تسليحات نظامي به ايران است. در سال هاي 1985-1984 اتحاد شوروي در فروش تسليحات به خاورميانه 3/27 درصد بازار را در دست داشت و در مکان اول بود. پس روسيه احساس کرد که برا ي سلامت اقتصادش بايد برخي بازارهاي خاورميانه را دوباره بدست آورد، و از آنجا که آمريکا مخالف نفوذ رقيبانش در بازار اسلحه خاورميانه بود، بنابراين تنها دو بازار باقي مي ماند: ايران و عراق. بدين ترتيب با توجه به نياز ايران به تجهيز نظامي خود پس از پايان جنگ عراق از يک طرف و تحريم هاي آمريکا و غرب از طرف ديگر، روسيه به عنوان مهمترين تامين کننده تسليحات براي ابران درآمد.
كنكاش ایران برای افزایش ظرفیت نظامی متاثر از تهدیدات واقعی و هم خواست اين كشور برای تبدیل شدن به یك قدرت عمده در منطقه است. این كنكاش مستلزم توسعه نیروهای مسلح كارا و موثر برای رویارویی با هرگونه تهاجم و ظرفیت بازداشتن تهدیدات عمده از سوی عراق، ایالات متحده، اسراییل و افغانستان است. اهداف ایدئولوژیك ایران در منطقه، تلاش های این كشور را در تقویت حضور دریایی در خلیج فارس و دستیابی به جنگ افزارهای پیشرفته تر برانگیخت. ایران برای تامین نیازمندی های یاد شده مجبور شد تا جنگ افزارها و فن آوری نظامی پیشرفته را از خارج وارد كرده و به منظور كاهش اتكای خود به فروشندگان خارجی تسلیحات، پایه صنعتی ـ نظامی خود در داخل كشور را تقویت كند. مسكو به ایران كمك كرد تا نیروهای متعارف خود را مدرنیزه كند و بنا به ادعاهاي مطرح شده، فن آوری موشك های بالستیك را دراختیار ایران قرار داد.(17)
روسیه همچنین به ایران كمك كرد تا تولید تسلیحات داخلی خود را از طریق تقویت پایه صنعتی ـ نظامی آن افزایش دهد. تقلا برای خوداتكایی (جهاد خودكفایی) نشانی از استراتژی انقلابی ایران بوده است. علی شمخانی وزیر دفاع ایران، آن را نشانی از "روح خوداتكایی امام" دانست. یكی از رسالت های وزارت دفاع و پشتیبانی ایران ارتقای خوداتكایی بوده است. روسیه بر پایه قرارداد ۱۹۹۱ به ایران كمك كرد تا این كشور توان تولید ۱۰۰۰ تانك تی ـ ۷۲ و ۱۵۰۰ دستگاه خودرو و نفربر زرهی بی ام پی ـ ۲ پیداكند. اما به سبب فشار واشنگتن تلاش برای دستیابی به امكانات برای مونتاژ جنگنده های میگ ـ ۲۹ به نتیجه نرسید.(18)
به رغم اعلام از سرگیری معامله تسلیحاتی روسیه- ایران، درباره انواع جنگ افزارهایی كه قرار است معامله شود هنوز گزارشی نرسیده است. لیست نیازمندی های ایران اولویت را به تجهیزاتی می دهد كه بتواند سیستم پدافند هوایی و سیستم دفاع ضدموشكی آن را بالا برده و توانایی عملیاتی و استراتژیك نیروی هوایی را افزایش و نیروی دریایی ایران را از لحاظ رزمایش موثر در خلیج فارس ارتقاء دهد.
ایران با ترس از حمله های موشكی و حملات هوایی ایالات متحده و اسراییل علیه تاسیسات كلیدی خود، از جمله پایگاه موشك های بالستیكی، نیروگاه های انرژی هسته ای و تاسیسات مرتبط با جنگ افزارهای پیشرفته برای پدافند هوایی خود اهمیتی حیاتی قایل است.
مهمترین قرارداد اقتصادی بین ایران و روسیه پس از فروپاشی شوروی، قرارداد فروش رآکتورهای آب سبک به ایران می باشد. در سال 1995 برای اتمام نیروگاه اتمی بوشهر قرارداد 800 میلیون دلاری بین روسیه و ایران امضا شد.(19)
گام های اساسی برای افزایش همکاری های اقتصادی برداشته شد که برخی از آنها عبارتند از:
1. تبادل هیات های اقتصادی و تجاری و بالا بردن سطح تماس مقامات دو کشور.
2. برگزاری نمایشگاهه ای تجاری اختصاصی دو کشور.
3. ایجاد و تقویت لابی های لازم جهت تسهیل در تصویب و اجرای قوانین.
4. امضای اسناد لازم جهت کم کردن موانع دولتی تجاری و اقتصادی و فراهم کردن زمینه های حقوقی در بخش اقتصاد.
5. تاسیس شعبه بانک ملی در روسیه جهت تسهیل فرآیند مالی کارهای تجاری.
6. تحرک بخشیدن به بخش حمل و نقل در هوا، دریا و خشکی جهت تسهیل ترانزیت کالا.
7. استفاده از تکنولوژی اطلاعاتی جهت ایجاد سایت های تجاری و ارائه آخرین آمار و اطلاعات لازم در این سایت ها.
8. تصویب قوانین و مقرراتی در جهت حمایت های مالی به صورت اعتبار و بیمه برای تجار.
9. برگزاری منظم کمیسیون های مشترک اقتصادی.
10. تقویت انجمن های دوستی برای کمک به رشد همکاری ها.(20)
در سال 2003 سطح تجارت روسیه با ایران حدود 4/1 میلیارد دلار بود که ایران عنوان کرد در تلاش است تا 5 سال آینده این میزان را به 10 میلیارد دلار برساند.(21) از دید مسکو بازار ایران پتانسیل قابل ملاحظه ای برای واردات تسلیحات متعارف روسیه که یکی از منابع ارزی این کشور می باشد را دارا می باشد.(22)
ج: نزدیکی به خاورمیانه برای نفوذ در ایران
روسیه از دیرباز درصدد بود که در ایران حضورفعال سیاسی داشته باشد. در زمان جنگ سرد درصدد برآمدند تا با عقد قرادادهای تسلیحاتی و اقتصادی به این هدف دست یابند، که این میسر نشد. پس از جنگ خلیج فارس، مسکو با ارج نهادن بر مناسباتش با شیخ نشین های عرب در قبال عراق و ایران، برای پیشبرد هدف کسب درآمد ارزی و نفوذ بیشتر در خلیج فارس تلاش می کرد. این دیپلماسی متاثر از دوره اول سیاست خارجی روسیه فدراتیو بود که همگرایی کامل با آمریکا و سایر کشورهای غربی را در پی می گرفت. اما بتدریج این دیپلماسی منطقه ای براثر فشارهای ملی گرایان و کمونیست های داخلی و استراتژیست های نظامی روسیه دگرگون شد، زیرا آن ها خواستار حفظ و بسط مناسبات بهتر با ایران و عراق، نه شیخ نشین های عرب خلیج فارس بودند، زیرا از دیدگاه آن ها مسکو نمی توانست در برابر آمریکا که برشیخ نشینهای خلیج فارس سلطه کامل داشت، موفق باشد.(23) اسلام گرایی در خاورمیانه از سه نظر برسیاست خارجی روسیه تاثیر می گذارد:
1- کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز بیشتر مسلمانند، و گسترش تفکر اسلام سیاسی دراین مناطق از دید مسکو تهدیدی برای امنیت ملی روسیه است.
2- مسلمانان جامعه مشترک المنافع دارای پیوندهای عقیدتی، عاطفی و روحی با مسلمانان جهان هستند.
3- روابط مسکو با کشورهای خاورمیانه تحت تاثیر اسلام و اسلام گرایی قرار دارد.
ایران نفوذ زیادی در برخی کشورهای اسلامی دارد، لذا نقش ایران در سیاست مسکو برای نفوذ در خاورمیانه نقش مهمی است. از سویی نفوذ در خاورمیانه نیز برای نفوذ در ایران می تواند بسیار مهم باشد، زیرا همکاری روسیه با برخی از کشورهای خاورمیانه می تواند برای ایران پیامدهای منفی داشته باشد. لذا ایران نیز برای جلوگیری از این پیامدهای منفی خواهان داشتن روابط بهتر با روسیه خواهد شد، همانطور که عدم وجود رابطه مناسب میان ایران و آمریکا باعث شد که ایران خواهان داشتن روابط بهتر با روسیه شود و این روسیه است که از عدم وجود رابطه میان ایران و آمریکا بیشترین بهره را می برد.
ادامه دارد ...