نگاهي به مهمترين موضوع بحث وبلاگ هاي فارسي در دو هفته ي اخير
حجم مطالب و نوشته هایی که در این زمینه و در اين چند روز گذشته منتشر شده اند بسيار است اما در اينجا سعي کردم به بخشي از اين اعتراضات وبلاگي اشاره کنم تا شدت تاثير گذاري فيلترينگ گسترده ي اخير را روي جماعت بلاگر به تصوير کشيده باشم. مسدود کردن ورود به قسمتی از دنیای مجازی تنها راهی برای رسیدن به آنچه می خواهیم نیست ؛ شاید سریعترین راه و کم هزینه ترین راه باشد اما برای هر حرکتی باید فرهنگ سازی و اعتدال برقرار باشد.
این چند هفته ی اخیر یکی از موضوعاتی که خیلی برای استفاده کنندگان صفحات اینترنت مشکل ساز بوده ؛ مسدود شدن سایتهای پربيننده ی orkut , persianblog , blogsky , blogger , fotopages, blogrolling … بوده است. چون این سایتها از نظر محتوایی برای کسانی که به صورت روزمره با دنیای سایبر سر و کار دارند خیلی حائز اهمیت است ؛ مسدود شدن این سایت ها لطمه های جبران ناپذیری به بدنه ی دهکده ی مجازی اینترنت که بیشتر استفاده کنندگان آن وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان هستند وارد مي کند. از این روی افرادی که از امکانات این سایتها استفاده می کردند از مسدود شدن سرویس دهندگان خود توسط isp ها خیلی ناراحت و نگران بودند.
بخش فارسی سایت BBC فقط از برداشته شدن محدودیت برای ورود به سایتهای پرشین بلاگ و اورکات خبر داده :
« پرشين بلاگ، بزرگترين عرضه کننده خدمات وبلاگ رايگان فارسی است و اورکات نيز که وابسته به شرکت گوگل است، وب سايتی است که امکان پيدا کردن دوستان قديمی و ايجاد کلوپ مجازی در اينترنت را فراهم می کند.
اين دو سايت اخيرا به دستور دستگاه قضايی، توسط برخی عرضه کنندگان خدمات اينترنتی مسدود يا فيلتر شده بود.
بسته شدن اين دو سايت اعتراض دولت ايران را به همراه داشت.
سخنگوی دولت ايران، روز 10 ژانويه، مسدود کردن دو سايت ياد شده را 'قانون شکنی' توصيف کرده بود. اما دادستان تهران در دفاع از عملکرد قوه قضائيه گفت که اين قوه سايتهايی را که 'مطالب الحادی، ضد دين و غيراخلاقی' منتشر کنند، 'راسا' مسدود خواهد کرد.
مسدود کردن سايتها در ايران با تصميم کميته ای تحت نظارت شورای عالی انقلاب فرهنگی صورت می گيرد و مجری تصميمات اين کميته نيز شرکت مخابرات است که ناظر بر فعاليت شرکت های عرضه کننده خدمات اينترنتی (ISP) است.
به نظر می رسد قوه قضائيه به نوعی ناگزير به عقب نشينی در اين مورد شده است. اگرچه رضا پارسا گفته که "سايت های ياد شده براساس استنباط شرکت های عرضه کننده خدمات اينترنتی فيلتر شده بودند و نمايندگان دستگاه قضايی در پی برگزاری جلساتی با اين شرکتها، به صورت کلی تذکراتی درباره برخی سايت ها داده، اما رسما به صورت موردی به فيلتر سايتی اشاره نکرده بودند. »
مهدی بوترابی، مدير سايت پرشين بلاگ نيز به خبرنگار ايرنا گفته که اين سايت توسط برخی از شرکتهای عرضه کننده خدمات اينترنتی فيلتر شده است.
وی گفت که پرشين بلاگ بيش از ۳۷۰ هزار کاربر، ۵۶ هزار وبلاگ فعال و دو ميليون نفر بازديدکننده در ماه دارد.
سید رضا شکراللهی در وبلاگ خوابگرد از مسدود کردن سایتها برای رسیدن به منافع سیاسی انتقاد کرده و از مسدود شدن سایتش بسیار نگران هست :
« کاش فيلترينگ اينترنت در ايران اينقدر موردی، بیقاعده و نابسامان نبود. نمیتوانم با اساس فيلترينگ مخالف باشم؛ چون اين اقدام در ايران به جای آن که اجتماعی و اخلاقی باشد، سياسی ست و من هم پيشتر اعتراف کردهام که جربزهی ورود به اين عرصه را ندارم. خود من نه تنها در متن که حتي در لينک دادن به جاهای ديگر هم دست و دلم میلرزد و کلماتی را هم که برای لينک دادن به برخی موارد حساس به کار میبرم، با هزار وسواس انتخاب میکنم تا مباد که اين کرکره پايين کشيده شود. بگذريم که سه شب است شرکتی که از طريق آن به شبکه وصل میشوم وبلاگ مرا به صِرف احتياط! فيلتر کرده و پاسخ درستی هم به من نمیدهد. و بگذريم از موضوع جالب ترش که فيلترينگ آن از ساعات اوليهی شب شروع میشود و از آغاز صبح برداشته میشود! به هرحال برای اين که اعتبار اشتراکم هنوز تمام نشده ناچار شدم برای دسترسی به وبلاگ خودم شمار زيادی پروکسی را امتحان کنم تا بالاخره از اين تابلوی «ورود ممنوع» بگذرم. از اينها میگذرم و آن را نگرانی شخصی خودم تلقی میکنم. آنچه بيشتر ذهن مرا به خود مشغول کرده و میتواند موضوعی غيرشخصی باشد، وضعيت متناقضیست که با آن روبهرو هستيم. در اين يادداشت، نخست میخواهم اين وضعيت متناقض را شرح دهم و سپس پيشنهادهای خودم را برای پاسخ دادن به اين پرسش ارائه کنم که با پشت و روی فيلترينگ چه کنيم؟ »
سایت بازتاب هم در مصاحبه ای که با وزیر ارتباطات داشته از مسدود شدن سایتها سوال کرده و وزیر هم اظهار بی اطلاعی کرده است :
« وي، در مورد فيلتر شدن برخي از سايتها مانند اوركات و پرشينبلاگ گفت: من نظر و اطلاع خاصي در اين رابطه ندارم، اما از قبل اعلام كرديم كه خوب است اين كار بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي يا همان كميته سه نفره انجام شود. صحبتهايي هم با كميته سه نفره داشتيم كه بهتر است از طريق كميته سه نفر ه اقدام كنند، اما دوستان معتقدند كه طبق قوانين اين مجوز را دارند كه اين كار صورت بگيرد، اما اعتقاد من اين است كه بهتر است اين موارد از طريق يك كانال و بر اساس مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي باشد، اما ظاهرا اين كار از طرف دستگاه قضايي و راسا صورت گرفته است. »
علی قدیمی در وبلاگ خود با تحت پوشش قرار دادن اخبار و اطلاعات درباره isp هایی که وبلاگها و اورکات را بستنه اند پرداخته و از این عمل به عنوان هجمه به وبلاگستان یاد مي کند :
« شركت داتك تلهكام كه از بزرگترين سرويس دهندههاي اينترنت است از ساعاتي پيش كليهی وبلاگهای فارسي اعم از بلاگر و بلاگ اسكاي و حتي پرشين بلاگ را فيلتر كرده است و در پاسخ عمل خود دستور قوه قضاييه را بهانه ميكند و مدعي است به زودي تمامي ای اس پیها به همينصورت عمل خواهند كرد، نميخواهيد اطلاع رساني كنيد؟ »
الپر هم از ناتوانی در برابر اینگونه سانسور توسط isp ها بسیار نگران است و در قسمتهای مختلف به راهکارها و شیوه های عبور از این سد مجازی پرداخته است :
« فيلترينگ دارد همه را خفه ميكند. كسي كاري نميكند.
ديگر خيالم راحت است كه كاري خاصي ازم برنميآيد كه نكرده باشم. آن احساس بيعملي و بيتفاوتي برايم قابل تحمل نبود، اما اكنون فهميدهام كه كاري نميتوانم انجام بدهم، جز همين داد زدن هاي گهگاه.
هربار كه ديوار فيلترينگ يك قدم جلوتر آمد، تا جايي كه در توانم بود و به هرجا كه دستم رسيد، گفتم و اعتراض كردم و توضيح و توجيه و تشريح و... جز در يكي مورد، غالبا هم بيحاصل. اين بار هم همينطور. نه فقط من، دوستان ديگري هم بودند. آنها هم كارهايي كردند. تلاشهايي شد، اما موفق نبود. چرا؟ لااقل وجدانم راحت است كه اين بار از كمكاري ما نبود، بلكه فضا بستهتر از آن است كه بشود كاري كرد. »
نویسنده وبلاگ یک بلاگر با نارضایتی از مسدود کردن سایتها و بلاگها دست به معرفی سایتها و ابزاری که برای دورزدن این سد مجازی قابل استفاده است ؛ پرداخته و مي نويسد :
« انگار این یک مرض تاریخی برای ما ایرانیان است که به جای اینکه قوای مان را صرف کارهای مثبت بکنیم آن را خرج مانع تراشی ها و چوب لای چرخ گذاری در کارهای هم دیگر می کنیم. آنها پول و وقت خرج فیلتر می کنند، ما خرج فیلتر شکن. کسی که از بیرون به اوضاع دیوانه وار داخل ایران نگاه می کند نمی دانم چه فکری می کند. »
دامون مقصودی هم در وبلاگ پادساعتگرد با استناد به مصاحبه شبکه CNN با یک بلاگر و عکس العملهای سایت پرشین بلاگ و استفاده ی بی حد و مرز جوانان برای استفاده از وبلاگها برای گسترش انحرافات جنسي انتقاد کرده و یکی از عوامل مسدود شدن این سرویس ها را رشد قارچ گونه ی وبلاگهای ضد اخلاقی اعلام کرده است :
« گزارش ده روز پيش CNN با عنوان Prostitute diary tops Iran Web hit (خاطرات يک فاحشه پربينندهترين وبسايت ايرانی است) که برداشتی بود از مقاله رويترز با عنوانی ملايمتر، جنجالی در ميان کسانی آفريد که من با احتياط نامشان را میگذارم دلسوزان وب ايران. هرچند هنوز هم وسط دعوا هستيم ولی بد نيست نگاهی به کل ماجرا بياندازيم.
متاسفانه حجم بالايی از درخواستهای اينترنت در ايران برای سايتهای پورنو است. اين مساله را نبايد به دليل خطر زير سوال بردن اهميت محتوای فارسی در اينترنت و رشد وبلاگها و وبسايتهای توليد کننده محتوا در ايران مخفی کرد. واقعيت "هست" و مخفی کردنش کمکی نمیکند. »
حجم مطالب و نوشته هایی که در این زمینه و در اين چند روز گذشته منتشر شده اند بسيار است اما در اينجا سعي کردم به بخشي از اين اعتراضات وبلاگي اشاره کنم تا شدت تاثير گذاري فيلترينگ گسترده ي اخير را روي جماعت بلاگر به تصوير کشيده باشم. مسدود کردن ورود به قسمتی از دنیای مجازی تنها راهی برای رسیدن به آنچه می خواهیم نیست ؛ شاید سریعترین راه و کم هزینه ترین راه باشد اما برای هر حرکتی باید فرهنگ سازی و اعتدال برقرار باشد.