د: استفاده از اهرم ایران برای چانه زنی با غرب
روند جریان ها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی برای بسیاری از دولتمردان روسیه آشکار ساخت که آمریکا مایل به تبدیل مجدد روسیه به یک قدرت جهانی نیست. توسعه روابط با ایران به عنوان یکی از معدود کشورهایی که ستیز خود را با آمریکا ادامه داده است، در پی توسعه گرایش های ضد غربی در روسیه از اهمیت بیشتری برخوردار شد. حکومت ضد آمریکایی تهران برای مسکو به عنوان یک متحد طبیعی ظاهر شد و اشراف آن بر تنگه هرمز، شریان حیاتی غرب، این نزدیکی را قابل تامل تر ساخت. تحلیلگران روس نزدیکی با ایران را سبب افزایش هزینه های امنیتی غرب و به نفع خود تلقی می کنند. به نظر آنها هرچه روسیه با کشورهای ضد غربی و اصولگرا نزدیک شود، غرب ناچار به تخصیص هزینه های بیشتری برای تامین بازدارندگی از جنوب خواهد شد.
با توجه به حساسیت غرب و آمریکا درمورد ایران، روس ها توانسته اند با استفاده از اهرم روابط با ایران، بارها از غرب و آمریکا امتیاز بگیرند و در واقع ایران را وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود در برابر غرب قرار دهند. نمونه بارز این سیاست، هنگامی بود که روسیه درمقابل حساسیت آمریکا در مورد مساله فروش رآکتور اتمی به ایران تصمیم گرفت تا از فروش سانتریفوژ گازی به ایران خودداری کند، و درعوض امتیازهای مالی جدیدی از آمریکا دریافت کند.
به طور کلی می توان گفت که در روابط ایران و روسیه، هر دو کشور بنا به منافع و مقتضیات خود سعی در بهبود و گسترش روابط داشته اند. ایران سعی کرد با نشان دادن حسن نیت از سویی نیازهای اقتصادی و نظامی خود را از طریق روسیه تامین کند، و از جهت دیگر از نظر سیاسی از روسیه به عنوان سوپاپ اطمینانی در مقابل تلاش های آمریکا برای انزوای ایران استفاده کند. روسیه نیز در روابط خود با ایران ملاحظات اقتصادی را در نظر داشته و نیز تلاش کرده است که از ایران به عنوان یک ابزار برای امتیاز گرفتن از غرب و آمریکا و تامین منافع خود در آسیای مرکزی و قفقاز و خلیج فارس استفاده نماید. روسیه تلاش می كند که حداکثر نفوذ خود را در ایران تامین نماید، و در همان حال حداقل زیان و آسیب را دراین زمینه از آمریکا پذیرا شود.(24)
روابط اخیر ایران و روسیه تحت تاثیر سه دسته از عوامل قرار دارد:
الف ـ علاقمندی های امنیتی مشترك؛
ب ـ انگیزه های تجاری و منافع سیاسی دوجانبه؛
ج ـ و تضاد بالقوه منافع؛
اولین دسته از این عوامل در ماهیت استراتژیك است و متمایل به تغییر با جابجای ها در واقعیت های استراتژیك می باشد. دسته دوم یك رابطه مبنی بر تشریك مساعی را تسهیل می كند، یك افزایش قابل ملاحظه در پیوندهای تجاری دوجانبه می تواند به یك مشاركت پردوام و باثبات تر كمك كند. اما انتظار می رود كه دسته سوم این عوامل همكاری ایران ـ روسیه را دچار دردسر نماید.
روسیه و ایران در تلاشی مشترك سعی كرده اند تا نفوذ ایالات متحده و متحدین آن(تركیه و اسراییل) را در آسیای مركزی و قفقاز محدود كرده و افراط گرایی دینی طالبان در افغانستان را مهاركنند. همكاری ایران با روسیه و ارمنستان توسط ایران و روسیه به صورت واكنشی استراتژیك در قبال تلاش های ایالات متحده در توسعه نفوذ در منطقه از طریق مناسبات نزدیك آمریكا با تركیه، گرجستان، آذربایجان و ازبكستان، دیده می شود. این همسویی قطب بندی شده نیروها همچنین بخشی از سیاست خط لوله است، كه محور شمال ـ جنوب را به جنگ دالان شرق ـ غرب می اندازد. همكاری ایران ـ روسیه همچنین به عنوان یك تضمین امنیتی دوجانبه به كارگرفته می شود كه هم پشتیبانی ایران از آشفتگی های اسلام گرایانه در روسیه (شامل چچن و داغستان) را دفع كرده و هم روسیه را از معامله با واشنگتن به هزینه ایران دلسرد می كند.
هر دو كشور به منافع سیاسی و اقتصادی این همكاری نیز می نگرند. فروش اسلحه و راكتور هسته ای به ایران به تاسیسات نظامی ـ صنعتی روسیه كه دچار كمبود نقدینگی است كمك می كند، در حالی كه ایران فن آوری مدرن لازم را كه از منابع دیگری نمی تواند تهیه كند به دست می آورد. علاوه بر آن، همكاری روسیه با ایران، به جاه طلبی مسكو كمك می كند تا نقش عمده تری در خاورمیانه بازی كند، و در عوض دوستی تهران با مسكو راه را برای توسعه پیوندهای تجاری ، سیاسی و فرهنگی ایران با آسیای مركزی هموار می كند.
ایران پس از فروپاشی اتحادشوروی تلاش زیادی در سطح بین المللی به عمل آورد تا در كشورهای تازه به استقلال رسیده آسیای مركزی به موفقیت های سیاسی و اقتصادی دست یابد. اما پس از یك رضامندی اولیه، تهران منطقه را پر از مسایل امنیتی قابل توجه دید كه برای همكاری فرهنگی و اقتصادی جاذبه چندانی نداشت. بنابراین، ایران ناتوان از پركردن خلاء توسط خود، حضور روسیه را به عنوان یك توازن در محیطی بحران زا تایید كرده و با مسكو در این راه همكاری نمود. این همكاری راه را برای پایان بخشیدن به جنگ داخلی پنج ساله در تاجیكستان در ۱۹۹۷ از طریق صلح بین حكومت مورد حمایت مسكو، و اپوزیسیون (مخالف) متحد تاجیك كه تحت نفوذ ایران و رهبری اسلامی بود هموار كرد. ایران تلاش زیادی در گسترش روابط با حكومت مورد حمایت مسكو در تاجیكستان به عمل آورده كه همكاری همه جانبه تاجیكستان از آن جمله اند.(25)
اما ایران و روسیه در مورد مسایل مربوط به وضعیت حقوقی دریای خزر، بخش منابع انرژی آن و مسیرهای خطوط لوله موجود یكسان مواجه نمی شوند، این امر می تواند مانع روابط بلند مدت آنها گردد. نابرابری پراهمیت این دوكشور از نظر درگیری در حوزه ژئوپلتیك نیز سرچشمه قابل توجه تضاد منافع دو همكار یاد شده می باشد. روسیه یك قدرت عمده با تعهدات بین المللی وسیع تری است در حالی كه ایران یك قدرت منطقه ای می باشد. روسیه به مسایل منطقه ای از درون ذره بین اهداف فرامنطقه ای و جهانی خود نگاه می كند، و ایران چشم انداز جهانی خود را از داخل منافع منطقه ای عبور می دهد. این تضاد میزان همكاری را محدود می كند.
ریشه یابی علت مطرح شدن قضیه هسته ای ایران
در مورد این كه چرا موضوع هسته ای ایران به معضل سیاسی تبدیل شده است، علت آن به این موضوع بر می گردد كه اگر ایران جزء اركستر آمریكا باشد هیچ گونه مانعی بر سر راه فعالیت های هسته ای اش نخواهد داشت و می تواند همه این تأسیسات را داشته باشد، چون خلاف منویات آمریكا عمل نمی كند، اما اگر قرار باشد جزء اركستر نباشد داشتن ذره ای از این امكانات نیز برایش ممنوع است.
اما علت این كه ایران از دو سال پیش در دایره توجه بین المللی قرار گرفت، این است كه آمریكا در راستای استراتژی قرن 21 خود، سه كشور عراق، ایران و كره شمالی را به عنوان محورهای شرارت اعلام كرد تا از این طریق، تكلیف اش را با آنها یك سره روشن كند. هنگامی كه عراق را شكست دادند و وارد خاك آن شدند، شش - هفت روز پس از آن پرونده ایران را در آژانس به جریان انداختند و آژانس را وادار كردند تا روی قضیه هسته ای ایران زوم كند، چون آنها می دانستند ایران در چه مرحله ای است.
آمریكایی ها برای ایران چهار پرونده تشكیل دادند: هسته ای؛ حقوق بشر؛ تروریسم و خاورمیانه. آنها پرونده دیگری نیز تشكیل دادند و آن، براندازی حكومت ایران است، به همین منظور طرح را به سنا برده و قانون تصویب كردند.
آمریكا اسفند ماه 1381 پرونده ایران را - با توجه به اطلاعاتی كه داشتند - در آژانس مطرح كرده، و گفتند كه باید بررسی شود. اما دنیا در آن زمان به آمریكا خیلی راه نمی داد، چون در مورد قضیه اشغال عراق ناراحت بودند. تا این كه شش - هفت ماهی طول كشید تا این نگاه تغییر كرد و به ایران اولتیماتوم دادند، قطعنامه صادر كردند و در نتیجه این مسائل، قضیه بیانیه تهران و موافقت نامه پاریس و... اتفاق افتاد.
اروپا، آمریكا، اسرائیل و بقیه كشورها مانند اعراب نمی توانستند هیچ گونه ایرادی به ایران بگیرند، چون حرف ایران حقوقی بوده و براساس همان اصول جلو رفته است، بنابراین در مقابل NPT حرفی برای گفتن نداشتند. NPTبه ما اجازه می دهد به انرژی هسته ای دست پیدا کنیم، منوط بر این كه به سمت سلاح هسته ای نرویم و نیز فعالیت ها زیر نظر آژانس باشد.(26) شرط NPTفقط همین است لذا دیگر فعالیت های هسته ای، قانونی و مجاز است.
براساس NPT جهت دستیابی به انرژی هسته ای مجاز بودیم، برای این كه همه چیز را به آژانس اطلاع دادیم و آژانس نیز تأیید كرده كه ایران به سمت سلاح هسته ای نرفته است، اما آمریكا می گوید: درست است كه ایران به سمت سلاح هسته ای نرفته، اما اگر بخواهد طی چند ماه می تواند به آن سمت برود و ما نیز نگران این مسئله هستیم. آژانس نیز در پاسخ می گوید: وظیفه ما این است كه مواظب باشیم ایران فقط به سمت سلاح هسته ای نرود.
همکاری های هسته ای روسیه و ایران
روسیه تنها كشوری است كه در دهه 1990 در زمینه هسته ای آشكارا با ایران همكاری كرده و به خاطر تلاش های خود در این دهه پایانی مورد انتقاد شدید ایالات متحده قرار گرفت.
یکی از مهمترین مسایل در روابط ایران و روسیه درسال های اخیر، مساله تکمیل نیروگاه هسته ای بوشهر توسط متخصصین و تکنولوژی روسها بوده است. پس از دیدار ویکتور میخاییلوف(27) وزیر انرژی اتمی روسیه از ایران برنامه اتمام نیروگاه هسته ای بوشهر از سوی روسیه مطرح شد. انعقاد قرارداد همکاری هسته ای روسیه با ایران در آغاز سال 1995 و تعهد به تکمیل نیروگاه هسته ای بوشهر در شرایطی صورت گرفت که آمریکا و اسرائیل در مورد خطر تبدیل ایران به یک قدرت هسته ای تبلیغات گسترده ای به راه انداخته بودند. هرچند این همکاری در زمینه بهره گیری صلح آمیز از انرژی هسته ای بود، ولی به عامل مهمی در روابط فدراسیون روسیه با آمریکا و اسرائیل تبدیل شده بود.
آمریکا از سال 1995 که این قرارداد بسته شده، همواره برای لغو آن کوشیده است. اما فروش رآکتور هسته ای آب سبک به ایران ازسوی روسیه و مخالفت های آمریکا با این امر به یکی از جلوه های استدلال عمل در سیاست خارجی روسیه تبدیل شد. دولت روسیه قبل از آن در برابر فشار آمریکا از فروش موتور موشک به هند منصرف شده بود، ولی درمورد ایران با استناد به دلایل سیاسی و اقتصادی و اشاره به پای بندی ایران به قوانین سازمان بین المللی انرژی هسته ای و پیوستن آن به پیمان عدم گسترش سلاح های هسته ای تصمیم قاطع خود را بر اجرای آن گرفت. این تصمیم روسیه دو دلیل عمده داشته است: اول ملاحظه های اقتصادی روسیه مطرح بود. دوم، عدم وجود یک رابطه خوب میان ایران و آمریکا منجر به این شد که روس ها با اتخاذ یک سیاست ماهرانه هم از ایران و هم از آمریکا امتیازهای مهمی بگیرند. روسیه با اطلاع از نوع رابطه آمریکا و ایران سعی کرد تا روابط خود را با ایران بهبود بخشد و خود را به عنوان مهمترین شریک اقتصادی ایران مطرح کنند. سیاست هسته ای روسیه در قبال ایران سیاستی است که تنها با تاخیر در به پایان رساندن پروژه نیروگاه بوشهر و عمل نکردن به تعهداتش و سوءاستفاده از روابط ایران و آمریکا قابل تحقق است. روسیه سعی کرده است که در این زمینه از آمریکا هم امتیازاتی بگیرد، چنانکه در سال 1995قراردادی میان ال گور و چرنومردین، معاون رئیس جمهوری آمریکا و نخست وزیر روسیه، امضا شد که طی آن روسیه پذیرفت در قبال برداشتن محدودیت صادرات برخی از تولیدات مربوط به تکنولوژی های پیشرفته به روسیه از سوی آمریکا، این کشور هم از تحویل سلاح های جدید به ایران خودداری کند.(28)
روسیه و بحران هسته ای ایران
روسیه همواره خود را همتای تاریخی و ثابت ایران می داند. در اوت 1992 ایران و روسیه موافقتنامه ای را جهت ساختن نیروگاه هسته ای در ایران و استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای به امضا رساندند. این مذاكرات در 8 ژانویه1995به نتیجه رسید و دو كشور قراردادی را جهت تكمیل ساخت نیروگاه هسته ای بوشهر به امضا رساندند. انگیزه روسیه در پروژه بوشهر تعقیب منافع ژئوپلیتیكی روسیه در منطقه بوده است. برآورد می شد كه روسیه حداقل میان 800 میلیون تا 1میلیارد دلار درآمد از پروژه بوشهر كسب می كند (اما در عمل به نظر می رسد که روسیه با اتخاذ سیاست تاخیر در پایان رساندن نیروگاه بوشهر توانسته است حدود 2 میلیارد دلار درآمد از این پروژه کسب کند. )(29) وزارت انرژی اتمی روسیه در ژانویه 1995پروتكلی خودسرانه را که بر آمادگی روسیه جهت هدایت مذاكرات مربوط به قرارداد ساخت نیروگاه سانتریفیوژغنی سازی اورانیوم تاكید داشت توسط میخائیلوف در تهران و بدون اطلاع دولت روسیه به امضا رساند. این پروتكل هم تعهدات روسیه تحت گروه ارائه كننده تجهیزات هسته ای و هم قوانین كنترل صادرات كشور را نقض می كرد لذا مطیع شدن وزارت خارجه و دیگرسازمان های دولتی منتفی شد.
بین سال های 1996 و 1998 تحت رهبری وزیر خارجه وقت روسیه یعنی پریماكف، اجماعی در مورد بكارگیری استراتژی مناسب در قبال ایران بتدریج پدیدار شد كه بر دو فهم اساسی مبتنی بود:
1. اهمیت اصول منع گسترش
2. همكاری شدید ژئوپلتیكی و اقتصادی با ایران.
اما در پایان دهه 1990 اهداف و برنامه های هسته ای ایران بویژه همكاری هسته ای بین ایران، كره شمالی و پاكستان بدبینی هایی را در مسكو ایجاد كرد. در سال 1999سرپرست هیات مدیره به بخش منع گسترش در سرویس اطلاعات خارجی روسیه آشكارا هشدار داد كه سرویس های اطلاعاتی در این سه كشور به طور پنهانی به دستیابی به فناوری محرمانه بویژه منابع نظامی پرداخته اند و آنرا به سرعت بین خود تقسیم كرده اند. این تناقض های متعدد بر تردید مسكو می افزود. وقتی پوتین در سال 2000رئیس جمهور شد سیاست خارجی روسیه را متمركز ساخت و هرج و مرج بوجود آمده در زمان یلتسین را كاهش داد، كرملین كاملا متقاعد شده بود كه ایران به عنوان یك بازیگر مهم منطقه ای در حال ظهور است و نباید نسبت به آن معیارهای دوگانه ای اتخاذ گردد. در واقع، پوتین همكاری های هسته ای را به عنوان بخش مهمی از روابط استراتژیك وسیع تر با تهران در نظر می گرفت. در حالی كه آمریکا اعلام کردکه برنامه هسته ای ایران با پادمان های پیمان عدم تكثیر هسته ای در تضاد می باشد، سرگی ایوانف وزیر خارجه روسیه بارها اعلام و اصراركرد كه برنامه هسته ای ایرانیان به طور كامل با نرم های بین المللی و اصول آژانس بین المللی انرژی اتمی همسو می باشد و كاملا صلح آمیز است.
سوال اینجاست كه رفتار روس ها را چه طور می توان در این قضیه تشریح كرد؟ حفظ تجارت هسته ای با ایران، پوتین را قادر می سازد تا موافقت ضمنی ایران را برای عدم مداخله در قضیه چچن بدست اورد و همچنین كمك كند كه تهدید دیگر گروه های اسلامی به منافع روسیه در چچن كاهش پیدا كند. بدست آوردن رضایت ایران برای روسیه از این جهت نیز مهم است كه ایران در مجاورت مرزهای جنوبی روسیه است كه این مرزها برای روسیه مشكل ساز بوده اند. روسیه در مقابل از ایران در برابر فشارهای غربی ها حمایت می كند. روسیه تمایل ندارد مجازات هایی كه از جانب واشنگتن بر علیه ایران وضع می شود را بپذیرد.
اما وقتی اطلاعات مربوط به ساخت تاسیسات سانتریفیوژدر نطنز و دیگر تاسیسات مربوط به چرخ سوخت هسته ای ایران فاش شد روسیه از این امر نگران شد زیرا فكر می كرد كه ایران به روسیه اعتماد خاصی دارد و روسیه را از تمام فعالیت های هسته ای خود مطلع خواهد كرد، لذا بین سالهای 2003-2002 در روسیه تصمیمی داخلی گرفته شد كه اتمام پروژه نیروگاه هسته ای بوشهر به بهانه های فنی تسریع نشود.(30) ایران نیز در مقابل با كارت اروپایی ها بازی كرد و اظهار كرد كه همواره می توان شركای جدید پیدا كرد. بعد از این حوادث، روسیه علتی برای استمرار دفاع خود از حق هسته ای ایران نیافت لذا در ژوئن 2003 وقتی گروه 8 در اویان(31) بیانیه مشتركی صادر كردند كه پیام شدیداللحن و صریحی برای ایران به همراه داشت و از ایران می خواست كه پروتكل الحاقی را امضا كند، روسیه نیز این سند را امضا كرد. در نشست 2004 گروه 8 در سی آیلند(32) جورجیای روسیه بیانیه دیگری را صادر كرد كه هدف از آن پایان بخشیدن به همكاری در زمینه چرخه سوخت با كشورهایی اعلام شد كه قرارداد منع گسترش هسته ای و تعهدات پادمانی آژانس بین المللی انرژی اتمی را نقض می كنند.(33) ایران متوجه تغییر موضع آشكار مسكو شد. روسیه كه پیش از این به ایران تعهد داده بود در ازای موافقت ایران با طرح غنی سازی در آن كشور، مخالفت خود را با هرگونه گزارش ایران به شورای امنیت اعلام كند، در نشست 10 بهمن 1384در لندن و موافقت با بیانیه این نشست در خصوص گزارش پرونده ایران به شورای امنیت، عملا شرط ایران را برآورده نكرد. (34)
علی رغم نگرانی های مسكو در مورد برنامه های هسته ای ایران به نظر می رسد كه كرملین با انتخاب گزینه استراتژیك سعی در افزایش روابط اقتصادی، سیاسی و نظامی با ایران دارد. در اكتبر 2004 یكی از مسئولان ارشد وزارت امور خارجه روسیه كه وظیفه بكارگیری سیاست ها در قبال ایران را بر عهده دارد، عنوان كرد كه ایران تنها كشور خاورمیانه است كه در حال افزایش توان اقتصادی، نظامی، علمی و فنی خود است.
گرچه مسكو نگرانی هایی در مورد برنامه های هسته ای ایران دارد، اما نمی تواند منافع تجاری خود در بازار ایران را نادیده بگیرد لذا به همكاری های خویش با ایران ادامه می دهد. ایران بعد از چین و هند سومین بازار صادرات تسلیحات متعارف روسیه است.
آژانس انرژی هسته ای فدرال روسیه، روس اتم(35)، از تصمیم نوامبر 2004 شورای حكام آژانس جهت كاهش فشار بر تهران حمایت كرد زیرا این امر موانع موجود بر سر راه همكاری ایران با كشورهای غربی و روسیه در زمینه فناوری پیشرفته هسته ای را بر می داشت.(36) از سویی دیگر عجیب نیست که روسیه به قطعنامه هایی که بر علیه ایران صادر می شود رای مثبت و یا ممتنع می دهد چون برای روسیه منافع ملی این کشور مهمتر از هر چیز دیگری است. روسیه به دنبال منافع ملی خویش است نه به دنبال حمایت از ایران.
مسكو از بین المللی كردن موضوع هسته ای ایران حمایت می كند زیرا حق ایران را جهت دستیابی به برنامه صلح آمیز هسته ای به رسمیت می شناسد، مانع تكمیل نیروگاه اتمی بوشهر توسط روس ها یا دستیابی ایران به راكتور تحقیقاتی هسته ای آب سبك نمی شود، تهیه سوخت نیروگاه های هسته ای ایران طبق قیمت بازار و همچنین دستیابی به دیگر فناوری های هسته ای را تضمین می كند، از پذیرش ایران در سازمان تجارت جهانی حمایت می كند، زمینه همكاری های گسترده اقتصادی با ایران را فراهم می آورد و نگرانی های امنیتی ایران را مد نظر قرار می دهد. هدف اصلی روسیه در قضیه هسته ای و حمایت از ایران در این زمینه این است که نمی خواهد بازار پر سود و منفعت ایران را که جای خالی آمریکا نیز در آن وجود دارد از دست بدهد.
نتیجه گیری:
علی رغم محدودیت ها و اختلافاتی که در روابط روسیه و ایران وجود دارد اما این روابط برای هر دو کشور سودمند می باشد. از دیدگاه روسیه ایران می تواند یک مشتری تسلیحاتی عالی و بازار ایران می تواند برای رآکتور هسته ای روسیه سودمند باشد. در ضمن یک ایران مستقل و قوی می تواند مانع از هژمونی و تسلط آمریکا بر منطقه خلیج فارس - که مسکو منافع حیاتی در آن دارد - شود. از دیدگاه ایران، روسیه می تواند منبع امنی برای خرید تسلیحات توسط ایران باشد و همچنین می تواند یک متحد دیپلماتیک برای ایران در مقابل آمریکا باشد که تلاش می کند ایران را منزوی سازد.
روسیه و ایران باید به همكاری استراتژیك خود در آینده ای قابل پیش بینی ادامه دهند. این همكاری نه تنها به اهداف سیاست خارجی هر دو كشور كمك می كند، بلكه امنیت داخلی آنها را هم بهبود بخشیده و موجب افزایش ثبات منطقه خواهد شد. این رابطه كه برای روسیه و ایران اهمیت دارد، احتمالا در اثر تهدید تحریم های واشنگتن آسیبی نخواهد دید. هر دو كشور اطمینان حاصل خواهند كرد كه اختلافات آنان بر تداوم همگرایی منطقه ای آنها اثری نخواهد گذاشت. ایران به طور آشكار نسبت به جنگ سوال برانگیز روسیه در چچن سكوت اختیار كرده است. به هرحال، این همكاری ممكن است تغییرات عمده سیاسی و استراتژیك در منطقه و آن سوی منطقه برجای نگذارد. عوامل زیادی می توانند به این تغییر كمك كنند، از جمله سیاست های داخلی، تغییرات ژئوپلتیكی منطقه ای، رابطه ایران و روسیه با ایالات متحده و مسایل اقتصادی. سیاست داخلی به طور آشكار بر توسعه همكاری گسترده تر روسیه با ایران تاثیرگذاشته است. حامیان یك سیاست خارجی قدرتمند كه اخیرا بر سیاست روسیه تسلط دارند بر پیوندهای نزدیك تر با ایران، هند و چین تكیه می كنند تا بدین وسیله با نفوذ ایالات متحده مقابله كرده و یك نظم جهانی چندقطبی ایجاد كنند. این دیدگاه زمانی كه یك هیات پارلمانی روسیه به رهبری پریماكف از ایران در آوریل ۲۰۰۱ دیدن كرد مورد تاكید قرارگرفت(37) پیام مشابهی در حین دیدار هیاتی از دوما در فوریه از ایران كه در راس آن ولادیمیر ژیرینوفسكی ملی گرای معروف بود شنیده شد.
علی رغم نگرانی هایی که مسکو از برنامه هسته ای ایران دارد، کرملین علاقمند است که ارتباط سیاسی – اقتصادی و نظامی خود با تهران را افزایش دهد. در اکتبر 2004 یک مقام ارشد وزارت خارجه روسیه که مسئول اجرای سیاست خارجی این کشور در قبال ایران بود عنوان کرد که: " ایران در خاورمیانه تنها کشوری است که به لحاظ علمی، اقتصادی، تکنولوژیکی و نظامی در حال پیشرفت است. 81 درصد جمعیت ایران باسواد هستند و 11 درصد منابع نفتی و 18 درصد منابع گازی جهان در اختیار ایران می باشد و ایران حلقه ارتباطی اروپا و آسیا به یکدیگر بوده که هم به دریا و هم خشکی وصل می باشد و از موقعیت ژئوپلتیکی خوبی برخوردار می باشد و در حال تبدیل شدن به قدرت برتر خاورمیانه است. لذا مشارکت با ایران یکی از وظایف اصلی سیاست خارجی روسیه می باشد."(38) روسیه تمایل دارد که همکاری هسته ای خود با ایران را ادامه بدهد اما تمایل ندارد به آن شتاب بخشد. پوتین در دیدار مارس 2001 خویش با خاتمی گفت که: "تمایل داریم همکاری هسته ای با ایران را ادامه دهیم. "(39) در ژوئن 2004، پوتین گفت که " اگر ایران مقررات بین المللی را رعایت نکند و شفاف سازی نکند ما از همکاری با ایران در زمینه پروژه بوشهر و انرژی هسته ای صرفنظر خواهیم کرد. تاکنون این اتفاق نیفتاده است و ایران الزامات IAEA را رعایت کرده است لذا به همکاری های هسته ای با ایران ادامه می دهیم. "(40)
ایران مشاركت با روسیه را راهی برای رهایی از انزوای تحمیلی ایالات متحده و تنوع بخشیدن به گزینه های اقتصادی در خارج از منطقه می بیند. روسیه به نوبه خود، نگرانی های واشنگتن در مورد مخالفت ایران با صلح در خاورمیانه و پشتیبانی از تروریسم را ندارد و نه این كه بر ترس آمریكا- اسراییل درباره توسعه فعالیت ایران در زمینه جنگ افزارهای كشتار جمعی صحه می گذارد.
اما در مورد پروند هسته ای باید عنوان کرد که روسیه در قضیه پرونده هسته ای ایران به دنبال منافع ملی خویش هست و این گونه نیست که تحت هر شرایطی از ایران حمایت کند بلکه اساسا به دنبال منافع ملی خویش می باشد. نکته مهم اینجاست که روسیه تحت هیچ شرایطی یک ایران هسته ای را نمی پذیرد و مخالف این هست که ایران تبدیل به یک قدرت هسته ای در کنار مرزهای این کشور شود.(41) بنابراین اگر روسیه اندکی نسبت به تمایلات صلح آمیز هسته ای ایران تردید داشته باشد در همکاری خویش با ایران در این زمینه تجدید نظر خواهد کرد. چون روسیه تحت هیچ شرایطی نمی پذیرد که در کنار مرزهایش یک قدرت هسته ای وجود داشته باشد. جنبه دیگر قضیه هسته ای ایران برای روسیه این است که روسیه تلاش دارد تا از طریق این پرونده بار دیگر خود را به عنوان یک بازیگر مهم بین المللی معرفی کند و نقش فعال و سازنده ای در نظام بین الملل ایفا کند.
در واقع پرونده هسته ای ایران برای روسیه موضوع مهمی است که از طریق آن سعی می کند تا هم از غرب و هم از ایران امتیازات مهمی بگیرد. البته باید به این نکته بسیار مهم نیز اشاره کرد که سیاست روسیه در قبال پرونده هسته ای ایران باعث ایجاد فرصت بیشتر برای ایران در جهت حل بهتر و تصمیمی گیری موثرتر در قبال این قضیه شده است. چون در عرصه دیپلماتیک تصمیم سازی سیاسی در مواقع بحرانی بسیار امر مهمی می باشد. روس ها با سیاست خود در این پرونده به ایران فرصت بیشتری دادند تا تصمیم بهتری بگیرد و از تصمیم گیری عجولانه در این زمینه خودداری کند.
پی نوشت:
1. الهه کولايي ، فدراسيون روسيه ( مجموعه کتابهاي سبز ) ، انتشارات وزارت امور خارجه ، ، ص 288
2. همان
3. الهه کولايي ، پيشين ، ص 292
4. همان ، ص 293
5. J. F. Kennedy
6. همان ، ص 294
7. الهه کولايي ، اتحاد جماهير شوروي و انقلاب اسلامي ايران ، مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، 1379 ، ص 160
8. واشنگتن پست، سوم اكتبر ۲۰۰۱، صفحه ۲۸ آ ـ «ايران و روسيه به توافق در مورد فروش تسليحات متعارف می رسند» ـ نوشته شارون لافرانير، به نقل از جلالی ، علی احمد ، همکاری های همه جانبه ایران و روسیه در :
www.did.ir
9. Robert O Freedman, Russian-Iranian Relations in the 1990s , Middle East Journal, Volume 4, No. 2- June 2000
10. Ibid.
11. Robert O. Freedman, Russia and Iran : A Tactical Alliance , SATS Review, Summer- Fall , 1997,p.
12. Pavel Felgengauer, “Russian society is arriving at a consensus on the question of national interests,” translated in CDPSP, vol. 47, no. 21 (June 21, 1995), p. 3.
13. مهدی صفری ، ساختار و تحولات سیاسی در فدراسیون روسیه و روابط با جمهوری اسلامی ایران، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، 1384،ص135
14. واشنگتن پست، سوم اكتبر ۲۰۰۱، صفحه ۲۸ آ ـ «ايران و روسيه به توافق در مورد فروش تسليحات متعارف می رسند» ـ نوشته شارون لافرانير، به نقل از جلالی ، علی احمد ، همکاری های همه جانبه ایران و روسیه در :
www.did.ir
15. Robert O. Freedman, Russia and Iran : A Tactical Alliance , SATS Review, Summer- Fall , 1997,p.
16. آناتولي ايوانويچ گوشر ، همکاريهاي نظامي ، زمينه ساز روابط ايران و روسيه ، فصلنامه آسياي مرکزي و قفقاز ، شماره 12، زمستان 1374، ص 63
17. در دهه گذشته روسيه تحت قراردادهای مختلف ۱۲ فروند سوخو- ۲۴ و ۲۴ ميگ- ۲۹ دو سيستم موشك زمين به هوای اس ـ ۳۰۰ ارتفاع پست تا بالا، سه زيردريايی كيلوكلاس (نوع ۸۷۷ ای ـ كا ـ ام)، همراه با اژدرافكن ها و مين های دريايی پيشرفته، ۴۲۲ تانك تی ـ ۷۲ و ۴۱۳ بی ام پی ـ ۲، و موشك های زمين به هوای سام ـ ۵ وسام ـ ۶ تحويل داده است.
18. واشنگتن پست، سوم اكتبر ۲۰۰۱، صفحه ۲۸ آ ـ «ايران و روسيه به توافق در مورد فروش تسليحات متعارف می رسند» ـ نوشته شارون لافرانير، به نقل از جلالی ، علی احمد ، همکاری های همه جانبه ایران و روسیه در :
www.did.ir
19. Leszek Buzynski ," Russia and The West : Towards Renewed Geopolitical Rivalry ?" , Survival , Vol. 37 , No. 3 , 1995 , P. 120
21. مهدی صفری ، پیشین ، 123-122
21.Vinnikov Orlov , The Great Guessing Game : Russia and the Iranian Nuclear Issue , The Washington Quarterly, Spring 2005 , pp.49-66
22. Press Conference After the Negotiations Between President of Russia Vladimir
Putin and President of Iran Muhammad Khatami, Moscow, March 12, 2001, http://
www.president.kremlin.ru (accessed November 29, 2004)
23. محمد قلي ميناوند ، روسيه وخاورميانه جديد ، فصلنامه خاورميانه ، سال دوم ، شماره 3 ، پائيز 1374، ص 761
24. الهه کولايي ، علل و پيامدهاي توسعه روابط فدراسيون روسيه واسرائيل ، انتشارات دانشكده حقوق وعلوم سياسي دانشگاه تهران ، 1383 ، ص 104
25. خبرگزاری جمهوری اسلامی ايران (ايرنا)، تهران، 19/12/1379.
26. ماده 4 ان پی تی مي گويد كه :
1- هيچ يك از مواد اين پيمان به نحوي تفسير نخواهد گرديد كه به حقوق غير قابل انكار هر يك از اعضا اين پيمان به منظور توسعه تحقيقات، توليد و بهره برداري از انرژي هسته اي جهت اهداف صلح جويانه بدون هر نوع تبعيض و بر اساس مواد 1 و 2 اين پيمان، خللي وارد نمايد.
2- همه اعضا اين پيمان متعهد مي گردند كه تبادل هر چه وسيعتر تجهيزات، مواد، دانش و اطلاعات فني را جهت مصارف صلح جويانه انرژي هسته اي تسهيل نموده و حق شركت در اين مبادلات را دارند. اعضاء اين پيمان در صورت توانايي بايد انفرادي يا به اتفاق ساير اعضا يا سازمانهاي بين المللي در توسعه بيشتر استفاده از انرژي هسته اي براي اهداف صلح جويانه مخصوصا" در قلمرو اعضايي كه فاقد سلاح هسته اي مي باشند و با توجه به نيازهاي مناطق در حال توسعه جهان، مشاركت نمايند.
27. Viktor Mikhaiilov
28. الهه کولايي ، علل و پيامدهاي توسعه روابط فدراسيون روسيه واسرائيل ، پيشين ، ص 101
29.مصاحبه علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
30.Vinnikov Orlov , Ibid.
31. Evian
32. Sea Island
33. Vinnikov Orlov , Ibid.
34. http://www.inroozha.com/news/002273.php
35. Russia’s Federal Agency for Nuclear Energy (Rosatom)
36. Vinnikov Orlov , Ibid.
37. ايرنا، «رابطه ايران- روسيه»، تهران، 9/2/1380
38. Vinnikov Orlov, Ibid.
39. پاسخ پوتین به سوال ژورنالیستها پس از پایان اجلاس روسای گروه 8 در ژوئن 2004 . ر. ک . به :
Putin and Khatami press conference
40. http://www.ln.mid.ru/brp_4.nsf/0/a44bef4a5fb82940c3256ec9001c93ce?OpenDocument,January 30, 2005.
41. مصاحبه با دکتر بهرام امیر احمدیان ، خبرگزاری شهر ، 3/4/1386