در حال حاضر كه كار عراق به پايان رسيده است، تندروان يهودي آمريكا كه از آريل شارون، نخستوزير اسراييل حمايت ميكنند، بر دولت آمريكا فشار ميآورند تا دولت اسلامي ايران را منهدم كند.
در اين راستا موجي از اتهامات، دروغها تبليغات سياسي و شايعهافكني بسيار ـ شبيه به آنچه كه پيش از حمله آمريكا به عراق شاهد آن بوديم ـ اينك درباره ايران از سوي گروههاي وابسته به يهوديان و محافظهكاران جديد در واشنگتن به راه افتاده است.
همانند مسأله عراق، موضوع اصلي اين جريان نامشخص و مبهم است، اهداف اصلي اين جريان، ايجاد دموكراسي در خاورميانه و محافظت آمريكا از حملات تروريستي عنوان ميشود و البته گاهي امنيت اسراييل و نابودي هر چالش منطقهاي براي اين كشور عنوان ميشود. اين موارد بسيار شبيه مورد عراق است. محافظهكاران جديد، كساني كه اينك هدايت سياست خارجي آمريكا را بر عهده دارند و به اسراييل نزديك هستند، معتقدند كه امنيت و منافع اسراييل از منافع و امنيت آمريكا جداييناپذير است.
براي دريافت آنچه كه در واشنگتن در اين باره جريان دارد، كافي است كه به رسانههاي آمريكايي و شماري از حلقههاي فكري متمايل به راست توجه كنيم. هفتهنامه استاندارد يكي از ارگانهاي محافظهكاران جديد ايالت اورگون كه به وسيله ويليام كريستول هدايت ميشود، اينك همانند زمان جنگ با عراق، لحن خود را به شدت عليه ايران كرده است. در 12 مي، كريستول مينويسد: آزادي عراق اولين نبرد بزرگ براي آينده خاورميانه بود.
آنچه در عراق امروز اهميت دارد، ايجاد جامعهاي آزاد است و ما ميدانيم كه ايرانيان، خواهان اين نيستند. براي حاكمان ايران مشخص است كه موفقيت در عراق، حكم مرگ يا زندگي براي انقلاب ايران را دارد.
كريستول ادامه ميدهد، ما بايد به دوستانمان در عراق براي متوقف ساختن نقش ايران كمك كنيم و بايد با ملاحظه ضرورت همراهي افكار عمومي وارد نبرد با ايران شويم. جنگ با ايران نقطه اوج تلاش در جهت نابودي ترور و آينده خاورميانه است. اگر ايران به كشوري همراه غرب و مخالف ترور تبديل شود، تغييرات مثبتي در سوريه و عربستان نيز به سهولت صورت ميگيرد و در قضيه فلسطين و اسراييل، تغييراتي مهم رخ خواهد داد. خروج ايران از صحنه، اهميت اساسي در تحقق سياست خاورميانهاي آمريكا و اهداف رييسجمهوري بوش ـ در جهت ايجاد امنيت براي جهان ـ دارد.
من عبارت كريستول را براي اين درج كردم كه فضاي حاكم بر انديشه محافظهكاران جديد و ميزان فشاري كه بر رييسجمهوري آمريكا در جهت استفاده از قدرت براي تأمين منافع اسراييل صورت ميگيرد مشخص شود. همچنين در كنفرانسي كه در مركز سابان واشنگتن، 14 ماه مي برگزار شد، كريستول در سخنانش خاطرنشان كرد، حمله آمريكا به ايران، ميتواند پس از انتخابات نوامبر 2004 رياست جمهوري انجام شود.
عضو ديگر گروه محافظهكاران جديد، مايكل ليدن ـ كسي كه در دهه 1990 همواره خواهان حمله به عراق بود ـ نيز به تازگي خواهان حمله به ايران شده است. گروه تازه تأسيس مركز دموكراسي براي ايران كه از سوي شماري از انديشمندان آمريكايي تشكيل شده است، نيز خواهان تغيير رژيم در ايران شده است. همچنين در سخناني كه ايران به تازگي در 30 آوريل در مركز مطالعات امنيت ملي واشنگتن متعلق به يهوديان ابراز كرد آمده است، زمان براي تمركز بر ايران فرا رسيده است؛ جايي كه ما در تروريسم نوين است.
آنان تأكيد كردند، زمان فعاليت ديپلماسي به پايان رسيده است. اينك زمان ايران آزاد، سوريه آزاد و لبنان آزاد است. يك هفته پيش نيز در كنفرانس انستيتو امريكن اينترپرايز كه يكي ديگر از حلقههاي فكري محافظهكاران جديد است، ليدن، بار ديگر خواهان حمله آمريكا به ايران شد. در اين همايش همچنين يوري لوبراني، مشاور وزير دفاع اسراييل و طراح ايده كمربند امنيتي جنوب لبنان نيز خواهان تغيير رژيم ايران شد. حلقه محافظهكاران جديد به همراه لابي اسراييل، اينك با سلطنتطلبان ايراني نيز همراه شده و كميته ايرانيان، بزرگترين گروه سلطنتطلب ايراني در كاليفرنيا كه اميدوارند رضا پهلوي فرزند شاه سابق ايران به قدرت برسد. با اين ائتلاف همراه شدهاند. رضا پهلوي به تازگي در گفتوگو با روزنامه «11 سپتامبر» خاطرنشان كرده، سقوط رژيم كنوني ايران، تنها نتيجهاش، آزاد كردن يك ملت نيست بلكه ايجاد راحتي خيال جهان درباره تهديد اتمي و شبكه خطرناك تروريستي است.
اتهامات وارده به وسيله مقامات آمريكايي عليه ايران، اينك روند رو به افزايشي يافته و در تلويزيونها و مطبوعات آمريكا دوستان اسراييل و افراد با ايدئولوژي راست، عليه ايران به ايراد اتهامات ميپردازند. موارد اين اتهامات شامل:
مواردي از جمله توليد سلاحهاي هستهاي ايران است كه گفته ميشود به زودي ايران در مرحله آزمايش يك بمب اتم قرار ميگيرد، توسعه سلاحهاي بيولوژيكي و تلاش در به دست آوردن كمك خارجي براي توسعه سلاحهاي شيميايي، حمايت از گروههاي تروريستي شامل حمايت از حزبالله در لبنان و گروههاي شيعه در عراق و افغانستان است. همچنين بعد ديگر اتهامات، مربوط به حمله اخير به اتباع آمريكا در عربستان است كه گفته ميشود، توسط فرماندهان «القاعده» ـ كه در ايران پناه گرفتهاند ـ انجام شده است.
بر اساس خط تبليغي تلويزيونهاي آمريكا، فرماندهان «القاعده» در ايران از جمله سيف العدل كه به دليل دخالت در انفجار سفارتخانههاي آمريكا، در آفريقا تحت تعقيب است، در اين انفجارات دست داشتهاند. اين اتهامات كه شبيه اتهامات وارده به عراق پيش از آغاز جنگ است، با مدارك قطعي همراه نيست، همانگونه كه در مورد عراق نيز مدرك قطعي ارايه نشد.
در حلقه نئومحافظهكاران آمريكايي، عدهاي از كارشناسان بر ضرورت انجام حمله سريع به ايران تأكيد دارند. اين كارشناسان احتمال بروز حملات تروريستي، بيشتر متعاقب حملات عربستان و كازابلانكا را دليل استدلال خود ميدانند. همچنين آنان از سختي كنترل عراق در صورتي كه اوضاع در آنجا بحراني شود، سخن به ميان ميآورند و احتمال ميدهند كه ايران در اين ميان نقش مهمي را ايفا كند.
در مقابل اين گروه، ناكارشناسان ديگري براي اين شرايط راههاي ديگري را پيشنهاد ميكنند؛ از جمله حمله نظامي توسط آمريكا يا اسراييل و يا هر دو در صورت انجام آزمايش هستهاي به وسيله ايران يا حمايت بيشتر از «القاعده» و يا در صورتي كه «القاعده» به خاك آمريكا يا اسراييل آسيبي وارد آورد. اين كارشناسان همچنين معتقدند، اگر آمريكا بخواهد پيام روشن و مقتدرانهاي را به تهران برساند، ميتواند از نيروهاي ويژه خويش براي ضربه زدن به نيروهاي مورد حمايت ايران در عراق يا لبنان استفاده كند و يا آنان را با دردسرهاي گروههاي جداييطلب قومي در منطقه آذربايجان و بلوچستان سرگرم سازد.
در حال حاضر، انديشه سياسي دولتمردان آمريكا در مورد ايران، به دو دسته تقسيم شدهاند؛ يك گروه خواهان پيگيري انديشه رييسجمهوري آمريكا مبني بر تعلق ايران در محور شرارت هستند. آنان انديشه سياسي شيعه را يك خطر مهم براي آمريكا به ويژه در عراق ميدانند و خواهان برخورد با آن هستند اما، در مقابل دولتمردان ديگر معتقد به اهميت و خطر بيشتر بنيادگرايي سني كه در اسامه بن لادن تبلور يافته هستند. به نظر اين دسته آمريكا ميتواند، با شيعيان عراق به توافق رسيده و دولتي شيعه سازگار با دول سني منطقه خليج فارس را بسازد. اما آنچه در حال حضار اهميت اوليه را براي دولت آمريكا دارد، مسأله بازسازي عراق، نشان دادن موفقيت در اين زمينه است. پس از آغاز بازسازي عراق و حل بحران اعراب و اسراييل مطمئنا جهت نگاهها در واشنگتن به سوي ملاهاي تهران معطوف خواهد شد.