ما در دوسال اخير شاهد كش و قوس سياسي بين امريكا و اروپا پيرامون تحولات جهاني بوديم. يكي از نقاط اختلاف زا، طرح خاورميانه بزرگ است. انتقادات اروپاييها باعث ترميم و تعديل در طرح خاورميانه بزرگ شد. پيش نويس جديد تلاش دارد امريكا را از تنهايي در آورد و امريكا مدعي است كه با اروپا درباره ضررهاي فقدان آزادي و دموكراسي تفاهم دارد. مشكل در نحوه انجام و تحقق اصلاح است لذا با فشارهاي اروپايي ها طرح و عملكردهاي جديد، متعادلتر است و يكجانبه گرايي و صليبي مسلكي كاخ سفيد تا حدود زيادي زير سوال رفته است. با اين حال طرح خاورميانه بزرگ از ابهاماتي رنج مي برد. اين ابهامات بلافاصله در عرصه عمل تاثير خود را بر جاي مي گذارد و ليست مولفه هاي طرح را تحت تاثير قرار مي دهد. اروپاييها باعث ترميم و تقديس در طرح خاورميانه بزرگ شدند. پيش نويس جديد تلاش دارد امريكا را از تنهايي درآورد و امريكا مدعي است كه با اروپا درباره ضررهاي فقدان آزادي و دموكراسي تفاهم دارد. مشكل در نحوه انجام و تحقق اصلاح است لذا با فشارهاي اروپايي ها طرح و عملكرد هاي جديد، متعادل است و يكجانبه گرايي و صليبي مسلكي كاخ سفيد تا حدود زيادي زير سوال رفته است. با اين حال طرح خاورميانه بزرگ از ابهاماتي رنج مي برد. اين ابهامات بلافاصله در عرصه عمل تاثير خود را بر جاي مي گذارد و ليست مولفه هاي طرح را تحت تاثير قرار مي دهد. اروپاييها به دولت هاي خاورميانه حق مي دهند كه در مسايل اصلاحي دخيل بوده و مشاركت كنند. البته ابهام بزرگ اين است كه چه كسي بناست مشاركت كند؟ آيا دولتها هستند كه بناست از رفورم حمايت كنند يا جامعه مدني؟ دولتها كه اين كار را نخواهند كرد مگر در سطح محدودي. جامعه مدني هم كه اساسا وجود ندارد و يا ضعيف است. بويژه اروپاييها شك دارند كه دولتهاي عرب بتوانند پيرامون جنگ عليه تروريسم، ثبات قيمت نفت و برخي موضوعات هسته اي و كليدي ديگر كاري بكنند.تلاشهاي زيادي وجود دارد كه به يك اصلاح مبتني بر همكاري دولتها – جهت تقليل هزينه ها ---- و وحدت رويه نايل آيند و جايگاه ثانوي را هم به جامعه مدني و اعراب ليبرال قايل شوند اما موفقيت آميزنيست. فقط رژيمهاي معدود عربي وجود دارند كه حاضرند ريسك كنند و چالش ها و خطرات را به جان بخرند. ترسي كه شايع است ، اين است كه تغييرات در قدرت سياسي و اقتصادي خارج از حيطه قدرت و توان آنها، حكومت و سيطره آنها را تهديد نمايد.
مساله ديگر اينكه اگر طرح خاورميانه بزرگ، موجب تحريك در ميان اعراب جهت حركتهاي اصلاحي شود، معلوم نيست كشورهاي G-8 به پيشبرد اصلاحات متعهد و مقيد باشند و يا اصلاحاتي را حمايت كنند كه با خواسته رهبران خاورميانه سازگار باشد.بويژه اينكه خيلي از امريكاييها و اروپاييها مطمئتن نيستند كه اصلاحات به مصالح و منافع آنها بوده و همسوي با ارزشها و منافعشان باشد. آنها مي ترسند اتفاقا زمينه به قدرت رسيدن گرايشات ضد امريكايي را خود با دست خود فراهم آورند.
اگر هم بر فرض دولتها همكاري كنند، همان سياست سابق دنبال خواهد شد و تمايلات دولتها قطعا با تمايلات جامعه مدني ليبرال تعارض خواهد داشت. در تعارض بين گروههاي مختلف، امريكا و اروپا نمي توانند به تشخيص نهايي برسند. آنها نمي دانند كه بايد از چه گروهي حمايت كنند.
آنها نمي دانند كه بايد از چه گروهي حمايت كنند.
اگر هم جامعه مدني و دولتهابه همگرايي رسيده و از اين طرح دفاع كنند، معلوم نيست چقدر بسترهاي اجتماعي و فرهنگي آن آماده باشد. امريكا در عراق با وضعيت تراژيك مواجه شده است. مردم عليرغم تمام شيطنت هاي امريكا با حضوري مسئولانه به نظر مرجعيت ديني احترام گذاشته و عملا به امريكا نه گفتند.