نميدانم چرا، ولي ناخودآگاه بسياري از آنهايي كه ميخواهند هر سال محرم را متفاوت با سالهاي گذشته درك كنند، سعي خود را بر يافتن جوابهاي بدون سئوال از مكتب عاشورا متمركز ميكنند؛ بعضا به سراغ معاني و مفاهيم عميقي از كربلا ميرويم كه خود آنها مبناي ايجاد و بقاي عالم است، اما محصولي كه بدست ميآيد، نشاني از آن عمق معاني ندارد و اثر بيان آنها، فقط در حد شنيدن و عبور كردني شايد همراه با لذت است.
اينگونه نگاه به مكتب عاشورا ، انسان را با تفكر و تدبر همراه نميكند و بهرهاي نميآورد؛ چرا كه صرف بيان معاني براي مخاطب ، مثل اين است كه استخر ذهن او را به آب بسته باشيم؛ ممكن است تا مدتي شادابي ، طراوت و چشمنوازي منظره استخر بماند، اما پس از اندكي، آب مانده كِرم ميگذارد و منظره آن كسي را خوش نميآيد. در حاليكه اگر ذهن مخاطب را چون زميني ميكنديم و ميكاويديم تا همراه او به چشمهاي برسيم، جسم و روح او را تبديل به سرچشمهاي جوشان براي ديگر تشنگان كرده و زمينه آباداني محيط اطراف او را فراهم ميآورديم .
بهرهها از درختاني بدست ميآيد كه ريشههاي آن ، خاك را به جستجوي اصليترين نياز خود، آب، ميپيمايد. انسان نيز زماني ره مييابد و بهره ميدهد كه ذهن او بدنبال اصليترين نيازها و اضطرارهايش حركت كند و از موانع و بنبستها و جهالتها و حجابها عبور كرده و او را به سرچشمههاي حيات برساند.
اين حركت فكري و روحي كه اعمال و اعضاء آدمي را با خود همراه ميكند، با شناخت سئوالها و اضطرارهاي انساني بدست ميآيد؛ كسيكه ضرورت و اهميت قبول شدن در كنكور را با جسم و روحش لمس كرده و آينده خود را در گرو آن ميبيند ، به اضطراري رسيده كه حتي خوابهاي شبانه او را نيز فرا ميگيرد و تمام اعمال و امكانات خود را در جهت تامين آن بسيج ميكند.
سوالها ، ضرورتها و نيازهاي ما هستند كه ما را به حركت در ميآورند؛ چنانكه گرسنگي و تشنگي و ... . پس مقدمه بدست آوردن بهره ها ، همراه شدن با سؤالها و اضطرارهاست و همراه شدن با سوالها و اضطرارها ، هماهنگ شدن با نيازهاي جسمي و روحي و فردي و جمعي است و لازمة اينهمه، شناخت است ؛ آنهم شناختي كه سئوالي براي حركت به سوي هدف به همراه آورد، نه شناختي كه ذهن انسان را به پرخوري و امتلاء عادت دهد و او را از حركت باز دارد.
از آنجا كه به كمال رسيدن و رشد كردن انسان در عالم هستي ، از واجبات عيني براي تمامي افراد بشر با هر دين و آئيني است و از آنجا كه لااقل عقلا مقدمه امر واجب ، واجب است ، پرداختن به سؤالاتي كه از جنبه هاي مختلف و بعضا متفاوت موجود در ساحت حيات انسان نشات ميگيرد، خود امري واجب است.
ايامي نظير محرم و صفر يا رمضانالمبارك كه در هر لحظه اش پاسخ بسياري از سؤالها و نيازهاي بشر نهفته است، آب زلال و پاكي است كه همراه شدن با سؤالها و اضطرارها آن را به كام بشر ميريزد و بهترين راه بهرهبردن از اين ايام ، عميق شدن در سئوالات مختلفي است كه ما را در طول زندگي در اين عالم راه مي برد و رشد فرد و جامعه ما، كه نعمت شاگردي در مكتب عاشورا نصيبش شده است، در گرو يافتن سؤالات دقيقي از عالم و همراه شدن با آنها در مكتب حسين عليهالسلام است.
تماس با نویسنده:
ehsani@gmail.com